گذری بر یادمان‌های امام شهید انقلاب اسلامی از خاستگاه فرهنگی و تربیتی خویش
برآمدن از خانواده‌ای زاهد و کم‌برخوردار، رهبر شهید را از آغاز حیات با این پدیده سازگار ساخت. این امر موجب شد که آن بزرگ هنگام دسترسی به مظاهر دنیوی به راحتی بتواند نسبت بدان بی‌اعتنایی پیشه سازد. از سوی دیگر رشد یافتن در کنار پدر و مادری فاضل، بسا معارف دینی و ادبی را نیز به وی انتقال داد، به نحوی که می‌توان ادعا کرد ریشه کمال علمی او در همان دوره پدید آمد و به مرور زمان پرتوان شد
عالمان مجاهد در جبهه‌های نبرد با دشمن سنتی دیرین در تاریخچه نظام اسلامی
شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «در سال ۱۳۵۹ که به مناطقِ جنگی می‌رفتم، هفته‌ای یک بار برای اقامه نماز جمعه می‌آمدم و در آغاز، خدمت امام می‌رفتم. وقتی سوارِ هواپیما می‌شدم که به تهران بیایم، قبا می‌پوشیدم و عمامه به سرم می‌گذاشتم و این لباس هم آن زیر می‌ماند! یعنی لباسی نداشتم که عوض کنم و همانطور، خدمت امام می‌رفتم. ایشان وقتی چشم‌شان به این لباس نظامی افتاد، گفتند: این مایه افتخار است که یک روحانی لباس رزم به تنش می‌کند...»
روایت‌هایی از چند ملاقات با رهبر شهید انقلاب اسلامی آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای
زُل زده‌ام به چهره نورانی آقا. با خود می‌گویم: تا اینجا نشسته‌ای، باید چشم‌هایت را پر کنی از دیدن چهره ایشان. الان که وقت افطار خوردن نیست؛ وقت ذوق‌مرگ شدن است؛ وقتِ به محبوب خیره شدن است؛ وقت پلک نزدن است! به گاه رو به رو شدن، من که دستپاچه شده‌ام، دست راست آقا را در حالی‌که جهت دعا بالا آمده بود، بوسیدم. نسخه‌ای از شعرم برای مسلمانان میانمار را تقدیم‌شان می‌کنم و با صدایی که به شدت لرزان است، التماس دعا می‌گویم
خوانشی تحلیلی از خودگفته‌های رهبر شهید در باب نشو و نما و تحصیل و تدریس خویش
شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «دوران کودکی بنده، بسیار در عسرت می‌گذشت. وضع خانواده ما طوری بود که ما حتی همیشه نمی‌توانستیم نان گندم بخوریم و معمولاً نان جو می‌خوردیم؛ گاهی نان مخلوط جو و گندم و ندرتاً گندم. من شب‌هایی از کودکی را به یاد می‌آورم که در منزل شام نداشتیم و مادر با پول خردی که بعضی از وقت‌ها مادربزرگم به من یا یکی از برادران و خواهرانم می‌داد، قدری کشمش یا شیر می‌خرید تا با نان بخوریم...»
گذری بر بازدید امام شهید از موزه عبرت ایران به مثابه یک نماد
مردی که قرار بود بعد‌ها تمدنی شکوهمند و خفته را در تمام ابعادش گسترش دهد، ۱۵ دقیقه در روز با یک خط آفتاب خلوت می‌کرد؛ این همان «الهیات امید» است. اینجاست که باید درنگ کرد. کسی که در اوج جوانی، در سلولی که حتی جای پادراز کردن ندارد، به ۱۵ دقیقه نور لرزان دلخوش است و شکر می‌گزارد، همان است که در دهه‌های بعد در محاصره‌های اقتصادی و فتنه‌های کور هرگز رد امید را گم نکرد
واپسین بیانات امام شهید انقلاب اسلامی، به مثابه وصایای سیاسی و تاریخی
مذاکره تحمیلی و از آن عجیب‌تر تعیین پیشاپیش نتیجه آن، از جمله نکات مهمی است که از دید رهبر شهید و در آخرین سخنانش دور نماند. او می‌دانست که حربه گفت‌و‌گو، همچنان در کف سردمداران امریکا باقی خواهد ماند و به ابزاری برای تحقق زیاده خواهی‌های این کشور استعماری و نیز فریب برخی عناصر مرعوب و ضعیف‌النفس داخلی مبدل خواهد شد
«رهبر شهید، در قامت فرهنگ‌ساز انقلاب اسلامی» در گفت‌و‌گو با قاسم تبریزی
ارتباطات نزدیک رهبر شهید با قشر روشنفکر، کاملاً مشهود است، اما ایشان هرگز تحت تأثیر این جریان قرار نگرفتند و عضو هیچ یک از تشکل‌های آنها نشدند. آیت‌الله خامنه‌ای به شدت متأثر از امام خمینی (ره) بودند و از سال ۱۳۳۷ که به قم رفتند، مجذوب ایشان شدند. آیت‌الله خامنه‌ای جریان روشنفکری را به خوبی می‌شناختند و از آنجا که مطالعات زیادی نیز داشتند، به نقاط قوت و ضعف آنان واقف بودند. اذعان ایشان به اینکه روشنفکری در ایران بیمار متولد شد، شاهدی بر این معناست
در غروب سرخ‌فامِ خورشید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای
هنوز نه نامی از «رهبری» بود و نه نشانی از «قدرت». دهه ۴۰ و ۵۰، روزگار نواندیشی و فریاد‌های زیرپوستی بود. آن زمان که روحانی جوانی با نگاهی نافذ و بیانی که حلاوتی دِگر داشت، در محافل روشنفکری مشهد و تهران دیده می‌شد. در زیر گنبدِ فیروزه‌ای حسینیه ارشاد، جایی که سنت و مدرنیته با هم ممزوج شده بودند، ایشان پلی بود میان این دو جهان و از معدود روحانیونی که زبان نسل تحصیلکرده را می‌دانست و با آنان دمخور بود
نظری بر بستر‌های سیاسی و اجتماعی ۳ کودتا در تاریخ معاصر ایران
سه کودتای ۱۲۹۹شمسی، ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و تیر ۱۳۵۹، واجد اهمیت محوری‌اند و به‌مثابه سه ایستگاه تعیین‌کننده در مسیر تحولات سیاسی ایران به شمار می‌روند. رویداد‌هایی که هر یک نه تنها موازنه قدرت داخلی را دگرگون کردند؛ بلکه نسبت ایران با بازیگران خارجی را نیز به شکلی بنیادین بازتعریف نمودند. این سه مقطع، الگویی تکرارشونده از مداخله خارجی در بستر ضعف‌های داخلی را نمایان می‌سازند
هدایت کشور و ملت ایران از سوی امام مجاهدان در لابه‌لای یادداشت‌نویسی‌های روزانه
او در طول سالیان رهبری‌اش، مردم ایران را از مسیری بسیار صعب، مرحله به مرحله عبور داد و به ما آموخت که باید برای پیشرفت چگونه بکوشیم و برای رسیدن به قله و برپایی تمدن نوین اسلامی و نهایتاً نیل به ظهور؛ چه مسیری را طی نمائیم. او پیشوایی بود که هم روحیه دینی و ایمانی را، روز به روز و سال به سال در وجود مردم بیشتر زنده می‌ساخت و هم در ابعاد اداره کشور و حفظ آن از خطرات و انحرافات و نیز رسیدن به اهداف، آحاد مردم را به سوی نقطه تعالی رهنمون می‌شد
۳