صید ماهی در استان بوشهر از ۲۰۰ هزار تن به ۲۵ هزار تن کاهش یافته است جوان آنلاین: دریا در بوشهر تنها یک منبع طبیعی نیست؛ این دریا قلب معیشت جنوبیها است. ساحلنشینان قرنهاست با صید ماهی و آبزیان امرار معاش میکنند و درآمد خود را از این موهبت الهی به دست میآورند. امروز، این رابطه دوستی و وابستگی به دریا در معرض خطر است و آمارها نشان میدهد میزان صید در بوشهر نسبت به دهههای گذشته حدود ۹۰ درصد کاهش یافته و بسیاری از صیادان مجبور به ترک حرفه خود شدهاند. کمبود ماهی، آلودگی دریا و کاهش منابع آبزیان، علاوه بر بحران اقتصادی، معیشت را هم به چالش کشیده است. این وضعیت نیازمند اقدامات جدی است. دریا باید احیا شود، میزان صید تنظیم و صیادان به دریا بازگردانده شوند تا بتوانند زندگی خود با دریا را از نو شروع کنند. دریا برای بوشهریها، یک صنعت و احیای آن تضمین آینده آنهاست.
خلیج فارس که سواحل بوشهر را از طریق تنگه هرمز به دریای عمان متصل کرده است نه تنها راهی برای تجارت و حمل و نقل است، بلکه هزاران سال است قلب زندگی مردم ساحلی را تشکیل میدهد. بوشهر با بیش از ۴۰۰ کیلومتر ساحل، از جاذبههای اصلی صید ماهی در ایران به شمار میرود. در گذشته، صیادان بوشهری صدها تن ماهی به دست میآوردند و این صید، پایه اصلی اقتصاد ساحلنشینان بود. امروز این وضعیت تغییر کرده و صید ماهی در استان بوشهر نسبت به سه دهه قبل حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. بر اساس گزارش اداره شیلات، در سال ۱۳۹۸، میزان صید ماهی در بوشهر حدود ۲۵ هزار تن بود، در حالی که در سال ۱۳۸۵ این عدد به ۲۰۰ هزار تن رسیده بود. این کاهش ناگهانی، نتیجه ترکیبی از فشارهای طبیعی و انسانی است.
از ساحل به خشکی
تا چندی قبل و در استانهای جنوبی، خانواده صیادان در مناطقی مانند داراب، کنارک، بندرعباس و ابوموسی زندگی میکردند و دریا را نه تنها منبع درآمد، بلکه هویت فرهنگی خود میدانستند. اما حالا بسیاری از آنها به دلیل کمبود ماهی، مجبور به ترک حرفه خود شدهاند. در برخی روستاهای ساحلی، تعداد صیادان از ۱۰۰ نفر در دهه ۱۳۷۰ به کمتر از ۱۰ نفر کاهش یافته است.
یکی از صیادان میگوید: «من ۳۰ سال در دریا بودم، امروز یک قایق دارم، با اینکه ماهی نیست، اما نمیتوانم آن را رها کنم. اگر بخواهیم هنوز هم از راه دریا زندگی کنیم، باید آن را زنده نگه داریم.»
به گفته کارشناسان، کاهش ماهی در دریای بوشهر نتیجه چندین عامل است که اولین آنها آلودگیهاست. نشت مواد شیمیایی از صنایع نفتی، کارخانههای شیمیایی و فاضلابهای شهری به ویژه در نزدیکی بندرعباس و داراب، سلامت اکوسیستم دریایی را خراب کرده است. بعد از آن کاهش منابع و آبزیان به دلیل صید بیرویه و غیرقانونی است. در سالهای اخیر، صید غیرقانونی با کشتیهای بزرگ و ابزارهای نابرابر، منابع ماهی را از بین برده است.
تغییرات اقلیمی، افزایش دمای آب دریا، ایجاد شرایط نامناسب برای تولید مثل ماهیها، میزان آبزیان را به شدت کاهش داده است. پایین آمدن میزان بارشها و خشکسالی در مناطق ساحلی هم تغییرات اکوسیستمی را تشدید کرده است.
چندی پیش سازمان حفاظت محیط زیست گزارشی منتشر کرد که نشان میدهد ۷۰ درصد از سواحل بوشهر در معرض آلودگی شدید قرار دارند. در این گزارش، گفته شده در دهه گذشته ذخایر دریا از ۲۰۰ نوع ماهی به کمتر از ۵۰ نوع کاهش یافته است. این تغییرات، نه تنها اقتصاد صیادان را تحت تأثیر قرار داده، بلکه شرایط زیستمحیطی را نیز به خطر انداخته است. ماهیهای محبوب مانند کنارهکنار، سرما و کبودی، کمتر دیده میشوند. در نتیجه، صیادان مجبور شدهاند به جای ماهیهای قیمتی، ماهیهای کوچک و ارزانتر را صید کنند که هم ارزش بالایی ندارند و هم دریا را تهی میکنند.
