کد خبر: 1354956
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
محمدرضا هادیلو

دهه کرامت را نمی‌شود فقط ورق زد و از روی تقویم خواند. این روز‌ها را باید نفس کشید. باید در خیابان قدم زد و دید چگونه حال‌وهوای یک کشور آرام‌آرام تغییر می‌کند؛ چگونه نام امام رضا (ع) در گفت‌و‌گو‌های روزمره بیشتر شنیده می‌شود، نذر‌ها بی‌صدا ادا می‌شود، نگاه‌ها نرم‌تر و فاصله‌ها کوتاه‌تر می‌شود. انگار موجی نامرئی، اما عمیق از مشهد برمی‌خیزد و روی شانه‌های ایران می‌نشیند. حرکتی که به مردم یادآوری می‌کند زیر یک سایه مشترک به نام «رضا» ایستاده‌اند. 
سال‌هاست که در این ایام حس مشترکی در کوچه‌پس‌کوچه‌های این سرزمین جاری می‌شود و نشان می‌دهد که «ایران، ایرانِ امام رضا (ع) شده است.» کافی است چشم‌ها را دقیق‌تر باز کنیم. آن‌وقت می‌بینیم اتفاقی آرام، اما گسترده در حال رخ دادن است؛ حرکتی که از حرم آغاز می‌شود و در کوچه‌های دوردست امتداد پیدا می‌کند. حرکتی به نام «زیر سایه خورشید». 
شاید در ذهن اکثر مردم، زیارت همیشه با رفتن تعریف شده است؛ بستن چمدان، طی کردن راه، رسیدن به صحن و ایستادن کنار ضریح. اما در این روزها، تعریف زیارت اندکی جابه‌جا می‌شود. این‌بار حرم به راه می‌افتد. پرچمی سبز از مشهد بلند می‌شود و شهر به شهر، روستا به روستا می‌رود. نشانه‌ای کوچک، اما پرمعنا که با خود حس دیده‌شدن می‌آورد؛ حسی که می‌گوید «تو فراموش نشده‌ای.»
کاروان که وارد شهری می‌شود، در یک لحظه همه چیز ثابت می‌ماند. مردمی که از ساعت‌ها قبل منتظرند، چشم به دوردست دوخته‌اند تا پرچم از راه برسد و برافراشته شود. حالا صدای صلوات و اشک با هم آمیخته شده. خیابان دیگر خیابان نیست. همان آسفالت و همان ساختمان‌ها به چشم می‌آیند، اما فضا تغییر کرده است. انگار صحن حرم برای چند دقیقه در میان جمعیت گسترده می‌شود. کودکی روی شانه پدر، سالمندی که به عصا تکیه داده، جوانی که زیر لب دعایی زمزمه می‌کند؛ هر کدام روایت خودشان را دارند و همه در «نزدیکی دل به امام» به یک نقطه مشترک رسیده‌اند. 
این صحنه‌ها در شهر‌های مختلف تکرار می‌شود، اما هیچ‌کدام شبیه هم نیست. در شهری مرزی، اشک‌ها بی‌پروا جاری می‌شود. در شهری کوهستانی، پرچم کنار مزار شهدا قرار می‌گیرد و سکوتی عمیق‌تر شکل می‌گیرد. در جزیره‌ای دور از پایتخت معنوی ایران و در دل خلیج همیشه فارس، پرچم در کنار ساحل بالا می‌رود و آبی دریا با سبزی آن درهم می‌آمیزد. فاصله‌های جغرافیایی ناگهان بی‌معنا می‌شود؛ مشهد دیگر یک نقطه روی نقشه نیست، یک حضور جاری است. 
«زیر سایه خورشید» فقط به همین لحظه‌های پرشور خلاصه نمی‌شود. بخش عمیق‌تر ماجرا در جا‌هایی رخ می‌دهد که دوربین‌ها کمتر حضور دارند. در راهرو‌های بیمارستان‌ها، وقتی خادمان با پرچم وارد می‌شوند، حال و هوای بخش بوی حرم می‌گیرد. بیماری که به سقف خیره بود، نگاهش را می‌چرخاند. همراه خسته‌ای که ساعت‌ها چشم از دستگاه‌ها برنداشته، نفسی عمیق می‌کشد. حضور یک نشانه، امیدی را بیدار می‌کند که شاید هیچ دارویی جای آن را نگیرد. 
در خانه سالمندانی که کمتر صدای خنده میهمان شنیده‌اند، یا در خانه‌های خانواده شهدا، پرچم که به دست پدر یا مادری سپرده می‌شود، اشک بی‌اجازه می‌آید. نام امام رضا (ع) کنار نام فرزند شهید، پیوندی دوباره می‌سازد؛ پیوندی میان ایثار و ایمان، میان خاطره و امید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار