شهدای جنایات صهیونیست
گفت‌وگوی «جوان» با همسر پاسدار شهید احمدرضا دانشی کهنی از شهدای جنگ تحمیلی رمضان
احمدرضا خیلی دوست داشت پیکرش مفقود بماند، اما من همیشه با گریه می‌گفتم با داغ شهادتت کنار می‌آیم، اما تاب چشم‌انتظاری و بی‌نشانی را ندارم؛ وقتی خبر شهادتش را به ما دادند، ابتدای کار اعلام شد به علت شدت ضربه شناسایی دشوار است، اما لطف خدا شامل حالم شد و در معراج پیکر مطهرش را سالم دیدم
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید پاسدار رضا ظفرمند از شهدای جنگ تحمیلی رمضان
شهید دو فرزند دارد. پسر اول «محمدکریم» و پسر دوم «علیرضا» نام دارد که در اردیبهشت ۱۴۰۵ بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد. این دو فرزند، منبع قوت قلب من و مادر شهید هستند. همسرم خیلی دوست داشت فرزند دومش را ببیند، اما قسمت نبود و قبل از تولدش شهید شد
گفت‌و‌گو با امیرسالار خفیه و علیرضا احمدی، ۲ جانباز و همرزم شهید امیرمحمد نظری از شهدای جنگ رمضان
علیرضا احمدی: همیشه بچه آرام و ساکتی بود. عشق فوتبال داشت. امیرمحمد پا طلا بود. اگر زمین یا جایی را که در آن فوتبال بازی می‌کردیم، خراب می‌کردند، خیلی ناراحت می‌شد. در حیاط فوتبال بازی می‌کردیم و عکس‌های آن روز‌ها را هنوز در گوشی‌هایمان نگه داشته‌ایم. بچه پاکاری بود. انصافاً کمک می‌کرد. در برنامه‌ها، اولین نفر می‌آمد و آخرین نفر می‌رفت
همسر شهید ناصر قاسمی از شهدای جنگ رمضان در گفت‌و‌گو با «جوان»:
چند روز قبل از شهادتش که در کنار خانواده بود، حال و هوای خاصی داشت. انگار می‌دانست که چند روزی بیشتر میهمان ما نخواهد بود؛ بنابراین محبتش به ما دوچندان شده بود. یادم است با وجود علاقه‌ای که به دو پسرمان داشت می‌گفت می‌ترسم عشق به آنها مرا از وظیفه اصلی‌ام باز بدارد
گفت‌وگوی «جوان» با همسر سرتیپ دوم شهید علی زرفش که در جنگ تحمیلی رمضان به شهادت رسید
ثمره زندگی من و علی‌آقا یک فرزند به نام محمدجواد است که حالا چهار سال دارد. ما او را از امام‌رضا (ع) هدیه گرفتیم. یادم است هر بار که به مشهد می‌رفتیم، ایوان‌های صحن انقلاب نماز می‌خواندیم و از امام‌رضا (ع) می‌خواستیم فرزندی به ما عطا کند که نام او را محمدجواد بگذاریم. بعد از به دنیا آمدن فرزندمان، گویی در‌های رحمت الهی به روی ما باز شد. همسرم همیشه می‌گفت، دوست دارم پسرم هم مثل من، راه خدمت را ادامه دهد یا مثل من پلیس شود
روایاتی از شهادت بسیجی ایثارگر «محمد حسین بیات» در واقعه بمباران زیباشهر شیراز و صبر و استقامت پدر و مادر شهید
در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه بسیاری از اماکن غیرنظامی ازسوی دشمن امریکایی- صهیونیستی بمباران شد. یکی از این اماکن، شهرک زیباشهر شیراز بود که چند دقیقه بعد از افطار روز ۱۴ اسفند مورد اصابت دو موشک دشمن قرار گرفت و ۲۰ نفر شهید شدند
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده سرهنگ دوم شهید داوود براتی که در جنگ رمضان به شهادت رسید
نام زیبای «آتنا» برای دختر اولمان انتخاب شد. آتنا از همان ابتدا عزیز دل پدرش بود. پدرش همیشه می‌گفت، خیلی دختر دوست دارد و تولد دختر‌ها یکی از آرزو‌های آقا داوود بود که الحمدلله برآورده شد. سال ۱۳۹۹، آرمیتا به دنیا آمد. نام او را از روی یک اتفاق زیبا انتخاب کردیم. سالی که شهید رضایی‌نژاد به شهادت رسید نام دخترش آرمیتا بود. وقتی تصویر آنها را در تلویزیون دیدم با خودم گفتم: «چقدر این اسم قشنگ است! من هم دوست دارم نام دخترم را آرمیتا بگذارم» و به این ترتیب، نام دختر دوم‌مان را به یاد آن شهید عزیز آرمیتا گذاشتیم
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید محمد نسیمی از شهدای ایست و بازرسی جنگ تحمیلی رمضان
شهید به جای یک جوان بسیجی ۲۴ ساله در شیفت ایست و بازرسی می‌ایستند و این جوان بسیجی با آقای نسیمی تماس می‌گیرند که من دو ساعت کار دارم اگر شما بتوانید تا حدود ساعت ۱۲ ظهر جای من بایستید، می‌توانم خودم را برسانم. همسرم می‌رود و در حمله به ایست و بازرسی شهید می‌شود
گفت‌و‌گوی «جوان» با خانواده شهید امیر حسین سرمدی، سرهنگ دوم پلیس راهور نجف آباد از شهدای جنگ تحمیلی رمضان 
اگرچه رفتنش برای ما بسیار ناگهانی و تکان‌دهنده بود، اما با خود می‌گویم شاید امام حسین (ع) او را طلب کرد تا در جوار خود باشد. او با همان عشق به امام و اهل‌بیت راهش را پیدا کرد و به مقصد رسید
گفت‌وگوی «جوان» با پدر پاسدار شهید میثم جهانگردیان از شهدای جنگ تحمیلی ۴۰روزه
برای میثم، دفاع از وطن فقط یک شعار نبود. باور داشت اگر روزی خطری این سرزمین را تهدید کند، باید آنقدر پای ایران ایستاد که حتی اگر لازم باشد، جانمان را فدای یک وجب از خاکش کنیم. خدمت به مردم و عشق به وطن برای میثم یک وظیفه اداری و سازمانی نبود؛ میراثی بود که از پدر گرفته بود
بعدی 1 2 3 4 5