
سيزدهمين دور مذاكرات هستهاي ايران با غربيها در حالي روز گذشته بدون دستاوردي مشخص در ژنو پايان يافت كه مانند ادوار گذشته افكار عمومي همچنان در بياطلاعي نسبت به موضوعات مطرح شده در اين دور از مذاكرات بسر ميبرند، آن هم در شرايطي كه دو تيم ايراني و امريكايي با اضافه شدن چهرههايي جديد راهي ژنو شدند.
مذاكرات بعدي يك هفته بعد (11 بهمن) برگزار ميشود كه تا زمان دستيابي به «توافق سياسي»يا «توافق براي چارچوب سياسي» حدود يك ماه ديگر باقي است.
هر چند كه در اين دور از مذاكرات نيز به مانند دورههاي قبلي، بخش اعظمي از بحثها به گفتوگوهاي بين ديپلماتهاي ايراني و امريكايي در سطوح وزرا، معاونين و كارشناسان اختصاص يافت و يك نشست جامع بين ايران و گروه 5+1 با حضور معاونان و مديران سياسي برگزار شد اما فاقد خروجي مشخص و ملموسي بود در شرايطي كه برخي از كارشناسان داخلي در كنار روزنامههاي وابسته به يك طيف خاص حضور چهرههاي نو در اين دور را با خوشبيني خاصي تحليل ميكردند.
در اين ميان اظهارات طرف ايراني و امريكايي در مورد روند مذاكرات هم همسو به نظر ميرسد، مقامات وزارت خارجه كشورمان بيان ميكنند كه گفتوگوها براي دستيابي به تفاهمي سياسي «درباره چگونگي تداوم مذاكرات»در جريان است (جزئيات بيشتر)، در مقابل امريكاييها اين مذاكرات را تلاش براي دستيابي به توافقي تا «ضربالاجل 31مارس» دانستهاند، امري كه در صورت محقق نشدن آن، ادامه مذاكرات را بيفايده ميدانند.
اما نكته قابل توجه ديگر اين دور از مذاكرات خط و نشان كشيدن جان كري وزير خارجه ايالات متحده امريكا بود كه طرف ايراني را به ترك مذاكرات هستهاي تهديد كرده بود و محمدجواد ظريف در پايان اين دور از مذاكرات و در واكنش به اين سخنان بيان ميكند: ما در مذاكرات نشانهاي از اين اظهارات نديديم و البته واضح است كه هر طرفي كه احساس كند منافع، ديدگاه و اهدافش مورد توجه قرار نميگيرد، اين امكان وجود دارد كه از مذاكرات خارج شود. وزير امور خارجه كشورمان با بيان اينكه اگر طرف امريكايي بخواهد از ترفند فشار استفاده كند اثر منفي خواهد گذاشت، گفت: قصد ترك مذاكرات را نداريم.
رسانههاي غربي از توقف حداقل 10 ساله برنامه هستهاي كشورمان خبر ميدهند!ظريف همچنين درباره انتشار خبري در برخي رسانههاي غربي – كه در آن مطرح شده بود دو طرف در حال رسيدن به توافق سياسي و پس از آن توافق نهايي يا جامع هستند – درباره توافق در كليات در اين دوره نشست ژنو گفت: توافق جزئي و كلي نخواهيم داشت بلكه معتقديم بايد توافق همزمان پيش برود البته ما در يك لحظه نميتوانيم درباره همه موضوعات توافق كنيم، بنابراين لازم است كه موضوعات را تك تك جلو ببريم و الان هم داريم همين كار را انجام ميدهيم.
البته وزير امور خارجه كشورمان توضيحي درباره برخي ديگر از ادعاهاي رسانههاي غربي كه متوقف كردن برنامه هستهاي را بيش از 10 سال عنوان كردند، نداد. برخلاف رسانههاي داخلي كه مانند جامعه از جزئيات مذاكرات صورت گرفته اطلاعي نداشتند، برخي از رسانههاي غربي به نقل از منابع آگاه اطلاعات قابل تأملي را از روند مذاكرات اين دوره منتشر كردند كه در صورت پذيرش آن بايد نگران بود كه نكند توافقنامه ضعيف ديگري مانند «برنامه اقدام مشترك آذر 92 » به تصويب برسد كه در آن خواستههاي غربي به بهترين شكل محقق و بلعكس مطالبات طرف ايراني مغفول شده باشد.
