بیش از یک میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی محو شده، ترددها ۹۶درصد سقوط کرده؛ و این نتیجه رویارویی ایران و امریکا در «بازی درد متقابل» است که با بستن تنگه هرمز کلید خورده، با محاصره امریکا عمیقتر شده و حالا کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار داده است. کدام طرف در این بازی پیروز خواهد بود؟ تهران تحمیل درد بیشتری دارد یا امریکا؟ جدیدترین ارزیابی نیویورکتایمز این است: جنگ، دونالد ترامپ را «گروگان ایران» کرده است. جوان آنلاین: بیش از یک میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی محو شده، ترددها ۹۶درصد سقوط کرده؛ و این نتیجه رویارویی ایران و امریکا در «بازی درد متقابل» است که با بستن تنگه هرمز کلید خورده، با محاصره امریکا عمیقتر شده و حالا کل اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار داده است. کدام طرف در این بازی پیروز خواهد بود؟ تهران تحمیل درد بیشتری دارد یا امریکا؟ جدیدترین ارزیابی نیویورکتایمز این است: جنگ، دونالد ترامپ را «گروگان ایران» کرده است. «تنها عبور پنج کشتی در شبانهروز به طور متوسط»، این خلاصه وضعیت تنگه هرمز تا همین امروز است، جایی که میانگین تردد پیش از جنگ، ۱۴۰کشتی در روز بود ولی حالا اقتصاد جهانی روزانه حدود ۱۳میلیون بشکه نفت خود را از دست میدهد. طبق محاسبات Energy Intelligence، مجموع زیان تجمیعی نفت ازدسترفته از شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس تا هفته اول می۲۰۲۶، یعنی سه روز دیگر، از یک میلیارد بشکه فراتر خواهد رفت. در «بازی ایجاد درد متقابل» که ایران و امریکا برای یکدیگر راه انداختهاند، کدام یک قفسه سینه بزرگتری دارد؟!
از اکتبر ۱۹۸۷ که ارتش امریکا در کشاکش جنگ عراق به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس حمله کرد، تهران نشان داده که تحمیل درد اقتصادی نمیتواند نتیجه رویارویی با ایران را تعیین کند. دونالد ترامپ روز ۱۵ آوریل، یک روز بعد از دستور محاصره ایران، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که محاصره «بسیار خارقالعاده» بوده و «قویتر از چیزی است که انتظار میرفت» و بعد هم در ۲۲ آوریل در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت که ناوگان ششم امریکا «کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد». دو روز بعد، ناو هواپیمابر «یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش» نیز به سه ناو موجود در منطقه پیوست و آنگونه که سنتکام گفته، از ۱۳ آوریل تا الان، نیروی دریایی امریکا دستور بازگشت ۳۸ کشتی مرتبط با ایران را صادر کرده؛ اما دادههای لویدز لیست نشان میدهد که در همین مدت، دستکم ۳۴ کشتی از «ناوگان سایه» ایران خط محاصره را شکستهاند.
فشار ۱۰ درصدی: زیاد ولی قابلتحمل
ایران همچنان یک کشور نفتی شناخته میشود، ولی حقیقت این است که تحریمهای امریکا که از میانه دهه ۱۹۹۰ شروع شده و طی دو دهه گذشته تشدید و باعث شده مقامهای ایرانی مجبور شوند اتکای خود را به نفت کم کنند. طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، سهم بخش نفت و گاز در تولید ناخالص داخلی طی سال ۱۴۰۳ معادل ۷/ ۲۴ درصد، یعنی حدود یکچهارم است. با این حال، محاصره امریکا به این معنی نیست که ایران یک چهارم درآمدهای خود را از دست میدهد. رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده اولویتهای دفاعی واشینگتن، معتقد است حتی در صورت قطع کامل صادرات نفت، این آسیب حداکثر به ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران محدود خواهد ماند. کلانیک میگوید: «حتی اگر محاصره تمام تجارت نفت را قطع کند که نخواهد کرد، حداکثر خسارت ممکن است ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی باشد. این برای شرایط صلح ضرر بزرگی است، اما با توجه به اینکه ایران در جنگ است، چندان هم بد نیست.» این در حالی است که کلانیک معتقد است اوکراین پس از حمله تمامعیار روسیه در سال ۲۰۲۲، ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را از دست داده است. سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصاد، معتقد است: «اگر ایران آسیب ببیند، آسیب به کشورهای جنوب خلیجفارس قطعاً بیشتر خواهد بود. اقتصاد کویت و قطر ۸۰ تا ۹۰ درصد متکی به نفت است، اما ایران برای چنین روزی خود را سالهاست آماده کرده است.»
