محمدامین رستمپور، خالق مجموعه کمیکموشن «با سربازانش چه میکنید؟» از جرقه اولیه این اثر پس از شهادت سرداران بزرگ در جنگ رمضان سخن گفت و تأکید کرد که هدف اصلی، نمایش وابسته نبودن نظام و مقاومت به اشخاص خاص و تداوم مسیر حتی پس از شهادت فرماندهان است. جنگ رمضان در حوزه تولیدات رسانهای و هنری، باعث خلق آثاری متنوع و متفاوت شد جوان آنلاین: محمدامین رستمپور، خالق مجموعه کمیکموشن «با سربازانش چه میکنید؟» از جرقه اولیه این اثر پس از شهادت سرداران بزرگ در جنگ رمضان سخن گفت و تأکید کرد که هدف اصلی، نمایش وابسته نبودن نظام و مقاومت به اشخاص خاص و تداوم مسیر حتی پس از شهادت فرماندهان است. جنگ رمضان در حوزه تولیدات رسانهای و هنری، باعث خلق آثاری متنوع و متفاوت شد؛ آثاری که بعضی از آنها حتی در سطح جهان هم دیده شدند و واکنشهای متعددی را به همراه داشتند. در این گفتوگو، با محمدامین رستمپور، یکی از سازندگان کمیکموشن «با سربازانش چه میکنید؟» که این روزها از صداوسیما و شبکههای اجتماعی منتشر میشود، همراه شدیم. این اثر که حاصل همکاری مشترک خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ صداوسیما و باشگاه فیلم سوره است، در هر قسمت به معرفی یکی از فرماندههای بزرگ ایران میپردازد.
ایده اولیه کار از کجا شکل گرفت و هدف از ساخت مجموعه کمیکموشن چیست؟
کار از شهادت شهید تنگسیری شروع شد؛ زمانی که خبر به صورت غیررسمی اعلام شد، فضای رسانهای در نوعی ابهام و انتظار قرار داشت. در همان مقطع، بدون اینکه منتظر اعلام رسمی بمانیم، تصمیم گرفتم تصاویر مرتبط با کار و فعالیتهای شهید تنگسیری را آماده کنم و این آمادگی تا لحظه اعلام رسمی خبر ادامه داشت. بعد از خبر رسمی کار را منتشر کردیم. از همان بازه زمانی، این ایده در ذهن ما شکل گرفت که مفهوم «وابسته نبودن نظام به اشخاص» را به تصویر بکشیم. به این معنا که نشان دهیم استقرار و پایداری نظام، صرفاً به این فرماندهها و افرادی که در رأس کار قرار دارند، خلاصه نمیشود و ساختار، بسیار عمیقتر و ریشهدارتر از یک فرد است. هدف ما این بود که تصویری فراتر از فقدان یک شخصیت ارائه دهیم و بر تداوم مسیر و استمرار جریان تأکید کنیم. در همین چارچوب، به مبحثی اشاره کردیم که در مدیریت از آن با عنوان «استراتژی موزاییکی» یاد میشود. این مفهوم در استراتژی نظامی ما نیز قابل مشاهده است، به این معنا که ساختار به گونهای طراحی شده که هر جزء، نقش خود را ایفا میکند و حذف یک جزء، به معنای فروپاشی کل مجموعه نیست. در واقع ممکن است فردی را شهید کنند، اما نیروها و سربازان، در مسیری که او شکل داده حرکت میکنند، با همان انسجام و هدفمندی به راه خود ادامه میدهند و خللی در کلیت مسیر ایجاد نمیشود. این دقیقاً مهمترین پیامی بود که تیم ما قصد داشت به مخاطب منتقل کند؛ اینکه استمرار، انسجام و پایداری یک جریان، وابسته به یک فرد نیست، بلکه به ساختار، باور مشترک و مسیری که ترسیم شده وابسته است و این مسیر حتی با فقدان افراد شاخص نیز ادامه پیدا میکند.
