شهدای ترور
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهیده پاسدار سیده سمیه بکائی از شهدای جنگ رمضان 
پیکر سمیه‌سادات دو روز بعد از شهادتش در قطعه ۴۲بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در مراسم، بسیاری از دوستان و نیروهایش حضور داشتند. آنهایی که صبح همان روز در جلسه بودند و فقط چند دقیقه پیش از انفجار به سفارش خواهرم، ساختمان را ترک کرده بودند، حال و روز بسیار سختی داشتند؛ در سالن دعای ندبه دور پیکرش جمع شدند و سر روی شانه‌های هم گذاشته و گریه می‌کردند. صحنه بسیار تلخی بود، آنها در یک روز داغ ۱۳ نفر از همکارانشان را دیدند
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید میثم فتح‌قریب از شهدای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه 
شهید «میثم فتح‌قریب» از اساتید پهپاد شاهد ۱۳۶ و از نیرو‌های هوافضای سپاه بود که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده شهید مرتضی فکری از شهدای جنگ تحمیلی رمضان با دشمن امریکایی- صهیونیستی
مرتضی حوالی ساعت ۱۱:۳۰ ظهر به محل کارش می‌رسد و بعد از نماز ظهر، همراه دوستانش زیارت عاشورا می‌خوانند. می‌گفتند ساعت ۲:۳۰ عصر که محل کارش را می‌زنند، دست‌های مرتضی روی کیبورد رایانه‌اش بود؛ موقع انجام وظیفه شهید شده بود 
حضرت آقا برای ما فقط یک رهبر نبود؛ او «پدر» بود. همان پدری که وقتی به دیدارش می‌رفتیم، انگار با هر کلامش، بخشی از داغ سنگین فراق‌مان را تسکین می‌داد
گفت‌وگوی «جوان» با پدر شهید «سیدامیرحسین کرباسی» از شهدای فراجا که در تهاجم دشمن امریکایی- صهیونیستی به شهادت رسید
فرزند شهیدم چند ویژگی داشت که هیچ‌گاه آنها را ترک نمی‌کرد. یکی خواندن نماز اول وقت، دوم کمک به نیازمندان، انجام صله رحم و زیارت اهل قبور، مخصوصاً شهدا بود. آخرین باری که به مرخصی آمد، به دیدن پدربزرگ و دایی‌هایش رفت و بعد هم به زیارت اهل قبور رفت. این آخرین دیدارمان بود
گفت‌وگوی «جوان» با همسر سردار شهید علی هاشمی، معاون هماهنگ‌کننده سپاه صاحب‌الزمان (عج) اصفهان
ما آخرین عکس‌مان را در تجمعات شبانه که با هم گرفتیم. دخترم این عکس را از ما گرفت. آن شب حاجی از معدود دفعاتی بود که بعد از شروع جنگ آمد به ما سر بزند. موقع تجمعات رسید و مراسم را با هم بودیم. این عکس از ایشان به یادگار ماند
 یادکردی از سرداران محمود و جواد باقری از فرماندهان شهید هوافضای سپاه در دو جنگ تحمیلی اخیر 
به تازگی تصویری از برادران شهید محمود و جواد باقری در فضای مجازی منتشر شده است که این دو سردار را در یک دسته عزاداری ماه محرم در یکی از محلات جنوبی تهران نشان می‌دهد.
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید مجید میرمحمدی، از شهدای جنگ تحمیلی رمضان 
همسرم عاشق وطن بود؛ عشقی که تنها در سخن نمی‌ماند و در عمل معنا پیدا می‌کرد. در روز‌های جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان، تمام آن روز‌های پرآتش و پراضطراب را همسرم در تهران ماند؛ در حالی که من و پسرمان را برای امنیت بیشتر به شهرستان فرستاد. خودش، اما ترجیح داد در تهران بماند؛ گویی دلش آرام نمی‌گرفت مگر آنکه در دل خطر باشد.
گفت‌وگوی «جوان» با فرزند شهید رضا حق‌شناس از شهدای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی رمضان
من ۱۶ سال سایه پدر بر سرم بود. اما ایشان در همین زمان کم هر چیزی که بلد بود به من و خواهرم یاد داد. بابا به من نماز خواندن و عشق به اهل بیت (ع) را آموخت. به من یاد داد که تفکر بسیجی داشته باشم و با مسجد و هیئت انس بگیرم. ایشان یک رزمنده مکتبی بود و ولایتمداری را به ما آموخت 
گفت‌وگوی «جوان» با مادر شهید جنگ رمضان، امیرمحمد نظری که در ایست بازرسی منطقه خاوران به شهادت رسید
وقتی خبر شهادتش در ایست بازرسی را به ما دادند، دلم آتش گرفت، اما با همان حال رو به دوستانش کردم و گفتم: «برای چی اینجا نشستید؟! چرا ناراحتید؟ بلند شوید و بروید محل خدمت‌تان، شما باید راه امیر را ادامه بدهید. امیر شهید شده، اما راهش که ادامه دارد. شما نباید اینجا بمانید و فقط گریه کنید.» بعد‌ها به ما گفتند: «ما مانده بودیم چه‌طور خبر شهادت امیر را به شما بدهیم.» این خواست امیر بود که ما را به مسجد کشاند تا خودمان خبر شهادت را متوجه شویم
بعدی 1 2 3 4 5