تاریخ - قیام ۳۰ تیر
قیام ۳۰ تیر
«گذری و نظری بر پیامد‌های قیام تاریخی ۳۰ تیر ۱۳۳۱» در گفت وشنود با زنده یاد حسین مکی
ما در دوره رزم‌آرا در مجلس متحصن بودیم. دکتر مصدق هم دو سه شب در آنجا با ما بود، اما، چون مصدق برحسب اخباری که به او رساندند و وضع را خطرناک دید، با این عنوان که مریضم، رفت..
یاد‌ها و یادمان‌هایی از حاشیه ومتن قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱
سی‌ام تیرماه در تاریخ ایران یادآور قیام خونین مردمی است که در دوران اوج نهضت ملی‌شدن صنعت نفت علیه دربار و دولت دست به تظاهرات زدند. در این روز مردم تهران و دیگر شهر‌ها با رهبری آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی به حمایت از دولت دکتر محمدمصدق به خیابان ریختند و خواهان استعفای احمد قوام (قوام‌السلطنه) عامل استعمار، از نخست وزیری شدند.
نکته‌ای مغفول در بازخوانی ماجرای قیام تاریخی ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱
آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی به نیکی دریافت که تهدیدات قوام بیش از هرکس متوجه اوست و احیاناً می‌دانست که این آخرین رویارویی او با قوامِ فرتوت است. او در مواجهه‌ای مقتدرانه با ارعاب جناب اشرف، به دو اقدام سیاسی دست زد؛ یکی صدور اعلامیه علیه قوام و دیگری برگزاری مصاحبه‌ای مطبوعاتی که طی آن بر انبار باروت خشم و حساسیت عمومی کبریت کشید!
«رفتارشناسی آیت الله سید ابوالقاسم کاشانبی در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱» در گفت وشنود با مهندس سید ابوالحسن کاشانی
قوام در همان یکی دو روز اول نخست‌وزیری خود می‌دانست که خطرناک‌ترین و مهم‌ترین مخالف او، آیت‌الله کاشانی است و این نکته، از اعلامیه‌ای که با آن الفاظ شداد و غلاظ منتشر کرد و البته خودش هم آن را ننوشته و بنا بر قولی مورخ‌الدوله سپهر برایش نوشته بود، کاملا مشخص است
«جستار‌هایی در زمینه‌ها و پیامد‌های قیام تاریخی ۳۰ تیر ۱۳۳۱» در گفت‌و‌شنود با ناصر تکمیل‌همایون
آدم باشخصیت و برجسته‌ای که در رأس قیام ۳۰ تیر حضور داشت، آیت‌الله کاشانی بود که همه مردم، بازاری‌ها، دانشگاهی‌ها و... به ایشان اعتماد و اعتقاد داشتند. بقیه اگر کاری هم می‌کردند، زیر این لوا بود. البته نقش احزاب ملی را نباید نادیده گرفت، ولی حرف آیت‌الله کاشانی بالای همه حرف‌ها بود. مخصوصاً که ذره‌ای ترس در جثه کوچک او نبود. سراپا شهامت بود و شجاعت
«روایت‌ها و تحلیل‌هایی از آغاز و انجام نهضت ملی ایران» در گفت و شنود با آیت‌الله سیدمرتضی مستجابی
اولین اعلامیه قوام‌السلطنه، بیانیه‌ای تهدیدآمیز خطاب به ملت بود. در این اعلامیه، دستگیری و اعدام سیاسیون مخالف و تعطیل مطبوعات و ایجاد ترس و وحشت در مردم مطرح شده بود. در همان زمان آیت‌الله کاشانی اعلامیه‌ای شدیداللحن بر ضد احمد قوام صادر کردند و برکناری او را خواستار شدند. با این همه قوام، در مقابل تهدیدات آیت‌الله کاشانی نتوانست مقاومت کند و دولت او سقوط کرد