شهدای فتنه
گفت‌و‌گوی «جوان» با خواهر شهید مدافع امنیت پاسدار «سجاد ذبیحی» از شهدای فتنه اخیر 
سجاد خادم امام‌رضا (ع) بود. همیشه به خانمش می‌گفت اگر روزی شهید شدم، مرا به حرم امام‌رضا (ع) ببرید. خودش آخر هر ماه حتی اگر حدود ۴۸ ساعت وقت داشت به زیارت امام‌رضا (ع) می‌رفت. وقتی به شهادت رسید طبق وصیتش پیکرش را به حرم امام‌رضا (ع) بردیم و به همراه شهدای مشهد تشییع شدند؛ یک شب در حرم ماند و بعد پیکرش برگشت
گفت‌و‌گوی «جوان» با خانواده شهید فراجا ولی‌اله صفری از شهدای فتنه امریکایی –صهیونی ۱۸ دی ماه اصفهان 
همکاران پدرم می‌گویند در آن روز اغتشاشگران زیادی در محل حضور داشتند. همکار بابا، شهید محمد همتی جلو می‌آید و پدرم را سوار موتور می‌کند تا با هم برگردند. اما ناگهان اغتشاشگران موتور آنها را زمین می‌زنند و بعد هم آن وحشیگری‌های داعش گونه‌شان را انجام می‌دهند 
مروری به زندگی جهادی شهید نورعلی شوشتری و فرزندش فرج‌الله شوشتری که در اغتشاشات اخیر به شهادت رسید
زمانی که سردار شوشتری در جبهه‌های دفاع‌مقدس حضور داشت، فرج‌الله کودکی خردسال بود. او که سال ۱۳۵۶ در مشهد به دنیا آمد، در پایان دفاع‌مقدس ۱۱ سال داشت، اما در خلال دهه ۶۰ مثل خیلی از بچه‌هایی که پدران‌شان به جبهه می‌رفتند، در فضایی بزرگ شد که پدر مرتب به جبهه می‌رفت و مادر خانه و زندگی را اداره می‌کرد
گفت‌وگوی «جوان» با برادر و همسر مهندس شهید حاتم عبدی از شهدای حافظ امنیت قزوین در اغتشاشات اخیر
همسرم زمان کرونا علاوه بر کار شرکت و کار خیریه مسجد که بر عهده داشت، خیلی هم به مردم در آن ایام سخت کمک می‌کرد. آنقدر که حضورش در منزل خیلی کم شده بود. گاهی آنقدر کارش زیاد بود که باعث می‌شد گوشت‌هایی که باید برای خیرین خرد و تقسیم می‌کرد، به ما می‌داد تا خودمان در منزل خرد و تقسیمش کنیم
گفت‌و‌گوی «جوان» با همسر شهید فراجا سید علی خشوعی از شهدای فتنه امریکایی – صهیونیستی دی ماه ۱۴۰۴
علی‌آقا برای تأمین مخارج زندگی‌مان به کار‌های دیگر روی آورد؛ مثل نقاشی کردن، نصب دوربین و کار در تاکسی اینترنتی. به طور متفرقه هر کاری برایش پیش می‌آمد انجام می‌داد تا بتواند هزینه‌های زندگی‌مان را تأمین کند. همه تلاش علی آقا این بود که زندگی‌مان را با همین رزق حلال اداره کند
گفت‌وگوی «جوان» با برادر و همسر شهید سیدحسین حسنی‌نژاد که ۱۹ دی ماه به دست اغتشاشگران در گچساران به شهادت رسید
در فتنه امریکایی دی ۱۴۰۴ طی دو شب ۳ هزار و ۱۱۷ نفر جان باختند. از این تعداد ۲ هزار و ۴۲۷ نفر شهید شدند
گفت‌وگوی «جوان» با خواهر شهید محسن حاجی‌زاده از شهدای حافظ امنیت در اغتشاشات اخیر 
پیدا کردن پیکر برادرم حدود سه روز طول کشید. آن هم به دلیل حمله اغتشاشگران به سردخانه کهریزک بود. در این حمله وحشیانه آنها کاور برخی پیکر‌ها را پاره یا کد شناسایی جسد‌ها را کنده و جا به جا کرده بودند. سیستم ثبت را هم به هم ریخته بودند. اینطور شد که خیلی‌ها مجبور شده بودند خودشان بروند و یک به یک پیکر‌ها را ببینند
گفت‌وگوی «جوان» با همسر شهید فراجا سرگرد ابوالفضل عرب که در جنایات مزدوران اجنبی امریکایی - صهیونیستی به شهادت رسید
ابوالفضل در جریان دفاع از مرکز نظامی که مورد حمله آشوبگران قرار گرفته بود به شهادت رسید. تروریست‌ها اول با قمه به او حمله کردند بعد هم با سلاح گرم شلیک کردند. هنگام شهادت یک برگه مأموریت در جیبش بود که نوشته بود «تا ابد و یک روز»، یعنی مأموریت من ابدی است. خیلی‌ها به او می‌گفتند شما شهید زنده هستید، خودش هم همیشه به شوخی و جدی می‌گفت من آخر شهید می‌شوم
گفت‌و‌گوی «جوان» با خانواده شهید فراجا عباس اسدی که در جنایات مزدوران اجنبی امریکایی –صهیونیستی به شهادت رسید
خیلی عاشق رهبر بود. دعای همیشگی‌اش این بود که می‌گفت: «خدایا، از عمر خودم و فرزندانم بگیر و به عمر حضرت آقای خامنه‌ای بیفزا.» این دعا را بار‌ها تکرار می‌کرد و می‌گفت: «دوست ندارم حتی یک تار مو از سر رهبرمان کم شود.»
گفت‌و‌گوی «جوان» با خواهر سرهنگ پاسدار شهید مهدی رحیمی که در اغتشاشات اخیر ازسوی تروریست‌ها در ایلام به شهادت رسید‌
نوشته‌هایی از برادرم موجود است که گفته بود: من سرباز وطنم، سرباز امام زمانم. برای وطنم غیرت دارم. راهم راه امام حسین (ع) است و در راه‌شهدای ولایت می‌مانم. آخرین بار که به خانه مادرآمده بود مقابل عکس پدربزرگ شهیدم که روی دیوارخانه بود ایستاد و سلام نظامی کرد. گفت: پدربزرگ وقتش است!
۱