جنگ نشان داد دشمنی امریکا و اسرائیل با ایران و مردم ایران است، به ویژه که ترامپ چند بار وقتی تعابیر توهینآمیز و تهدیدگر را به کار میبرد، صراحتاً کلمه «مردم» ایران را به کار برد نه «دولت» و «حکومت» ایران. بخش زیادی از قشر خاکستری نیز قانع شد که تفکیکهای دشمنان فقط برای فریب بود و «مقاومت ملی» شکل گرفت. جوان آنلاین: جنگ نشان داد دشمنی امریکا و اسرائیل با ایران و مردم ایران است، به ویژه که ترامپ چند بار وقتی تعابیر توهینآمیز و تهدیدگر را به کار میبرد، صراحتاً کلمه «مردم» ایران را به کار برد نه «دولت» و «حکومت» ایران. بخش زیادی از قشر خاکستری نیز قانع شد که تفکیکهای دشمنان فقط برای فریب بود و «مقاومت ملی» شکل گرفت.
عمادالدین باقی، حقوقدان و تحلیلگر سیاسی در گفت و گویی تفصیلی با ایرنا، با بیان اینکه یکی از مهمترین عوامل درباره خطای محاسباتی امریکا و اسرائیل و ملی شدن مقاومت ایرانیان، عملکرد خود دشمن بود، گفت: آنها ماهها تبلیغ کردند که حساب جمهوری اسلامی از ایران جدا است و اینکه با جمهوری اسلامی میجنگند نه ایران! و با مردم کاری ندارند و فقط نظامیان را میزنند! جنگ ۱۲ روزه این تبلیغات را خراب کرد، ولی با قدرت بیشتری آن تفکیک دروغین را دوباره ساختند. نیروهای مستقل و ملی با صدور بیانیههای جمعی این تبلیغات را متزلزل کردند و نشان دادند هر تجاوزی را به هر بهانهای به ایران نمیپذیرند و «توان دفاعی» را جزو «سرمایههای ملی» میدانند، چون تجربه سوریه را پیش روی خود داشتند، اما در جنگ دوم در ۹ اسفند ۱۴۰۴ کشتار حدود ۱۷۰کودک در مدرسه میناب، درست در اولین ساعت حمله غافلگیرانه متجاوزان، تمام آن تبلیغات را منهدمکرد.
میناب حلقه اول جنایت امریکا علیه مردم بود
این تحلیلگر سیاسی با تأکید بر اینکه فاجعه میناب یک تراژدی جهانی شد و افکار عمومی دنیا را برانگیخت، گفت: میناب این ظرفیت را دارد که حاکمان امریکا و اسرائیل به عنوان «جنایتکار جنگی» تحت تعقیب قرار گیرند، آنها به جای گستاخی باید تنبیه شوند. روی این جنبه از جرم و جنایت متجاوزان گرچه کارهای نمادین و ارزشمندی انجام شده ولی متأسفم که کارهای مؤثرتری به ویژه از نظر حقوقی و در قالب کمپینهای حقوقی دولتها و سازمانهای موجه انجام نمیشود. در مذاکرات احتمالی باید فاجعه مدرسه میناب یک بند مستقل باشد و در رسانههای جهان این بند مطالبه مجازات مجرمان، مطرح شود. هر چند امریکا و اسرائیل کوشیدند با سکوت یا اشتباه قلمداد کردن، از ارتکاب این جنایت هولناک عبور کنند، اما بمباران مدارس و بیمارستانها و کارخانههای داروسازی و خانههای مردم ثابت کرد که اشتباهی در کار نبودهاست.
وی با اشاره به تخریب برخی زیرساختهای کشور در جنگ اخیر و تأثیر آن بر افکار عمومی گفت: زمانی که ترامپ جلوی چشم جهانیان رسماً اعلام کرد پلها و نیروگاهها و پتروشیمی را بمباران میکنیم و اسرائیل هم خطوط ریلی را به آن افزود، دیگر برای هیچکس تردیدی نماند که میناب فقط حلقه اول جنایت علیه مردم بود. حرفهای ترامپ در حالی بود که در اسناد بینالمللی صراحتاً حمله به تأسیسات مدنی و عامالمنفعه ممنوع شدهاست، خصوصاً که از پل و تأسیسات آب و برق و بیمارستان نام برده شدهاست. عجیب اینکه از قدیم این قواعد وجود داشت و در مقررات جنگی اسلامی هم آسیب رساندن به تأسیسات مدنی و عمومی و خانهها و حتی درختان ممنوع شدهاست.
