کد خبر: 1363081
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۱
سجاد کریمان‌مجد، روانشناس و مشاور تخصصی خانواده: 
وقتی بحران فرا‌می‌رسد خانواده به عنوان اولین تکیه‌گاه عمل می‌کند هنگامی که یک انسان با بحران‌های مختلف زندگی مواجه می‌شود، احساس ناامنی و بی‌ثباتی در او افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی نیاز به حمایت عاطفی، درک شدن و احساس امنیت بیش از هر زمان دیگری پررنگ می‌شود. اگر فرد از یک خانواده امن و حمایتگر برخوردار باشد، به‌صورت طبیعی و غریزی به آن پناه می‌برد، زیرا خانواده می‌تواند بخش مهمی از این احساس ناامنی را کاهش دهد و آرامش روانی را برای او فراهم کند 
نیره ساری
جوان آنلاین: سجاد کریمان‌مجد، روانشناس و مشاور تخصصی خانواده در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: در شرایط بحرانی، اولین و آخرین و طبیعی‌ترین پناهگاه بسیاری از انسان‌ها خانواده است، جایی که امنیت عاطفی، تعلق خاطر و حمایت بی‌قید و شرط را تجربه می‌کنند و می‌توانند با آرامش بیشتری با زندگی روبه‌رو شوند. متن گفت‌و‌گو با وی به شرح زیر است. 
 
از نگاه روان‌شناسی، خانواده چه نقشی در شکل‌گیری سلامت روان و شخصیت افراد از دوران کودکی تا بزرگسالی دارد؟
خانواده نخستین و مهم‌ترین بستر شکل‌گیری سلامت روان به شمار می‌رود. در واقع خانواده اولین مدرسه‌ای است که فرد در آن مهارت‌های ارتباطی، عاطفی و اجتماعی را می‌آموزد و بخش عمده‌ای از نگرش او نسبت به خود، دیگران و جهان پیرامون در همین محیط شکل می‌گیرد. اگر در خانواده دلبستگی ایمن میان والدین و فرزندان ایجاد شود و کودک بدون قید و شرط مورد محبت، پذیرش و توجه قرار گیرد، احساس ارزشمندی و امنیت روانی در او تقویت خواهد شد، به‌ویژه رابطه عاطفی سالم با والدین، به‌خصوص مادر می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری اعتماد به نفس، آرامش درونی و نگاه مثبت به زندگی باشد. چنین فردی در آینده دنیا را مکانی امن‌تر می‌بیند، روابط سالم‌تری برقرار می‌کند و از رضایت بیشتری در زندگی برخوردار خواهد بود. از سوی دیگر، کیفیت رابطه میان والدین نیز نقش بسیار مهمی در رشد روانی فرزندان دارد. زمانی که ارتباط والدین بر پایه احترام متقابل، محبت، حمایت و درک متقابل بنا شده باشد، فرزندان نیز این الگو‌ها را درونی می‌کنند و عزت‌نفس، احساس امنیت و مهارت‌های ارتباطی قوی‌تری به دست می‌آورند. بسیاری از شاخص‌های اصلی سلامت روان، مانند اعتماد به نفس، احساس تعلق، توانایی مدیریت هیجانات و مهارت حل مسئله، ریشه در تجربیات دوران کودکی و فضای خانوادگی دارند. نقش خانواده تنها به دوران کودکی محدود نمی‌شود، حتی در بزرگسالی نیز خانواده می‌تواند مهم‌ترین پشتوانه عاطفی و روانی فرد باشد. در مواجهه با بحران‌ها، شکست‌ها، فشار‌های زندگی و چالش‌های مختلف، خانواده‌ای که از پیوند‌های عاطفی سالم برخوردار است، می‌تواند بدون چشمداشت، منبعی از حمایت، آرامش و امید باشد و به کاهش آسیب‌های روانی و احساس رضایت از زندگی کمک کند. 
 
