شهدای ترور
گفت‌وگوی «جوان» با مادر پاسدار شهید حجت سعیدآبادی از شهدای نیروی دریایی سپاه در جنگ تحمیلی رمضان
شهید به هیچ عنوان اهل غیبت نبود، حتی اگر من تعریف کسی را می‌کردم، می‌گفت شاید راضی نباشد و پشت سرش از او حرف نزن. روی محرم و نامحرم بسیار حساس بود. خداراشکر هم من و هم خواهرش هر دو حجاب چادر داریم، اما اگر یک خانم با حجاب نامناسب را می‌دید، حتی سرش را بالا نمی‌آورد
گزارش «جوان» از دلگویه‌های خانواده شهدا در فراق رهبر شهید حضرت امام خامنه‌ای 
بمیرم برای آن لحظه‌ای که خبر شهادت‌تان آمد. آقا جان، باور می‌کنید؟ ما دوباره یتیم شدیم. انگار دوباره پیکر همسرم را برایم آوردند
گفت‌وگوی «جوان» با مادر و برادر شهید محمد‌مهدی یعقوبی‌زاده از شهدای جنگ ۱۲ روزه
خادم افتخاری امام رضا (ع) و امام‌حسین (ع) بود. از همان کودکی در هیئت بیت‌الاحزان تهران مشغول بود و از ۱۲ سالگی اپراتور و تنظیم صوت هیئت را تا آخر عمرش بر عهده گرفت. بعد از شهادت از رفقایش که تعریف می‌کردند، متوجه شدم بدون اینکه به ما بگوید در چند هیئت نیز مسئولیت داشته است
گفت وگوی «جوان» با زینب فکور فرد دختر شهیده راهپیمایی روز قدس ۱۴۰۴ مریم‌السادات رفیق که درخیابان انقلاب تهران به شهادت رسید
به‌نظرم یک بیداری در مردم اتفاق افتاده بود. شاید چند سال قبل چنین جمعیتی از مردم این‌طور در کنار هم نبودند، اما یک‌سری اتفاقات در این مدت رخ داد که نگاه خیلی‌ها را تغییر داد، انگار چشم شان باز شد و واقعیت‌ها را واضح‌تر دیدند. این بیداری، به‌نظرم، یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی بود که افتاد و شاید یکی از دلایل اصلی‌اش خون شهداست
مروری به فعالیت جهادی ۵ شهید بسیجی جنگ تحمیلی رمضان  در گفت‌وگوی «جوان» با یکی از همرزمان
شهید نعمتی از شهدای اطلاعات فراجا در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود. ایشان تعبیر جالبی در مورد شهید عسگری داشت و می‌گفت: «می‌دانم که جلال نهایتاً شهید می‌شود.» علاقه دوسویه بین این دو نفر بود. بعد از شهادت مهدی نعمتی، جلال خیلی دگرگون شده بود. هر وقت در گروه حرف شهید نعمتی می‌شد، از او یاد می‌کرد...
هر جا کمکی لازم شود، هر جا صدای انفجار شنیده شود و هر جا فرمان اعزام صادر شود، ما بدون معطلی حاضر می‌شویم. از آواربرداری از خانه‌های مسکونی تخریب‌شده گرفته تا هر مأموریتی که مسئولان بالادستی تعیین کنند، انجام می‌دهیم. برای ما فرقی نمی‌کند، چه بگویند «جلوی دشمن بجنگ»، چه «زیر بمب و خمپاره بایست» و چه «آوار خانه‌ها را جمع کن»
دردنامه خانواده شهدا در فراق امام شهید
همسر شهید نیلفروشان: مگر به امام حسین (ع) نمی‌گفتیم «یا اباعبدالله (ع)، یا لیتنی کنت معک...»‌ای کاش من هم با شما بودم! حالا خدا گوشه‌ای از داغ امام حسین (ع) را به ما نشان داد. مگر ما برای روضه‌های شام گریه نمی‌کردیم؟! مگر برای رقص و شادی و هلهله مردم شام و مظلومیت خاندان اهل بیت گریه نمی‌کردیم؟! حالا هم روضه شام را قرار است به ما بچشانند. قرار است شادی و رقص و هلهله دشمن را ببینیم و دلمان خون شود
گفت‌وگوی «جوان» با همرزم سردار شهید علی‌محمد نائینی سخنگوی شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سردار نائینی در مدتی که در جبهه‌های مختلف غرب کشور و جنوب حضور داشتند، جمعاً ۹۴ ماه در مناطق عملیاتی بودند. ما می‌توانیم بگوییم که در تمام این ماه‌ها و سال‌ها، ایشان از لحاظ معنوی، از لحاظ فرهنگی و از لحاظ دینی همه رزمندگان را شارژ و به طور شبانه‌روز این مرد دلاور همیشه فعالیت می‌کرد
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهید هوافضای سپاه سرهنگ پاسدار رضا بختیاری از شهدای جنگ تحمیلی رمضان‌
هر چقدر از ارادت و علاقه داداش رضا نسبت به رهبری بگویم کم گفته‌ام. خیلی حضرت آقا را دوست داشت. فرمانده‌شان می‌گفت وقتی خبر شهادت رهبر را اعلام کردند رفت روی خاکریز و با صدای بلند گریه کرد. رضا می‌گفت: بدون آقا زندگی دیگر معنا ندارد 
گفت‌و‌گوی «جوان» با مادر و همسر شهید جنگ رمضان دکتر احمدعلی شعبان‌نژاد 
مادر شهید: پسرم وقتی به دنیا آمد خیلی ضعیف بود، به طهارت روح و تربیتش خیلی اهمیت می‌دادیم. احمد‌علی از همان کودکی به معنویات و نماز خیلی علاقه‌مند بود، مداحی را دوست داشت. یک زمانی مداحی می‌کرد، در راهپیمایی‌ها حضور داشت. بیشتر در زمینه علمی فعالیت می‌کرد. خیلی مهربان بود و اگر عصبانی می‌شد خیلی زود می‌بخشید