در کنار دیدار و گفتوشنودمان با خانواده شهدای جنگ تحمیلی رمضان تهران، به حسینیهای رفتیم که پای ثابت کارهای جهادی و فعالیتهای فرهنگی بود جوان آنلاین: در کنار دیدار و گفتوشنودمان با خانواده شهدای جنگ تحمیلی رمضان تهران، به حسینیهای رفتیم که پای ثابت کارهای جهادی و فعالیتهای فرهنگی بود؛ فعالیتهایی که از اولین روزهای جنگ تحمیلی رمضان آغاز شده و همچنان ادامه دارد، هر چند اهل کار بودند و صحبت کردن و روایت برایشان دشوار، اما همراهیمان کردند تا بخشهایی از فعالیت یکی از هزاران گروه جهادی که در ایام جنگ به صورت خودجوش و آتشبهاختیار وارد میدان جهاد شده را برایمان بازگو کنند. در ادامه یکی از خواهران بسیجی که خود را خادم کوچک این مجموعه میداند، همکلاممان میشود تا ما را با فعالیتهای گروه جهادی انصارالمهدی (عج) حوزه ۳۲۵ امام مهدی (عج) و حضرت رقیه (س) و گروه جهادی خواهران شهید قائمی آشنا کند؛ باهم بخوانیم.
اتحاد گروههای جهادی
ما جمعی از خواهران و برادران گروه جهادی انصارالمهدی (عج) و شهید قائمی در این ایام، دور هم جمع شدیم تا در کنار همدیگر، با عنایت امام زمان (عج) گامی در جهت پیروزی برداریم. از لحظات ابتدایی شروع این جنگ، شاهد همدلی و اتحاد بینظیری بین گروههای جهادی مختلف بودیم. همه با تمام توان و ظرفیت خود، برای فراهم کردن بهترین شرایط در این بحبوحه جنگ تحمیلی تلاش کردند. هدف اصلی گروههای جهادی، مدیریت شرایط جنگ به بهترین نحو ممکن بود تا انشاءالله به پیروزی نهایی دست پیدا کنیم. اقدامات انجامشده گروه جهادی ما، بسیار گسترده است که شامل فعالیتهای فرهنگی، خدماتی، امدادی و همچنین حمایت از نیروهای امنیتی و مدافعان نظام و انقلاب میشود.
بستههای افطار و سحری
در شرایط جنگ، گروه جهادی انصارالمهدی (عج) با رویکردی مبتنی بر همدلی و اتحاد، برای مدیریت اوضاع و دستیابی به پیروزی نهایی تلاش میکند. این تلاشها محدود به قشر یا گروه خاصی نیست و هر جا که امکانی برای خدمترسانی وجود داشته، دوستان جهادی آستین بالا میزنند و کار را به دست میگیرند.
از جمله اقدامات ارزشمندی که انجام شد، میتوان به برگزاری یادبود شهدای مدرسه شجره طیبه میناب و تهیه بستههای افطار و سحری برای نیروهای امنیتی و همچنین آمادهسازی میانوعدهها و بستههای خشکبار برای مدافعان انقلاب اشاره کرد.
جانم فدای ایران
یکی از کارهای فرهنگی ما که اکنون شما شاهد آن هستید، آمادهسازی سربند است. از صبح زود، بانوان جهادی با همدلی در این حسینیه حضور پیدا و سربندهای «جانم فدای ایران» را آماده میکنند. خواهران ما این سربندها را برش میزنند و بستهبندی میکنند تا در تجمعات شبانه در سطح شهر تهران، به عنوان نمادی از عشق و وفاداری به کشور عزیزمان بین مردم پخش کنند. این اقدام فرهنگی با کمکهای مردمی و مشارکت داوطلبانه انجام میگیرد. راستش را بخواهید حرفهای ناگفته زیادی هست. همه این خانمها که با شور و عشق در حال خادمی هستند، هر کدام داستان و خاطراتی دارند که اگر بگویند، ساعتها طول میکشد.
آمدند و گفتند «من هستم»
در این روزها، کنار غم، درد و تلخی از دست دادن عزیزانمان، اتفاقهای خوبی هم افتاده است؛ اتفاقهایی که اگر جنگ نبود، شاید هیچوقت دیده نمیشد. برگزاری این مراسمها پنجرهای شده است برای کشف ظرفیتهایی که سالها در دل محله پنهان بود.
در کنار حضور بچههای بسیجی و جهادی عدهای دیگر از عزیزان داوطلب میشوند و مشتاق همراهی و مشارکت درامور جهادی هستند. این افراد به مراکز جهادی مراجعه و آمادگی خود را برای خدمت در عرصههای مختلف اعلام میکنند.
از برکات این ایام، شناسایی افرادی بود که هر روز در کنار ما زندگی میکردند ولی توانمندیشان دیده نشده بود، اما آمدند و گفتند: «من اینجا هستم» مثل حضور روانشناسی که آمد پای کار.
در این شرایط سخت، طبیعی است که خیلیها دچار استرس و اضطراب شوند. میز خدمترسانی ما هم در مسجد برپا بود و یک کارشناس روانشناسی آمد و گفت: «من در خدمت مردم محلهام هستم، هر کسی که احساس ناامنی یا اضطراب دارد، میتواند با من صحبت کند» یا آن کارشناس مامایی که از راه رسید و پیشنهاد داد: «اگر خانم بارداری هست که شرایط رفتن به بیمارستان را ندارد، من اینجا ویزیت رایگان انجام میدهم» یا وکیلی که آمد و گفت: «من هستم. هر کاری از دستم بربیاید، انجام میدهم.» در شرایطی که خیلیها گرفتار مسائل حقوقی هستند، حضور چنین فردی بسیار روحیهبخش بود.
نهایتاً باید بگویم که این روزها ثابت کرد هر محلهای، قهرمانان ناشناختهای دارد. فقط کافی است فرصتی ایجاد شود تا این ظرفیتها خودشان را نشان دهند و این همان کار فرهنگی جهادی است: نه با بودجه کلان، نه با تبلیغات، بلکه با عشق مردم به مردم.