کد خبر: 1357341
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
روایت فعالیت‌های بانوان جهادی در جنگ رمضان در گفت‌وگوی «جوان» با مسئول قرارگاه جهادی شهید احمد اللهیاری
فعالیت‌های جهادی به زندگی و خانواده‌ام برکت داده است شمار روزهایش از دست‌مان در رفته است. هرچند اصلاً اهمیتی ندارد که چند روز است کف خیابان‌ها حضور داریم! اگر لازم باشد تا ابد تا آخرین نفس به خیابان‌ها می‌آییم تا فریاد بزنیم پشت نظام و کشورمان ایستاده‌ایم. در کنار این حضور پرصلابت مردم غیور و بابصیرت کشورمان، گروه‌های جهادی و داوطلب متعددی حضور دارند که زمینه‌ها را برای حضور مردم در خیابان‌ها بیش از پیش آماده می‌کنند
زهرا چیذری 

جوان آنلاین: دیگر شمار روزهایش از دست‌مان در رفته است. هرچند اصلاً اهمیتی ندارد که چند روز است کف خیابان‌ها حضور داریم! اگر لازم باشد تا ابد تا آخرین نفس به خیابان‌ها می‌آییم تا فریاد بزنیم پشت نظام و کشورمان ایستاده‌ایم. در کنار این حضور پرصلابت مردم غیور و بابصیرت کشورمان، گروه‌های جهادی و داوطلب متعددی حضور دارند که زمینه‌ها را برای حضور مردم در خیابان‌ها بیش از پیش آماده می‌کنند. در این میان نقش بانوان جهادی در برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های فرهنگی آموزشی و پشتیبانی درست شبیه دوران دفاع مقدس برجسته و تأثیرگذار است. گروه‌های جهادی متعددی در سراسر کشور از آغاز جنگ رمضان فعالیت‌های‌شان را شروع کرده‌اند و این فعالیت‌ها به اشکال مختلف همچنان ادامه دارد. ماحصل همین فعالیت‌هاست که حضور خیابانی مردم هر شب پرشورتر از شب گذشته برگزار می‌شود و تعداد جمعیتی که برای تجدید بیعت با کشور و انقلاب به خیابان‌ها می‌آیند، روز‌به‌روز بیشتر و بیشتر می‌شود. قرارگاه جهادی شهید احمد اللهیاری استان قزوین هم یکی از گروه‌های جهادی فعالی است که به همت ۱۵ تا ۲۰ تن از بانوان جهادی، فعالیت‌هایش را از جنگ ۱۲روزه آغاز کرده و این روز‌ها پرشورتر از همیشه در حال تدارکات، پشتیبانی و برنامه‌های فرهنگی و آموزشی هستند. این گروه جهادی تاکنون بیش از ۳۰۰‌میلیون تومان گردش مالی داشته که همه این مبلغ به همت خود مردم جمع‌آوری شده و برای کار‌های فرهنگی و پشتیبانی این روز‌های قرارگاه جهادی هزینه می‌شود. آنچه در پی می‌آید حاصل گفت‌وگوی ما با مینا ذوالقدر، مسئول قرارگاه جهادی شهید احمد اللهیاری قزوین است. 

خانم ذوالقدر، شما به عنوان یکی از گروه‌های جهادی در قزوین فعالیت دارید. گروه جهادی شما در طول دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم چه کار‌هایی انجام داد؟ آیا قبل از جنگ هم فعال بودید یا بعد از آن شروع کردید؟ 

ما یک قرارگاه جهادی به نام «قرارگاه شهید احمد اللهیاری» راه‌اندازی کردیم. این قرارگاه در جنگ ۱۲ روزه تأسیس شد. حوزه ما شامل چهار پایگاه است، یعنی چهار گروه جهادی فعال داریم که زیرمجموعه این قرارگاه فعالیت می‌کنند. در کل استان، اولین حوزه‌ای بودیم که به صورت داوطلبانه پشتیبانی را آغاز کردیم، از جمله تهیه غذا، پشتیبانی‌های لجستیکی، ایست و بازرسی‌ها و هماهنگی با نیرو‌های مسلح. فعالیت‌های ما شامل برپایی ایستگاه‌های صلواتی و دوخت پرچم و... می‌شود. مثلاً با آغاز جنگ رمضان، پویش جمع‌آوری چادر مشکی را شروع کردیم. 

در دو روز اول پس از اعلام شهادت حضرت آقا، پرچم مشکی و پرچم ایران را دوختیم و بسته‌بندی می‌کردیم. مردم چادر‌های کهنه و بدون استفاده خود را می‌آوردند و همه کار‌ها به صورت جهادی و متناسب با شرایط انجام می‌شد. روز اول تقریباً هشت دستگاه چرخ خیاطی داشتیم، در حالی که خود حوزه را هم در اختیار نداشتیم. همان روز اول حوزه ما به آقایان تحویل داده شد به عنوان مقر یدکی. کار قرارگاهی هم کیفیت بهتر و هم دسته‌بندی مشخص‌تری دارد. مثلاً یکی از گروه‌های جهادی فقط مسئول خرید است، گروه دیگر فقط آشپزی می‌کند و این کار‌ها به صورت نوبتی انجام می‌شود. بعد از جنگ نیز کار پشتیبانی را ادامه دادیم. بعضی از اعضای گروه جهادی جمع‌آوری مبالغ را بر عهده دارند. 

