کد خبر: 1361950
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
اگر میوه و تره‌بار بخشی از امنیت غذایی مردم است، چرا قیمت‌ها سرسام آور شده است؟
گیلاس، گوشواره‌ای نیم میلیونی! امروز برای خرید میوه به یک دوشنبه بازار محلی در اطراف کیانمهر کرج آمده‌ام. مکانی که برای این بازار در نظر گرفته شده بیشتر شبیه یک بیغوله است و آدم را یاد فضای فیلم‌های مواد مخدری دهه ۶۰ می‌اندازد. محوطه پر از پلاستیک‌های متعفن و کثیفی است که از مدت‌ها قبل در این مکان پر از زباله رها شده‌اند
 حسن فرامرزی

جوان آنلاین: حالا دیگر وارد هر مغازه‌ای می‌شوی انگار پایت را وارد طلافروشی گذاشته‌ای، گیلاس سرخ، گوشواره طلا شده است. میوه بخشی بزرگ و جدانشدنی از لذت بهار و تابستان است. آدم‌ها وقتی از گرما و داغی هوا در خرداد و تابستان گلایه می‌کنند معمولاً خود را این طور تسکین می‌دهند که اگر هوا گرم نشود میوه‌ها نمی‌رسند. گیلاس‌ها، زردآلوها، انارها، سیب‌ها و ده‌ها میوه دیگر سرخ و قرمز و زرد نمی‌شوند. این یعنی بخشی از تاب آوری گرمای اواخر بهار و دو سه ماه تابستان به میوه‌هایی است که قرار است حرارت بدن‌ها را با آب و املاح و شیرینی و ده‌ها خاصیت دیگر جبران کنند، اما داستان میوه چند سالی است تلخ و گزنده شده است. وقتی در میوه فروشی‌های معمول شهر – نه میوه فروشی‌های لاکچری شمال تهران که میوه‌های قاچاق وارداتی می‌فروشند ـ گیلاس کیلویی ۵۰۰، ۶۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود بودن یا نبودن آن گیلاس‌ها که روزگاری آنقدر فراگیر و در دسترس بود که دخترکان به عنوان گوشواره بازی و لبخند از گوش‌های خود آویزان می‌کردند چه فرقی می‌کند. وقتی کالایی را نتوانی بخری یعنی آن کالا وجود ندارد، دست کم برای تو. 

ما افراد طبقه متوسط که دخل و درآمدهایمان هیچ وقت قرار نیست کفاف خرج‌های متنوع زندگی مان را بدهد آنقدر در زندگی هایمان چاله داریم که حالا دیگر جایی برای میوه‌های نیم میلیونی نماند. طبقه‌ای که اکنون با وحشتی تازه در زندگی خود روبه‌رو شده است. وحشت از قیمت میوه‌ها و حتی صیفی ها. به خاطر همین است که آدم‌های حقوق‌های کف کارمندی دیگر نمی‌توانند فارغ البال وارد یک میوه فروشی شوند، گاهی در میدان‌های تره بار آدم‌های آبرومندی را دیده‌ام که نه کارتن خواب هستند و نه سر و وضع عجیب و غریبی دارند. آدم‌های محله‌اند. بازنشسته‌هایی با قیافه‌های موقر که در میان ضایعات صیفی‌ها و میوه‌ها دنبال چیزی می‌گردند که بشود بخشی سالم از آن را جدا کرد و سر سفره برد، آنها هم که حقوق بگیر و جوان‌ترند و وضعیت نسبتاً بهتری دارند گاهی حتی برای خرید یک هندوانه کلی حساب و کتاب می‌کنند. 
وقتی وانتی‌ها با ترفند تابلو‌های دروغ ـ نیم کیلو یا ۵‌کیلویی که بسیار کوچک روی یک تکه کارتن نوشته شده ـ هندوانه‌های نامرغوب را که در شرایط نامطلوبی نگهداری شده و عموماً کیفیت پایینی دارد کیلویی ۴۰ هزارتومان می‌فروشند وضعیت در میوه فروشی‌ها روشن است. حالا یک هندوانه متوسط ۴۰۰ هزارتومان و بیشتر آب می‌خورد. 


