برای آنکه حضور کودک در مراسم عزاداری تجربهای آرام، ایمن و همراه با احساس خوب باشد، بهتر است خانواده از قبل به لحاظ ذهنی و عاطفی او را برای این فضا آماده کند. شب پیش از مراسم میتوان داستانی کوتاه و متناسب با سن کودک از بخشش، مهربانی، شجاعت یا وفاداری امامحسین (ع) برای او تعریف کرد تا تصویری مثبت و الهامبخش در ذهنش شکل بگیرد جوان آنلاین: حضور کودک در هیئت، زمانی که با آگاهی کامل از نیازهای روانی و عاطفیاش و همراه با زبانی مهربانانه باشد، میتواند بذر ایمان را در دلهای کوچکشان بکارد. دکتر فاطمه قنادیان، روانشناس، معتقد است: «خانواده باید از قبل کودک را با داستانهای مهربانی امامحسین (ع) آشنا کند تا تجربهای ایمن و مثبت از مراسم داشته باشد.» در این مصاحبه، راهکارهایی کاربردی برای والدین، خادمین و مسئولان هیئتها ارائه میدهیم تا با درک نیازهای روانشناختی کودکان، مجالس عزاداری را به تجربهای مثبت، آرام و ماندگار تبدیل کنند؛ تجربهای که در آن غمهای آیینی، با امید و امنیت آمیخته شود. برای آشنایی با جزئیات این راهکارها، ادامه مصاحبه را بخوانید.
از منظر روانشناسی رشد، حضور در تجمعاتی با هیجانات بالا مانند مراسم روضه برای کودکان چه تأثیرات شناختی و عاطفی دارد؟ آیا این فضا برای کودک یک «تجربه مثبت» محسوب میشود یا ممکن است به «اضطراب محیطی» دامن بزند؟
در روانشناسی اسلامی، کودک زیر هفت سال «بازی و تحرک» نیاز اصلی اوست. حضور در جمع پراحساس اگر کوتاه و با آمادهسازی باشد، حس تعلق به امت و عشق به اهل بیت را میپروراند، اما اگر طولانی و همراه با صداهای شدید باشد، میتواند «دلهره محیطی» ایجاد کند. اصل اسلامی: «رفع حرج» – هیچ تکلیفی نباید کودک را به تنگ بیاورد.
در حالی که برخی معتقدند حضور در مجالس غمگین، روحیه کودک را تضعیف میکند، از نظر علمی، مواجهه کودک با مفهوم «غم» و «سوگواری» در محیطهای اجتماعی چه کمکی به «هوش هیجانی» و «تابآوری» او میکند؟
در روایات، گریه بر امامحسین (ع) مایه تربیت قلب است. مواجهه اصولی با غم جمعی، کودک را با «سوگ آیینی» آشنا میکند که در آن اندوه، هدفدار و همراه با امید است. این کار همدلی را افزایش داده و به کودک میآموزد غم، بخشی از زندگی است که با صبر و پاداش الهی همراه میشود (قرآن: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»). تابآوری یعنی توانایی بازگشت به حالت عادی پس از اندوه.
در روضهها گاهی از واژهها یا صحنههایی استفاده میشود که بار خشونت کلامی دارند. از نظر روانشناسی، شنیدن چه نوع مفاهیمی برای کودکان زیر هفت سال آسیبزاست؟ سخنرانان و مداحان برای حفظ سلامت روان کودکان در عین بیان حقایق تاریخی، باید چه اصول «زبان کودکانه» را رعایت کنند؟
در روایت واقعه عاشورا برای کودکان باید از بیان مفاهیم و صحنههای آسیبزا مانند شرح جزئیات بریدن، آتش زدن، توهین به دشمن با واژههای خشن یا تهدیدهای ترسناک پرهیز کرد. از منظر تربیت اسلامی، زبان کودکانه باید متناسب با سن و درک کودک باشد؛ به همین دلیل بهتر است به جای تمرکز بر صحنههای دردناک، بر شجاعت، وفاداری، ایثار و پایبندی به عهد و پیمان تأکید شود. همچنین به جای توضیح چگونگی آزار و اذیت شخصیتهای واقعه کربلا، میتوان تنها از عبارتهایی مانند «آنها را اذیت کردند» استفاده کرد. روایت نیز بهتر است با بیان پیروزی معنوی، رضایت الهی و پاداش بهشتی به پایان برسد تا احساس امید و آرامش در کودک شکل بگیرد. استفاده از تشبیههای ملموس، لطیف و مهربان، مانند «مثل گلبرگی که آرام روی زمین میافتد» میتواند به انتقال مفاهیم کمک کند، بدون آنکه ذهن کودک درگیر تصاویر خشن و آزاردهنده شود.
