آورده زائر راستین اربعین، اعلان بیعت با سیدالشهدا (ع) ست. کسی که این مسیر را طی کرده و حقیقت آن را درک کرده است، در واقع برای بیعت با اباعبداللهالحسین (ع) قدم در این راه گذاشته است. طبیعتاً کسی که بیعت کرده و عهد و پیمانی بسته است، باید پیش از سفر و پس از سفر، متفاوت باشد و بیعت خود را نشکند جوان آنلاین: حجتالاسلام حمیدرضا بیگدلو، پژوهشگر و نویسنده حوزه اربعین، در گفتوگو با «جوان» میگوید: کسی که زیارت اربعین را تجربه میکند، یک سبک زندگی جدید را بهصورت عینی مشاهده میکند؛ سبکی از زندگی که بهجز در اربعین و فرهنگ شیعه، در هیچ نقطه دیگری از جهان نمونهای برای آن نمیتوان یافت. زائر راستین اربعین پس از بازگشت، بیعت خود را نمیشکند و انسانی متفاوت خواهد شد. متن پرسش و پاسخ ما با وی به شرح زیر است.
اگر بخواهید مهمترین «آورده» زائر اربعین را در یک مفهوم خلاصه کنید، آن مفهوم چیست و چرا؟
آورده زائر راستین اربعین، در واقع اعلان بیعت با سیدالشهدا (ع) ست. کسی که این مسیر را طی و حقیقت آن را درک کرده است، در واقع برای بیعت با اباعبداللهالحسین (ع) قدم در این راه گذاشته است. طبیعتاً کسی که بیعت کرده و عهد و پیمانی بسته است، باید پیش از سفر و پس از سفر، متفاوت باشد و بیعت خود را نشکند. از این منظر، اربعین سفر عهد و پیمان است؛ سفر تغییر، رشد و تعالی معنوی. با چنین نگاهی باید به این سفر مشرف شویم و از آن بازگردیم؛ با این باور که قرار است در این مسیر، تحولی چشمگیر و رشدی قابل توجه در زندگی معنوی ما رقم بخورد.
اربعین چگونه میتواند نگرش انسان را نسبت به زندگی روزمره، موفقیت، مصرفگرایی و سبک زندگی تغییر دهد؟
کسی که زیارت اربعین را تجربه میکند، یک سبک زندگی جدید را بهصورت عینی مشاهده میکند؛ سبکی از زندگی که بهجز در اربعین و فرهنگ شیعه در هیچ نقطه دیگری از جهان نمونهای برای آن نمیتوان یافت. این سبک زندگی، بر پایه بخشش، ایثار، خدمت و پذیرایی از دیگران شکل گرفته و براساس حب و بغض الهی تنظیم شده است. اگر بخواهیم چند واژه کلیدی را برای سبک زندگی اربعینی برشماریم، یکی از مهمترین آنها «بخشندگی» است. کسی که زیارت اربعین را تجربه کرده است، هنگامی که به زندگی روزمره خود بازمیگردد، یکی از مهمترین تغییراتی که باید در رفتار و سبک زندگی او نمود پیدا کند، نهادینهشدن فرهنگ بخشش و خدمت به دیگران است. حب و بغض ما نسبت به امام حسین (ع) در نحوه رفتار، گذشت و بخشش ما نسبت به دیگران معنا پیدا میکند. در بسیاری از مواکب، جمله «حب الحسین یجمعنا» نقش بسته است. این شعار تنها یک عبارت نیست، بلکه تجلی همین فرهنگ بخشش و همدلی است.
