جوان آنلاین: در روزهای غریبی از تاریخ قرار داریم. بعدها که مردم این روزها را یاد میکنند، تاریخ گواهی خواهد داد که چگونه ایران را مانند جان مان دوست داشتیم و در لوای پرچم مقدس جمهوری اسلامی و با زعامت رهبری عالیقدر امام سید مجتبی خامنهای (حفظه الله)، با چنگ و دندان از کشورمان دفاع کردیم تا این جهاد مقدس، زمینهساز ظهور حضرت منجی شود. شهید محسن سلیمانی کوتنایی یکی از اصحاب آخرالزمانی امامحسین (ع) بود. او که در ۲۰ مهر ۱۳۵۴ در شهر نجف کشور عراق متولد شدهبود، سنین کودکی را به جهت شغل طلبگی پدر در همجواری امیرالمؤمنین علی (ع) در نجف سپری کرد. محبت آلالله از او سرباز امامزمان (عج) ساخت و سالها بعد در ستیز با دشمن صهیونیستی در تهران به شهادت رسید. آنچه میخوانید همکلامی ما با «علی اصغرسلیمانی کوتنایی» فرزند «شهید محسن سلیمانی کوتنایی» شهید جنگ تحمیلی رمضان است.
شهید در چه فضایی تربیتی رشد کردند که عاقبتشان به شهادت ختم شد؟
پدرم سنین کودکیاش را به جهت شغل طلبگی پدربزرگ مان در همجواری حرم امیرالمؤمنین علی (ع) سپری کرد. پدربزرگم یعنی حضرت آیتالله سلیمانی در نجف اشرف تحصیلات حوزوی را میگذراندند و محضر علمای بزرگی تلمذ میکردند. عمامه پدربزرگ شریف ما توسط علامه مرعشی نجفی گذاشته شد. پدرم در دامان چنین پدری رشد کرد و مادر بزرگم انسانی مؤمنه و دیندار بود که نقش زیادی در فضای تربیتی و رشد پدرم داشت. فضای بازی پدر، عمو و یکی از عمهها که در نجف متولد شدند، صحن و سرای امیرالمؤمنین علیهالسلام بود. اینطور نقل میکنند که بابا شبکههای ضریح امیرالمؤمنین (ع) را میبوسید و کنار ضریح امام اول شیعیان مشغول بازی کودکانهاش میشد. شروع دوران کودکیشان در جوار حرم ائمه معصومین (ع) بود و قطعاً انوار مقدسه ولایت امیرالمؤمنین (ع) در دل بچهها نافذ بود.
پدربزرگمان در سال ۱۳۵۷ حوزه علمیهای را در قائمشهر تأسیس کردند. پدرم هم در دوران نوجوانی وقتی از نجف اشرف به قائمشهر برگشتند، طلبه آن حوزه شد و از نظر دینی و معنوی به علم آموزی و در محضر اساتید بزرگوار تلمذ میکردند، بابا تا پایه ۱۰ را در حوزه علمیه سپری کرد.
گویا پدرتان از رزمندگان دوران دفاع مقدس هم بودند؟
بله، ایشان در سن ۱۷ سالگی وارد فضای جبهههای نبرد حق علیه باطل در دفاع مقدس هشت ساله شد و در راه اعتلای مکتب امام خمینی (ره) تلاش زیادی کرد. در جبههها به عنوان مبلغ حضور داشت. طبیعتاً چنین فضایی بر رشد علمی و معنوی این شهید بزرگوار تأثیر داشت. همانجا فعالیتهای مذهبیاش را ادامه داد. پس از آن به جهت شرایط شغلی، تحصیلات علمی را گذراند. رشته تحصیلیاش علوم سیاسی بود و به سه زبان دنیا یعنی زبان روسی، انگلیسی و عربی تسلط داشت. تخصصش در راستای مسائل شغلیاش بود. بسیار باهوش و زیرک بود و بر کارش اشراف داشت. اهل مطالعه بود و خصوصاً در حوزه مسائل آی تی و سایبری تخصص داشت و در این زمینه دستاوردهای خوبی برای کشور و نظام حاصل کرد.
خصوصیات رفتاری و روحیات شهید چگونه بود؟
شهید حسن خلق و روی گشاده داشت، جبین نورانی و لبخندهای نافذ و تأثیرگذارشان بهجتی در دل همنشینانش ایجاد میکرد. واقعاً خلوص را در اخلاق و در مهربانیاش میدیدیم. ازخودگذشتگی داشت و به همه کمک میکرد. اطرافیان شیدای لطف و کرامت او بودند و این خاطرات دلهایشان را بعد از شهادتش بیتاب میکرد، یعنی آنقدر این شهید بر دل مینشست که جز تأثیرپذیری، خیر و برکت آدم حس دیگری از او نداشت.
سیره زندگیاش بر پایه خداباوری و توحید بود، این سبک زندگی در ایشان بارز بود. از هر کسی از اطرافیانشان بپرسید، ایشان چطور بود و چه سبکی داشت، میگویند ما او را میدیدیم، یاد خدا میافتادیم. وقتی راهحل مشکلات زندگی و پیچیدگیهای اجتماعی را از ایشان سؤال میکردیم، توجه به خداوند متعال را راهحل اساسی میدانست.
