کد خبر: 1363083
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
نیره ساری
جوان آنلاین: بعضی چیز‌ها آنقدر در زندگی ما حضور دارند که کمتر به اهمیت‌شان فکر می‌کنیم. مثل سقفی که بالای سرمان است، مثل هوایی که نفس می‌کشیم و مثل خانواده؛ همان جمع کوچکی که شاید هر روز در کنارشان باشیم، اما گاهی فراموش کنیم چقدر به بودن‌شان محتاج هستیم. معمولاً قدر خانواده را در روز‌های عادی کمتر می‌دانیم. وقتی همه چیز سر جای خودش است، وقتی زندگی روال معمولش را طی می‌کند و نگرانی بزرگی وجود ندارد، کمتر به این فکر می‌کنیم که اگر این پناهگاه نبود چه می‌شد. اما کافی است حادثه‌ای رخ دهد، خبری نگران‌کننده منتشر شود، بحرانی از راه برسد یا حتی یک مشکل شخصی زندگی را به هم بریزد؛ آن وقت اولین جایی که ذهن و دل ما به سمتش می‌رود، خانواده است. 
انسان در زندگی تکیه‌گاه‌های مختلفی دارد: دوستان، همکاران، همسایه‌ها و آشنایان و... همه این روابط ارزشمندند، اما هیچ‌کدام جای خانواده را نمی‌گیرند. خانواده تنها جایی است که آدم می‌تواند بدون نقش بازی کردن، بدون توضیح دادن و بدون نگرانی از قضاوت شدن، خودش باشد. جایی که حتی اگر همه دنیا در برابرش بایستند، هنوز امید دارد کسی دستش را بگیرد. شاید راز ماندگاری خانواده در جامعه ایرانی نیز همین باشد. در فرهنگ ما خانواده فقط یک نهاد اجتماعی نیست؛ خانه اول امنیت روانی انسان است. جایی که کودک در آن محبت را می‌شناسد، نوجوان در آن هویت پیدا می‌کند و بزرگسال در آن آرامش می‌گیرد. حتی سال‌ها بعد از آنکه هر کدام از اعضا زندگی مستقلی پیدا می‌کنند، باز هم رشته‌ای نامرئی آنها را به هم متصل نگه‌می‌دارد. 
کافی است به روز‌های دشوار زندگی خودمان فکر کنیم. روز‌هایی که بیمار بوده‌ایم، روز‌هایی که از یک شکست ناراحت بوده‌ایم، روز‌هایی که از آینده می‌ترسیده‌ایم یا زیر فشار مشکلات اقتصادی و اجتماعی قرار داشته‌ایم. در اغلب این لحظه‌ها نخستین کسانی که کنارمان ایستاده‌اند، اعضای خانواده بوده‌اند. گاهی یک جمله کوتاه مادر، یک نگاه مطمئن پدر، یک تماس خواهر یا برادر یا حضور بی‌ادعای همسر، بیشتر از صد‌ها توصیه و راهکار آرامش‌بخش بوده است. جامعه ایرانی در دهه‌های گذشته روز‌های سخت کم ندیده است. از همین جنگ اخیر که هنوز در حال سپری کردن آن هستیم گرفته تا حوادث طبیعی، مشکلات اقتصادی و انواع بحران‌های اجتماعی، اما چیزی که همواره به عبور جامعه از این پیچ‌های دشوار کمک کرده، فقط امکانات مادی نبوده است. پشت بسیاری از این تاب‌آوری‌ها، میلیون‌ها خانواده‌ای قرار داشته‌اند که اجازه نداده‌اند امید از خانه‌هایشان بیرون برود. آن چنان که سرزنده و شاداب بیش از ۹۰ شب است همچنان در کف میادین و خیابان حضور دارند. 
در روز‌های بحران، خانواده تبدیل به یک سنگر می‌شود؛ سنگری که در آن اعضا به یکدیگر قوت قلب می‌دهند. شاید به همین دلیل است که هرچه شرایط سخت‌تر می‌شود، نیاز انسان به خانواده بیشتر احساس می‌شود. در لحظات ناامنی، آدم‌ها بیشتر از همیشه به آغوش خانواده پناه می‌برند. انگار در اعماق وجود انسان این باور ریشه دارد که اگر خانواده کنار او باشد، عبور از سختی‌ها ممکن است. 
