زمانی که سردار شوشتری در جبهههای دفاعمقدس حضور داشت، فرجالله کودکی خردسال بود. او که سال ۱۳۵۶ در مشهد به دنیا آمد، در پایان دفاعمقدس ۱۱ سال داشت، اما در خلال دهه ۶۰ مثل خیلی از بچههایی که پدرانشان به جبهه میرفتند، در فضایی بزرگ شد که پدر مرتب به جبهه میرفت و مادر خانه و زندگی را اداره میکرد جوان آنلاین: حاج فرجالله شوشتری، فرزند سردار شهید نورعلی شوشتری یکی از شهدای مدافع امنیت در اغتشاشات اخیر است. فرجالله که در مسیر جهاد و رزمندگی جا پای پدرش گذاشته بود در شامگاه ۱۹ بهمنماه در دومین شب فراخوان ضدانقلاب که باعث شهادت تعدادی از مدافعان امنیت شد در بلوار احمدآباد مشهد به شهادت رسید. پدرش سردار نورعلی شوشتری نیز در ۲۶ مهر ۱۳۸۸ در منطقه پیشین سیستانوبلوچستان ازسوی تروریستهای جندالشیطان ترور شده بود. حاجنورعلی از فرماندهان بنام دفاعمقدس بود، سالها در جبهههای جنگ حضور داشت. این پدر و پسر نمونه بارزی از خانوادههایی هستند که پشت به پشت خود را وقف اعتلای ایران اسلامی کردهاند.
خردسالی در روزهای دفاعمقدس
زمانی که سردار شهید نورعلی شوشتری در جبهههای دفاعمقدس حضور داشت، فرزندش فرجالله کودکی خردسال بود. او که سال ۱۳۵۶ در اطراف نیشابور به دنیا آمد، سه خواهر و دو برادر داشت. فرجالله در پایان دفاعمقدس تنها ۱۱ سال داشت، اما در خلال دهه ۶۰ مثل خیلی از بچههایی که پدرانشان در جبهههای جنگ حضور داشتند در فضایی بزرگ شد که پدر مرتب به جبهه میرفت و در نبودنهای او مادر خانه و زندگی را اداره میکرد. فرجالله در چنین محیطی رشد کرد و پرورش یافت و از همان کودکی راه و رسم زندگی جهادی را آموخت. دهه ۶۰ مملو از فضایی ملکوتی بود که به برکت وجود شهدا حاصل میشد. آن روزها بوی شهادت همپای تشییع پیکر شهدا در کوچه و خیابانها میپیچید و بچههای دهه شصتی را با خود همراه میکرد. پدر فرجالله نیز رزمندهای بود که بارها و بارها در جبهههای جنگ مجروح شد و تا مرز شهادت پیش رفت.
فرمانده خوشنام جبهههای جنگ
پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار نورعلی شوشتری جزو نخستین کسانی بود که به عضویت این نهاد انقلابی درآمد. مثل خیلی از فرماندهان بنام دفاعمقدس او نیز حضورش در جبههها را از کردستان آشوبزده اوایل انقلاب شروع کرد و در آزادسازی سنندج نقش عمدهای ایفا کرد. شهید شوشتری در یگانهایی مثل تیپ جوادالائمه (ع) و لشکرهای خط شکن ۲۱ امامرضا (ع) و ۵ نصر مسئولیتهای متعددی برعهده داشنت. نقش ارزشمند این سردار رشید جبههها در آزادسازی مناطق اشغالی خوزستان در عملیاتی، چون طریقالقدس (آزادسازی بستان و تنگه چزابه) و فتحالمبین (شمال خوزستان) بسیار پررنگ است. شکست ارتش بعث عراق در عملیات بزرگ آزادسازی خرمشهر و نبردهای سرنوشتسازی، چون رمضان (شرق بصره) عملیات خیبر جزایر (جزایر مجنون) و شمال شرق بصره، بدر شرق دجله، فتح فاو (والفجر ۸) و آزادسازی میمک در غرب کشور فراموش شدنی نیست. شهید شوشتری در بسیاری از این عملیاتها نه تنها به عنوان یک رزمنده که به عنوان یک فرماندهی میدانی حضور داشت.