کدام تغییرات روحی و روانی پس از سفر اربعین بیشتر تکرار شده است؟ آیا این تغییرات ماندگار هستند یا کوتاهمدت؟
در زیارت اربعین سیدالشهدا (ع) فرازی وجود دارد که امامصادق (ع) خطاب به حضرت میفرمایند: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیک لیسْتَنْقذَ عبَادَک منَ الْجَهَالَة وَحَیرَة الضَّلَالَة». براساس این فراز، اثر خون مطهر سیدالشهدا (ع) باید این باشد که انسان را از وادی جهالت، گمراهی و سرگردانی نجات دهد. بنابراین، اگر بخواهیم مهمترین تغییرات روحی و روانی پس از اربعین را ترسیم کنیم، باید بگوییم که از میزان سرگشتگی انسان کاسته و هدفمندی او در زندگی پررنگتر میشود. البته تحقق این اثر، مشروط به آن است که زائر پیش از سفر، هدف خود را از این زیارت برای خویش روشن کرده باشد. حضور در کنار دوستان، خانواده و جمعهای پرشور زائران، از زیباییهای سفر اربعین است، اما یک نکته بسیار مهم و طلایی در این زیارت آن است که زائر، زمانی را نیز به خلوت با خود اختصاص دهد. برای مثال، در مسیر پیادهروی، یک یا دو ساعت را به ذکر، تفکر و تأمل درباره هدف زندگی، غایت خلقت و فلسفه این سفر اختصاص دهد. چنین تأمل و تفکری است که زمینهساز تغییرات عمیق روحی و روانی میشود و اگر این نگاه پس از سفر نیز حفظ شود، این تحولات میتوانند ماندگار باشند.
بسیاری از زائران از حس همدلی، ایثار و آرامش در مسیر اربعین سخن میگویند. این تجربه چگونه میتواند پس از بازگشت به خانواده، محل کار و جامعه منتقل شود؟
شاید یکی از مهمترین دستاوردهای بازگشت از اربعین، نهادینه شدن فرهنگ بخشش و خدمت در زندگی انسان باشد. در مسیر اربعین، از یک سو موکبهای بزرگ و مجلل با پذیراییهای گسترده را میبینید و از سوی دیگر، خانوادهای را مشاهده میکنید که با یک سهچرخه در کنار مسیر ایستاده و غذایی ساده میان زائران توزیع میکند. حتی کودکی را میبینید که تنها با یک پارچ آب و لیوانی ساده، از زائران سیدالشهدا (ع) پذیرایی و تکریم میکند. این تنوع و تکثر در خدمت، پیام مهمی را به زائر منتقل میکند و آن اینکه مهم، میزان امکانات نیست؛ مهم آن است که روحیه بخشندگی و خدمت به امامحسین (ع) در وجود انسان زنده باشد. کم یا زیاد بودن خدمت در درجه اول اهمیت ندارد، بلکه آنچه ارزش دارد، اخلاص و انجام وظیفه به اندازه توان و وسع انسان است. ممکن است فردی از نظر مالی امکانات محدودی داشته باشد و تنها بتواند با توزیع چند بطری آب یا انجام خدمتی کوچک در مسیر اهلبیت (ع) قدمی بردارد؛ همان خدمت نیز نزد حضرت ارزشمند و پذیرفته است. در مقابل کسی که از امکانات مادی بیشتری برخوردار است، طبیعتاً مسئولیت بیشتری نیز برای خدمت خواهد داشت. بنابراین، این فرهنگ باید پس از بازگشت از اربعین در خانواده، محل کار و جامعه نیز ادامه پیدا کند. هرکس باید با توجه به تواناییها و تخصص خود به میدان خدمت وارد شود؛ یکی هنرمند و نقاش است، دیگری خوشنویس، کارمند، نویسنده، صاحب شغل آزاد یا فعال در حرفهای فنی. مهم آن است که هر فرد در جایگاه خود بیندیشد چه خدمتی از او برمیآید و همان توانایی را با اخلاص در مسیر خدمت به امامحسین (ع) و ترویج فرهنگ حسینی به کار گیرد.
به نظر شما، مهمترین تفاوت میان «تجربه زیارت اربعین» و سایر سفرهای معنوی یا گردشگری چیست که این میزان اثرگذاری را ایجاد میکند؟
باید گفت که سفرهای گردشگری و سیاحتی، عمدتاً با هدف کسب تجربهای جدید، استراحت یا بهرهمندی از لذتهای مادی انجام میشوند، اما زیارت اربعین سیدالشهدا (ع) ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. این سفر بر پایه لذت مادی یا صرفاً تجربهای جدید بنا نشده، بلکه سفری فعالانه، آگاهانه و برخاسته از محبت و ایمان است. زیارت اربعین، سفری است که بر محور محبت به امامحسین (ع) و اعلام برائت و انزجار از ظلم و ظالمان، از صدر اسلام تا امروز شکل گرفته است. برخلاف سفرهای تفریحی، در اینجا انسان احساس میکند که در حال انجام یک وظیفه دینی و ادای یک مسئولیت معنوی است. زائر با حضور در این مسیر، گویی پس از قرنها به ندای «هَلْ منْ ناصرٍ ینْصُرُنی» سیدالشهدا (ع) لبیک میگوید و با خود میگوید: اگرچه در روز عاشورا امکان یاری حضرت را نداشتم، اما امروز برای تجدید عهد و اعلام وفاداری به آن آرمانها قدم در این مسیر گذاشتهام.
اگر کسی بپرسد اربعین چگونه میتواند یک انسان را در عمل، نه فقط در احساسات، تغییر دهد، پاسخ شما چیست؟
اتفاقاً اربعین تجلی عمل است، نه صرفاً احساس. اگر قرار بود این حرکت تنها یک احساس قلبی باشد، هر کسی میتوانست در خانه خود بنشیند و بگوید که برای امامحسین (ع) عزاداری میکند، اما اربعین، عرصه ظهور و بروز ایمان در میدان عمل است. در این سفر، روحیه عملگرایی را به وضوح در رفتار زائران مشاهده میکنیم. زائری که از مال خود هزینه میکند، از خانه و زندگیاش دل میکند، از روال عادی زندگی فاصله میگیرد و خود را وارد مسیری پر از سختی و چالش میکند. او در گرمای هوا، مسیر طولانی را طی میکند، ساعت خواب و استراحتش تغییر میکند، نوع تغذیه و شرایط زندگیاش متفاوت میشود و بسیاری از آسایشهای همیشگی خود را کنار میگذارد. همه اینها نشان میدهد که محبت او به امامحسین (ع) از مرحله احساس عبور کرده و در عرصه عمل جلوه پیدا کرده است. از سوی دیگر، در رفتار موکبداران نیز همین حقیقت بهروشنی دیده میشود. آنان تنها از محبت اهلبیت (ع) سخن نمیگویند، بلکه این محبت را با عملکرد خود عینیت میبخشند. از مال خود هزینه میکنند، گاهی وسیلهای را میفروشند یا از پساندازشان خرج میکنند، از خواب و استراحت خود میگذرند و شبانهروز برای زائران اباعبدالله الحسین (ع) غذا، محل اسکان و امکانات مورد نیاز فراهم میکنند.
چه عواملی باعث میشود برخی زائران از این سفر یک تحول عمیق به دست آورند، اما برخی دیگر صرفاً یک خاطره خوب با خود ببرند؟
اربعین دارای سطوح مختلفی از تجربه است. سطح ظاهری آن، همان سفر به کشوری دیگر و بهرهمندی از میزبانی و خدمات ارزشمند مردم است؛ جایی که میزبانان با تمام توان تلاش میکنند بهترین پذیرایی را از زائران داشته باشند، اما این تنها لایه ظاهری اربعین است. زائر هوشمند کسی است که از این ظاهر عبور کند و به عمق این تجربه برسد، یعنی در طول مسیر به تفکر، تأمل و شناخت بپردازد. او میاندیشد که چنین سفری در طول تاریخ تشیع برای بسیاری از شیعیان ممکن نبوده است و امروز ما از این نعمت بزرگ برخوردار شدهایم که در چنین عصری زندگی میکنیم و توفیق حضور در این اجتماع عظیم را داریم. یکی از مهمترین عواملی که انسان را از سطح اربعین به عمق آن میرساند، اندیشیدن به سیر تاریخی تشیع است، اینکه روزگاری شیعیان تنها به جرم زیارت سیدالشهدا (ع) با سختترین مجازاتها، حتی قطع دست، روبهرو میشدند، اما امروز میلیونها نفر با این عظمت، کیفیت و گستردگی، آزادانه راهی زیارت حضرت میشوند. تأمل در این حقیقت، روح شکرگزاری را در انسان زنده میکند. زائر احساس میکند که خداوند نعمت بسیار بزرگی را نصیب او کرده است؛ نعمتی که شاید بسیاری از شیعیان در طول تاریخ از آن محروم بودهاند. همین احساس شکر، زمینهساز تحول عمیق در انسان میشود.
