کد خبر: 1372726
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
1 موکب‌داران، میزبانان بی‌ادعای بزرگترین اجتماع مردمی جهان هستند. ماه‌ها پیش از آغاز اربعین، تهیه امکانات، هماهنگی نیرو‌ها و آماده‌سازی موکب را شروع می‌کنند تا چند روز، بی‌وقفه در خدمت زائران باشند

جوان آنلاین: موکب‌داران، میزبانان بی‌ادعای بزرگترین اجتماع مردمی جهان هستند. ماه‌ها پیش از آغاز اربعین، تهیه امکانات، هماهنگی نیرو‌ها و آماده‌سازی موکب را شروع می‌کنند تا چند روز، بی‌وقفه در خدمت زائران باشند. اما وقتی از آنها می‌پرسید خودشان از این خدمت چه سهمی می‌برند، پاسخشان معمولاً یک جمله است؛ «ما بیشتر از زائران بهره می‌بریم.» علی آمره‌ای، ۵۰ساله، ۱۲ سال است که همراه خانواده و چند نفر از بستگانش در یکی از موکب‌های مسیر نجف به کربلا از زائران پذیرایی می‌کند. او می‌گوید هر سال، با پایان اربعین، دلتنگی تازه‌ای آغاز می‌شود. دلتنگی برای روز‌هایی که خدمت، تنها دغدغه زندگی‌شان بود. 
 
چه چیزی باعث می‌شود هر سال دوباره این مسیر را انتخاب کنید؟
اربعین برای ما فقط چند روز کار و زحمت نیست. یک قرار عاشقانه است که از ماه‌ها قبل برایش آماده می‌شویم. از همان روزی که موکب سال قبل جمع می‌شود، ذهنمان درگیر اربعین بعدی است، اینکه چه امکاناتی باید فراهم کنیم، چه کمبود‌هایی را جبران کنیم و چگونه بتوانیم بهتر از سال قبل از زائران پذیرایی کنیم. شاید خیلی‌ها تصور کنند خستگی این کار زیاد است، اما وقتی زائری خسته وارد موکب می‌شود و چند دقیقه بعد با لبخند و دعای خیر از آن خارج می‌شود، احساس می‌کنیم همه آن سختی‌ها ارزش داشته است. این لبخند، خستگی چند ماه تلاش را از تن آدم بیرون می‌کند. برای ما، خدمت فقط غذا دادن یا آماده کردن محل استراحت نیست. اربعین فرصتی است تا تمرین کنیم چگونه می‌توان بدون هیچ چشمداشتی برای رضای خدا به دیگران خدمت کرد. 

در این سال‌ها، کدام صحنه بیشتر از همه در ذهنتان مانده است؟
اگر بخواهم از خاطرات اربعین بگویم، شاید ساعت‌ها زمان لازم باشد. هر سال ده‌ها صحنه می‌بینیم که تا مدت‌ها در ذهن‌مان باقی می‌ماند. یک سال، پیرمردی با زحمت زیاد خودش را به موکب رساند. غذا گرفت، اما قبل از اینکه خودش چیزی بخورد، ظرف غذا را به جوانی داد که حال مساعدی نداشت. بعد با لبخند گفت: «من بعداً می‌خورم، اول او بخورد.» آن صحنه برای من یک درس بزرگ بود. فهمیدم ایثار فقط در کتاب‌ها یا خاطرات دفاع مقدس نیست؛ همین امروز هم میان آدم‌های معمولی زندگی می‌کند. سال دیگری، پسربچه‌ای عراقی را دیدم که با جدیت کفش زائران را مرتب می‌کرد. از پدرش پرسیدم چرا این کار را به او سپرده‌ای؟ گفت: «خودش اصرار کرده بود. از چند روز قبل منتظر اربعین بود تا سهمی در خدمت به زائران داشته باشد.» آن کودک شاید کار کوچکی انجام می‌داد، اما همان روز فهمیدم فرهنگ خدمت، از کودکی و در دل خانواده شکل می‌گیرد. 

