علما و فضلا
تلاش نویسندگان ایرانی در نقد جعلیات مورخان داخلی و خارجی در موضوع حمله اعراب به ایران 
یکی از اولین کسانی که نسبت به ادعا‌های غیرمستند نویسندگان متأثر از مستشرقین درباره فرهنگ ستیزی اعراب حمله کننده به ایران بی‌تفاوت نبود و با کلام و قلمش شروع به نقد دروغ بافی‌های آنها کرد، استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری است. همین حساسیت به ارائه آثاری، چون «خدمات متقابل اسلام و ایران» و «کتابسوزی ایران و مصر» منتهی شد که تا امروز در زمره مهم‌ترین منابع در موضوع خویش به شمار می‌رود
زنده‌یاد آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی و نیم قرن دغدغه تدوین علوم انسانی اسلامی
رهبر معظم انقلاب: «مرحوم آقای مصباح خصوصیات منحصربه فردی داشتند که من وقتی به مجموعه فضلای برجسته‌قم نگاه می‌کنم، جامع این خصوصیات را آنگونه که ایشان بود، مشاهده نمی‌کنم. علم فراوان، فکر خوب و نوآور، بیان رسا و واضح، انگیزه‌تمام‌نشدنی، خلقیات شایسته، سلوک و توجه معنوی و ... را واقعاً انسان نمی‌تواند یکجا پیدا کند. اینها در آقای مصباح، جمع بود...»
جستار‌هایی در حیات مبارزاتی زنده‌یاد آیت‌الله العظمی سید محمدهادی حسینی میلانی
آیت‌الله العظمی سید محمدهادی حسینی میلانی، تربیت یافته حوزه علمیه نجف در دوره مشروطیت و از شاگردان میرزای نائینی بود. هم از این روی نمی‌توانست نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی دوره خویش، بی‌تفاوت باشد. وی در دوره نهضت ملی و مقطعی که در کربلا اقامت داشت نیز نسبت به رویداد‌های ایران بی‌تفاوتی نگزید. با این حال همراهی همه جانبه با نهضت اسلامی از سال ۱۳۴۱، آغازی بر یک دوره از مبارزات سیاسی او به شمار می‌رود
زنده‌یاد آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی، نواندیشی و ابتکار در نگاه دینی در آیینه ۶ روایت
در دنیای ما هر آن کس که در پی ایجاد و خَلقی باشد، لاجرم باید نواندیشی و ابتکار را جدی بگیرد. شخصیتی که هم‌اینک از میراث نظری وی سخن در میان است، در اندیشه ورزی، یافتن مشکلات و موانع پنهان و نوآوری در ارائه راه حل‌های نوین، ید طولایی داشت. این امر در زندگی شخصی و اجتماعی وی نیز به طور یکسان خودنمایی می‌کرد. آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی در زمانه ما از نماد‌های اندیشه دینی خلّاق و روزآمد به شمار می‌رفت
پگاه نهضت اسلامی در شهر شیراز در آیینه ۵ روایت
محمد سودبخش: «در آغاز سال ۱۳۴۲، آیت‌الله دستغیب به منبر رفتند. ابتدا از خشکسالی و ضرورت دعا به درگاه الهی گفتند، اما در ادامه بحث را به مسائل سیاسی کشاندند و از رژیم شاه به‌شدت انتقاد کردند! منبری بسیار داغ بود و آن شب مجلس دعای باران نامیده شد! مردم هنوز به خانه نرسیده، باران مفصلی بارید! خلایق این را نشانه لطف الهی دانستند و جلسات بعدی نیز تحت عنوان مجلس دعای باران ادامه یافت»
خوانشی در مبارزات حجت‌الاسلام محمد تقی فلسفی سرحلقه خطیبان دینی معاصردر آیینه ۶ روایت
خطیب بی‌بدیل دوران معاصر، در مقاطعی از تاریخ معاصر ایران، مواجهه با جریانات دین ستیز و وابسته به بیگانه را وظیفه خویش شمرد. او در این برهه‌ها که کمتر کسی با مکانت وی در میدان حاضر بود، با تمامی بضاعت علمی و کلامی خویش، جریاناتی مانند چپ، بهائیت و نهایتاً سلطنت را با چالش و تنگنا مواجه ساخت. وی در این طریق و در برابر موجی از شایعه و جعل، هزینه‌های سنگینی پرداخت، اما هرگز در مصاف خویش رو به سستی و خموشی ننهاد
«عارف کامل»، سپیده‌گشای نهضت اسلامی در شهر شیراز
مأموران ساواک هنگام حمله به منزل شهید آیت‌الله دستغیب با خشونت فراوان رفتار و خانواده و فرزندانش را با قنداقه تفنگ مصدوم کردند! آن بزرگ پس از آزادی و بر فراز منبر مسجد جامع عتیق اظهار داشت جماعتی که حریم خانه وی و اهالی آن در نیمه شب را مورد تعرض قرار دادند، هرگز نخواهد بخشید و در قیامت از آنان دادخواهی خواهد کرد! این امر، واکنش شدید و عاطفی علاقه‌مندان به او را در پی داشت
حالات و مقامات عالم انقلابی زنده‌یاد آیت‌الله محمد یزدی در آیینه ۴ روایت
در تبیین سیره سیاسی آیت‌الله یزدی، توجه به مکانت ولایت فقیه به عنوان محوریت جامعه شیعی در دوره غیبت، اهمیتی بسزا دارد. وی در ادوار مبارزه و خدمت، همواره به این اصل به عنوان ملاک عمل خود و دیگران می‌نگریست و هرگز عدول از آن را از سوی هیچ کس برنتافت. وی از سربند همین اعتقاد، برخی دوستی‌ها و مراودات طولانی خویش را ترک گفت و ادای وظیفه دینی و انقلابی را در اولویت قرار داد
شرحی در باب همدلی و همزبانی جلال آل‌احمد، با برادرش شمس آل‌احمد
شمس آل‌احمد همان دنیایی را می‌دید که جلال آل‌احمد می‌دید، ولی از پنجره‌ای دیگر. دریافت‌ها مشترک بود، ولی برداشت‌ها‌و برون‌داد‌ها متفاوت. جلال، چون آتش‌فشان می‌جوشید و مثل رعدوبرق می‌خروشید، ولی شمس تودار بود، عمیق و صبور، مثل یک آبگیر آرام. یکی فریادگر، دیگری فریادرس، هر دو اثرگذار و تعیین‌کننده. جلال می‌شکافت تا زشتی‌ها و پلیدی‌ها را هویدا کند، ولی شمس ترمیم می‌کرد تا شکاف‌ها را کم کند و بستر مناسبی را فراهم آورد برای کاشتن بذر همدلی
نظری تاریخی بر جریان مرگ آگاهی در ایران معاصر
طبیعی است که انقلاب و شکل‌گیری یک نظام سیاسی جدید، نیازمند ایثار، فداکاری و از خود گذشتگی در حد اعلای آن است. امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، مرگ را برای هواداران و پیروانش در راستای تحقق چنین ایده‌ای ارزشمند - که در نزد غالب آنها کمک به رهبر صالح زمانه و مقابله با نقطه مقابل آن یعنی طاغوت دوران و زمینه‌سازی ظهور امام زمان (عج) قلمداد می‌شد- آسان و دلپذیر کرده بود