آیا پژوهشهای علمی درباره اربعین توانستهاند آثار این سفر بر سلامت روان، امید، تابآوری یا سرمایه اجتماعی را نشان دهند؟ مهمترین یافتهها چه بوده است؟
بسیاری از دیدگاهها و نسخههایی که برای رسیدن به آرامش ارائه میشوند، آن را صرفاً در لذتهای مادی خلاصه میکنند؛ لذتهایی که گاه از منظر معنوی، تفاوت چندانی با نیازهای ابتدایی انسان ندارند، اما زیارت اربعین سیدالشهدا (ع)، تلاشی هدفمند برای رسیدن به آرامشی عمیق و پایدار است؛ آرامشی که ریشه در معنویت، ایمان و ارتباط با خداوند دارد. این همان آرامشی است که قرآن کریم از آن یاد میکند و میفرماید: «أَلا بذکر اللَّه تَطْمَئنُّ الْقُلُوبُ»؛ یعنی آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد. اربعین، جلوهای از همین ذکر الهی است. میلیونها انسان با هدفی مشترک و مقدس، برای زیارت سیدالشهدا (ع) گرد هم میآیند و از آغاز تا پایان این سفر، فضای حاکم بر مسیر، سرشار از معنویت، ایثار، محبت، همدلی و یاد خداست. از همین رو، یافتههای بسیاری از پژوهشهای مرتبط با اربعین نشان میدهد که این سفر میتواند احساس امید، آرامش روانی، تابآوری در برابر سختیها و پیوندهای اجتماعی را در میان زائران تقویت کند.
اگر قرار باشد زائران برای حفظ دستاوردهای معنوی اربعین برنامهای پس از بازگشت داشته باشند، چه توصیههایی بر اساس تجربه و پژوهش ارائه میکنید؟
تجربه هر زائر از اربعین، متناسب با شرایط فردی او مانند سن، فرهنگ، جنسیت، شرایط زندگی و نوع نگاهش متفاوت است. بنابراین شاید نتوان برای همه یک نسخه واحد و کلی ارائه کرد، اما مهمترین موضوعی که هر زائر پس از بازگشت از سفر اربعین باید بهعنوان یک هدف برای خود ترسیم کند، حفظ و ادامه دادن سبک زندگی اربعینی است. در مسیر اربعین، خادمان و موکبداران، افراد را براساس ملیت، ظاهر، سن، شهر، قومیت یا تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی دستهبندی نمیکنند. نگاه آنان این است که «من خادم زائر سیدالشهدا (ع) هستم» و همین تعلق به مسیر اهلبیت (ع)، محور خدمت و ارتباط قرار میگیرد. اگر بتوانیم پس از بازگشت، این فرهنگ خدمت را در زندگی خود حفظ کنیم، بخش بزرگی از دستاورد اربعین را حفظ کردهایم. فرهنگ خدمت، زندگی بر مدار محبت به اولیای الهی و ایجاد ارتباط با دیگران براساس معیارهای حسینی، از مهمترین دستاوردهایی است که یک زائر میتواند از اربعین با خود به زندگی روزمره منتقل کند.
اگر بخواهید در یک جمله به مخاطبی که تاکنون اربعین را تجربه نکرده بگویید مهمترین رهاورد این سفر چیست، آن جمله چه خواهد بود؟
بهعنوان کسی که از سال ۱۳۹۱ تجربه زیارت اربعین را داشتهام، باید عرض کنم که اگر بخواهم در یک جمله این تجربه را بیان کنم، میگویم زیارت اربعین، عمیقترین، لذتبخشترین و متفاوتترین تجربه زیست دینی است که انسان میتواند آن را تجربه کند. کسی که زیارت اربعین سیدالشهدا (ع) را تجربه نکرده است، خود را از یک تجربه بینظیر و عینی از معنویت، محبت، ایثار، خدمت و جلوههای عملی دین محروم کرده و ممکن است بعدها حسرت چنین فرصتی را بخورد. چه از نگاه دنیوی و چه از منظر اخروی، دوری از زیارت سیدالشهدا (ع) میتواند موجب خسارت و پشیمانی باشد. فرقی نمیکند این سفر یک روزه باشد یا چند روزه، کوتاه باشد یا طولانی؛ مهم آن است که انسان به هر اندازه که میتواند خود را به این زیارت برساند و از این فرصت بهرهمند شود.