شهدای ترور
گفت‌وگوی «جوان» با پدر و همسر شهید سیدجلال توسلمند از شهدای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی رمضان
پدر شهید: سیدجلال در طول عمر ۴۳ ساله‌اش حتی یک‌بار با من و مادرش تندی نکرد. هر وقت از اصفهان برمی‌گشت، اولین کارش این بود که به من و مادرش سر می‌زد و، چون یک جوان باسواد و مؤمن بود، بیشتر در صحبت‌های‌مان با هم در خصوص مسائل مختلف بحث و تبادل نظر می‌کردیم
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده فرمانده گمنام جبهه مقاومت سردار سرتیپ پاسدار شهید سیدیزدان میر (حاج اصغر باقری)  و دخترش شهیده دکتر فاطمه‌سادات میر از شهدای جنگ رمضان
او بی‌ادعا، گمنام و ساده بود. بسیار متواضعانه رفتار می‌کرد. کسی از موقعیت و مسئولیت او اطلاعی نداشت و گاه که رسانه‌های ضد انقلاب درباره او صحبت می‌کردند، بعضی از آشنایان با من تماس می‌گرفتند و می‌گفتند درباره عمو چنین چیز‌هایی شنیده‌ایم و نگران شده‌ایم! من هم می‌گفتم: «نه، مسئله خاصی نیست. رسانه‌های معاند موضوعی پیدا نمی‌کنند، می‌خواهند برای خودشان خوراک تبلیغاتی درست کنند، پس شما نگران نباشید»
گفت وگوی «جوان» با فرزند شهید علی بیات که همراه یکی از پسرانش در بمباران دشمن امریکایی-صهیونیستی به شهادت رسیدند 
برادرم به عنوان یک نیروی فراجا سال‌ها در مناطق مرزی خدمت کرد و به گشت‌زنی در آن مناطق پرداخت. او سال‌ها به دنبال شهادت در سرحدات کشورمان بود. از سوی دیگر حسن دست‌پرورده پدری، چون شهید علی بیات بود که بار‌ها به عنوان یک رزمنده به جبهه‌های دفاع مقدس رفته بود
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید استوار دوم ناو دنا علی صفرپور‌
پیکر پاکش ۲۴ اسفند سال ۱۴۰۴ از سریلانکا به کشور بازگشت. در روز‌های ۲۶ و ۲۷ اسفند، تشییع باشکوهی در تهران و حرم شاهچراغ در شیراز برگزار شد و ۲۸ اسفند وارد شهرستان فسا شد. پس از تشییع در امامزاده حسن فسا، برای خاکسپاری به روستای زادگاهش روستای کوشک قاضی منتقل و به خاک سپرده شد
مروری بر زندگی شهیدان رقیه بازگیر و فاطمه میرنصیری از شهدای جنگ رمضان در گفت‌وگوی «جوان» با یکی از اقوام‌شان
خواهر شهیدم رقیه بازگیر چند روز پیش از شهادتش می‌گفت یک فراخوان دادم تا کارکنان شبکه بهداشت و علوم پزشکی هر کاری از دست‌شان برمی‌آید برای کمک به جبهه خودی انجام بدهند. از کمک‌های اولیه بگیر تا موارد دیگر، سعی کرده بود از ظرفیت موجود در بین همکارانش استفاده کند. خیلی دغدغه کشورمان را در شرایط جنگی داشت
گفت‌وگوی «جوان» با مادر شهید جنگ تحمیلی ۱۲ روزه امریکایی‑صهیونیستی، محمدعلی حسینی‌دوست، در اولین سالروز شهادتش
محمدعلی از همان کلاس اول دبستان، بسیار منظم و دقیق بود. وقتی برای نوشتن مشق تشویقش می‌کردیم، همیشه با خطی زیبا بالای صفحه می‌نوشت «بسم الله الرحمن الرحیم» و چند گل معنا‌دار دور صفحه می‌کشید. دفترهایش آنقدر تمیز و نقاشی‌هایش زیبا بود که ما سال‌ها آنها را به یادگار نگه داشتیم. معلمانش نیز همواره از نظم و دقت او تمجید می‌کردند
گفت‌وگوی «جوان» با بازمانده‌ای که ۴ عضو خانواده‌اش را در بمباران دشمن امریکایی- صهیونی از دست داده است
بعد‌ها همسرم تعریف می‌کرد که وقتی از ماشین پیاده شدی و به سمت ویرانه‌های خانه پدرت می‌رفتی، مسیر باقی‌مانده را تکبیر می‌گفتی و با شعار «مرگ بر امریکا» به سمت خانه‌تان می‌رفتی... نزدیک که شدم دیدم چیزی از آن خانه بزرگ باقی نمانده است. هنوز مشغول آواربرداری بودند، اما شدت انفجار طوری بود که همه مطمئن بودند کسی زنده نمانده است
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده سرگرد شهید محمد روزبهانی از شهدای نیروی پدافند هوایی ارتش
دختر شهید می‌گوید: جالب است که علاقه پدرم به پرواز، اتفاقی نبود. او همیشه از دوران کودکی‌اش تعریف می‌کرد؛ از زمانی که کتاب‌های پروازی می‌خواند و با عشق کاردستی‌هایی همچون هواپیما درست می‌کرد. وقتی سال‌ها بعد وارد ارتش شد و با پهپاد‌ها کار کرد، می‌دیدیم که آن کاردستی‌های بچگی‌اش چقدر با مدل‌سازی‌های پیچیده و حرفه‌ای الانش شباهت دارد 
یادکردی از ۳ فرمانده اطلاعاتی سپاه در اولین سالگرد شهادت شان در ۲۵ خرداد سال گذشته 
۲۵ خرداد سال گذشته و در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، چند نفر از فرماندهان اطلاعاتی سپاه در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند
گذری بر مجاهدت‌های سردار شهید حاج بهرام حسینی مطلق، فرزند برومند کردستان از شهدای جنگ تحمیلی رمضان در همکلامی با همرزمانش 
در همان ایام گاهی نیرو‌های سپاه را که به مأموریت می‌رفتند یا در شهر مانور می‌دادند، می‌دیدم. از ماندگارترین صحنه‌ها، جوان رعنا و رشیدی بود که پشت ماشین آهوی سپاه، خدمه تیربار کالیبر ۵۰ بود. ابهت او و نحوه ایستادنش پشت تیربار برایم به یادماندنی است. بهرام گیچلو که دوست برادرم هم بود را از همان روز‌ها که اتفاقاً می‌شناسم، با وقار، مؤدب، محکم و مهربان. شاید یکی از بهانه‌هایی که به سمت بسیج و سپاه میل پیدا کردم، ابهت او و سایر نیرو‌های سپاه بود