دوشنبه بازار؛ ضایعاتی به جای میوه
امروز برای خرید میوه به یک دوشنبه بازار محلی در اطراف کیانمهر کرج آمده‌ام. مکانی که برای این بازار در نظر گرفته شده بیشتر شبیه یک بیغوله است و آدم را یاد فضای فیلم‌های موادمخدری دهه ۰۶ می‌اندازد. محوطه پر از پلاستیک‌های متعفن و کثیفی است که از مدت‌ها قبل در این مکان پر از زباله رها شده‌اند، اما نکته عجیب اینجاست که انگار هم فروشندگان دوره‌گرد که عموماً با وانت بار‌ها و نیسان‌ها در این مکان حضور یافته‌اند و هم خریداران به این وضعیت رضایت داده‌اند یا دست کم وانمود می‌کنند که همه چیز عادی و قابل تحمل است. در میان ردیف فروشندگانی که صیفی‌جات، سبزیجات، میوه، ترشی، خیارشور، قارچ، کاهو و کلم‌ها را عرضه کرده‌اند قدم می‌زنم، فروشندگان با توجه به قدرت خرید مردم بیشتر صیفی، سبزی، سیب‌زمینی، پیاز و گوجه فرنگی آورده‌اند، میوه‌های فصل کمتر به چشم می‌خورد و اگر هم وجود دارد میوه‌های درجه دوم و سوم خودنمایی می‌کند، یعنی میوه‌هایی که در بالاشهر نام ضایعات روی آنها می‌گذارند اینجا به خاطر قدرت پایین خرید مردم به عنوان میوه عرضه شده‌اند. 
یکی از فروشنده‌ها در حالی که برای ترشی‌هایش بازارگرمی می‌کند به بغل دستی‌اش که انواع ماکارونی‌های فله‌ای آورده ـ ماکارونی‌هایی که کلی خاک روی آنها نشسته ـ می‌گوید می‌خواهد باران ببارد. حواست باشد، نایلون آورده‌ای؟ بغل دستی سری به نشانه تأیید تکان می‌دهد. 
در حال چرخیدن میان دستفروش‌های میوه و صیفی هستم. زنی به فروشنده‌ای که گوجه‌سبز‌ها را در بسته‌های نایلونی کیلویی ۱۵۰ هزار تومان می‌فروشد نزدیک می‌شود. کمی پایم را سست می‌کنم و متوجه می‌شوم زن می‌خواهد گوجه سبز‌ها را پس بدهد. داستان چیست؟ ترفندی در فروش این گوجه سبز‌ها از سوی فروشنده به کار گرفته شده است. یک طرف همه گوجه سبز‌ها حالت آفت زده، زرد و سیاه رنگ دارد، اما این گوجه سبز‌ها طوری بسته بندی شده‌اند که آن طرف آفت زده به سمت داخل و در تیررس نگاه مشتری نباشد. مشتری از همه جا بی‌خبر گوجه‌ها را خریده و طاقت نیاورده و در همان ماشینی که برای خرید آمده بوده نایلون گوجه‌ها را باز کرده و با منظره‌ای مواجه شده که انتظارش را نداشته است. فروشنده و خریدار در حال جر و بحث‌اند، مالباخته توپ پری دارد و آخر سر موفق می‌شود پولش را از فروشنده بگیرد. مشتری که می‌رود گوجه فروش انگار که با خودش حرف بزند می‌گوید: فکر کردی مغز خر خورده‌ام گوجه کیلویی ۴۰۰ تومن را ۱۵۰ تومن بدهم؟!


