درست است که تورم، فشار سنگینی بر معیشت خانوادهها وارد کرده و تلخی آن را نمیتوان نادیده گرفت، اما اتفاق دیگری هم در حال رخ دادن است جوان آنلاین: درست است که تورم، فشار سنگینی بر معیشت خانوادهها وارد کرده و تلخی آن را نمیتوان نادیده گرفت، اما اتفاق دیگری هم در حال رخ دادن است، سبک خرید و مصرف بسیاری از خانوادهها آرامآرام تغییر کرده است. خریدهای هیجانی کمتر شده، دورریز مواد غذایی کاهش یافته، کیفیت کالاها بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده و گفتوگو درباره مدیریت هزینهها، جای خود را در بسیاری از خانهها باز کرده است. این گزارش، روایت گرانی نیست، روایت تغییر عادتهای خرید خانوادههایی است که تلاش کردهاند میان فشار اقتصادی، راهی برای مدیریت بهتر زندگی پیدا کنند.
صبح هنوز کاملاً از راه نرسیده که یک بازار میوه و تره بار در غرب تهران آرامآرام جان میگیرد. صدای جابهجا شدن جعبههای میوه، احوالپرسی فروشندهها با مشتریهای قدیمی و رفت و آمد چرخهای خرید، تصاویر هر روز این بازار است، اما چیزی که تغییر کرده رفتار خریداران است که فروشندگان هم به آن اشاره میکنند.
زن میانسالی مقابل غرفه میوه چند دقیقه قیمتها را نگاه میکند. اول سراغ هلو میرود بعد قیمت شلیل را میپرسد و در نهایت فقط سه عدد هلو داخل کیسه میگذارد. فروشنده میگوید: «قبلاً خیلیها یک جعبه یا چند کیلو میبردند، اما حالا بیشتر مشتریها دانهای یا نیم کیلویی خرید میکنند. مردم دیگر نمیخواهند چیزی اضافه بخرند که آخرش خراب شود.»
چند قدم آن طرف تر، مردی دو موز، سه هلو و چهار زردآلو را با دقت داخل کیسه میگذارد. نه به خاطر خساست از سر حسابگری. این صحنه یعنی خرید هم مثل بسیاری از تصمیمهای زندگی، بیش از آنکه احساسی باشد، حساب شده است.
چند کیلومتر بعد از ترهبار در یکی از فروشگاههای زنجیرهای غرب تهران، رفتار خریداران تفاوت چندانی با رفتار آنها در بازار میوه و ترهبار ندارد. اینجا هم چرخهای خرید، دیگر کمتر از گذشته لبریز از کالا هستند. بیشتر مشتریها فهرستی در دست دارند و تلاش میکنند از آنچه نوشتهاند، بیشتر خرید نکنند.
مادر جوانی پیش از آنکه بسته بیسکویت را داخل سبد بگذارد، قیمت آن را با برند دیگری مقایسه میکند. شوهرش که همراه اوست، آرام میگوید: «اگر ضروری نیست، فعلاً همون ارزونتره رو بردار.»
این گفتوگوی کوتاه، شاید این روزها در بسیاری از فروشگاهها تکرار شود. خریدهای هیجانی، آرامآرام جای خود را به خریدهای هدفمند دادهاند. تغییری که چند سال پیش کمتر در سبد خرید خانوادهها پیدا میشد.
با خروج از فروشگاه، این سؤال در ذهنم شکل گرفت که سرنوشت این خریدها بعد از رسیدن به خانه چه میشود؟ پاسخ را باید پشت درهای خانهها جستوجو کرد، جایی که تغییر الگوی مصرف، بیش از هر جای دیگری خودش را نشان میدهد، در آشپزخانه، کنار یخچال، پای سفره و حتی مقابل کمد لباس.
