در بستر دریاهای اطراف تنگه هرمز و دریای سرخ، شبکهای متراکم از کابلهای ارتباطی قرار دارد. حدود ۱۷ کابل از دریای سرخ عبور میکنند. در تنگه هرمز نیز حداقل هفت کابل مهم فعال هستند که کشورهای منطقه را به شبکه جهانی متصل میکنند. این کابلها مراکز داده در خاورمیانه را به اروپا، آسیا و آفریقا متصل میکنند. جوان آنلاین: تنگه هرمز فقط یک گذرگاه برای عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها نیست. در اعماق بستر این تنگه، شبکهای از کابلهای فیبر نوری گسترده شده که آسیا را به اروپا وصل و اقتصاد جهانی را با خود حمل میکند. بر این اساس در حالی که آغاز حملات هماهنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی داشت، یک تهدید مهم دیگر تا حد زیادی نادیده گرفته شد. این تهدید در اعماق دریا و در قالب کابلهای فیبر نوری پنهان شده و ستون فقرات اینترنت جهانی را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر، صرفاً بسته شدن یک گذرگاه دریایی، بدون شلیک یک گلوله، میتواند زنجیره تأمین تجهیزات حیاتی شبکه ماهوارهای را از کار بیندازد.
در بستر دریاهای اطراف تنگه هرمز و دریای سرخ، شبکهای متراکم از کابلهای ارتباطی قرار دارد. حدود ۱۷ کابل از دریای سرخ عبور میکنند. در تنگه هرمز نیز حداقل هفت کابل مهم فعال هستند که کشورهای منطقه را به شبکه جهانی متصل میکنند. این کابلها مراکز داده در خاورمیانه را به اروپا، آسیا و آفریقا متصل میکنند.
کشورهایی نظیر امارات، قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی و عراق وابستگی بسیار بالایی به این مسیرهای ارتباطی دارند که به مراتب بیشتر از وابستگی ایران ارزیابی شدهاست.
مطالعات نشان میدهد ۱۰ تریلیون دلار تراکنش مالی روزانه در سطح جهان از طریق ۵/۱ میلیون کیلومتر کابل زیردریایی جابهجا میشود.
شریان ارتباطات در تنگه هرمز
براساس تحلیلی که مرکز امنیت داخلی امریکا (HSToday) در ۸ آوریل ۲۰۲۶ منتشر کردهاست، بسته شدن تنگه هرمز از اسفند ۱۴۰۴، دسته جدیدی از آسیبپذیریهای زیرساختی را افشا کرده که دکترین تابآوری ایالاتمتحده در حال حاضر قادر به مدلسازی آن نیست. بر اساس این تحلیل، مخابرات ماهوارهای مدار پایین (LEO)، چه نظامی و چه تجاری، به زیرساخت بخش زمینی وابسته است.
ورودیهای حیاتی این بخش که از مسیر تنگه هرمز عبور میکنند شامل هلیوم، گازهای خنککننده تخصصی و خانوادههای خاص نیمههادی هستند. این تحلیل تأکید کردهاست: برای مختل کردن شبکه استارلینک، نیازی نیست دشمنی به ماهواره حمله کند یا ایستگاه زمینی را هدف قرار دهد. تخریب (degradation) محیطی، توزیعشده و قابلانکار است. صرفاً بستهشدن یک گذرگاه دریایی، بدون شلیک یک گلوله، زنجیره تأمین تجهیزات حیاتی شبکه ماهوارهای را از کار انداخته است.
ضعف استارلینک در برابر فیبر نوری
شاید تصور کنید حتی با آسیب یا قطع فیبرهای نوری که در بستر هرمز خوابیدهاند، اینترنت ماهوارهای استارلینک بتوان بار تبادل اطلاعات را در جهان به دوش بکشد، اما طبق گزارش تسنیم؛ پیامد این اختلال، چیزی فراتر از یک بحران لجستیک موقت است. بر اساس گزارشها، تا پایان سال ۲۰۲۵ شبکه استارلینک حدود ۱۵۰ ایستگاه زمینی عملیاتی در سراسر جهان داشت و نزدیک به ۳۰ سایت دیگر نیز در مراحل مختلف ساخت یا تأیید قرار داشت، اما تحلیل Quilty Space نشان میدهد که این تعداد با احتساب مراکز جدید در سال ۲۰۲۶، به بیش از ۵۰۰ سایت خواهد رسید.
اما نصب هر سایت جدید ــ که شامل چندین آنتن ۵ /۱ متری، تجهیزات کنترل و سیستمهای خنککننده است ــ نیازمند ارسال کانتینرهای سنگین از کارخانههای ایالاتمتحده و اروپا از مسیر دریایی و گذر از تنگه هرمز به مقاصد کلیدی در خاورمیانه و شرق آفریقا بود.