تفاوت «همدلی عاطفی» با «همذاتپنداری مخرب» در چیست؟ چگونه میتوانیم به جای ترساندن کودک، حس کنجکاوی و محبت او را نسبت به شخصیتهای عاشورایی برانگیزیم؟
همدلی عاطفی زمانی شکل میگیرد که کودک بتواند با احساسات شخصیتهای واقعه کربلا ارتباط برقرار کند، اما در عین حال احساس امنیت خود را حفظ کند. در این حالت کودک میگوید: «من برای غم امامحسین (ع) ناراحتم، اما در امنیت هستم و میتوانم خوب باشم.» این نوع همدلی از نگاه تربیت اسلامی مطلوب است، زیرا علاوه بر برانگیختن محبت و دلسوزی، احساس آرامش و امنیت روانی کودک را نیز حفظ میکند.
در مقابل، همذاتپنداری مخرب زمانی رخ میدهد که کودک خود را به طور کامل جای قربانیان حادثه قرار دهد و دچار ترس و اضطراب شود؛ برای مثال با خود فکر کند: «ممکن است برای من هم چنین اتفاقی بیفتد.» برای پیشگیری از این وضعیت، لازم است بزرگترها بر تفاوت شرایط تاریخی تأکید کنند و به کودک یادآور شوند که آن حوادث مربوط به گذشته است و اکنون او در محیطی امن زندگی میکند. همچنین بهتر است به جای تمرکز بر صحنههای اندوهبار و ترسآفرین، حس کنجکاوی، محبت و الگوگیری از فضایل اخلاقی را در کودک تقویت کنند؛ برای نمونه با بیان داستانهایی از سخاوت، مهربانی، گذشت، نامهها و رفتار محبتآمیز امامحسین (ع) با کودکان و اطرافیان، زمینه آشنایی عمیقتر و سالمتر کودک با فرهنگ عاشورا را فراهم آورند.
ویژگیهای یک فضای مطلوب برای حضور کودکان در مراسم مذهبی چیست؟ مثلاً ضرورت وجود فضاهای باز، نورپردازی، یا تفکیک فضای بازی از فضای اصلی مجلس.
برای حضور کودکان در مراسم مذهبی، بهویژه در سنین پایین، لازم است فضای فیزیکی متناسب با نیازهای آنان فراهم شود. بهتر است بخش بازی و فعالیت کودکان از محل اصلی مراسم با استفاده از دیوار شیشهای، فضای مجزا یا حیاطی جداگانه تفکیک شود تا کودکان ضمن حفظ ارتباط با مراسم، امکان تحرک و فعالیت متناسب با سن خود را داشته باشند. روشنایی کافی نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا تاریکی میتواند در برخی کودکان احساس ترس و ناامنی ایجاد کند.
مدت حضور کودکان، بهویژه کودکان زیر هفت سال، نباید طولانی باشد و بهتر است حداکثر حدود یک ساعت در مراسم حضور داشته باشند تا خستگی و بیقراری بر تجربه آنان غلبه نکند. همچنین در بخش ویژه کودکان، صدای بلندگوها و مداحیها باید ملایمتر باشد تا از ایجاد فشار روانی و حسی جلوگیری شود. فراهم کردن دسترسی آسان به آب و خوراکیهای ساده نیز از نکات مهم است که با سنت ارزشمند اطعام در فرهنگ اسلامی همخوانی دارد و احساس آرامش و رضایت بیشتری برای کودکان ایجاد میکند. در نهایت، باید امکان خروج آسان کودک و والدین از مراسم بدون جلب توجه دیگران فراهم باشد تا در صورت خستگی، بیقراری یا نیاز کودک، خانواده بتواند بدون احساس فشار یا نگرانی محیط را ترک کند.
خادمان و برگزارکنندگان این مراسم در مواجهه با کودکانی که در حال فعالیت طبیعی سن خود تحرک، بازی یا سر و صدا هستند، باید چه رویکرد رفتاری داشته باشند تا کودک «احساس طردشدگی» نکند و تصویر ذهنی مثبتی از این مکان در او نقش ببندد؟
در برخورد با کودکان در هیئتها و مراسم مذهبی، خادمان و برگزارکنندگان باید رویکردی مهربانانه، صبورانه و تربیتی داشته باشند. هنگامی که کودکی بیقرار است یا رفتاری پرجنبوجوش دارد، بهتر است خادم با لبخند و آرامش به او نزدیک شود و با پیشنهاد مشارکت در کارهای ساده، حس ارزشمندی و تعلق را در او تقویت کند؛ برای مثال بگوید: «دوست داری به من کمک کنی؟ آب بین مردم پخش کنیم یا کفشها را مرتب کنیم؟» چنین برخوردی کودک را از یک تماشاگر منفعل به عضوی فعال و همراه در مراسم تبدیل میکند.