دور زدن با «ناوگان سایه» و جغرافیای زمینی
ایران طی یک دهه، «ناوگانی سایه» (Shadow Fleet) متشکل از نفتکشهایی را ساخته که از غرب و بیمه غربی استفاده نمیکنند. اکنون آن شناورها در حال عبور از تنگه هرمز هستند، در حالی که رقبای آن از این گذرگاه حیاتی قفل شدهاند. طبق گزارش «میدل ایستآی»، ایران از زمان شروع جنگ موفق شده به طور متوسط روزانه ۰۲ /۱ میلیون بشکه نفت صادر کند. نفتکشهایی با نامهایی مانند «نیکی» که در ۲۴ آوریل با پرچم ایران و بدون ذکر مقصد از تنگه عبور کرد، سمبل این وضعیت هستند. تاکتیکهایی مانند خاموش کردن فرستندهها، جعل هویت و جابهجایی محموله در دریا، شناسایی را حتی برای مدرنترین ناوهای امریکایی دشوار کرده است.
ژئوپلیتیک در این نبرد شاید از این هم مهمتر باشد. ایران با ۸ هزار کیلومتر مرز مشترک با همسایگان، ۵۰ میلیارد دلار تجارت مرزی سالانه دارد. طبق گزارش «تایمز آو ایندیا»، ایران از دریای خزر تا راهآهن چین، شبکهای از کریدورهای شمال- جنوب را فعال کرده و از بندر گوادر پاکستان به آسیای مرکزی و چین متصل میشود. اخیراً اعلام شد که مسیر ۱۱۷ کیلومتری ماهیرود به فراه افغانستان که سالها به دلیل کمبود اعتبار و مسائل امنیتی ناتمام مانده بود، با پیشرفت ۹۳ درصدی و تزریق ۵ /۳ میلیون یورو در دولت چهاردهم در آستانه تکمیل است، چیزی که نشانه ظرفیتهای ایران برای بیاثر کردن محاصره دریایی ترامپ را نشان میدهد.
در این بین، چین منافع ویژهای دارد که کار بیاثرسازی محاصره را برای ایران آسانتر میکند. سال ۲۰۱۲ که تحریمهای شدید نفتی علیه ایران اعمال شد، اروپاییها خرید نفت ایران را متوقف کردند و ژاپن و کره جنوبی هم سهمشان را کاهش شدیدی دادند، اما چین نه تنها خرید نفت را متوقف نکرد، بلکه طبق گزارش والاستریت ژورنال، مکانیسم «نفت در برابر کالا» و سامانه بانکی موازی (از جمله بانک کولون) را به ارزش دهها میلیارد دلار در سال ایجاد کرد. بانک کولون را وزارت خزانهداری امریکا از همان سال ۲۰۱۲ تحریم کرد، ولی این بانک دقیقاً به دلیل تحریمهای امریکا به یک مزیت استثنایی دست پیدا کرد: «مصونیت ناشی از نداشتن چیزی برای از دست دادن». حالا این سیستم نهتنها در شرایط جنگ به کمک ایران آمده، بلکه تهران- پکن را به هم نزدیکتر کرده است. در ۲ آوریل ۲۰۲۶، مقامهای ایرانی اعلام کردند که پرداخت عوارض عبور کشتیها از تنگه را نیز به یوان یا ارز دیجیتال خواهند پذیرفت، چیزی که چینیها در قبال آن سکوت توأم با رضایت کردهاند. پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) کاری شبیه به سوئیفت میکند و در ماه مارس یک رکورد ۹۲۱ میلیارد یوانی (۱۳۵ میلیارد دلار) را ثبت کرده است.