چه شد که شهید در مسیر خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گرفت؟ الگویشان در این مسیر، شهید خاصی بود؟
پدرم از بدو تولد تا زمان شهادت، در فضای معنوی و علمی رشد کرد. به همین جهت در فعالیتهای انقلابی تا حضور در جنگ تحمیلی همیشه قراول بود و در عملیاتهای زیادی حضور داشت. با اینکه سن کمی داشت، اما مجاهدانه و شجاعانه فعال بود. بعد از جنگ سرباز گمنام امام زمان (عج) شد و در این زمینه فعالیت میکرد. الگویشان در این مسیر امامخمینی (ره) بود و اعتقاد عجیبی به امام داشت. امام همه وجودش بود و در رفتار و کلام امام غرق شدهبود. نمیتوانم شدت علاقهاش را به حضرت امام وصف کنم. پس از حضرت امام، همین شیدایی، عشق و دلدادگی را به امام شهیدمان حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) داشت، یعنی جانش را هزار بار تقدیم ولایت کرد و افتخار میکرد که مرید امامخمینی و امام شهید سید علی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) است.
در میان شهدا، عشق و علاقه عجیبی هم به سردار دلها شهید قاسم سلیمانی داشت. واقعاً شهید سلیمانی را به عنوان یک مکتب پذیرفتهبود و عمل میکرد. گویا شهید سلیمانی را در وجودش پروراندهبود و در وجود دیگران تکثیر میکرد. وجودش جهاد تبیین برای حاج قاسم سلیمانی بود. ارادت خاصی به شهید مدافع حرم محمد بلباسی داشت که فرماندهش بود. شهید بلباسی در چند قدمیشان به شهادت رسیدهبود.
در چند سالگی ازدواج کردند و به عنوان پدر چه شیوهای در تربیت فرزندان داشتند؟
پدرم در سن ۱۹ سالگی ازدواج کرد و ثمره زندگیشان سه فرزند است. اینطور که مادرم تعریف میکرد، بابا از جوانی به جبهه میرفت و کمتر او را میدیدیم. خود من یکبار که از جبهه به خانه آمد، او را عمو صدا کردم. بعد از جنگ هم به واسطه شغلش کمتر خانه بود. وقتی که به سن جوانی رسیدم، اعمال خوب پدرم الگویم بود. شخصیت پدرم به من یاد داد که حسن خلق، صداقت و اخلاص در عمل داشته باشم و در راه خدا جهاد کنم. سعی کردم مثل ایشان مؤمن، خداجو، ولایت مدار و دلداده امامزمان (عج) باشم. به من یاد داد صبور باشم و از خود گذشتگی داشته باشم. در واقع شخصیت ایشان، تربیتم کرد.
از شهادتشان صحبت میکردند؟
بله، ایشان عبد خدا بود و شهادتش در همین مسیر بود. تسلیم اراده الهی بود و شهادت را انتظار میکشید. چیزی جز شهادت به عنوان سعادت در ذهنش نبود. یعنی عاقبت خودش را شهادت میدید.
چه خصوصیات بارز رفتاری ایشان را لایق شهادت کرد؟
تسلیم قضا و قدرالهی بود. خود را نمیدید و تماماً خدا را میدید. برای خود حقی قائل نبود حق را متعلق به خدا میدانست. همه وجودش خدا بود. این صفت او را قبلاً شهید کردهبود و حالا خدا ایشان را به مقام شهادت خریداری کرد. به فرموده شهید سلیمانی ایشان شهید بود و شهید زندگی کرد. این خصیصه از شخصیت ایشان باعث شد به مقام شهادت برسد.
نظرشان در مورد مبارزه با امریکا و اسرائیل چه بود؟
استکبارستیزی و کفرستیزی در وجود شهید مصداق داشت. وجود پدرم مملو از هویت الهی بود. با استکبار درون که فهم الهی را از او بگیرد، مقابله میکرد و در مقابله با استکبار بیرون که دشمنان ما هستند نیز در مقابله و جهاد همیشگی بود. با هر آنچه کفر به خدا بود، ستیز داشت. شجاعانه، راسخ، برافروخته، استوار و محکم در مقابل استکبار میایستاد. با بندبند وجودش در مقابل کفر درون و بیرون ایستادگی میکرد و در دفاع از وطن در مقابله با امریکا و اسرائیل که مصادیقی از استکبار بیرون هستند واقعاً اشداء علی الکفار بود.
چه روزی به شهادت رسیدند؟
حوالی ساعت۳ بعد از ظهر دوازدهم ماه مبارک رمضان یعنی سه روز بعد از شهادت امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) در حمله موشکی رژیم منحوس صهیونیستی و امریکای جنایتکار، ساختمان و مقرشان مورد اصابت قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت رسیدند.