چه تکنیک و سبکی را برای ساخت کار انتخاب کردید و چرا سراغ این نوع ارائه محتوا رفتید؟
تکنیک کار تقریباً در دسته کمیکموشن قرار میگیرد؛ از عناصر تصویرسازی ثابت استفاده کردیم، اما با حرکتهای کنترلشده، به تصاویر جان بخشیدیم. کار اول را با استایل خاکیرنگ طراحی کردیم، اما در ادامه مسیر، تلاش کردیم از رنگهای پرچم ایران، یعنی سفید، سبز و قرمز استفاده کنیم که با هدف تقویت بار هویتی و ملی اثر انجام شد. درباره انتخاب این مدل محتوا، بیشتر تمرکز ما روی همان هدفی بود که از ابتدا دنبالش میکردیم؛ اینکه هم در داخل این نکته را منتقل کنیم و هم در سطح بیرونی. از نظر داخلی، میخواستیم این پیام را به مردم خودمان برسانیم که موضوع صرفاً به فرماندهان خلاصه نمیشود؛ با یک مکتب و یک مسیر طرف هستیم. تأکید ما این بود که حتی اگر فرماندهان ما را شهید کنند، این مسیر متوقف نمیشود و استمرار آن وابسته به یک فرد یا چند چهره شاخص نیست. در واقع، آنچه جریان را زنده نگه میدارد، باور مشترک، ساختار شکلگرفته و مسیری است که ترسیم شده، نه صرفاً حضور یک فرمانده در رأس. در عین حال، همین پیام را میخواستیم به خارج از کشور و حتی به دشمن و جبهه مقابل نیز منتقل کنیم. برداشت ما این است که مسئلهای که آنها با آن مواجهند، دقیقاً همین سوءبرداشت است؛ اینکه تصور میکنند با هدف قرار دادن فرماندهان، همهچیز به پایان میرسد. گمان میکنند اگر فرمانده نیروی دریایی ما را بزنند، آن نیرو دچار انفعال میشود یا ساختار از هم میپاشد، در حالی که تأکید ما بر این بود که چنین نگاهی، شناخت ناقصی از واقعیت دارد، چون ساختار به صورت لایهمند طراحی شده و استمرار آن وابسته به یک شخص نیست. پیام ما این بود که این مسیر، با وجود فقدان افراد، ادامه پیدا میکند و متوقف نمیشود.
اثر بیشتر برای چه مخاطبی مناسب است؟ با توجه به اینکه گفتید اثر پیامی برای مخاطب غیرایرانی هم دارد، قصد تولید محتوا به زبان انگلیسی را دارید؟
متن پایانی اثر در حال حاضر به زبان انگلیسی است، اما بعد از پایان این مجموعه سعی داریم متن ابتدایی اثر نیز که شامل سخنرانی آن شهید و شخصیت شاخص است، به زبان انگلیسی تولید و به کار اضافه شود. این اثر به گونهای طراحی شده که محدود به یک گروه مخاطب خاص نباشد و در واقع، همه میتوانند مخاطب آن باشند. از ابتدا هم تلاش ما این بود که پیام، به صورت عمومی و قابل فهم برای طیف گستردهای از مخاطبان ارائه شود، نه اینکه صرفاً برای یک قشر تخصصی یا یک جامعه محدود تولید شود. مخاطب اصلی در وهله اول مردم عادی هستند. اثر مخاطب خاص و محدود ندارد، بلکه با رویکردی عمومی و فراگیر تولید شده تا هر فردی، با هر سطح از آشنایی، بتواند با آن ارتباط برقرار و پیام اصلی را دریافت کند.
از دغدغه اصلی تیم و بازخورد مخاطبان و پلتفرمهای پخش اثر بگویید.
تنها به دنبال یک وجه نبودیم، هدف این بود تعادلی بین محتوا و فرم برقرار شود، به همین خاطر هم به فرم مناسب اهمیت دادیم تا مخاطب ارتباط بگیرد و هم مطمئن شدیم پیام، دقیق، قابلفهم و اثرگذار باشد. مخاطبهایی که متوجه میشوند سازندگان کار ما هستیم، میگویند که آن را دنبال کردهاند و از اثر خوششان آمده است. درباره رسانههای منتشرکننده، اولویت و تمرکز ما بیشتر روی پخش تلویزیونی و انتشار در شبکههای اجتماعی داخلی مثل اینستاگرام و پیامرسانهای داخلی است. در مورد یوتیوب هم به خاطر ریسک احتمالی مسدود و محدود شدن دسترسی، فعلاً آن را جزو مسیر انتشار قرار ندادهایم، البته برای نسخه انگلیسی ریسک را میپذیریم، چون هدف این است که پیام در سطح بینالمللی هم دیده شود. از آنجا که از ابتدا برای تیم ما مهم بود محصول تولیدشده، صرفاً در یک فضای محدود منتشر نشود و حتماً به دست مردم برسد، خیالمان از نقش تلویزیونی راحت بود، چون واقعیت این است که هیچ پلتفرم و هیچ فضای رسانهای به اندازه تلویزیون مخاطب ثابت و گسترده ندارد، حتی اگر بخشهایی از توجه مخاطبها به سمت شبکههای دیگر رفته باشد، باز هم تلویزیون همچنان یک جایگاه جدی در دسترسی عمومی دارد.