زهرا مادر دو فرزند است. میگوید تا چند سال پیش، خرید کردن برایش بیشتر یک عادت بود تا یک تصمیم. او میگوید: «هر چیزی را که احتمال میدادم روزی لازم شود، میخریدم، از چند بسته تنقلات گرفته تا مواد شوینده و مواد غذایی که گاهی قبل از مصرف، تاریخ انقضایشان میرسید.» بعد مکثی میکند و ادامه میدهد: «ترک عادت برایم سخت است، اما انصافاً باید اعتراف کنم حالا اسراف در خانهمان کمتر شده است. قبلاً آن قدر نان میخریدیم که آخر هفته بخشی از آن راهی کیسه نان خشک میشد و پشت درخانه جا میگرفت، اما حالا به اندازه نیاز خرید میکنیم. حتی اگر قرار باشد نان بخریم، اول کیفیت نانوایی را میسنجیم. نانی که خوب پخته شده باشد، دیرتر خشک میشود و دورریز کمتری دارد.»
او معتقد است این تغییر، فقط به نفع خانواده نیست. «وقتی مردم به خاطر کیفیت، نانوایی شان را انتخاب میکنند، آن نانوایی که نان بیکیفیت میپزد بدون اینکه کسی چیزی بگوید، مشتری اش را از دست میدهد. این بهترین قضاوتی است که خود مردم انجام میدهند.» به نظر میرسد خانوادهها دیگر فقط قیمت را مقایسه نمیکنند. به هزینه دورریز هم دقت میکنند. کیفیت، ماندگاری و میزان استفاده از کالا، حالا به اندازه قیمت آن اهمیت پیدا کرده است.
در خانهای دیگر، فهرست خرید روی درِ یخچال با یک آهنربای کوچک نگه داشته شده است. هر وقت چیزی رو به اتمام باشد، یکی از اعضای خانواده نام آن را روی برگه مینویسد. مادر خانواده میگوید: «در خانه ما خرید بدون فهرست تقریباً ممنوع شده است. قبلاً برای خرید شیر از خانه بیرون میرفتیم، اما با چند کیسه خرید دیگر برمیگشتیم. چیزهایی که اصلاً در برنامه نبود. حالا اول از خودمان میپرسیم واقعاً به این کالا نیاز داریم یا فقط دلمان خواسته آن را بخریم؟ همین یک سؤال، خیلی از هزینههای اضافی را حذف کرده است.»
مهمترین تغییری که در خانههای این روزها رخ داده، فاصله گرفتن از خریدهای لحظهای و نزدیک شدن به خریدهای آگاهانه است.
دختر ۲۶ساله خانواده هم در سبک خرید خودش تجربه کرده است. با لبخندی میگوید: «قبل از گرانیها، اگر از یک کفش یا مانتو خوشم میآمد، از همان مدل دو یا سه رنگ مختلف میخریدم. کمدم واقعاً جای سوزن انداختن نداشت. امروز دیگر از آن خبرها نیست. تا وقتی کفشم سالم است، به خرید جدید فکر نمیکنم. حالا بیشتر از اینکه به تنوع فکر کنم، به نیاز فکر میکنم.»
بعد از چند لحظه سکوت ادامه میدهد: «اولش برایم سخت بود، اما حالا احساس میکنم خریدهایم منطقیتر شده است. دیگر بعد از چند ماه با لباسهایی روبهرو نمیشوم که حتی یک بار هم نپوشیده باشم. شاید باورتان نشود، اما این آرامش را قبلاً نداشتم.»
دختر جوان چند لحظه سکوت میکند. انگار دارد خریدهای سالهای گذشته را در ذهنش مرور میکند. روزهایی که تنوع، یکی از معیارهای انتخابش بود. بعد لبخند کوتاهی میزند و میگوید: «شاید قبلاً فکر میکردم کمتر خرید کردن یعنی از دست دادن، اما حالا میبینم بیشتر وقتها فقط دارم آگاهانهتر انتخاب میکنم.»
شاید روایت این دختر، روایت بسیاری از خانوادههایی باشد که این روزها، میان قفسههای فروشگاهها و راهروهای بازار، بیش از آنکه به داشتن بیشتر فکر کنند، به بهتر انتخاب کردن فکر میکنند.
تورم، واقعیتی تلخ است و فشار آن بر سفره خانوادهها را نمیتوان انکار کرد، اما در همین روزهای سخت، بعضی خانوادهها تلاش کردهاند اجازه ندهند تنها چیزی که کوچک میشود، سبد خریدشان باشد. آنها میخواهند دقت در انتخاب، مسئولیتپذیری در مصرف و گفتوگو درباره نیازهای واقعی، سهمی از زندگی امروز و سرمایهای برای فردای فرزندانشان باشد.