امید و اقدامات سازنده
با وجود چالشهای موجود و معضلاتی که دریا با آن دست و پنجه نرم میکند، اقدامات مثبتی نیز در حال انجام است. اداره شیلات بوشهر پروژهای برای احیای منابع ماهی در نزدیکی داراب و کنارک آغاز کرده است. در این پروژه، هزاران بچه ماهی به دریا ریخته و مناطق ممنوعه صید ایجاد شده است. همچنین اقداماتی برای کاهش آلودگی مانند ساخت ایستگاههای فیلتراسیون فاضلاب و ممنوعیت صید در مناطق حساس انجام شده است.
به گفته همایون موگویی، کارشناس اداره شیلات بوشهر، برای بازگشت به روند احیای دریا، نیاز به برنامههای بلندمدت و همکاری بین نهادهای دولتی، جامعه محلی و سازمانهای محیط زیستی است.
او ادامه میدهد: «صیادان باید به عنوان شهروندان و کارگران حمایت شوند. ارائه وامهای ارزان، آموزش مهارت و حتی نگهداری از دریا باید به آنها سپرده شود.»
موگویی تصریح میکند: «هرچند امروزه با توسعه شهرنشینی و ایجاد صنایع بزرگی نظیر پتروشیمی و انرژیهای هستهای و گسترش مشاغل خدماتی، تعداد افرادی که از راه دریا امرار معاش میکنند کاهش یافته است، اما بر اساس برآوردهای اخیر، هنوز هم حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از بوشهریها به ویژه در شهرهای کوچک و روستاهای ساحلی، وابستگی مستقیم اقتصادی به دریا دارند. برای بسیاری از آنها هنوز هم دریا تنها گزینه معیشتی است.»
کارشناس اداره شیلات بوشهر میافزاید: «آینده معیشت ساحلنشینان در تلفیقی هوشمندانه از «صید مسئولانه»، «آبزی پروری» و «گردشگری دریایی» نهفته است.»
به گفته موگویی، اجباری کردن سیستمهای تصفیه پیشرفته برای تمامی صنایع و شهرهای ساحلی، ایجاد و گسترش مناطق حفاظت شده دریایی که فرصت تکثیر و رشد آبزیان را فراهم کند و همچنین اجرای پروژههای احیای اکوسیستم، از جمله کاشت مجدد جنگلهای حرا و محافظت از آبسنگهای مرجانی بخشی از اقداماتی است که در کمترین زمان ممکن باید در دستور کار قرار گیرد.
وی تأکید میکند: «توسعه پرورش آبزیان و ایجاد مزارع پرورش ماهی در قفس در دریا و سایتهای پرورش میگو در ساحل میتواند فشار بر ذخایر طبیعی را کم و اشتغال پایدار ایجاد کند. ضمن اینکه توسعه صنعت گردشگری دریایی هم درآمدهای جدیدی برای جوامع محلی ایجاد خواهد کرد.»
صیادی سنتی و صنعتی
کافی است چند سالی به گذشته برگردیم؛ همان دورانی که وابستگی معیشتی به دریا در استان بوشهر بسیار چشمگیر بود. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی سازمان شیلات ایران و استانداری بوشهر در دهههای ۷۰ و ۸۰ شمسی، به طور متوسط بین ۶۰ تا ۷۰ درصد از ساکنان شهرها و روستاهای ساحلی این استان، مستقیم یا غیرمستقیم امرار معاش خود را از طریق مشاغل مرتبط با دریا میگذراندند.
آنطور که قدیمیهای جنوب میگویند، صیادی سنتی و صنعتی، ساخت و تعمیر لنج و قایق، صادرات و واردات کالا از طریق بنادری مثل بوشهر، گناوه و دیلم، فروشندگی ادوات صیادی و ارائه خدمات جنبی و طی چند سال اخیر با صنایع فرآوری ماهی و میگو مثل پرتودهی، خشک کردن و تولید کنسرو، خانوادههای زیادی به نوعی نان و نیازشان را با واسطه یا بیواسطه از دریا تأمین کرده و میکنند.
مدتهاست در مورد صید ترال مطالب و گزارشهای زیادی منتشر شده است. روشی مخرب که در ظاهر برای صید میگو استفاده میشود، اما مانند شخم زدن کف دریاست. این شبکهها علاوه بر میگو، تمامی آبزیان کفزی، تخمها و نوزادان ماهیان و حتی اکوسیستم کف دریا را نابود میکنند و خسارتی جبران ناپذیر به بار میآورند.
با این اوصاف حتی اگر روشهای مخرب را کنار بگذاریم، صید بیش از حد مجاز هم به نوبه خود دریا را ضعیف و تهی میکند. تعداد زیاد شناورهای صیادی اعم از مجاز و غیرمجاز و استفاده از تورهای ریزچشمه، فرصت تکثیر طبیعی را از ماهیان گرفته است. ماهیان قبل از رسیدن به سن بلوغ و تخمریزی صید میشوند و ادامه حیات آبزیان از بین میرود.