«جعبه ابزار» انطباق در شرایط سخت
ایالات متحده از اواخر دهه ۱۹۷۰ تحریمهای اقتصادی علیه ایران را آغاز کرد، در دهه ۱۹۹۰ تشدید کرد و از حوالی سال ۲۰۱۰، باراک اوباما آن را به اوج رساند. کسانی مانند میعاد ملکی، عضو ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها و استراتژیست ارشد سابق تحریمها در وزارت خزانهداری ایالات متحده، معتقدند محاصره، بحران ارزی و آسیب به بخشهای کلیدی صادرات، ایران را سریعتر از دشمنانش تحت فشار قرار داده است. مکس بوت، عضو ارشد شورای روابط خارجی (CFR)، میپرسد: «واقعاً این سؤال مطرح است که کدام کشور، امریکا یا ایران، قدرت تحمل درد بیشتری دارد؟»
اینکه اقتصاد ایران هزینههای سنگینی میپردازد، انکارناپذیر است، ولی بسیاری از کارشناسان بعد از ۳۹ روز جنگ بیسابقه ایران با امریکا و اسرائیل، متقاعد شدهاند که ایران تابآوری بالایی دارد که در مقایسه با رقیبانش بیشتر است. محققان کانسین و پارکسلی از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) وضعیت فعلی را «جنگ استقامت، نه جنگ قدرت آتش» تعبیر کردهاند و میگویند که ایران از تنگه هرمز برای افزایش هزینههای جهانی استفاده میکند و شرط میبندد که میتواند از اراده سیاسی ایالات متحده پیشی بگیرد.
ریچارد هاس، مشاور سیاست خارجی جورج دبلیو بوش، معتقد است: «ایران بسیار مقاومتر و مبتکرتر از چیزی بود که او (ترامپ) برای آن آماده شده بود. تقریباً تمام فرضیات دولت اشتباه از آب درآمده است.» هادی کهلزاده، پژوهشگر مرکز توسعه و پایداری جهانی در دانشگاه برندایس، توضیح داده ایران طی دهههای اخیر، به خصوص بعد از سال ۲۰۱۰، «جعبه ابزار انطباق با تحریم» را ساخته است: تنوعبخشی به اقتصاد، کاهش وابستگی به واردات مواد اولیه استراتژیک، کانالهای مالی غیردلاری (سامانه ستاره و غیره)، و ناوگان سایه. همه اینها، در شرایط کنونی به یاری ایران آمدهاند. سالواتوره مرکوگلیانو، استاد تاریخ دریانوردی در دانشگاه کمپبل در کارولینای شمالی، میگوید: «محاصرهها معمولاً فقط یکی از ابزارهای مکانیسمی هستند که در یک درگیری استفاده میشوند. آنها میتوانند مهم باشند. اما این تنها یک عنصر است؛ و من فکر نمیکنم برای متقاعد کردن ایرانیها کافی باشد.» آندریاس کریگ از (King’s College London) در ایندیپندنت نوشته که ایران میتواند این نوع فشار را بیشتر از آنچه بیشتر خارجیها مایل به پذیرش آن هستند تحمل کند و این وضعیت رهبری ایران را تقویت خواهد کرد.
نکته قابلتوجهی که بسیاری به آن اشاره میکنند این است که اقتصاد امریکا نیز از وضعیت آسیب متقابل مصون نیست؛ قیمت بنزین از چهار دلار عبور کرده و اقتصاد جهانی نیز زیر فشاری بیسابقه قرار دارد، فشاری که حالا با ابراز تمایل مقامهای ایرانی برای گشودن تنگه هرمز به شرط لغو محاصره، جنبه روانی آن را به امریکا منتقل میکنند. اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا کند، ممکن است خریداران نفت خلیج فارس به این نتیجه برسند که دولت ترامپ از محاصره هرمز برای آسیب زدن به رقبایش استفاده میکند، به خصوص که گزارش جدید اداره اطلاعات انرژی امریکا نشان داده که صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی ایالات متحده طی هفته اخیر به رکورد بیسابقه ۹/ ۱۲ میلیون بشکه در روز رسیده که ظن و گمانها درباره سوءاستفاده امریکا از شرایط بازار برای فروش نفت را هم تقویت میکند. ماورین دود، نویسنده ارشد و پرسابقه نیویورک تایمز، روز یکشنبه وضعیت رئیسجمهور امریکا را با داستان کوتاه «باج» (The Ransom of Red Chief) اثر او. هنری مقایسه کرده است. در این داستان کمیک، دو آدمربای سادهلوح پس از ربودن پسر شرور یک شهردار، چنان از دست او به ستوه میآیند که در نهایت مجبور میشوند برای پس دادن گروگان به پدرش پول بپردازند. به باور ماورین دود، ترامپ نیز مانند آن دو آدمربا با پیروی از «ماجرای بیاساس» بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران وارد باتلاقی شده که اکنون خود اسیر آن است، به طوری که ادامه جنگ برایش هزینههای سنگین دارد و عقبنشینی نیز به همان اندازه سخت و پرهزینه است.