خدمت به این تعداد زائر، خسته‌کننده نیست؟
اگر بگویم خسته نمی‌شویم، درست نگفته‌ام. گاهی فقط دو یا سه ساعت فرصت استراحت پیدا می‌کنیم. از صبح زود تا نیمه شب مشغول کار هستیم. یکی غذا آماده می‌کند، یکی ظرف می‌شوید، یکی نظافت می‌کند و دیگری به زائران رسیدگی می‌کند، اما خستگی جسم، با آرامشی که در دل انسان ایجاد می‌شود، قابل مقایسه نیست. وقتی می‌بینی توانسته‌ای لبخندی بر لب یک زائر بنشانی یا گره کوچکی از کارش باز کنی، احساس می‌کنی خودت بیشتر از او سود برده‌ای. به نظرم، راز ماندگاری اربعین هم همین است؛ انسان در این مسیر می‌فهمد شادی واقعی، فقط در گرفتن نیست؛ گاهی در بخشیدن، خدمت کردن و مفید بودن برای دیگران معنا پیدا می‌کند. 

بعد از پایان اربعین چه احساسی دارید؟
شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد، اما سخت‌ترین لحظه اربعین برای ما، نه روز‌های شلوغ و پرکار، بلکه زمانی است که آخرین زائر از کنار موکب عبور می‌کند. چند ساعت قبل، موکب پر از رفت‌وآمد، سلام، دعا و صدای زائران بود، اما ناگهان همه چیز آرام می‌شود. ظرف‌ها جمع می‌شوند، فرش‌ها لوله می‌شوند و سکوتی عجیب همه جا را فرا می‌گیرد. آن لحظه، احساس می‌کنیم خانه‌ای که چند روز پر از میهمان بود، یکباره خالی شده است. واقعاً دلتنگ می‌شویم. نه فقط برای زائران، بلکه برای حال و هوایی که در آن چند روز تجربه کرده‌ایم. 

این دلتنگی چگونه آرام می‌شود؟
اگر خدمت را فقط به همان چند روز محدود کنیم، این دلتنگی هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. ما سعی می‌کنیم همان روحیه را در طول سال هم حفظ کنیم، هر جا بتوانیم، در مسجد، هیئت، محله یا فعالیت‌های خیر حضور پیدا می‌کنیم. اربعین به ما یاد داده خدمت، زمان و مکان نمی‌شناسد. به اعتقاد من، اگر بعد از بازگشت، همان مهربانی، همکاری و احساس مسئولیت را در زندگی ادامه ندهیم، بخشی از پیام اربعین را در همان جاده جا گذاشته‌ایم. 
اگر بخواهید مهم‌ترین دستاورد اربعین را در یک
 جمله خلاصه کنید، چه می‌گویید؟
اگر بخواهم همه این ۱۲ سال را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم اربعین به من یاد داد هرچه انسان بیشتر برای دیگران وقت بگذارد، زندگی خودش هم آرام‌تر، پربرکت‌تر و شیرین‌تر می‌شود. شاید در ظاهر ما به زائران خدمت می‌کنیم، اما واقعیت این است که خودمان بیشتر از همه بهره می‌بریم. خدمت کردن، نگاه آدم را تغییر می‌دهد. یاد می‌گیری کمتر به خودت فکر کنی و بیشتر حال دیگران را ببینی. بعد از اربعین هم این حس با انسان می‌ماند. دیگر نمی‌توانی نسبت به گرفتاری یک همسایه، مشکل یک دوست یا نیاز یک خانواده بی‌تفاوت باشی. احساس می‌کنی اگر بتوانی گره کوچکی از کار کسی باز کنی، انگار هنوز در همان مسیر نجف تا کربلا قدم می‌زنی. به نظر من، ارزش واقعی اربعین همین است؛ اینکه روحیه خدمت فقط در موکب‌ها نماند، بلکه به خانه‌ها، محله‌ها، محل کار و همه روز‌های سال برسد. اگر این اتفاق بیفتد، آن وقت می‌توان گفت اربعین، واقعاً به یک سبک زندگی تبدیل شده است.

برچسب ها: موکب ، اربعین ، امام حسین
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار