امروز مشهد به قلب تپنده ایران تبدیل شده است. شهری که هر خیابانش نشانی از حضور زائران دارد و هر قدم، بخشی از یک حکایت بزرگ است جوان آنلاین: امروز مشهد به قلب تپنده ایران تبدیل شده است. شهری که هر خیابانش نشانی از حضور زائران دارد و هر قدم، بخشی از یک حکایت بزرگ است. زائران، با نیتهای مختلف میآیند؛ یکی با دلتنگی، دیگری برای شکرگزاری، آن یکی با امید به گشایش و جمعی هم با هزاران حرف ناگفته. اما وجه مشترک همه آنها، احساسی است که در لحظه ورود تجربه میکنند و آن هم حسِ پذیرفتهشدن است. نکته مهم این که، این حالوهوا محدود به مشهد نیست. در شهرهای دیگر نیز نشانههای ایام کرامت کاملاً مشهود است؛ از برپایی جشنها و موکبها تا پخش نذری و فعالیتهای مردمی که هر سال در چنین روزهایی انجام میشود. گویی شعاعی از حرم، بر سراسر ایران گسترده شده و هر شهر و روستا، سهمی از این نور را در خود دارد.
پیش از آنکه زائر به صحن و سرای حرم برسد، نشانههای میزبانی آغاز شده است. در مبادی ورودی مشهد، پایانههای مسافربری، ایستگاههای راهآهن و مسیرهای اصلی، خادمان ایستادهاند.
در دستشان گلهایی تازه است و بستههایی متبرک. با لبخند به استقبال آمدهاند، سلام میکنند و خوشآمد میگویند. همین مواجهه کوتاه، برای بسیاری از زائران بهیادماندنی و یادگاری گرانبهاست که برای همیشه میماند.
برای مسافری که ساعتها در راه بوده، این استقبال از یک تعارف ساده فراتر رفته و به استقبالی بینظیر تبدیل میشود. حالا او میداند سفرش دیده شده، حضورش ارزشمند است و میهمان جایی است که پیشاپیش به استقبالش آمدهاند.
در مسیرهای منتهی به حرم و اطراف آن، موکبها یکی پس از دیگری برپا شدهاند. هر کدام با امکاناتی ساده و خدماتی بیمنت، هر از راه رسیدهای را برای استراحت و تجدید قوا دعوت میکنند.
بوی نان داغ به مشام میرسد و چای تازه دم در استکان و وعدههای کامل غذا که برای زائران و رهگذران آماده شده است. شیرینی و کیک و حتی بستنی، کام میهمانان را شیرینتر میکند.
در این فضا، هیچکس سؤال نمیپرسد که چه کسی هستی یا از کجا آمدهای. زائر، مجاور یا رهگذر، همه یک عنوان دارند و آن هم «میهمان امام رضا (ع)» است.
همه دور سفرهای جمع شدهاند که بیانگر فرهنگ میهماننوازی و ارادت ایرانیان به میزبان آن است.
خادمانِ بینام، اما همیشه در صحنه
در داخل حرم، بیش از ۶۰۰ خادم در بخش فرش، مسئولیت آمادهسازی فضایی به وسعت حدود ۲۰۰هزارمتر مربع را بر عهده دارند.
هر فرش، با دقت و وسواس پهن میشود تا با ایجاد فضایی آرام و منظم برای زائران، هر مراسمی را باشکوهتر کند. رفتوآمد هزاران نفر، نیازمند نظمی است که این خادمان بیوقفه آن را حفظ میکنند. تلاشی که کمتر به چشم میآید، اما بخش مهمی از زیارت را تشکیل میدهد. یکی از جلوههای مهم کرامت، در دسترس بودن آن برای همه است. در قالب طرح «یا معینالضعفا»، سالمندان و توانیابان، میهمانان ویژه این ایام هستند. هر روز، گروههایی از این عزیزان با وسایل حملونقل ویژه به حرم منتقل میشوند. از لحظه خروج از خانه تا حضور در کنار ضریح، خادمان همراهشان هستند.
برای بسیاری از آنها، این زیارت در اصل تحقق آرزویی است که شاید سالها در دل داشتهاند. این طرح، نشان میدهد که در این حریم، هیچکس از دایره توجه بیرون نمیماند.
اولین صدا برای یک زندگی تازه
در بیمارستانهای مشهد هم نوع دیگری از کرامت در جریان است. نوزادانی که تازه متولد شدهاند، نخستین صداهایی که میشنوند، نوای اذان و نام امام رضا (ع) است.
در قالب طرح «سروش مهر»، خادمان با حضور در بیمارستانها، ضمن خواندن اذان در گوش نوزادان، هدیهای متبرک به خانوادهها تقدیم میکنند.
برای پدر و مادرها، این لحظه معنایی خاص دارد و شروعی است که با نامی مقدس گره خورده و به عنوان خاطرهای ماندگار در ذهنشان ثبت میشود.
کرامت، گاهی در سکوت یک دعا نیست؛ در حل یک مشکل بزرگ است. بر همین اساس در قالب طرح «یا ضامن آهو»، خادمان با همکاری نهادهای مرتبط، برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد تلاش میکنند.
کاری که فقط به کمکهای مالی منتهی نمیشود. گفتوگو، میانجیگری و جلب رضایت شاکیان، بخش مهمی از این فرایند است. خادمان، با صبوری، پای صحبتها مینشینند تا راهی برای صلح پیدا شود.
وقتی پروندهای به نتیجه میرسد، فقط آزادی یک فرد نیست؛ بلکه بازگشت یک پدر، یک مادر یا یک فرزند به آغوش خانواده و ادامه جریان امید و تغییر مسیر زندگی است.
رسیدن هدیه به خانهها
در کنار همه این فعالیتها، طرح «ارمغان رضوی» بُعد دیگری از جریان رفتن حرم به خانههاست. بستههای متبرکی که در حرم مطهر آماده میشود، به شکل گسترده در سراسر کشور توزیع میگردد.
ویژگی این طرح، در غیرمنتظره بودن آن است. خانوادهها، بدون اطلاع قبلی، این هدایا را دریافت میکنند. لحظهای که در را باز میکنند و با این بستهها روبهرو میشوند، اغلب همراه با شگفتی و خوشحالی و اتفاقی شگفتانگیز است.
این هدایا، هرچند کوچک هستند، اما حامل حس بزرگ دیدهشدن و پیوندی میباشند که هیچ فاصلهای نمیتواند آن را از بین ببرد.
در میان شلوغی صحنها، چایخانههای حرم، فضایی برای مکث ایجاد میکنند. زائران، پس از زیارت یا در میانه مسیر، لحظهای میایستند، چای مینوشند و نفسی تازه میکنند.
این چایخانهها در نقاط مختلف حرم مستقر شده و بهصورت شبانهروزی فعال هستند. خدمات ساده، اما بسیار شیرین و بهیادماندنی است.
دهه کرامت، از کنار هم قرار گرفتن همین صحنهها شکل میگیرد؛ از لبخند یک خادم تا اشک شوق خانوادهای دلشکسته، از چای داغ یک موکب تا سکوت یک دعا در گوشهای از حرم. مجموعه تصاویر و اتفاقاتی از جریانی زنده و پویا که نامش «کرامت» است و در این روزها، در رفتار مردم، در تصمیمها و در نگاهها ساری و جاری است.