قراردادهای نجومی، مدیریت نادرست، زمین ماندن کارهای زیربنایی، عدم نتیجهگیری مناسب، ادعای واهی و مشکلات ریز و درشت دیگر همه باعث شده تا فدراسیون فوتبال در شرایطی ویژه قرار داشته باشد. قراردادهای نجومی، مدیریت نادرست، زمین ماندن کارهای زیربنایی، عدم نتیجهگیری مناسب، ادعای واهی و مشکلات ریز و درشت دیگر همه باعث شده تا فدراسیون فوتبال در شرایطی ویژه قرار داشته باشد. با وجود این فدراسیوننشینان همچنان به جای پیدا کردن راهحل درست برای حل معضلات، به دنبال بهانهجویی و حرفهای غیرمنطقی هستند. حرفهایی تکراری و وعدههایی توخالی که هیچ کدامشان عملی نخواهد شد. یکی پیدا شود و به آقایان بگوید شما که برای حل این همه معضل راهی ندارید، لااقل حرف نزنید تا کار بیش از این خراب نشود.
فدراسیون فوتبال که حتی توانایی برخورد با مدیران متخلف و خودسر خود را هم ندارد، این روزها با تمام توان سعی در لاپوشانی این همه مشکل دارد. هنوز مشکل ورزشگاهها پابرجاست، هنوز هیچ توضیح مناسبی بابت عدم نتیجهگیریها ارائه نشده، اما فدراسیون سعی دارد همه چیز را خوب نشان داده یا به «بالا» ربطش دهد. این روزها سخنگوی فدراسیون فوتبال برای نجات مهدی تاج و دارودستهاش یکتنه جلو آمده و مرتب در حال توجیه مشکلات ریز و درشت است، اما هرچه تلاش میکند اوضاع خرابتر میشود.
مثلاً میگوید مهدی تاج از کارهای ممبینی خبر نداشت. خب کلاهتان را بیندازید بالا، رئیسی که نداند زیردستانش چگونه کار میکنند را باید با برخوردی دیگر جریمه کرد. هرچند که بر این باوریم مهدی تاج خوب میداند که در مجموعه زیردستش چه میگذرد! تاجی که خود را ملزم به توضیح مقابل هیچ کس نمیداند، چطور ممکن است نداند زیردستش چه میگذرد. نکته جالبتر اینکه سخنگوی فدراسیون برای توجیه اختلافات موجود در فدراسیون مثال میآورد و اختلاف رونالدو با بازیکنان تیم ملی پرتغال را پیش میکشد. ما که نفهمیدیم ارتباطش چیست، شما اگر متوجه شدید به ما هم بگویید.
فدراسیون این روزها از برخورد با متخلفان حرف میزند، اما همه خوب میدانیم که برخوردی در کار نخواهد بود. آخرین برخوردی که به یاد داریم کسر امتیاز از تیمهای متخلف بود که آخر و عاقبتش را دیدیم. فدراسیون حتی قوانین خودش را هم بهدرستی اجرا نمیکند. نمونه دیگر ماجرای جدول فریز شده فصل نیمهتمام گذشته است. جدولی که شرایط آن برای تیمهای بالا و پایین جدول کاملاً متفاوت بود. فدراسیون اعلام کرد جدول فریز شده، قاعدتاً باید مطابق همان جدول نمایندگان آسیایی و تیمهای سقوطکننده معرفی میشدند، اما فدراسیون همین قانون را هم درست اجرا نکرد. سؤال اینجاست که چطور تیم ششم جدول میتواند ادعای قهرمانی داشته باشد، اما تیم انتهای جدول نمیتواند مدعی بقا در لیگ برتر باشد؟! چطور برای بالای جدول مسابقات سهجانبه برگزار شد که البته با توجه به خودسری جناب دبیرکل نتیجهاش به فنا رفت، اما برای انتهای جدول چنین اتفاقی رخ نداد؟
این روزها از گوشه و کنار شنیده میشود که برخی مدعی هستند از «بالا» به آنها دستور داده شده شرایط «فورس ماژور» اعلام نکنند. یاللعجب! این یکی دیگر نوبر است. کل کشور درگیر جنگ بوده و هر کور مادرزادی میتوانسته شرایط را درک کند، ولی برای فوتبال تعطیل شده شرایط «فورس ماژور نبوده»، شاید دلیلش را باید جای دیگری جستوجو کرد، نه آن بالاها!
بازیکنان خارجی با خیال راحت چمدانهایشان را بستند و رفتند که رفتند. چرا؟ چون خیالشان راحت بود میتوانند تمام قراردادشان را بگیرند و تازه بروند شکایت هم بکنند و غرامت هم بگیرند؛ همان داستان تکراری قراردادهای خارجی، در حالی که اگر شرایط فورس ماژور اعلام میشد، باشگاهها مجبور به پرداخت قراردادها نبودند. از این مسئله فقط میتوان یک چیز را فهمید و آن نفوذ شبکه دلالی در فوتبال است که حتی در شرایط جنگی کشور هم به فکر پر کردن جیب خود است. مسئلهای که این روزها از زبان آقایان به اسم «دستور از بالا» مطرح میشود.
آقایان میگویند از بالا به آنها دستور داده شده و کسی هم نیست بپرسد منظورتان از آن بالا، آن هم در شرایط حساس آن روزهای کشور، دقیقاً کجاست. حقیقت این است که فوتبال خودش را تافته جدا بافته از ورزش کشور میداند. فوتبالی که در همین روزهای سخت میلیاردها میلیارد از پول مردم و بیتالمال را بالا میکشد بدون اینکه کوچکترین بازدهی برای کشور داشته باشد. فوتبالی که مدیرانش خودسرانه هر کاری دلشان بخواهد انجام میدهند بدون اینکه نگران برخورد باشند و فوتبالی که برای کارهایی که انجام میدهد و برای زیادهخواهیهایش هیچ نیازی به دستور از «بالا» ندارد.