اگر بخواهیم از عزاداری صحیح سخن بگوییم، لازم است ابتدا تصویری تراز و جامع از آن داشتهباشیم. عزاداری صرفاً یک آیین احساسی یا یک مراسم سنتی نیست جوان آنلاین: اگر بخواهیم از عزاداری صحیح سخن بگوییم، لازم است ابتدا تصویری تراز و جامع از آن داشتهباشیم. عزاداری صرفاً یک آیین احساسی یا یک مراسم سنتی نیست، بلکه یک پدیده دینی چندبعدی است که باید در منظومه دینداری فهم شود. به تعبیر دقیقتر، عزاداری زمانی صحیح و اثرگذار است که سه ضلع اساسی در آن به صورت متوازن تأمین شود که شامل ضلع معرفت، ضلع عاطفه و ضلع حرکت است.
ضلع نخست، معرفت و شناخت است. مجلس عزاداری باید فهم تاریخی، اعتقادی و تحلیلی مخاطب را نسبت به قیام سیدالشهدا (ع) ارتقا دهد و او را با منطق عاشورا آشنا کند. اگر این بُعد تأمین نشود، احساسات هرچند پررنگ، عمق و جهت نخواهد داشت. ضلع دوم، عاطفه و معنویت است؛ اشک، محبت، پیوند قلبی و شور حسینی سرمایههای عظیم تربیتیاند و موتور محرک دینداری به شمار میآیند، اما این شور باید بر پایه شعور باشد. ضلع سوم، حرکت و حماسهسازی است؛ عزاداری زمانی در تراز مطلوب قرار میگیرد که حاصل آن، احساس مسئولیت و کنش صحیح دینی و اجتماعی باشد. اگر عزاداری به افزایش دینداری عملی، تقویت روحیه انجام وظیفه و حساسیت نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی منجر نشود، کارکرد کامل خود را محقق نکردهاست، بنابراین عزاداری حداقلی مدنظر نیست، بلکه عزاداریای مطلوب است که هم شناخت تولید کند، هم محبت و هم اراده حرکت.
از همینجا میتوان به بحث سنتهای بومی و آیینی نیز وارد شد. هر سنتی لزوماً صحیح نیست، هر چند به دلیل پیوند با هویت تاریخی یک منطقه قابلاحترام است. سنتها معمولاً دو بخش دارند: بخشی ریشه در ارزشهای اساسی دینی و اخلاقی دارد و بخشی دیگر ناظر به اقتضائات زمانی و شرایط تاریخی خاص است. آنچه برآمده از ارزشهای پایدار است باید حفظ شود، اما آنچه محصول شرایط گذشته است ممکن است در زمان حاضر نیازمند بازنگری یا اصلاح باشد. اصرار بر حفظ همه اشکال گذشته، بدون توجه به تغییر شرایط اجتماعی و بازخوردهای فرهنگی، گاه خود به نوعی خرافهگرایی میانجامد.
در این میان باید میان «مناسک» و «شعائر» نیز تفکیک کرد. مناسک مانند نماز و روزه چارچوب دقیق و تعیینشده شرعی دارند و کیفیت انجام آنها بهطور مشخص تبیین شدهاست، اما شعائر، همچون عزاداری محرم، دامنهای انعطافپذیرتر دارند و در قالب قواعد کلی دینی سامان مییابند. در شعائر، لازم نیست برای هر شکل اجرایی نص خاص وجود داشتهباشد، اما چند معیار اساسی باید رعایت شود: آن عمل باید حامل ارزشهای اساسی دین باشد، با سایر احکام قطعی شرعی تعارض نداشتهباشد، موجب وهن دین و دلزدگی از دینداری نشود و همان سه ضلع معرفت، عاطفه و حرکت را تقویت کند. اگر رفتاری با احکام مسلم شرعی ناسازگار باشد یا تصویری نادرست و زشت از دین ارائه دهد، حتی اگر در قالب سنت انجام شود، قابل دفاع نیست.
در همین چارچوب میتوان مفهوم خرافه را نیز توضیح داد. خرافه آن چیزی است که شبیه دین یا شبیه علم است، اما پشتوانه معتبر دینی یا علمی ندارد. همانگونه که در پزشکی نسخه باید توسط پزشک متخصص ارائه شود، در حوزه دین نیز سخن و رفتار باید مبتنی بر نظر عالمان معتبر و استناد قابلقبول باشد. اگر سخنی بدون پشتوانه ارائه شود یا از سوی افراد غیرمتخصص ترویج گردد، یا با انگیزههای ناصحیح همراه باشد، در معرض خرافی شدن قرار میگیرد. بسیاری از خرافات دقیقاً در کنار امور ارزشمند شکل میگیرند و به دلیل شباهت ظاهری به دین، مخاطب را دچار اشتباه میکنند. پیامد این مسئله در تربیت کودکان و نوجوانان بسیار جدی است. هرگاه توازن میان عقل، احساس و حماسه در مجالس عزاداری برهم بخورد، دو آسیب شکل میگیرد: نخست، عملزدگی بدون عمق فکری؛ یعنی نوجوانی که سرشار از احساس است، اما تحلیل و فهم عمیق ندارد و ممکن است ناخواسته رفتارهایی انجام دهد که به دین آسیب بزند یا زمینه سوءاستفاده دیگران را فراهم کند. دوم، عقلانیت منفعل و بیعمل؛ یعنی فردی که صرفاً در موضع تحلیل و نقد باقی میماند و روح حماسی و مسئولیتپذیری در او شکل نمیگیرد. هر دو وضعیت برای تربیت دینی مطلوب نیست. تربیت عاشورایی باید شخصیتی متعادل بسازد؛ شخصیتی که هم اهل محبت و اشک است، هم اهل فهم و تحلیل، و هم اهل اقدام و ایفای وظیفه.
بنابراین، معیار اصلی در ارزیابی عزاداریها این است که آیا این مراسم توانسته است معرفت بیافریند، محبت را تعمیق کند و اراده حرکت دینی و اجتماعی را تقویت نماید یا خیر. هرجا این توازن برقرار باشد، میتوان از عزاداری صحیح و اثرگذار سخن گفت و هر جا یکی از این اضلاع حذف یا افراطی شود، زمینه آسیب و حتی خرافه فراهم خواهد شد.
*پژوهشگر حوزه اربعین