با بسته شدن تنگه، حمل این تجهیزات عملاً غیرممکن شدهاست. نتیجه آنکه شبکه ماهوارهای، برخلاف تصور رایج مبنی بر استقلال از زیرساختهای زمینی، عملاً بدون تجهیزات ایستگاههای زمینی که از طریق کشتی حمل میشوند، از ارائه خدمات ناتوان است. این وابستگی مضاعف، لایه جدیدی از شکنندگی ساختار اینترنت مدرن را آشکار کردهاست.
کابلهای زیردریایی همچنان ستون فقرات اینترنت جهانی
شبکه استارلینک به صورت معماری سهلایه طراحی شدهاست: منظومه ماهوارهها در مدار پایین زمین، شبکهای از ایستگاههای زمینی (Gateway Stations)، و ترمینالهای کاربران که همان دیشهای کوچک روی پشت بامها هستند. دیش استارلینک روی پشتبام مستقیماً به یک ماهواره متصل میشود، اما آن ماهواره برای اینکه دسترسی به اینترنت جهانی را فراهم کند، باید بتواند به یک ایستگاه زمینی که به فیبر نوری متصل است، ارتباط برقرار کند. بدون ایستگاه زمینی، سیگنال ماهواره هیچ مقصدی برای ارسال داده ندارد. نکته کلیدی اینجاست: ایستگاههای زمینی تجهیزات بزرگی هستند که از طریق دریا حمل میشوند. حمل دریایی، نقطهضعف پنهان استارلینک را تشکیل میدهد.
بحران تنگه هرمز همزمان با اهمیت برجستهشدن بحران کابلهای زیردریایی رخ دادهاست! کابلهای زیردریایی همچنان ستون فقرات اینترنت جهانی هستند و بیش از ۹۷ درصد ترافیک جهانی اینترنت از این کابلها عبور میکند.
بر اساس گزارشهای تخصصی، یک جفت فیبر نوری در کابلهای زیردریایی مدرن میتواند ظرفیتی معادل ۲۲۴ ترابیت بر ثانیه را فراهم کند، در حالی که کل ظرفیت منظومه استارلینک با بیش از ۴ هزار ماهواره، هنوز به مراتب کمتر از این رقم است و قادر به رقابت با پهنای باند عظیم کابلهای فیبر نوری نمیباشد.
استارلینک فقط یک پشتیبان
در شرایط عادی، استارلینک میتواند به عنوان یک گزینه پشتیبان عمل کند، اما وقتی کابلهای زیردریایی قطع هستند و در همان زمان تجهیزات زمینی استارلینک هم به دلیل بسته شدن تنگه به نقاط مورد نیاز نمیرسند.
برخلاف ترمینالهای کاربری (دیشهای کوچک مشتریان) که میتوانند از طریق هوایی یا پستی حمل شوند، ایستگاههای زمینی تجهیزات حجیمی هستند که وزن هر سایت به چندین تن میرسد و حمل هوایی آنها از نظر اقتصادی و لجستیکی تقریباً غیرممکن است.
بسته شدن مسیر دریایی از طریق تنگه هرمز، اساساً ناوگان حمل تجهیزات سنگین را به مسیرهای جایگزین طولانیتر (دور زدن آفریقا از طریق دماغه امید نیک) سوق داد که حداقل ۲۵ تا ۳۰ روز به زمان حمل اضافه میکند. برای مناطقی مانند ساحل عمان - که در بحبوحه بحران به ارتباطات پایدار نیاز حیاتی داشتند-این تأخیرها فاجعهبار بود.
مردودی اینترنت ماهوارهای در آزمون بزرگ
بروز «آسیب همزمان به چند کابل اصلی، چه در نتیجه بلایای طبیعی، سوانح دریایی، لنگر انداختن کشتیها یا اقدامات عمدی، میتواند موجب اختلالات گسترده» در ارتباطات و زیرساختهای دیجیتال سراسر منطقه خلیج فارس شود.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که پیشتر مقامهای ایرانی به صراحت اعلام کردهبودند در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی از سوی امریکا، تهران نیز به زیرساختهای انرژی و فناوری این کشور در منطقه پاسخ خواهد داد.
بر این اساس بحران بسته شدن تنگه هرمز یک باور غلط رایج در عصر اینترنت ماهوارهای را رسماً به چالش کشید: اینکه LEOها میتوانند جایگزین مستقل و بدون اتصال فیزیکی به زمین باشند. استارلینک نتوانست این وعده را عملی کند، نه به دلیل نقص فنی در ماهوارهها یا ترمینالهای کاربری، بلکه به دلیل وابستگی عمیق و حلنشدنی شبکه به تجهیزات زمینیای که از طریق دریا و از مسیر تنگه هرمز حمل میشدند. شاید بزرگترین آزمون برای اینترنت ماهوارهای، نه در فضا، بلکه در لنگرگاههای بنادر خلیج فارس رقم خورد، چراکه تنگه هرمز دیگر فقط مسیر انتقال نفت نیست، بلکه یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال داده در جهان است.