لحظات وداع در معراج شهدا چگونه گذشت؟
به قلبم و درونم مراجعه میکنم که آن لحظات چطور بود تا حالا با این مسئله روبهرو نشدم که انسان با پیکر یک شهید روبهرو شود. دنیایی بودن و زمینیبودن ما نمیگذارد عظمت مقام و قرب الهی را درک کنیم. آن لحظه معراج شهدا تعجبآور و شگفتانگیز بود. با مفهومی روبهرو بودم که مال عالم ماده نیست برای عالم معناست. این مواجههشدن برایم حیرتانگیز بود. وقتی پدرم را دیدم که شهید شد جایگاه الهیاش مرا دچار حیرانی کرد. از خدا میخواستم کمکم کند و این موضوع را در درونم حل کنم. طبق آیه قرآن که شهدا «عند ربهم یرزقون» و نزد پروردگارشان روزی میخورند آن لحظات معراج شهدا حلقه وصلی بود به عالم نور و عالم تابش اموار الهی. در آن شرایط از خدا خواستم که مرا مأنوس با این فضا و شرایط کند. موضوع روبهرو شدن با عالم دیگر، خیمهگاه و آفرینش دیگر بود. یک چنین شرایط روحی برای من حاکم بود، چراکه اعتقاد داریم همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم و خوشا به حال شهدا که با سعادت شهادت از این دنیا رفتند.
امریکا و اسرائیل برای اهداف شومشان مدتهاست که در منطقه جنگ راه میاندازند. به نظر شما در مقابل چنین دشمنی چطور باید رفتار کنیم؟
اعتقاد راسخ دارم که قطع به یقین پیروز هستیم. اذن الهی به این تعلق گرفت که محور مقاومت و کشور عزیزمان و نظام مقدس جمهوری اسلامی و ملت غیور ایران، پیروز از این میدان خارج شوند. به شرطی که وحدت را حفظ کنیم. قطعاً استکبار شکست خورده است. این مسئله از جهت میدان و نصرت و امدادهای الهی در طول مسیر انقلاب اسلامی و از لحاظ قرآنی مبنا دارد. یاد آیهای افتادم که امام شهید میخواندند «و لاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» بیتردید همین است و پیروزی و نصرت الهی شامل حال این امت است و این پیروزی را به یاری خداوند متعال جشن میگیریم.
خداوند متعال محبتی به نام ولایت داد. امروز پرچم در دست حضرت آیتالله امام مجتبی خامنهای است. ایشان نایب عام امام زمان است. خداوند این محبت را به ما داد. خدا چرا این محبت را به ما داد، قطعاً دلیلی دارد. اولین اقدام که امت اسلام به آن آگاه است همین حضور در میدان است. باید گوش به فرمان رهبر ما آقا سید مجتبی خامنهای باشیم. نیروهای مسلح و مردم باید گوش به فرمان رهبرمان باشیم.
نکته دیگر برای اینکه این سد راه در مقابل استکبار ادامه یابد مردم باید وحدت را حفظ کنند و حول فقیه بزرگوار، زاهد و متقی و این انسان آگاه امام خامنهای عزیز در مقابل شیاطینی، چون امریکا و اسرائیل بایستند و از ایران عزیز دفاع و محفاظت کنند. هر چیزی که برخلاف خدا باشد، نابودشدنی است. اصلاً ربطی به این ندارد که دشمن هواپیما و ناو داشتهباشد، اصلاً این طور نیست. مناسبات اینطور نیست. هر چند که ما باید امور نظامیمان را قوی کنیم. دشمن ضعیف است، چون شیطان ضعیف است. چون قدرت خدا برتراست و هر آنچه خدایی باشد تا ابد پیروز و جاودانه است، موقعی که سلاحی نداشتیم، امامخمینی (ره) میگفتند امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، چون خدامحور بوده و هست؛ بنابراین ما امت اسلام باید استقامت و شجاعت داشته باشیم و بدانیم که ایمان و سلاح ما سد راه دشمنان ماست و دشمنان ما را ان شاءالله نابود میکنند.
چه صحبتی برای خوانندگان صفحه ایثار و مقاومت روزنامه جوان دارید؟
شهدا هدایت و دستگیری میکنند و خداوند به واسطه نور شهدا راه را بر مردم روشن میکند. شهدا با ما حرف میزنند. با ما و در کنار ما هستند. به شرطی که با آنها انس داشته باشیم و راهشان را ادامه بدهیم. هر چقدر با شهدا مأنوس باشیم از روح بلند و عرشیشان بهرهمند میشویم. شهدا مربوط به بشر و برای همه هستند. چون راه را نشان میدهند، راه شهدا راه نجات، رستگاری و هدایت همه بشریت است.
خداوند به روزنامه نگارانی که در صفحه ایثار و مقاومت روزنامه جوان زحمت میکشند، خیر بدهد که در این صفحه مطلب مینویسند و از سیره شهدا مردم را با خبر میکنند. یاد و خاطره شهدا، انس و زیستن با زندگی شهدا را ترویج میکنند و صدای شهدا را به دل انسانها، ملت ایران و همه بشریت میرسانند.