به عنوان نمونه نيويورك تايمز سرانجام و پس از يك دوره فشرده گفتوگوها مينويسد: «طبق توافقي كه صورت گرفته است ايران حداقل 10 سال فعاليتهاي هستهاي خود را به نحوي كه مورد رضايت غرب است متوقف خواهد كرد و در ازاي آن به صورت تدريجي و تا پايان مدت مورد توافق، تحريمها كم كم برداشته خواهند شد.»
در نمونه ديگري دو روز پيش خبرگزاري آسوشيتدپرس در خبري كه صحت آن توسط هيچ مرجع رسمي تأييد نشده به توافقي احتمالي پرداخته كه ظاهراً ديپلماتهاي ايراني و امريكايي اكنون در حال شكل دادن به جزئيات آن هستند. در اين گزارش مدت زمان توافق احتمالي تا 15 سال و تعداد سانتريفيوژهايي كه ايران ميتواند در چرخه غنيسازي نگه دارد تا 6500 عدد قلمداد شده است. لغو تحريمها نيز بهصورت تدريجي خواهد بود.
البته آسوشيتدپرس از وضعيت تحريمها و پيشنهاد طرف امريكايي براي رفع تحريمها خبر نداده اما روزنامه صهيونيستيهاآرتص هم در كنار اين رسانهها مدعي شده كه تنها بخشي از تحريمها كه مرتبط با موضوع عدماشاعه يا تحريمهاي درونسرزميني امريكا نبوده و صرفاً به موضوع هستهاي مرتبط است، نه به صورت يكباره بلكه به صورت تدريجي و پس از اعلام رضايت طرف مقابل از عمل به تعهدات طرف ايراني طي ۱۵ سال كاهش مييابد كه البته اين تحريمها شامل تحريم بانك و فروش نفت نخواهد بود.
نگراني جامعه بايد پاسخ داده شودهر چند كه تبديل به يك رويه شده كه ديپلماتها در پايان هر دور مذاكره تلاش كنند چشمانداز مثبتي را از آينده مذاكرات نشان دهند اما نميتوان از ادعاهاي قابل بحث رسانههاي غربي هم به اين سادگي عبور كرد و نگرانيهاي جامعه را بيپاسخ گذاشت، بايد پذيرفت كه جامعه نگران است كه توافقي همانند ژنو3 در دستور كار قرار نگيرد كه طرفهاي غربي از يك سو به دامنه تحريمها همت گماشته و آنها را افزايش دهند و از سوي ديگر اوضاع اقتصادي مردم كشور هم تغيير محسوسي نداشته باشد. بايد تأكيد كرد كه اين حق مردم ايران است كه خواهان يك توافق شفاف و گويا باشند كه در آن امتيازات مشابه، هموزن و همساني تبادل شده باشد و اينطور نباشد كه مقامات غربي هر طور كه خواستند آن را تفسير كرده و به صورت گزينشي با مفاد آن برخورد كنند.
نكته قابل بحث ديگر اين است كه هنوز مشخص نيست ماهيت و محتواي «تفاهم سياسي» كه قرار است تا اواخر ماه مارس به دست آيد دقيقاً چيست و چرا جامعه يكدفعه و پس از رسيدن به آن بايد از ماهيت آن مطلع شود. نكته مبهم ديگري كه بايد گفت آن است كه غربيها تلاش دارند با فريز كردن 10 ساله يا حتي طولاني مدتتر فعاليتهاي هستهاي ايران در ازاي تحريمهايي كه ظالمانه و بر مبناي يك دروغ بر گرده ملت ايران تحميل شدهاند به دور از منطق و قوانين انساني عمل كنند. حال مشخص نيست كه قبول اين مدت زمان از طرف ايراني در ازاي كدام امتياز بزرگ قرار است مورد لحاظ قرار گيرد.
نگراني ديگر اينكه آنچه از آن به عنوان توافق بر سر كليات در مذاكرات هستهاي ياد ميشود، در واقع تعهدات ريز و دقيقي است كه ايران ملزم به پذيرش آنها خواهد بود و در مقابل، تعهدات طرف مقابل درباره تحريمها به صورت كلي در نظر گرفته شده و بررسي آن به توافق بر سر جزئيات يعني مرحله دوم توافقات موكول شده است. اين در حالي است كه براي بحث بر سر اين موضوعات بلندپايهترين تيم مذاكرهكننده مشتمل بر دو عضو كابينه و دستيار ويژه رئيسجمهور به ژنو اعزام شدهاند تا اين پيام به غرب ابلاغ شود كه دولت به صورت جدي به دنبال شكلگيري يك توافق است.
توافق يك مرحلهاي؛ هوشمندانهترين مسيرهر چند كه ديپلماتهاي كشورمان بايد تغيير رويه داده و جامعه را به ميزاني قابل قبولي از فرآيند و جزئيات مذاكرات آگاه سازند اما موضوع اساسي اين است كه نبايد فراموش كرد كه رهبري اخيراً چه مطالباتي را درباره توافق يكمرحلهاي مطرح نمودهاند. ايشان پس از مذاكرات مونيخ، در جمع فرماندهان ارتش، لزوم تكمرحلهاي بودن توافق با غرب و لغو يكباره همه تحريمها را از شروط تحقق يك توافق مورد قبول ايران براي حفظ منافع ملي عنوان كرده و فرمودند: «اين حرفي هم كه حالا انسان ميشنود كه ميگويند كه «در يك برههاي درباره اصول كلي توافق كنيم، بعد درباره جزئيات»، اين را هم بنده نميپسندم؛ اين را من نميپسندم. با تجربهاي كه از رفتارهاي طرف مقابل داريم، احساس ميكنم كه اين وسيلهاي خواهد شد براي بهانهگيريهاي پيدرپي بر سر جزئيات. اگر توافق ميكنند، جزئيات و كليات و همه را در يكجلسه واحد تمام بكنند، امضا كنند. اينكه كليات را جداگانه توافق كنند و بعد بر اساس آن كليات - كه يكچيزهاي مبهمي است، تفسيرپذير است، تحليلپذير است - بروند سراغ جزئيات، نه، اين منطقي نيست.
همه آنچه هم قرارداد بسته ميشود بين مسئولان ما و بين طرف مقابل، بايد روشن، واضح، غير قابل تفسير و تأويل باشد. اينجور نباشد كه طرف مقابل - كه با دبّهكردن و چكوچانه زدن، كار خود را پيش ميبرد - بتواند باز سر قضاياي گوناگون، بهانهگيري كند، دبّه در بياورد، كارها را مشكل بكند؛ نه، همه اينها براي اين است كه سلاح و حربه تحريم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند اين كار را بكنند خوب است. البته بايد به معناي واقعي كلمه تحريم از دست دشمن خارج بشود، تحريم برداشته بشود؛ توافقِ به اين صورت[بشود]؛ والا اگرچنانچه در اين زمينه به توفيق نرسيدند، ملّت ايران و مسئولان و دولت محترم و ديگران، راههاي فراواني دارند و يقيناً بايد آن راهها را طي كنند براي اينكه بتوانند حربه تحريم را بياثر كنند و كند كنند.»
به هر روي انتظار عمومي اين است كه فرزندان انقلاب اسلامي كه امروز در لباس ديپلمات با طرف غربي در حال مذاكره هستند با دقت نظر و حساسيت بيشتري رو به انجام مذاكرات و نهايتاً تدوين و نگارش توافقنامه جامع آورده تا هم منافع جمهوري اسلامي ايران در آن لحاظ شود و هم روند توسعه و پيشرفت هستهاي متوقف نشود.