فرماندهی قرارگاه نجف اشرف
یکی دیگر از فعالیتهای جهادی شهید شوشتری، فرماندهی قرارگاه نجف اشرف در نیروی زمینی سپاه بود. در عملیاتی، چون کربلای یک یا همان فتح مهران و عملیات حماسی کربلای۵ که منجر به شکستن دژ دفاعی بصره و پیشروی نیروی زمینی سپاه به سوی بصره شد، شهید شوشتری نقشی تأثیرگذار و حضوری تعیینکننده داشت. سردار شوشتری تقریباً در همه عملیاتهای بزرگ دوران دفاعمقدس به جز عملیات محرم در منطقه جنگی حضور داشت و رشادت مثالزدنیاش موجب شد به فرماندهی لشکر۵ نصر و پس از مدتی قرارگاه نجف اشرف برگزیده شود. حضور فعال وی در خطوط مقدم جبهه باعث شد تا حداقل هفت بار به شدت مجروح شود، اما او هر بار پس از بهبودی دوباره به جبهه برمیگشت و سلاح بر دست میگرفت. در اواخر جنگ تحمیلی و زمانی که قطعنامه پذیرفته شده بود، منافقین به کشورمان حمله کردند. رزمندگان نیز با طراحی عملیات مرصاد به مصاف نفاق رفتند. شهید شوشتری در این عملیات و به توصیه مقام معظم رهبری مسئولیت عملیات را برعهده گرفت و آنطور که شهید صیاد شیرازی گفته است، در عملیات مرصاد نورالله شوشتری عملکردی خوب و تأثیرگذار از خود به یادگار گذاشت.
حضور پدر و پسر در سیستان
یکی از نکات بارز در زندگی جهادی شهیدان نورعلی و فرج الله شوشتری، حضور هر دوی آنها در مناطق محروم سیستانوبلوچستان است. شهید شوشتری که به عنوان آخرین سمت زمینیاش به فرماندهی قرارگاه قدس جنوب شرق کشور برگزیده شده بود، طرحهای زیادی برای برقراری امنیت در منطقه سیستانوبلوچستان داشت و عملکردش در مدت کوتاهی باعث ترس ضدانقلاب شد، چراکه طرحهای عمرانی و محرومیتزدایی شهید شوشتری میتوانست باعث برچیده شدن بساط ضدانقلاب و گروههای تروریستی در این مناطق شود. حاج نورعلی شوشتری محرومیتزدایی را، چون یادگاری از روزهای دفاعمقدس و عملکرد رزمندگان در خطه کردستان با خود به سیستانوبلوچستان آورده بود.
سردار شوشتری نهایتاً پس از ۳۰ سال جهاد از جبهه کردستان گرفته تا خوزستان و دیگر مناطق کشور روز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸ در منطقه پیشین سیستانوبلوچستان در حالی که قصد داشت بازدیدی از نمایشگاه توانمندسازی مردم محروم این خطه از کشورمان انجام دهد، بر اثر انفجار بمب یکی از عناصر انتحاری گروهگ جندالشیطان به شهادت رسید.
آموزش قرآن در مناطق محروم
شهید فرجالله شوشتری نیز سالها بعد از شهادت پدر به همان مناطق محروم سیستان و بلوچستان برگشت تا ادامهدهنده راه ایشان در خدمت به مردم محروم این منطقه باشد. خواهر شهید فرجالله شوشتری در این خصوص میگوید: بعد از شهادت پدرم، فرجالله کار مشترکی با پسرعموی پدرم برای آموزش قرآن در مناطق محروم سیستانوبلوچستان راه انداختند. ابتدای کار بعضیها کمک کردند، ولی به هر حال خرید کتاب و لوازمالتحریر برای بچهها هزینه داشت. به هر حال برای تشویق بچهها باید هدایایی هم تهیه میشد که هزینههایش به اینها اضافه میشد. برادرم آن زمان ماشین ۴۰۵ داشت. ماشینش را فروخت و پراید خرید. ماشاءالله قد و هیکل بلندی داشت و بهسختی در پراید مینشست. بعدها متوجه شدیم ماشینش را فروخته تا کار حفظ قرآن بچهها ادامه پیدا کند. با این کار چندین گروه در مناطق محروم سیستان و بلوچستان حافظ کل قرآن شدند. حتی به ما هم نمیگفت که مثلاً میخواهیم این کار را انجام دهیم تا ما کمکی کنیم. نهتنها از ما بلکه از هیچ ارگانی هم کمک نمیگرفت.
