«سومین جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران» نهتنها یک نبرد متعارف، که ساحتی برای بلوغ و ظهور دکترین نوین دفاعی- امنیتی جمهوری اسلامی ایران بود. هرچند از دو دهه قبل آمادگیهای بسیاری برای دفاع میهنی در برابر تهاجم قدرتهای فرامنطقهای فراهم شده بود، تجربه جنگ دوازدهروزه کمک شایانی به بازطراحی ابعاد دکترین دفاعی کشور کرد و رهاوردهای تحول را در دستاوردهای جنگ چهلروزه میتوان مشاهده کرد.
۱- گذار از «دفاع بازدارنده»: حضور مستقیم و رسمی امریکا بهعنوان سردمدار جنگ، اگرچه در ظاهر بار تهدید را سنگینتر میکرد، راهبردی متحولشده را در برابر ایران گشود: «بازدارندگی از طریق آفند بیامان». امریکاییها تصور میکردند با دراختیارگرفتن فرماندهی میدان، دست ایران برای کنش، محدود خواهد شد، اما نقطه ثقل محاسباتی دشمن، یعنی شبکه یکپارچه پدافندی- اطلاعاتی سنتکام در جنوب خلیجفارس، هدف حملات برقآسا و ناهمگرای ایران قرار گرفت. این پایگاهها که با هزینه کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اداره میشدند، حکم چشمها و گوشهای راهبردی رژیمصهیونیستی را داشتند. راهبرد عملیاتی ایران، نه صرفاً انهدام تجهیزات که «کور کردن راهبردی» دشمن بود. نتیجه این حمله قاطع، ایجاد شکافی مهلک در سپر دفاعی رژیمصهیونیستی بود؛ شکافی که امکان نفوذ پهپادهای ایرانی، حتی از سادهترین انواع، را تا روز پایانی جنگ به آسمان سرزمینهای اشغالی فراهم ساخت و فروپاشی دکترین پدافندی دشمن را رقم زد. پس از این هم حتی اگر رژیمصهیونی ظاهراً بهتنهایی سودای احیای جنگ را در سر داشته باشد، منافع امریکاییها نیز آماج حمله خواهد بود.
۲- «بازدارندگی تهاجمی»: دکترین پیشین ایران در «کنترل تنش در زیر سطح جنگ» تعریف میشد، اما جنگ چهلروزه نقطه عزیمت به «بازدارندگی از طریق گسترش جغرافیای بحران» بود. با انسداد راهبردی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی ایران قواعد بازی را که دشمن برای جنگی محدود و تحت فرمان خود طراحی کرده بود، درهم شکست. این اقدام که تبلور «اهرم فشار هوشمندانه» بود، یکباره ابتکار عمل اطلاعاتی و راهبردی را از واشینگتن و تلآویو گرفت. محاسبات دشمن که بر پایه مهار بحران در مرزهای ایران و حفظ امنیت خطوط مواصلاتی انرژی بنا شده بود، با یک ضربه دکترینی از هم گسست و نبرد به مستأصلترین وضعیت برای مهاجمان، در منطقهای به وسعت اراده ایران، کشیده شد.
۳- «ابهام فعال»: اگر در نبرد دوازدهروزه بذر «دکترین ابهام» پاشیده شد، در جنگ چهلروزه درخت آن به ثمر نشست و به «راهبرد ابهام فعال» تکامل یافت. دستگاه محاسباتی و برآورد اطلاعاتی ایالاتمتحده در تشخیص الگوی تصمیمگیری ایران کاملاً فلج شد. اعتراف مکرر مقامات عالیرتبه امریکا مبنی بر نشناختن مرکز ثقل و سازوکار توزیع قدرت در ایران، ثمره طراحی هوشمندانه ایران برای مخدوشسازی کامل میدان شناختی دشمن بود. این ابهام استراتژیک، ضربهای کاریتر از یک حمله نظامی زد، چراکه دشمن در فضایی از عدم قطعیت کامل، توان پیشدستی راهبردی خود را از کف داد و در موضع واکنشی و انفعال قرار گرفت.
۴- «تابآوری موزاییکی» در برابر شوک ترور: شهادت جمعی از فرماندهان ارشد در ساعات نخستین جنگ، به دلیل گذار از فرماندهمحوری به ساختارمحوری یا همان «دفاع موزاییکی» بیاثر بود. در این دکترین که شبکهای از یگانهای عملیاتی مستقل و برخوردار از اختیار عمل کامل است، شوک ناشی از حذف فیزیکی کارگزاران، به اختلال در کارکرد ساختار نمیانجامد. پاسخ ایران نهتنها با تأخیر یا سردرگمی مواجه نشد، بلکه با واکنشی فوری، تمامعیار و راهبردی، افسانه فروپاشی سلسلهمراتب فرماندهی را نقش بر آب کرد. این بزرگترین شکست اطلاعاتی و عملیاتی دشمن بود که فهمید با ساختاری روبهروست که مرگ فرماندهان، آن را متوقف نمیکند، بلکه به چرخدندههای جنگیاش شتابی انتقامجویانه میبخشد.
۵- نظام جانشینپروری: مشاهده شد که از روز نخست تا چهلم، نهتنها خلأ قدرت پدید نیامد، بلکه نظام سیاسی- نظامی در کمال اقتدار میدان را مدیریت کرد. این امر، گواه موفقیت برنامهریزی بلندمدت در «نظام جانشینپروری راهبردی» است. طراحی ساختار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بهگونهای تکاملیافته که بهجای اتکا به افراد، بر فرآیندی خودترمیمشونده تکیه دارد. کارگزاران در دل این ساختار، اگرچه ارزشمند و نمادین هستند، اما ضامن بقای نظام فرماندهی نیستند. این اطمینانبخشی ساختاری بود که تصور دشمن از ایجاد فروپاشی روانی- فرماندهی با شوک ابتدایی را به سرابی راهبردی بدل ساخت.
جنگ چهلروزه را میتوان نقطه عطف تحولی دکترینال در راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران دانست. تلفیق «بازدارندگی آفندی»، «ابهام فعال»، «تابآوری موزاییکی» و «جانشینپروری ساختاری»، موازنه قدرت را در سطح منطقه برای همیشه دگرگون کرد و عصر جدیدی از دکترین امنیتی ایران را رقم زد که در آن، ابتکار عمل و غافلگیری راهبردی برای همیشه در اختیار تهران خواهد بود. اگر جنگی هم باز در پیش باشد از رهاوردهای این تحول شگرف متأثر خواهد شد.