توپ در زمین خرده فروشی‌هاست؟
اما داستان قیمت‌های نجومی میوه را از چه زاویه‌ای باید نگاه کرد؟ آیا باید آن را بخشی از وضعیت فعلی حاکم بر اقتصاد ایران دانست که روز به روز از ارزش پول ملی کاسته است یا نه می‌توان موضوع را به سوء‌استفاده‌های شکل گرفته در شبکه توزیع میوه مربوط دانست؟
تحلیل‌ها در این‌باره متفاوت است. چندی پیش مجتبی شادلو، رئیس هیئت مدیره اتحادیه باغداران ایران، علت گرانی میوه را عدم رعایت سود در خرده فروشی‌ها عنوان کرده و گفته بود: «در کشور ما فضایی حاکم است که روند نظارتی یا شرایط روشنی برای عرضه از مبدأ تولید تا مصرف نداریم. به‌طور مثال در ایام نوروز امسال سیب درختی درجه یک در بالاترین قیمت‌ها در عمده فروشی میدان میوه و تره‌بار بین ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومان، قیمت میوه‌های خاص بالای ۱۰۰ هزار تومان و قیمت سایر محصولات کمتر از ۶۰ هزار تومان عرضه می‌شد، اما همان زمان در بازار تجریش سیب درختی با قیمتی بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسید که فاصله قیمتی زیادی را نشان می‌دهد. سهم سود خرده‌فروشی میوه و تره بار طبق قانون ۳۰ تا ۳۵ درصد سهم است و خرده‌فروشی نباید بیش از نرخ سود قانونی باشد.»
با این حال اگر واقعاً قانونی در این باره وجود دارد، چرا مبنای عمل قرار نمی‌گیرد؟ اگرچه به نظر نمی‌رسد ارزش ملک محل عرضه در چنین نرخ سودی مبنا قرار گرفته باشد با این حال ضعف مفرط در نظارت صحنه‌های شگفت انگیزی را رقم می‌زند. به عنوان مثال مشاهدات میدانی‌ام نشان می‌دهد حتی قیمت‌ها در یک راسته خیابان که ارزش ملک برابری با همدیگر دارند و دست کم در اینجا مسئله شمال و جنوب وجود ندارد کاملاً سلیقه‌ای است. به عنوان مثال قیمت سیب زمینی در یک میوه و تره‌بار فروشی در راسته کیانمهر کرج ۳۵ هزار تومان قیمت خورده درحالی که هایپرمیوه‌ای که ویترین و نورپردازی خیره کننده‌ای برای خود دست و پا کرده حدود ۱۰۰ متر جلوتر از همان میوه فروشی سیب‌زمینی را کیلویی ۶۰ هزارتومان می‌فروشد در حالی که کیفیت تقریباً یکسان است بنابراین مراعات نکردن سود ۳۰ تا ۳۵ درصدی فروش نسبت به قیمت‌های میادین میوه و تره بار در خرده فروشی‌ها صرفاً مربوط به ارزش ریالی مکان عرضه نیست. میوه فروشی که در شمال تهران میوه و تره بار می‌فروشد ارزش ملک و اجاره مکان بسیار بالاتری نسبت به میوه فروشی دارد که در جنوب شهر میوه عرضه می‌کند بنابراین طبیعی است که او بخواهد میوه را با سود بالاتری عرضه کند، اما موضوع دقیقاً اینجاست چقدر بالاتر؟ در سال‌های گذشته اگر این موضوع در رسانه‌ها مطرح شده بیشتر بر جنبه‌های صفر و صدی، هیجانی و فصلی مواجه بوده و کم‌تر بر تدوین فرمولی کارشناسی و قابل نظارت رسیده است.
 

دلال‌ها از وضعیت باغدار‌ها سوء استفاده می‌کنند.
اما محمد برجی هشجین، ایثارگر، جانباز شیمیایی هشت سال دفاع مقدس و باغدار نمونه شهرستان تالش در پاسخ به سؤال من در این باره که عامل اصلی و تعیین کننده در قیمت‌های فضایی میوه‌ها را در چه می‌دانید، آیا باید این نرخ‌ها را بخشی جدایی‌ناپذیر از تورم بالای اقتصادی دانست، آیا باید این قیمت‌ها را به حساب شبکه معیوب توزیع و کافی نبودن سیاست‌های نظارتی و مدیریتی گذاشت؟ چه عاملی را در این باره تعیین کننده می‌دانید، می‌گوید: اولاً نوبرانه‌ها در همه سال‌ها قیمت‌های بالایی داشته‌اند، اما در نظر بگیرید که این قیمت‌ها هیچ وقت سهم باغدار‌ها نمی‌شود. شما اگر قیمت گیلاس را ۵۰۰ هزار تومان در نظر بگیرید شاید ۱۲۰ ـ ۱۰۰ هزار تومان دست باغدار را می‌گیرید و بیشترین سود از آنِ دلال‌ها، حجره‌دار‌ها و خرده فروش‌ها می‌رسد. ما سال گذشته گران‌ترین شلیل را از باغدار اردبیل نهایتاً ۶۰ هزار‌تومان می‌خریدیم و خبر داشتیم که حجره‌دار‌های تهران همین شلیل را ۲۵۰ هزار‌تومان می‌فروختند، یعنی بیش از دو برابر قیمتی که باغدار می‌فروشد و دست مصرف کننده نهایی هم ۲۰۰ و خورده‌ای می‌رسید. متأسفانه نگرش اشتباهی جا افتاده که دلال‌ها تصور می‌کنند با باغدار شریک‌اند. دلال‌ها به باغدار‌ها مراجعه می‌کنند از وضعیت آنها سوء‌استفاده می‌کنند و می‌گویند محصول باغ را ایکس‌ریال در اختیار من قرار بده. 
از برجی می‌پرسم سال‌هاست ما این نوع موضع‌گیری‌ها را می‌شنویم که دلال‌ها در بازار میوه‌و‌تره بار یکه تازی می‌کنند. واقعاً این یک زخم کهنه و تکراری شده است. چرا فضا این‌قدر برای فعالیت دلال‌ها فراهم است، او در این باره می‌گوید: بخشی از این موضوع به طبیعت و خصلت محصولی برمی گردد که باغدار تولید می‌کند. میوه و تره بار محصولی است که نمی‌توان زیاد روی شاخه درخت نگه داشت، باغدار وقتی که محصول می‌رسد می‌داند میوه را به موقع باید رد کند. دلال‌ها این موضوع را می‌دانند، بنابراین باغدار‌ها را زیر فشار قرار می‌دهند. 


باغدار تشکل داشته باشد  قیمت واقعی می‌شود
این باغدار درباره تجربه NGO یی که او و دوستانش در تالش با هدف اصلاح زنجیره تولید و توزیع کیوی تشکیل داده‌اند می‌گوید: ما در محصول کیوی تقریباً توانستیم دست واسطه‌ها را قطع کنیم، چون مستقیماً از باغدار می‌خریم، خودمان قیمت‌گذاری می‌کنیم و سود را به باغدار می‌دهیم. در این NGO چند نفر صادرکننده بزرگ، چند نفر سردخانه دار قدر و باغدار‌های بزرگ حضور دارند، طرف با ۵ هزار درخت کیوی در بازار حرفی برای گفتن دارد، ولی متأسفانه در میوه‌های دیگر چنین NGO یی وجود ندارد، چون باغدار‌ها تشکل مؤثر و قدرتمندی ندارند عملاً قیمت‌گذاری به دست دلال‌ها می‌افتد، بنابراین طبیعی است دلال‌ها روی میوه‌هایی که از جنوب، شیراز، دماوند، قزوین، تاکستان، اردبیل و سایر نقاط کشور وارد تهران می‌شود سود نامتعارفی کشیده باشند. 
از برجی درباره کارکرد چنین ساز و کاری درباره میوه کیوی می‌پرسم، او در این باره می‌گوید: ما ۲۰ روز قبل از برداشت کیوی نشستی برگزار می‌کنیم و با هماهنگی نماینده عالی دولت و فرمانداری، بر اساس تورم و هزینه‌های جاری استفاده شده کیوی را قیمت‌گذاری می‌کنیم، نظر می‌دهیم و رأی‌گیری می‌کنیم. یکی می‌گوید ۵۰ هزار تومان، باغداری نظرش روی ۷۰ هزار‌تومان است، یکی می‌گوید ۱۰۰ هزار تومان، بعد دیدگاه‌ها بررسی می‌شود از جمله اینکه مثلاً پایه قیمت کیوی در سال گذشته ۷۰ هزار تومان بود سال قبل‌تر از آن ۵۰ هزار تومان بود، ممکن است بر اساس عرضه و تقاضا قیمت یک محصول حتی پایین‌تر بیاید، اما تجربه و مستندات نشان می‌دهد؛ قیمت‌ها اغلب سیر صعودی دارد. 