در روزگار ما که سرعت زندگی افزایش یافته و روابط انسانی در بسیاری از موارد سطحی‌تر شده است، اهمیت خانواده بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد. امروز بسیاری از مردم در جهان با احساس تنهایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با وجود گسترش شبکه‌های ارتباطی، تعداد زیادی از انسان‌ها از نبود یک رابطه عمیق و مطمئن رنج می‌برند. در چنین شرایطی، خانواده می‌تواند مهم‌ترین سپر در برابر تنهایی باشد. 
خانواده فقط جایی برای زندگی کردن نیست؛ جایی برای دوباره جان گرفتن است. وقتی انسان از هیاهوی بیرون خسته می‌شود، وقتی از رقابت‌های بی‌پایان، نگرانی‌های اقتصادی، اخبار تلخ و فشار‌های روزمره به ستوه می‌آید، نیاز دارد جایی باشد که بتواند لحظه‌ای آسوده شود. خانه و خانواده اگر بر پایه محبت و همدلی بنا شده باشند، چنین نقشی را ایفا می‌کنند. 
یکی از ویژگی‌های ارزشمند خانواده ایرانی، فرهنگ همراهی است. هنوز هم در بسیاری از خانه‌ها وقتی یکی از اعضا دچار مشکل می‌شود، دیگران خود را بی‌تفاوت نمی‌دانند. غم یک نفر، غم همه و شادی یک نفر، شادی جمع می‌شود. این روحیه شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در واقع یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های اجتماعی کشور است. 
بسیاری از ارزش‌هایی که جامعه به آنها افتخار می‌کند، ابتدا در خانواده شکل می‌گیرند. مسئولیت‌پذیری، گذشت، احترام، فداکاری، همدلی و ایثار، مفاهیمی نیستند که صرفاً در کتاب‌ها آموخته شوند. انسان آنها را در خانواده تجربه می‌کند. کودکی که محبت می‌بیند، محبت کردن را یاد می‌گیرد. نوجوانی که احترام دریافت می‌کند، احترام گذاشتن را می‌آموزد. جوانی که حمایت می‌شود، حمایت کردن را می‌شناسد. شاید به همین دلیل باشد که خانواده را کوچک‌ترین واحد جامعه می‌نامند زیرا بسیاری از آنچه بعد‌ها در مقیاس ملی و اجتماعی دیده می‌شود، نخست در خانواده شکل گرفته است. جامعه‌ای که خانواده‌های مستحکم داشته باشد، در برابر آسیب‌ها مقاوم‌تر خواهد بود. جامعه‌ای که روابط خانوادگی در آن زنده باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری خواهد داشت. البته هیچ خانواده‌ای کامل نیست. در همه خانه‌ها اختلاف نظر، دلخوری و مشکل وجود دارد. خانواده ایرانی نیز از تغییرات اجتماعی، مشکلات اقتصادی و فشار‌های فرهنگی مصون نبوده است. اما نقطه قوت خانواده در کامل بودن آن نیست؛ در توانایی بازسازی و کنار هم ماندن است. در اینکه اعضا با وجود تفاوت‌ها و دشواری‌ها همچنان برای حفظ پیوندهایشان تلاش می‌کنند. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به این سرمایه بزرگ توجه کنیم. در جهانی که بسیاری از پیوند‌ها موقتی و شکننده شده‌اند، خانواده هنوز می‌تواند محل اعتماد و اطمینان باشد. هنوز می‌تواند جایی باشد که انسان در آن احساس تعلق کند. هنوز می‌تواند چراغی باشد که در تاریکی‌ها راه را نشان دهد. 
خانواده برای جامعه ایرانی فقط یک واژه نیست؛ یک تجربه مشترک است. تجربه آغوشی که آرام می‌کند، دستی که یاری می‌رساند، صدایی که دلگرمی می‌دهد و حضوری که امید می‌آفریند. شاید به همین دلیل است که در سخت‌ترین روزها، وقتی همه چیز متزلزل به نظر می‌رسد، بسیاری از ما ناخودآگاه به سمت خانواده برمی‌گردیم. چون خانواده فقط محل زندگی نیست؛ آخرین پناهگاه است. جایی که انسان می‌تواند مطمئن باشد هنوز کسانی هستند که او را بی‌قید و شرط دوست دارند، نگرانش می‌شوند و در کنار او می‌مانند و تا وقتی این پناهگاه پابرجاست، امید نیز پابرجاست؛ نه فقط برای یک فرد، بلکه برای یک جامعه. قدر این خانواده را بدانیم.
برچسب ها: خانواده ، هویت ، همسایه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار