شهدای ترور
گفت‌وگوی «جوان» با همسر پاسدار شهید سردار محمد سرلک از شهدای جنگ تحمیلی سوم
شهید به جهت آنکه مسئول ترفیعات سپاه بودند، همه او را در سپاه می‌شناختند و فرد شناخته شده‌ای در کل کشور بود، اما هیچ منیتی نداشت و دوست داشت گمنام کار کند. نحوه شهادتش در ایست و بازرسی به عنوان یک بسیجی ساده مؤید همین مطلب است. به رغم شغل پاسداری‌اش، همیشه یک بسیجی بود و بسیجی‌وار شهید شد
مروری به نحوه عروج سرداران شهید محمدحسن صدری و جواد باقری که برای شهادت لحظه‌شماری می‌کردند
حاج حسن موقعی که به داخل مزار برادرزاده شهیدش محمدامین می‌رود، خودش او را تلقین می‌دهد و در گوش شهید حرف‌هایی می‌زند. یک عکاس در لحظه حضور حاج حسن در داخل مزار از او و دیگران تصویربرداری می‌کند. در این زمان تنها ۱۲ ساعت به شهادت حاج حسن باقی مانده بود
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید فراجا حسن اسکندری که در جنگ تحمیلی رمضان به شهادت رسید
در دلم با حسن آقا حرف زدم و گفتم: «حسن، اگر واقعاً آن پیکر توست، چرا نشانی برایم نفرستادی؟ چرا انگشترت نبود که مطمئن شوم؟!» شب گذشت و صبح روز بعد، گوشی‌ام زنگ خورد. از بهشت‌زهرای تهران تماس گرفتند و گفتند: «خانم، بیایید انگشتر همسرتان را تحویل بگیرید.»
گفت‌وگوی «جوان» با همسر سردار شهید محمدحسن صدری از شهدای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی ۱۲روزه
سردار شهید محمدحسن صدری به عنوان پدر موشکی اصفهان یاد می‌شود. یکی از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که به رغم تمامی خدمات شایانش برای تأمین امنیت کشور، کمتر کسی با نام و تصویر او آشنا است
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهیده ملیحه قرهی که در جنگ تحمیلی رمضان در حوزه ۱۰۴ رضوان به شهادت رسید
امروز بیش از هر چیز، دلتنگ آغوش خواهرم هستم، دلتنگ بغل کردنش، گرفتن دستانش و آن گرما و آرامشی که همیشه در وجودش بود. دیدن جای خالی‌اش برای همه ما سنگین است، اما برای پدرم این داغ سنگین‌تر. او به شدت از نبود خواهرم غمگین است
گفت‌وگوی «جوان» با همسر پاسدار شهید مهدی سهرابی از شهدای هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر بسیجی شهید سیدقاسم یاسینی از شهدای ترور 
سیدقاسم، چون بچه با محبتی بود، حواسش به دو خواهر بزرگ‌تر از خودش بود. در هر کاری که می‌توانست به ما کمک می‌کرد. شهید با روحیه فداکاری و مهربانی که داشت، پیگیر احوال همه در هر کجا بود و همین حسن اخلاقش یکی از ویژگی‌های شاخص سیدقاسم محسوب می‌شد
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید ستوان‌یکم منصور مهدی از شهدای نیروی پدافند هوایی ارتش در جنگ رمضان 
شب قبل از شهادت، فرمانده‌شان به دیدن ایشان آمده و با توجه به خطرات پیش‌رو، به ایشان هشدار داده بود که وضعیت خطرناک است و ممکن است در این جبهه شهید شوند، اما ایشان با همان آرامش همیشگی از کانکس بیرون آمده و گفته بود «ما که فقط یک جان داریم، چه بهتر که آن را هم در این راه فدا کنیم» 
گفت‌وگوی «جوان» با پدر و همسر شهید علی عابدی، از پاسداران شهید جنگ با امریکا و رژیم صهیونیستی 
او که در عصر روز ۱۶ اسفندماه و تنها چند ساعت قبل از شهادت، به همسرش از فضیلت جهاد با امریکا و رژیم صهیونیستی گفته بود، صبح روز ۱۷ اسفند برای آخرین بار راهی محل کارش می‌شود و ساعتی بعد در بمباران سپاه اصفهان به شهادت می‌رسد. احمد عابدی، پدر شهید و زینب رنجبر، همسر شهید در گفت‌و‌گو با ما راوی برگ‌هایی از زندگی این شهید جنگ تحمیلی رمضان شده‌اند. 
گفت‌وگوی «جوان» با خانواده شهید پاسدار علی حیدرزاده از شهدای جنگ تحمیلی رمضان
همیشه دلم به حال مادر شهدا می‌سوخت. با خودم می‌گفتم: «بچه‌شان رفته در این راه... و حالا خودم مادر شهید شده‌ام، این روز‌ها وقتی بعضی چیز‌ها را می‌بینم، جگرم پاره‌پاره می‌شود. می‌دانم شاید برای آن شخص مسئله ساده‌ای باشد، اما پسر من برای امنیت رفت، برای امنیت کشورش، برای امنیت ناموس همین مردم
بعدی 1 2 3 4 5