ارثیهای زیبا از پدر
شهید فرجالله شوشتری نه تنها روحیه جهادی که روحیه فرهنگی و محرومیتزدایی را نیز از پدرش به ارث برده بود. این ارثیه زیبا باعث شده بود تا زندگی این شهید مدافع امنیت رنگ و بویی الهی به خود گیرد. خواهر شهید در این خصوص میگوید: با هزینه شخصیاش مؤسسه فرهنگی به نام شهید شوشتری تأسیس کرده بود. در مورد سیره زندگی شهدا، وصیتنامهشان و کلیپهای شهدا آنجا فعالیت میکرد. یکدفعه گفت این مؤسسه را میفروشم تا جای دیگری بروم. مؤسسه را فروخت و کارش را در فضای مجازی ادامه داد، ولی نگفت که پولش را چه کرده است. بعدها متوجه شدیم که یکی زنگ میزند و میگوید پول رهن خانه را ندارم. آن یکی میگفت بچهام بیمار است و هزینه عمل ندارم. بهراحتی پول ماشین و مؤسسهاش را به مردم میبخشید.
من گاهی اعتراض میکردم که اصلاً این آدمها را نمیشناسی از کجا میدانی راست میگویند، ولی فرجالله میگفت: برای آدمها سخت است که جلوی کسی گردنکج کنند و بگویند ندارم. نباید دستخالی ردشان کنیم. این اخلاقش خیلی شبیه آقا جونم بود. بعد از شهادت آقاجونم هم خیلیها آمدند و گفتند: پدرتان این مقدار به ما کمک کرده و توان برگرداندنش را نداریم، ما هم همه را بخشیدیم و گفتیم خودشان بخشیده است.
شباهت شهادت پدر و پسر
زندگی این پدر و پسر شباهتهای زیادی به هم دارد؛ نه تنها در راه و رسم زندگی که در شهادت نیز شبیه هم بودند. اگر سردار شهید نورعلی شوشتری با ترور عناصر تکفیری- صهیونیستی در سیستان و بلوچستان به شهادت رسید، فرزندش فرجالله نیز به نوعی از سوی تروریستهای وابسته به سازمان موساد ترور شد. یکی از شاهدان شهادت این شهید مدافع امنیت میگوید: تا خواستم خودم را به شهید شوشتری برسانم، نهایتاً شاید حداکثر ۱۰ ثانیه طول کشید تا از بلوار عبور کنم و به او برسم، اما قاتلان این شهید آنقدر حرفهای بودند که در همین فرصت کم، رگ پا را زده بودند که نتواند بلند شود و همچنین رگ گردن را زده بودند که اگر از دست آنها هم رها شد، از خونریزی به شهادت برسد و پزشکان نتوانند او را نجات بدهند. وقتی ما فرجالله را در ماشین گذاشتیم، دیگر نایی برای ایشان نمانده بود. من به او دلداری میدادم که الان میرسیم بیمارستان و... ولی هیچ صدایی از او نمیآمد. نهایتاً دست شهید برای یک لحظه بالا آمد و حرفی زیر لب گفت و دستش افتاد؛ دیگر هیچ حرکت یا صدایی از او بلند نشد.
پدر و پسر آسمانی
شاید در نگاه نخست، مرور خدمات جهادی شهیدان شوشتری روایتی از دو شهید باشد، پدر و پسری که جانشان را در راه امنیت هدیه کردند، اما اگر خوب نگاه کنیم، داستان زندگی آنها نماد و تصویری واضح از همه خانوادههایی است که تمام داشتههایشان را بیادعا در خدمت ایران اسلامی گذاشتهاند. داستان امتداد ایمان در زمانهای که که گاه ارزشها رو به فراموشی میگذرند. فرجالله شوشتری در شب سردی به پدرش پیوست، اما حقیقتاً به نسل آینده نیز پیامی فرستاد: امنیت ارث نیست؛ عهدی است که باید بارها و بارها امضا شود. با خون، با خدمت، با فداکاری. این پدر و پسر آسمانی هر دو جاودانهاند. نامشان در فهرست مدافعان امنیت این خاک میدرخشد و خاطرهشان چراغی برای آنانی است که در مسیر جهاد و انسانیت قدم میگذارند.