در مقابل، استفاده از برچسبهایی مانند «شیطان»، «بیادب» یا سرزنش و تحقیر کودک میتواند آثار منفی عاطفی و تربیتی بر جای بگذارد و خاطرهای ناخوشایند از فضای مذهبی در ذهن او ایجاد کند. اگر کودکی در حال دویدن یا بازی کردن است، به جای تنبیه یا تندی، بهتر است او را به فضایی مناسبتر مانند حیاط یا بخش ویژه کودکان هدایت کنند تا انرژی خود را در محیطی امن و متناسب تخلیه کند. این شیوه رفتار با سیره اسلامی نیز هماهنگ است، چراکه مهربانی، مدارا و احترام به کودکان از آموزههای مهم دینی به شمار میآید و چنانکه در روایات آمده است، مدارا با کودکان نشانه بزرگواری و حسن خلق انسان است.
والدین برای «آمادهسازی روانی» کودک قبل از رفتن به هیئت، چه اقدامات سادهای میتوانند انجام دهند؟
برای آنکه حضور کودک در مراسم عزاداری تجربهای آرام، ایمن و همراه با احساس خوب باشد، بهتر است خانواده از قبل به لحاظ ذهنی و عاطفی او را برای این فضا آماده کند. شب پیش از مراسم میتوان داستانی کوتاه و متناسب با سن کودک از بخشش، مهربانی، شجاعت یا وفاداری امامحسین (ع) برای او تعریف کرد تا تصویری مثبت و الهامبخش در ذهنش شکل بگیرد. صبح روز مراسم نیز والدین میتوانند با زبانی ساده و اطمینانبخش توضیح دهند: «امشب آدمهای زیادی دور هم جمع میشوند تا یاد قهرمان مهربان ما را زنده نگه دارند. ممکن است صداها کمی بلند باشد، اما هیچ چیز ترسناکی وجود ندارد.»
پیش از حرکت، بهتر است میان والد و کودک یک قرار روشن و آرامشبخش گذاشته شود؛ برای مثال به او گفته شود: «هر وقت احساس کردی خسته شدهای یا خواستی کمی بیرون برویم، فقط دست مرا بکش و به من بگو.» این توافق ساده به کودک احساس امنیت و کنترل بیشتری میدهد. همچنین اجازه دادن به کودک برای همراه بردن یک اسباببازی کوچک، عروسک مورد علاقه یا حتی لیوان شخصیاش میتواند به او حس آشنایی و آرامش بدهد و سازگاری او را با فضای جدید آسانتر کند. این آمادگیهای ساده کمک میکند کودک مراسم مذهبی را با احساس امنیت، محبت و خاطرهای خوش تجربه کند.
آیا «تقلید از والدین» در گریه کردن یا سینهزدن، برای کودک یک امر تربیتی پایدار است یا صرفاً یک رفتار تقلیدی گذرا؟
در سنین پایین، تقلید از پدر و مادر رفتاری گذرا و ناشی از آیینههای مغزی است. برای پایدار شدن، باید در کنار تقلید، معنا و محبت را هم توضیح دهید. اگر فقط به «بزن بزن» تشویق شود، در نوجوانی ترک میشود. امام صادق (ع) فرمود: «کودک را به کاری که درک نمیکند مجبور نکنید.» بگذارید هر طور راحت است، ارادت خود را نشان دهد.
بسیاری از والدین وقتی کودک در هیئت بیقراری میکند، با او برخورد قهرآمیز میکنند تا نظم جلسه حفظ شود. این تعارض بین «نیاز کودک به تحرک» و «انتظار والدین برای سکوت» چه پیامدهای رفتاری ایجاد میکند؟ پیشنهاد شما برای مدیریت این لحظات چیست؟
برای بسیاری از والدین، بیقراری و بازیگوشی کودک در هیئت ممکن است آزاردهنده باشد، اما برخوردهای تند و سرکوبگرانه معمولاً نتیجه معکوس دارد. کودکی که به دلیل تحرک طبیعی خود مدام توبیخ، تهدید یا تنبیه شود، ممکن است بهتدریج از هیئت و فضای مذهبی بیزار شود، لجبازی کند و در سالهای بعد، نماز، مسجد و مراسم دینی را با خاطرات ناخوشایند تنبیه و اجبار پیوند بزند. در مقابل، رویکرد اسلامی و تربیتی بر مدارا، مهربانی و درک نیازهای کودک تأکید دارد. والدین میتوانند از قانون «۱۵ دقیقه بنشین، ۱۵ دقیقه بازی کن» استفاده کنند تا کودک فرصت کافی برای تخلیه انرژی خود داشته باشد. همچنین میتوان در ردیف آخر یا کنار دیوار، پتو یا زیراندازی برای او در نظر گرفت و با آرامش به او گفت: «این فضا مال توست؛ اگر ساکت باشی میتوانی اینجا بازی کنی یا سرگرم باشی.» مهمتر از همه اینکه هرگز نباید با قهر، فریاد یا تحقیر با کودک برخورد کرد. اگر آرامش مجلس به هم خورد، بهتر است با محبت او را در آغوش گرفت و برای مدتی کوتاه به بیرون برد. سیره پیامبر اکرم (ص) نیز نشان میدهد که ایشان هیچگاه کودکان را به دلیل بازی و نشاط طبیعیشان سرزنش نمیکردند و با مهربانی و صبر با آنان رفتار میکردند.