مگر بودجه ندارید و هزینه‌های پشتیبانی شما پرداخت نمی‌شود؟

نه هیچ‌گونه حمایت مالی وجود ندارد و همه این کار‌ها با هزینه‌های مردمی انجام می‌شود و هیچ بودجه و اعتباری از جایی دریافت نمی‌کنیم. 

فعالیت‌های پشتیبانی شما از کی شروع شد؟

جنگ رمضان نهم اسفند ماه شروع و روز دهم شهادت حضرت آقا اعلام شد و یازدهم ما فعالیت پشتیبانی‌مان را شروع کردیم. 

این پشتیبانی شامل چه چیز‌هایی می‌شد؟

لقمه آماده می‌کردیم. برای افرادی که ایست و بازرسی بودند و حوزه‌های برادران را پوشش می‌دادند هم افطاری داشتیم، هم سحری. ما اولین حوزه‌ای بودیم که کار را به صورت داوطلبانه شروع کردیم و در روز‌های نخست حدود ۵۰۰ وعده غذا آماده و بسته‌بندی می‌کردیم. بعد که حوزه‌های دیگر پای کار آمدند، تعداد میان‌وعده‌ها یا افطاری‌هایی که ما آماده می‌کردیم کمی کمتر شد. افطاری‌های باکیفیت تهیه می‌کردیم و در جمع‌آوری مبالغ در مساجد و نماز‌های جماعت مشارکت داشتیم. گروه‌های جهادی پایگاه که ذیل قرارگاه فعال بودند، برای ما مبالغ جمع‌آوری می‌کردند. الحمدلله آنقدر استقبال خوب بود که حتی دو نفر داوطلبانه پیش ما آمدند و برای ما طلا آوردند تا برای پشتیبانی گروه‌های مردمی هزینه کنیم. 

تاکنون چه میزان کمک مالی برای تأمین هزینه‌های پشتیبانی از مردم جمع‌آوری کرده‌اید؟

گردش مالی ما تا الان بالای ۳۰۰‌میلیون تومان بوده است. اگر بخواهم به قیمت معمول غذا حساب کنم، شاید به یک‌میلیارد برسد، اما مبلغی که دست ما می‌آید را می‌بریم بازار و از جا‌هایی که عمده و کلی می‌فروشند، با قیمت پایین‌تر و ارزان وسایل مورد نیازمان را تهیه می‌کنیم. گروه خرید ما فقط همین کار را انجام می‌دهد. الحمدلله پشتیبانی‌مان خیلی خوب است. ما نگفتیم افطاری مختصر باشد، مثلاً حلوا بدهیم یا نان و پنیر و سبزی. اینطور نبود. واقعاً افطاری خوب و باکیفیتی در نظر گرفتیم که قشر جوان هم دوست داشته باشند. دقیقاً همان چیزی که در منازل خودمان برای بچه‌ها و خانواده‌مان آماده می‌کنیم، کیفیتش همین بود. این از اول برای‌مان ملاک بود. الحمدلله لنگ هم نماندیم. شکر خدا کارمان پیش رفته است. 

کار‌ها را فقط خانم‌ها انجام می‌دهند یا برادران هم کمک می‌کنند؟ 

صفر تا صد کار را خودِ خواهران انجام می‌دهند. خیلی به ما فشار می‌آید، ولی الحمدلله گروه جهادی‌مان خیلی فعال است. این قرارگاه در استان خودمان زبانزد شده است. کار را خواهران انجام می‌دهند، خودمان خرید می‌کنیم، خودمان می‌آوریم. 

گروه جهادی شما در کنار کار‌های پشتیبانی فعالیت‌های فرهنگی هم دارد؟ 

بله. در رابطه با فعالیت فرهنگی، ما در سطح شهر دو جا غرفه داریم. از ابتدا، یعنی دوسه روز بعد از شهادت حضرت آقا، این غرفه‌ها راه‌اندازی شدند. کارمان مناسبتی بوده است. مثلاً برای دهه کرامت برنامه داشتیم. برای عفاف و حجاب کار میدانی انجام دادیم، در قالب «سفیران مهر» و دعوت به پیوستن به «یار امام زمان» که همان پویش «۳۱۲ به اضافه یک» است. آن «یک نفر» افرادِ مثلاً شل‌حجاب بودند، دعوت‌شان می‌کردیم، می‌آمدند غرفه و با آنها گفت‌و‌گو می‌کردیم. آن «۳۱۲ به علاوه یک»، یک آیینه بود، آن یک نفر خودش را در آیینه می‌دید و پوشش خود را تغییر می‌داد. ایستگاه صلواتی هم به همین شکل بود. مثلاً بالای هزار بسته سوپ، آش، لقمه در همان غرفه‌ها توزیع شده است. غرفه کودک داشتیم، نقاشی کودک داشتیم. پویش «لبیک به رهبری» جدید را داشتیم. 

