انقلاب اسلامی
مراحل تحصیلی رهبر شهید، در آیینه آنچه خویش به تاریخ سپرده است
بی‌تردید نیلِ سریع به مراتب بالای علمی در حوزه‌های علمیه، ناشی از انگیزه فراوان و تلاش گسترده است که شهید خامنه‌ای به تمامی از آن برخوردار بود. وی با پشتکار بسیار و نظارت جدی پدر، موفق شد ادوار مقدمات و سطح را در پنج سال و نیم به پایان ببرد و اسباب تعجب برخی استادان را فراهم سازد. وی در این مدت، کمتر روزی را به تعطیلی و توقف سپری می‌ساخت و همواره به آموختن مشغول بود
خوانشی تحلیلی از خاطرات رهبر شهید در باب زمینه‌ها و پیامد‌های علاقه به ادبیات عرب
بی‌تردید بخش مهم از گشودگی افق دید رهبر شهید و احاطه او به ساحت‌های گوناگون معارف، به تسلط کم بدیل وی به ادبیات نغز عربی بازمی‌گشت. وی از دوره نوجوانی و تاپایان حیات پرماجرای خویش، هماره پی جوی این زبان و هر آنچه بود که در قلمرو ادبیات آن تولید می‌شود. این امر موجب شده بود که ارتباط آن بزرگ با سیاسیون عرب نیز به نیکی تسهیل شود و تبادل اندیشه و راهکار با آنان آسان صورت گیرد
رهبر شهید، آغازین دوره از تحصیلات و شرایط فرهنگی وقت در آیینه روایت‌های خویش گفته
شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «در کودکی وقتی کلاس دوم ابتدایی بودم، عمامه گذاشتم. علت این عمامه‌گذاری زودهنگام آن بود که در آن دوران، مردم عادت به پوشاندن سر داشتند. طبیعتاً پدر حاضر نبود ما کلاه پهلوی به سر بگذاریم؛ بنابراین چاره‌ای جز عمامه نبود. عمامه ما را مادر می‌بست. تحتالنک - دنباله پارچه عمامه - را هم که معمولاً در سمت چپ می‌گذارند، ایشان در سمت راست می‌گذاشت...»
گذری بر یادمان‌های امام شهید انقلاب اسلامی از خاستگاه فرهنگی و تربیتی خویش
برآمدن از خانواده‌ای زاهد و کم‌برخوردار، رهبر شهید را از آغاز حیات با این پدیده سازگار ساخت. این امر موجب شد که آن بزرگ هنگام دسترسی به مظاهر دنیوی به راحتی بتواند نسبت بدان بی‌اعتنایی پیشه سازد. از سوی دیگر رشد یافتن در کنار پدر و مادری فاضل، بسا معارف دینی و ادبی را نیز به وی انتقال داد، به نحوی که می‌توان ادعا کرد ریشه کمال علمی او در همان دوره پدید آمد و به مرور زمان پرتوان شد
عالمان مجاهد در جبهه‌های نبرد با دشمن سنتی دیرین در تاریخچه نظام اسلامی
شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «در سال ۱۳۵۹ که به مناطقِ جنگی می‌رفتم، هفته‌ای یک بار برای اقامه نماز جمعه می‌آمدم و در آغاز، خدمت امام می‌رفتم. وقتی سوارِ هواپیما می‌شدم که به تهران بیایم، قبا می‌پوشیدم و عمامه به سرم می‌گذاشتم و این لباس هم آن زیر می‌ماند! یعنی لباسی نداشتم که عوض کنم و همانطور، خدمت امام می‌رفتم. ایشان وقتی چشم‌شان به این لباس نظامی افتاد، گفتند: این مایه افتخار است که یک روحانی لباس رزم به تنش می‌کند...»
روایت‌هایی از چند ملاقات با رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای
زُل زده‌ام به چهره نورانی آقا. با خود می‌گویم: تا اینجا نشسته‌ای، باید چشم‌هایت را پر کنی از دیدن چهره ایشان. الان که وقت افطار خوردن نیست؛ وقت ذوق‌مرگ شدن است؛ وقتِ به محبوب خیره شدن است؛ وقت پلک نزدن است! به گاه رو به رو شدن، من که دستپاچه شده‌ام، دست راست آقا را در حالی‌که جهت دعا بالا آمده بود، بوسیدم. نسخه‌ای از شعرم برای مسلمانان میانمار را تقدیم‌شان می‌کنم و با صدایی که به شدت لرزان است، التماس دعا می‌گویم
خوانشی تحلیلی از خودگفته‌های رهبر شهید در باب نشو و نما و تحصیل و تدریس خویش
شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «دوران کودکی بنده، بسیار در عسرت می‌گذشت. وضع خانواده ما طوری بود که ما حتی همیشه نمی‌توانستیم نان گندم بخوریم و معمولاً نان جو می‌خوردیم؛ گاهی نان مخلوط جو و گندم و ندرتاً گندم. من شب‌هایی از کودکی را به یاد می‌آورم که در منزل شام نداشتیم و مادر با پول خردی که بعضی از وقت‌ها مادربزرگم به من یا یکی از برادران و خواهرانم می‌داد، قدری کشمش یا شیر می‌خرید تا با نان بخوریم...»
گذری بر بازدید امام شهید از موزه عبرت ایران به مثابه یک نماد
مردی که قرار بود بعد‌ها تمدنی شکوهمند و خفته را در تمام ابعادش گسترش دهد، ۱۵ دقیقه در روز با یک خط آفتاب خلوت می‌کرد؛ این همان «الهیات امید» است. اینجاست که باید درنگ کرد. کسی که در اوج جوانی، در سلولی که حتی جای پادراز کردن ندارد، به ۱۵ دقیقه نور لرزان دلخوش است و شکر می‌گزارد، همان است که در دهه‌های بعد در محاصره‌های اقتصادی و فتنه‌های کور هرگز رد امید را گم نکرد
واپسین بیانات امام شهید انقلاب اسلامی، به مثابه وصایای سیاسی و تاریخی
مذاکره تحمیلی و از آن عجیب‌تر تعیین پیشاپیش نتیجه آن، از جمله نکات مهمی است که از دید رهبر شهید و در آخرین سخنانش دور نماند. او می‌دانست که حربه گفت‌و‌گو، همچنان در کف سردمداران امریکا باقی خواهد ماند و به ابزاری برای تحقق زیاده خواهی‌های این کشور استعماری و نیز فریب برخی عناصر مرعوب و ضعیف‌النفس داخلی مبدل خواهد شد
«رهبر شهید، در قامت فرهنگ‌ساز انقلاب اسلامی» در گفت‌و‌گو با قاسم تبریزی
ارتباطات نزدیک رهبر شهید با قشر روشنفکر، کاملاً مشهود است، اما ایشان هرگز تحت تأثیر این جریان قرار نگرفتند و عضو هیچ یک از تشکل‌های آنها نشدند. آیت‌الله خامنه‌ای به شدت متأثر از امام خمینی (ره) بودند و از سال ۱۳۳۷ که به قم رفتند، مجذوب ایشان شدند. آیت‌الله خامنه‌ای جریان روشنفکری را به خوبی می‌شناختند و از آنجا که مطالعات زیادی نیز داشتند، به نقاط قوت و ضعف آنان واقف بودند. اذعان ایشان به اینکه روشنفکری در ایران بیمار متولد شد، شاهدی بر این معناست