آیا حضور طولانیمدت برای برخی کودکان مناسب است؟ در صورت پاسخ منفی، این دسته از والدین چه جایگزین تربیتیای برای کودکشان در آن ساعات میتوانند داشته باشند؟
برای کودکان بیشفعال، حساس به صدا و بهویژه کودکان زیر شش سال، حضور طولانیمدت در هیئت مناسب نیست. در چنین شرایطی میتوان از روشهایی مانند حضور نوبتی پدر و مادر در مراسم، سپردن مسئولیتهای ساده به کودک مانند پخش آب، برگزاری بازیهای گروهی زیر نظر یک بزرگتر یا برپایی هیئت خانگی کوتاه و متناسب با سن کودکان استفاده کرد. در تربیت اسلامی نیز بر توجه به نیاز کودک به بازی و تحرک تأکید شده است. بنابراین نباید از کودکان انتظار داشت ساعتهای طولانی بیحرکت و ساکت بنشینند.
آیا میتوان از دو کودک انتظار یک رفتار را داشت؟ مثلاً بعضی مینشینند عزاداری یا سینهزنی میکنند، اما کودک دیگر ترجیح میدهد به حیاط مسجد یا هیئت برود و با همسالانش بازی کند. به نظر شما علت چیست و والدین چه رفتاری را باید داشته باشند؟
همه کودکان شبیه یکدیگر نیستند. ممکن است دو کودک با وجود تربیت یکسان، خلقوخو و رفتارهای متفاوتی داشته باشند؛ یکی آرام و درونگرا باشد و دیگری پرتحرک و برونگرا. هیچیک از این ویژگیها نقطه ضعف محسوب نمیشود. والدین باید از مقایسه کردن کودکان با یکدیگر، مانند گفتن «ببین پسرخالهات چقدر آرام نشسته»، پرهیز کنند و به هر کودک اجازه دهند متناسب با روحیات خود با فضای عزاداری ارتباط برقرار کند؛ یکی با نشستن و گوش دادن، دیگری با نقاشی یا فعالیتهای متناسب با سن خود. در فرهنگ دینی نیز با کودکان با مهربانی و متناسب با ویژگیهایشان برخورد میشود و نقل شده است که امامحسین (ع) با کودکانی که در اطراف خیمهها بازی و رفتوآمد میکردند، با محبت رفتار میکرد.
به عنوان سؤال پایانی؛ پس از پایان مراسم، والدین چگونه باید «تجربه حضور» را برای کودک تحلیل کنند؟ آیا لازم است درباره آنچه کودک دیده یا شنیده با او صحبت کنند یا اجازه دهیم خودش در حافظهاش پردازش کند؟
بهتر است والدین روز بعد از مراسم، در زمانی که کودک خسته نیست، درباره تجربه او گفتوگو کنند و با یک سؤال باز مانند «دیروز چه چیزی در هیئت برایت جالب بود؟» یا «چه چیزی تو را ناراحت کرد؟» فرصت بیان احساسات را به او بدهند. اگر کودک برداشت نادرستی از برخی صحنهها داشته باشد، والدین میتوانند با زبانی ساده و آرام آن را اصلاح کنند و احساسات او را بپذیرند. همچنین خوب است پیامهای مراسم را به رفتارهای مثبت روزمره پیوند بزنند؛ برای مثال، به یاد امامحسین (ع) مهربانی و کمک به دیگران را تمرین کنند. اطمینان دادن به کودک که آن اتفاقات مربوط به گذشته است و اکنون در امنیت کامل قرار دارد نیز اهمیت زیادی دارد. اگر کودک تمایلی به صحبت نداشت، نباید او را تحت فشار قرار داد؛ کافی است بداند هر زمان بخواهد، والدین با حوصله به حرفهایش گوش خواهند داد.