کارکرد این تشکل هم اینگونه است که، چون مستقیم با باغدار وارد ارتباط می‌شود اجازه نمی‌هد واسطه‌ها در این باره نقش‌آفرینی کنند. زمانی که باغدار‌ها کیوی را به سردخانه می‌فرستند یا دلال‌ها وارد سردخانه‌ها می‌شوند آنجا نقش دلال‌ها پررنگ‌تر می‌شود. ما توانستیم حضور دلال‌ها را در باغ‌ها از بین ببریم، اما آنها از سردخانه به بعد فعال‌اند. 
از برجی می‌پرسم اگر درست متوجه شده باشم شما راهکار منطقی کردن محصولات باغی را در این می‌بینید که NGO‌های مردمی فعال شوند، به آنها بها بدهیم و تقویت‌شان کنیم که قدرت بگیرند و شبکه توزیع را اصلاح کنند، اما چگونه؟ باغدار تالشی می‌گوید: سرچشمه این موضوع به نوع نگاه و مدیریت وزارت جهاد کشاورزی برمی‌گردد. آنها نقش نظارتی و سیاست گذاری میوه و تره‌بار کشور را در اختیار دارند. اگر آنها از NGO‌ها حمایت کنند قیمت‌ها واقعی‌تر به دست مصرف کننده خواهد رسید. دولت و جهاد کشاورزی چطور در گوشت و مرغ به نفع مصرف کننده دست به دخالت می‌زنند درباره محصولات باغی هم می‌تواند مداخله‌های مثبت به نفع مصرف کننده نهایی انجام دهند. دولت می‌تواند محصول را به قیمت مناسب از باغدار بخرد و در سردخانه انبار کند و در زمان مناسب که بازار به این میوه نیاز دارد از طریق شبکه‌هایی که وجود دارد بازار را تأمین کند، مثل کاری که در گندم، گوشت و مرغ انجام می‌دهد بالأخره میوه‌و‌تره‌بار هم بخشی از امنیت غذایی جامعه محسوب می‌شود و اگر ارزش آن از گوشت و مرغ بیشتر نباشد کم‌تر نیست. 
با این حال متأسفانه مدیران جهاد کشاورزی عکس العملی که شایسته‌ای در این باره نشان نداده‌اند. مدیران حوزه کشاورزی باید از میان متولیان واقعی و جامعه باغداری و کشاورزی انتخاب شوند یا دست کم اطلاعات میدانی و مستندی از واقعیت‌های این جامعه داشته باشند. متأسفانه مسئولانی که منصوب و مشغول به کار می‌شوند عموماً درگیر روزمرگی هستند و بی‌واسطه با باغداران و کشاورزان در ارتباط نیستند. چه اشکالی دارد مدیران بالادستی جهاد کشاورزی از دفاتر و جلسات خود بیرون بیایند و از نزدیک ببینند که زحمت یک باغدار به چه صورتی است. مدیری باید در رئوس بالادستی این وزارتخانه حضور داشته باشد که باغ و مزرعه را بشناسد و از جنس کشاورز باشد، در هر حال تا زمانی که جهاد کشاورزی آستین بالا نزند و از توان NGO‌ها به عنوان رابط میان نهاد‌های دولتی و باغدار‌ها استفاده نکند همین دلال‌ها جولان دار بازار خواهند بود و یک محصول تا به دست مصرف کننده نهایی برسد چهار، پنج دست خواهد چرخید و در هر بار چرخش دست کم ۲۰ تا ۲۵ درصد سود به قیمت محصول اضافه خواهد شد. 
آنچه این باغدار تلاش می‌کند با زبانی ساده و همه فهم توضیح دهد این است که مسئله ما در شیوه معیوب عرضه محصولات باغی به ویژه در زمان فعلی که امنیت پولی مردم بیشتر از هر زمان دیگری در خطر است این است که مسئله عرضه مناسب محصولات باغی یک موضوع تعاملی و ارتباطی میان بدنه جامعه کشاورزی و باغی ایران، تشکل‌های مربوط به باغداران، سردخانه داران و مسئولان بالادستی در نهاد‌های حاکمیتی به ویژه وزارت جهاد کشاورزی است.

برچسب ها: اقتصاد ، دلال ، کشاورزی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار