ایثار و مقاومت - اخبار كلی
اخبار كلی
معرفی کتاب طائر قدسی
شهید امین کریمی به عنوان مسئول آموزش تخریب به سوریه می‌رود. چند بار هم اعزام می‌گیرد. کسی که این مسئولیت را داشت، نباید خط مقدم می‌رفت، ولی امین عقیده دیگری داشت. به خطوط نبرد می‌رفت و از چیزی باک نداشت
گفت‌وگوی «جوان» با کرامت مظفری از رزمندگان و نویسندگان دفاع مقدس
حدود ۳۳ سال از اتمام جنگ می‌گذرد. خیلی از رزمندگان دفاع مقدس پا به سن گذاشته‌اند و متأسفانه بسیاری از والدین شهدا از دنیا رفته‌اند. هر روز که می‌گذرد، حفظ، ثبت و نشر خاطرات دفاع مقدس سخت‌تر می‌شود. به همین خاطر اخیر سعی کردم علاوه بر نوشتن خاطرات دوران جنگم، این خاطرات را در کنار خاطرات بیش از ۲۵۰ رزمنده روستای‌مان و همین طور پنج شهید، ۱۵ جانباز و چهار آزاده این روستا، ذیل کتابی به انتشار برسانم.
تبدیل جهادی به گفتمان فراگیر جوانان ایرانی نیاز به روایت‌های خرد و کلان متعدد و متنوعی دارد که مجموعه‌های جهادی به عنوان طلایه دار عمل جهادی، باید آن را در دستور کار اصلی خود قرار دهند. روایت‌ها و پرداخت‌هایی که فرصت همافزایی و مشارکت جوانان را فراهم می‌آورد.
دبیرجشنوار نخستین جایزه ادبی سفیر عشق" محمد یاقدوس" گفت: شروع وتاریخ دریافت آثار از ۱۵ اردیبهشت ماه الی ۲۰ تیرماه ۱۴۰۰ است.
ماه رمضان به طور کامل فضای اردوگاه‌ها را تغییر می‌داد و شرایط تازه‌ای پیدا می‌کرد. عبدالمجید رحمانیان از تغییر وضعیت اردوگاه‌ها در ماه مبارک رمضان می‌گوید.
خاطراتی از ماه رمضان آزادگان در دوران اسارت در گفت‌وگوی «جوان» با آزاده و نویسنده عبدالمجید رحمانیان
حاج‌آقا هیچ وقت کارش دستوری نبود. یک‌بار یکی از اهل سنت می‌خواست شیعه شود و خیلی روی این موضوع اصرار داشت. حاج‌آقا به راحتی اجازه چنین کاری را نمی‌داد و می‌گفت خودش باید از درون و با یقین کامل به این موضوع برسد و نباید از روی احساسات تصمیم بگیرد
گزارش «جوان» از حضور در منزل شهید سیدحسین آقایی از شهدای جاویدالاثر و همکلامی با همسرش
«ما سا‌ل‌ها بلاتکلیف بودیم و دقیقاً نمی‌دانستیم عنوان اسیر، مفقودالاثر یا جاویدالاثر را در کنار نام سیدحسین بیاوریم. پسرم با قلم چهره پدرش را به صورت یک «آزاده» نقاشی می‌کرد. من هم از خط به خط همان نقاشی‌ها، سردرگمی‌هایش را می‌فهمیدم و درک می‌کردم.
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهید مختار ده‌یادگاری
مختار وقتی به سن خدمت رسید، راهی شد. جنگ و تجاوز بعثی‌ها هم او را نترساند. همه نگرانی برادرم از تنهایی پدرم در کار کشاورزی بود. دائم تماس می‌گرفت و می‌گفت من فقط ناراحت شما هستم، ناراحت بابا هستم که دست تنهاست و کاری از دستش برنمیاد. آخرین روز‌ها هم تماس گرفت و گفت تا دو ماه دیگر خدمتم تمام می‌شود و برای کمک به شما می‌آیم. برادرم ۲۲ ماه در منطقه خسروآباد و آبادان و شلمچه خدمت کرد.
گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهیدان مجید و طاهر لطفی از شهدای دفاع‌مقدس
در آموزش‌هایش خیلی تأکید روی رعایت مسائل دینی داشت. غیر از خواندن قرآن، به رساله حضرت امام خیلی علاقه داشت؛ چون مرید امام بود، از کلام حضرت امام در آموزش نیرو‌ها استفاده می‌کرد. مجید مربی و معلمی نبود که فقط حرف بزند، خودش به آنچه می‌گفت عمل می‌کرد
گفت‌وگوی «جوان» با همسر سردار شهید حسین اسداللهی که سال گذشته به همرزمان شهیدش پیوست
حاجی هیچ‌گاه نخواست از روحیه مجاهدت و ایثارگری‌اش خارج شود و به این دنیا رو بیاورد. هیچ‌گاه در تجملات و مسائل دنیوی و مادی‌گرایی نبود. حاجی مرد روز‌های سخت بود. اصلاً دنبال اشرافی‌گری نبود. بار‌ها به کمک کسانی رفت که در زندگی‌شان مشکلی پیش آمده بود