طرح «۳۱۲ به علاوه یک» طرح جالبی به نظر می‌رسد. این ایده چطور به ذهن‌تان رسید؟

حوزه ما قبلاً طرح «سه‌شنبه‌های مهدوی» را داشت. روز‌های سه‌شنبه. تیم فرهنگی حوزه، به خیابان «خیام» که مرکز خرید است می‌رفت. قشر خاکستری‌ای که آنجا برای خرید لباس و ... رفت‌وآمد می‌کنند، معمولاً پوشش و حجاب مناسبی ندارند. از همان موقع طرح «پویش‌۳۱۲ به علاوه یک» با نام «سه‌شنبه‌های مهدوی» آغاز شد. بعد که جنگ شروع شد، این طرح را به صورت مستمر در غرفه‌ها پیاده کردیم. ما یک غرفه داشتیم که آن را تزئین کرده بودیم و برای پویش «۳۱۲ به علاوه یک» آتلیه عکس داشتیم. کنارش سه‌پایه و دوربین عکاسی با کیفیت، آیینه قدی، شال و روسری گذاشته بودیم. افراد می‌آمدند آنجا شال سر می‌کردند و عکس‌شان را می‌گرفتیم و بعد آن شال یا روسری را به خودشان هدیه می‌دادیم. یک دست‌نوشته هم از شهدای بانویی که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیده بودند، به آن خانم‌ها می‌دادیم. بازخورد خیلی خوبی داشت، البته این کارِ من نبود، کار بچه‌های حوزه بود. 

هزینه‌های لازم برای انجام این کار‌های فرهنگی را هم به همین شکل از خود مردم جمع کردید؟ 

بله. همه را از کمک‌های مردمی جمع‌آوری می‌کنیم. 

در گروه جهادی شما چند نفر فعالیت دارند؟

تقریباً ۱۵ تا ۲۰ نفر هر روز به طور دائم می‌آیند. گاهی هم از پایگاه‌ها می‌آیند کمک، اما آنها متغیر هستند، ولی ۱۵ تا ۲۰ نفر ثابت، هر روز حضور دارند. 

طبیعتاً حضور در این گروه جهادی و این کار‌ها زمان زیادی از شما می‌گیرد. نظر خانواده راجع به این موضوع چیست؟ شما را منع نمی‌کنند؟ یا همراهی هم می‌کنند؟ 

خدا را شکر، فعالیت‌های جهادی هم به زندگی‌ام، هم به خانواده‌ام برکت داده است. نمی‌دانم، شاید دل‌های‌شان نرم‌تر شده... شاید قبلاً اینطور نبود. من دو فرزند دارم. همسرم قبلاً شاید رضایت نمی‌داد اینقدر تایم طولانی بیرون باشم، اما از وقتی که فرمانده حوزه شدم، تقریباً از صبح تا شب پیگیر کار‌های حوزه هستم. یک وقت‌هایی خانواده را هم درگیر می‌کنیم. مثلاً در ماه مبارک رمضان وقتی بحث سحری را داشتیم، سحری را به همراه همسرم آماده می‌کردیم، چون می‌خواستیم غذا گرم به دست گروه‌های امنیتی و ایست‌های بازرسی برسد. الحمدلله همسرم هم همراه هستند، یعنی به همراه همسرم بسته‌بندی و طبخ و کار‌های اینطوری را انجام می‌دهیم. 

آیا هنوز هم فعالیت‌های شما ادامه دارد و برنامه‌های جدیدی داشته‌اید؟

بله برنامه‌ها ادامه دارد. همچنان بحث پویش «۳۱۲ به علاوه یک» را داریم. هم ایستگاه صلواتی، هم غرفه کودک، بازی کودکان، ارتباط‌گیری با افراد بی‌حجاب و بدحجاب. استان قزوین این توفیق را داشت که خانواده شهیدان رستمی که به «علی‌اصغر ایران» معروف شد و نوزاد ۲۲ روزه به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده همراه هشت نفر از این خانواده شهید شدند، قزوینی بودند. ما همین هفته پیش یک برنامه گرفتیم با عنوان «شیرخوارگان علی‌اصغر ایران». خانواده شهیدان را دعوت کردیم، سخنرانی و برنامه‌مان را داشتیم. چاپ تصویر این شهید ۲۲ روزه با عنوان «علی‌اصغر ایران» به عنوان سربند را داشتیم و سخنران برنامه‌مان هم حاج‌خانم «سرباز» مادر شهیدان رستمی و مادربزرگ این شهید ۲۲ روزه بودند.

برچسب ها: زنان ، خانواده ، جهاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار