دفاع مقدس
گفت‌وگوی «جوان» با جانباز محمد فصیحی پیرامون خاطرات انقلاب، جنگ و برادر شهیدش
حکومت نظامی بود. تعدادی از مهمان‌های عروسی ما را به کلانتری میدان ارگ برده بودند. ما رفتیم و توضیح دادیم که اینها مهمان‌های عروسی ما هستند. شب آنها را نگه داشتند و صبح آزادشان کردند
نگاهی به بیمارستان‌های زیرزمینی جنگ 
در اولین ماه‌های دفاع مقدس هشت‌ساله مردم ایران، بیمارستان‌های صحرایی در مناطق عملیاتی وجود نداشتند؛ بنابراین بیشتر مجروحان به شهادت می‌رسیدند، اما از سال دوم جنگ اوضاع تغییر کرد و بیمارستان‌های صحرایی به فراخور هر منطقه‌ای تأسیس شدند
 گفت‌وگوی «جوان» با اکرم اعلمی همسر معلم شهید علیرضا قدمی و خواهر ۲ شهید دفاع مقدس 
همسرم در جریان عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷ به شهادت رسید. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مدام اشک می‌ریخت. با حسرت می‌گفت «شاگردان، دوستان و هم‌رزمانم یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند، اما من که ۱۸ سال آرزوی شهادت را در دل داشتم، حالا جنگ تمام شده و هنوز این توفیق نصیبم نشده است» 
یادکردی از برادران شهید مظفر که ۶ مرداد ۱۳۶۷ آسمانی شدند
پنجم مردادماه، سالروز انجام عملیات مرصاد به عنوان آخرین عملیات ایران در دفاع مقدس هشت‌ساله است
گفت‌وگوی «جوان» با همسر سردار شهید محمد مهدی کازرونی، از فرماندهان لشکر ثارالله در حاشیه مراسم تشییع امام شهید در قم
با خودم می‌گفتم خدایا مگر من چقدر ظرفیت دارم که این غم بزرگ را تحمل کنم؟! حس می‌کردم که خودم هم دارم تمام می‌شوم، مثل شمع که می‌سوزد و تمام می‌شود. فشار سنگینی به قفسه سینه‌ام وارد می‌شد. با آه و ناله و گریه کمی تخلیه می‌شدم. هیچ چیز آرامم نمی‌کرد. فقط یاد آیه‌ای می‌افتادم که وقتی شایعه کردند پیامبر از دنیا رفته، گفتند خدای پیامبر زنده است. من هم با خودم تکرار می‌کردم خدای خامنه‌ای زنده است، خدا ما را بدون امام نمی‌گذارد 
خاطره‌ای از زیارت عتبات توسط آزادگان در دوران اسارت 
پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، جنگ همچنان برای اسرای ایرانی ادامه داشت؛ آزادگانی که حداقل دو سال پس از پایان دفاع مقدس هشت‌ساله آزاد شدند
مرور خاطرات مجید نوروزی، جانباز دوران دفاع مقدس
تلخ‌ترین تصویر در ذهن او، روزی است که خمپاره میان نیرو‌ها فرود آمد. جوانی خوش‌سیما و مؤدب که از خانواده‌ای مرفه آمده بود و هیچ شباهتی به تصور رایج از رزمنده‌ها نداشت، بر اثر اصابت ترکش به شدت مجروح شد. او تنها چند متر با نوروزی فاصله داشت. خون، آرام‌آرام در شیار کوه جاری شد و با آب برف درهم آمیخت
خاطراتی از حضور رهبر شهید در جبهه‌های دفاع مقدس، امامی که بار‌ها در معرض شهادت بود
یکی از شورانگیزترین پیام‌های باقی‌مانده از رهبر شهید انقلاب در طول هشت سال دفاع مقدس، پیام ایشان در دوم مردادماه ۱۳۶۷ به ائمه جمعه سراسر کشور است که از آنها می‌خواهند برای حضور حداکثری در جبهه‌ها تلاش کنند. امام شهید در بخش انتهایی این پیام تصریح می‌کنند که خود نیز برای حفظ جبهه‌ها در آن شرایط حساس، عازم مناطق عملیاتی می‌شوند
خاطراتی از غواص شهید محسن بدیحی به روایت برادرش جانباز مهدی بدیحی 
در میان خاطرات کودکی، یک تصویر بیش از همه در ذهن مهدی مانده است. محسن یازده سال بیشتر نداشت. گرمای آبادان طاقت‌فرسا بود و او روزه گرفته بود. برادرانش برای اینکه روزه را بشکند، به زور کمی آب در دهانش ریختند. اما محسن با اطمینان گفت: «من که آب نخوردم. شما به زور ریختید. روزه‌ام باطل نشده است.» همان روحیه‌ای که بعد‌ها او را به میان میدان‌های مین و آتش کشاند، در کودکی نیز دیده می‌شد
گفت‌وگوی «جوان» با برادر و خواهر طلبه شهید «سیدعلی‌اصغر حسینی‌زیارتی» از شهدای دفاع مقدس
سیدعلی‌اصغر از اوان کودکی روحیه مذهبی و عرق ملی داشت. در جبهه بیشتر فعالیت‌های تبلیغی داشت. از سال ۶۱ تا ۶۲ که در جهاد سازندگی خدمت می‌کرد به جبهه می‌رفت. در عملیات فجر و رمضان حضور داشت. وقتی به جبهه می‌رفت به خاطر خضوع و خشوعی که داشت به مادر نمی‌گفت تا ناراحت نشود
بعدی 1 2 3 4 5