باقی ادامه داد: اینها نشان داد دشمنی امریکا و اسرائیل با ایران و مردم ایران است، به ویژه که ترامپ چند بار وقتی تعابیر توهینآمیز و تهدیدگر را به کار میبرد، صراحتاً کلمه «مردم» ایران را به کار برد نه «دولت» و «حکومت» ایران. اسرائیل و امریکا، پلها و خطوط ریلی را بمباران و با افتخار اعلام کردند و به اعتراض نهادهای بینالمللی درباره اینکه «جنایت جنگی» است هم اعتنا نکردند. ۱۳ شهید حمله به پل کرج، مردمی بودند که طبق سنت باستانی ایرانی برای روز سیزده به در، به طبیعت رفته بودند. به این ترتیب بود که بخش زیادی از قشر خاکستری هم قانع شد که آن تفکیکها فقط برای فریب بوده و «مقاومت ملی» شکل گرفت.
فراری جنگ ویتنام نمیتواند فداکاری ملت ایران را درک کند
این تحلیلگر سیاسی با تأکید بر اینکه دشمن با رفتارهایش غریزه بقا را تحریک کرد، گفت: وقتی تهدید حمله به تأسیسات زیربنایی پیش آمد و عدهای از شهروندان زنجیره انسانی در اطراف برخی نیروگاهها تشکیل دادند، ترامپ که خودش در جنگ ویتنام تظاهر به بیماری کرد تا از رفتن به جنگ فرار کند و فرد بزدلی است و نمیتواند فداکاری مردم برای میهن شان را درک کند، گفت حکومت سپر انسانی درست کرده در حالی که حکومت نمیتواند کسی را مجبور کند که جان خود را به خطر بیندازد.
این حقوقدان در پاسخ این پرسش که یکی از مؤلفههای تابآوری مردم در ایام جنگ، تأمین معیشت مردم و کنترل شرایط اقتصادی کشور از سوی دولت بود، این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید، اظهار کرد: مسئولان کشور پیشبینی جنگ را کرده بودند، به همین دلیل سیلوهای ذخیره سه ماهه را که همواره برای شرایط اضطراری وجود دارد، تبدیل به ذخیره شش ماهه کردند و این اقدام مهمی بود. حضور مسئولان در میدان و تأمین معاش مردم در تابآوری آنها مؤثر بود، اینکه بیش از ۸۰ درصد مواد خوراکی، تولید داخل است نیز فاکتور مهمی است، اما درک و شعور خود مردم، مؤثرتر از همه این موارد بود. رفتار مردم باید زیر ذرهبین میرفت تا ببینید چقدر خود آنها مؤثر بودند.
جغرافیای ایران به مثابه مؤلفه قدرت ایرانیان
باقی در پایان با تأکید بر اینکه جغرافیای ایران یکی از بزرگترین مؤلفههای قدرت ایرانیان و نعمت بزرگی است، تصریح کرد: ۳۱ استان ایران مانند ۳۱ کشور است و موج مهاجرت در داخل این مجموعه جابهجا میشود. در زمان جنگ از شهرهای مختلف تماس میگرفتند و از ساکنان مناطق مورد حمله دعوت میکردند. بعضی استانهای ایران به تنهایی از بعضی کشورهای اروپایی بزرگتر هستند، ژاپن کمتر از یک چهارم ایران است. طمع قدرتها به ایران و تلاشهای ناکام برای فروپاشی آن بیدلیل نیست. این حکومت است که باید قدر این سرمایه را بداند و با رفتار کاملاً حقوقی و با شهروندمداری، همه ایرانیان را به یک چشم بنگرد تا انسجام ایران را تضمین کند، بنابراین ضمن تقدیر از مدیریت اجرایی کشور در تأمین معاش مردم باید قدردان جغرافیای ایران بود و بیش از همه از خود مردم و تابآوری و شعورشان تقدیر کرد.