شهادت مأمور جوان کلانتری باغفیض در درگیری با سارقان، توجه را به شرایط دشوار مدافعان امنیت و شکاف میان حجم تهدیدهای موجود و امکانات در اختیار حافظان امنیت جلب کرده است جوان آنلاین: شهادت مأمور جوان کلانتری باغفیض در درگیری با سارقان، توجه را به شرایط دشوار مدافعان امنیت و شکاف میان حجم تهدیدهای موجود و امکانات در اختیار حافظان امنیت جلب کرده است. در روزهایی که کشور همزمان با تهدیدهای خارجی و چالشهای داخلی روبهروست، این پرسش بیش از گذشته مطرح میشود که آیا حمایت از پلیس متناسب با خطراتی که متحمل میشود، افزایش یافتهاست؟
شامگاه چهارشنبه، مأمور گشت موتوری کلانتری باغفیض پس از دریافت گزارشی مردمی درباره حضور سارقان در پارک جنت، برای بررسی موضوع راهی محل شد. مأموریتی که در ظاهر تفاوتی با دهها مأموریت روزانه پلیس نداشت، اما به حادثهای تلخ ختم شد. سارقان پس از درگیری با مأمور پلیس، وی را خلع سلاح کردند و به شهادت رساندند. هر چند عاملان این جنایت در مدت کوتاهی دستگیر شدند، اما این حادثه بار دیگر موضوع امنیت مأموران انتظامی را مورد توجه قرار داد.
پلیس در دو جبهه
وقوع این حادثه در شرایطی است که کشور طی ماههای اخیر با تبعات امنیتی و اجتماعی ناشی از جنگ و تهدیدهای خارجی نیز روبهرو بودهاست. در چنین شرایطی، پلیس تنها مسئول مقابله با مجرمان خیابانی نیست، بلکه بخشی از توان خود را صرف مقابله با تهدیدهای امنیتی، حفاظت از مراکز حساس و حفظ نظم عمومی میکند.
در جریان جنگ رمضان، بسیاری از مراکز انتظامی در فهرست اهداف دشمن قرار گرفتند. همزمان، فعال شدن گشتهای محلی، ایستهای بازرسی و حضور نیروهای بسیج در محلات، بخشی از بار امنیتی کشور را بر دوش کشید. با این حال، بار اصلی مقابله با مجرمان و مخلان امنیت همچنان بر دوش پلیس باقی ماند.
روشن است در شرایط بحرانی، جرایم فرصتطلبانه نیز افزایش مییابد. گزارشهایی از سرقت منازل خالی از سکنه در مناطقی که ساکنان آن به دلیل نگرانیهای ناشی از جنگ محل زندگی خود را ترک کردهبودند، نمونهای از این وضعیت است. از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی و از دست رفتن برخی مشاغل نیز میتواند زمینه ورود افراد آسیبپذیر به چرخه جرم را فراهم کند.
مطالبهای به نام برخورد قاطع
در روزهای جنگ، اظهارات فرمانده کل انتظامی کشور درباره برخورد قاطع با مخلان امنیت و صدور دستور شلیک به مجرمان، بازتاب گستردهای در جامعه داشت. بسیاری از شهروندان از این موضع استقبال کردند، استقبالی که ریشه در تجربه سالهای اخیر دارد. بخش مهمی از افکار عمومی معتقد است چرخه فعلی مقابله با سرقت، کارایی لازم را ندارد. بسیاری از مجرمان حرفهای بارها بازداشت و زندانی شدهاند، اما پس از مدتی دوباره به جامعه بازگشته و فعالیت مجرمانه خود را با تجربهبیشتری از سر گرفتهاند. همین موضوع سبب شده بخشی از جامعه، برخورد قاطعتر با مجرمان خشن را راهی برای بازگرداندن امنیت به خیابانها بداند.
قربانی فراموششده ناامنی
آمارهای منتشر شده طی سالهای اخیر نشان میدهد نیروهای انتظامی به طور مستمر در جریان مأموریتها هدف حملات مجرمان قرار میگیرند. از درگیری با سارقان مسلح گرفته تا مقابله با اشرار و قاچاقچیان، مأموران پلیس همواره در معرض خطر قرار دارند.
برخی برآوردها نشان میدهد پلیس در فواصل زمانی کوتاه، نیروهای خود را در جریان مأموریتهای امنیتی از دست میدهد؛ اتفاقی که بیش از همه در استانهای پرخطر از جمله سیستان و بلوچستان و کرمان رخ میدهد. با این حال حادثه باغفیض نشان داد این تهدیدها محدود به مناطق مرزی و ناامن نیست و حتی در قلب پایتخت نیز میتواند جان مأموران را بگیرد.
به نظر میرسد بخشی از این آسیبپذیری به کمبود تجهیزات حفاظتی، ضعف برخی آموزشهای تخصصی و فاصله میان نوع تهدیدها و امکانات موجود بازمیگردد. مجرمان امروز خشونتطلبتر، جسورتر و گاه مجهزتر از گذشته هستند؛ در حالی که مأموران پلیس برای مقابله با این تهدیدها به حمایت بیشتری نیاز دارند به گونهای که مأموران در عمده مأموریتهای خود حتی جلیقه ضدگلوله به تن ندارند!
حلقه مفقوده امنیت عمومی
حادثه باغفیض تأکید دارد امنیت عمومی بدون امنیت پلیس پایدار نخواهد بود. جامعه از پلیس انتظار دارد در سختترین شرایط از جان و مال شهروندان دفاع کند، اما این انتظار زمانی منطقی خواهد بود که مأموران نیز از حمایتهای قانونی، تجهیزاتی و معیشتی کافی برخوردار باشند. تجهیز واحدهای گشت به امکانات نوین، ارتقای آموزشهای میدانی، استفاده گستردهتر از فناوریهای هوشمند، حمایت حقوقی از مأموران در مواجهه با مجرمان خشن و رسیدگی ویژه به خانواده شهدای انتظامی از جمله مطالباتی است که پس از هر حادثه مشابه دوباره مطرح میشود.