چرا در شرایط بحران، فشار‌های اقتصادی، جنگ یا مشکلات اجتماعی، افراد بیش از هر زمان دیگری به خانواده پناه می‌برند؟
هنگامی که یک انسان با بحران‌های مختلف زندگی مواجه می‌شود، احساس ناامنی و بی‌ثباتی در او افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، نیاز به حمایت عاطفی، درک شدن و احساس امنیت بیش از هر زمان دیگری پررنگ می‌شود. اگر فرد از یک خانواده امن و حمایتگر برخوردار باشد، به‌صورت طبیعی و غریزی به آن پناه می‌برد، زیرا خانواده می‌تواند بخش مهمی از این احساس ناامنی را کاهش دهد و آرامش روانی را برای او فراهم کند. بحران‌هایی مانند فشار‌های اقتصادی، جنگ، ناامنی‌های اجتماعی یا مشکلات فردی، معمولاً با اضطراب، نگرانی و احساس عدم کنترل بر شرایط همراه هستند. این عوامل ریشه‌های پنهان ناامنی روانی را فعال می‌کنند و فرد را به سمت منابعی سوق می‌دهند که در گذشته برای او احساس آرامش و ثبات ایجاد کرده‌اند. خانواده سالم دقیقاً یکی از مهم‌ترین این منابع است. 
زمانی که فرد در کنار اعضای خانواده قرار می‌گیرد و محبت، همدلی، پذیرش و حمایت را تجربه می‌کند، احساس امنیت روانی و رضایت در او تقویت می‌شود، حتی گاهی صرف حضور در کنار خانواده، بدون آنکه راه‌حل مشخصی برای مشکل وجود داشته باشد، می‌تواند از شدت فشار‌های روحی بکاهد و به فرد احساس امید و توانمندی بیشتری بدهد. به همین دلیل در شرایط بحرانی اولین، آخرین و طبیعی‌ترین پناهگاه بسیاری از انسان‌ها خانواده است، جایی که امنیت عاطفی، تعلق خاطر و حمایت بی‌قید و شرط را تجربه می‌کنند و می‌توانند با آرامش بیشتری با زندگی روبه‌رو شوند. 
 
یک خانواده سالم و حمایتگر چه تأثیری بر کاهش اضطراب، استرس و احساس ناامنی اعضای خود دارد؟
در زمان‌هایی که فرد با اضطراب، استرس یا نگرانی‌های مختلف روبه‌رو می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل کمک‌کننده این است که احساس نکند در این مسیر تنهاست. حضور در کنار افرادی که برای او امن، قابل اعتماد و حمایتگر هستند، می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر کاهش فشار‌های روانی داشته باشد. در مقابل، تنهایی معمولاً باعث می‌شود احساس اضطراب و استرس شدت بیشتری پیدا و فرد خود را در برابر مشکلات آسیب‌پذیرتر احساس کند. به همین دلیل، خانواده‌ای که از روابط سالم و حمایتگر برخوردار باشد، نقش بسیار مهمی در حفظ آرامش روانی اعضای خود ایفا می‌کند. چنین خانواده‌ای می‌تواند در دوره‌های سخت زندگی، با همدلی، گفت‌و‌گو، همراهی عاطفی و حتی حضور ساده، اما مؤثر خود احساس تنهایی را کاهش دهد و به فرد این پیام را منتقل کند که در مواجهه با مشکلات تنها نیست. گاهی یک گفت‌وگوی صمیمانه، یک آغوش گرم یا شنیده شدن بدون قضاوت، می‌تواند تأثیری عمیق بر کاهش اضطراب داشته باشد. از نظر روان‌شناختی نیز حمایت اجتماعی و عاطفی از مهم‌ترین عوامل محافظت‌کننده در برابر استرس و اضطراب محسوب می‌شود. زمانی که فرد احساس می‌کند کسانی را در کنار خود دارد که او را درک می‌کنند و در شرایط دشوار همراهش هستند، توانایی بیشتری برای مدیریت فشار‌های روانی پیدا می‌کند. در واقع، آنچه بسیاری از اضطراب‌ها را تشدید می‌کند، احساس تنهایی و بی‌پناهی در برابر عوامل استرس‌زاست. خانواده سالم می‌تواند این احساس را کاهش دهد و با ایجاد فضایی امن، آرامش، اطمینان و احساس تعلق خاطر را در میان اعضای خود تقویت کند. 
 
خانواده چگونه می‌تواند روحیه فردی را که دچار ناامیدی، خستگی روانی یا افسردگی شده است، بازسازی و احیا کند؟
یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین راه‌هایی که خانواده می‌تواند به بازسازی روحیه فردی که دچار ناامیدی، خستگی روانی یا افسردگی شده است کمک کند، ایجاد فضایی مبتنی بر همدلی، درک و پذیرش است. فردی که با مشکلات روانی دست و پنجه نرم می‌کند، بیش از هر چیز نیاز دارد احساس کند شنیده می‌شود، درک می‌شود و بدون قضاوت مورد حمایت قرار می‌گیرد. اگر خانواده از روابط سالم و حمایتگر برخوردار باشد، به دلیل آنکه از گذشته منبع احساس امنیت روانی برای فرد بوده است، می‌تواند نقش بسیار مؤثری در کاهش فشار‌های روحی او ایفا کند. اعضای خانواده با گوش دادن فعال، همراهی عاطفی و نشان دادن همدلی، این فرصت را فراهم می‌کنند که فرد احساس تنهایی و درماندگی کمتری داشته باشد و بتواند بخشی از بار روانی خود را تخلیه کند. در مواجهه با فردی که دچار افسردگی یا فرسودگی روانی شده است، انتظار می‌رود خانواده بیش از آنکه به نصیحت کردن، سرزنش یا ارائه راه‌حل‌های فوری بپردازد، تلاش کند فضایی امن و آرام برای او فراهم کند. گاهی حضور صمیمانه، توجه کردن و در کنار فرد ماندن، بسیار مؤثرتر از هر توصیه‌ای است. علاوه بر این، خانواده می‌تواند زمینه تجربه احساسات مثبت را برای فرد فراهم کند، از جمله مشارکت در فعالیت‌های لذت‌بخش، ایجاد فرصت‌های ارتباطی مناسب، تشویق به حضور در جمع‌های خانوادگی و فراهم کردن موقعیت‌هایی که حس امید، نشاط و تعلق را تقویت می‌کنند. این عوامل در کنار همدلی و حمایت عاطفی، می‌توانند به تدریج به بازسازی روحیه فرد کمک کرده و او را در مسیر بهبود قرار دهند. به طور کلی، خانواده زمانی بیشترین نقش را در کمک به فرد افسرده یا خسته روانی ایفا می‌کند که به جای قضاوت و نصیحت، با محبت، صبوری، درک و حمایت در کنار او بایستد و احساس امنیت و ارزشمندی را به او بازگرداند. 
 
محبت، گفت‌و‌گو و حمایت عاطفی در خانواده چه نقشی در افزایش تاب‌آوری روانی افراد دارد؟
تاب‌آوری روانی به این معناست که فرد در مواجهه با مشکلات، بحران‌ها و سختی‌های زندگی، صرفاً به تحمل منفعلانه شرایط اکتفا نکند، بلکه بتواند خود را بازسازی کند، راه‌حل پیدا کند و با وجود چالش‌ها به مسیر رشد و پیشرفت خود ادامه دهد. به بیان دیگر، تاب‌آوری نوعی صبر آگاهانه و هدفمند است که به فرد کمک می‌کند از دل دشواری‌ها، فرصت‌هایی برای یادگیری و قوی‌تر شدن به دست آورد. برای شکل‌گیری و تقویت چنین توانایی، انسان نیازمند منابع حمایتی و عاطفی است. یکی از مهم‌ترین این منابع، خانواده است. خانواده‌ای که فضایی سرشار از محبت، گفت‌وگوی سالم و حمایت عاطفی فراهم می‌کند، می‌تواند نقش بسیار مؤثری در افزایش تاب‌آوری اعضای خود داشته باشد. زمانی که فرد در محیط خانواده احساس کند مورد توجه، احترام و محبت قرار دارد و بدون قضاوت شنیده می‌شود، احساس امنیت روانی و ارزشمندی در او تقویت می‌شود. گفت‌و‌گو‌های صمیمانه، همدلی و حمایت عاطفی به فرد این اطمینان را می‌دهد که در مواجهه با مشکلات تنها نیست و می‌تواند روی همراهی و پشتیبانی اطرافیان خود حساب کند. همچنین خانواده با انتقال احساس دوست‌داشتنی بودن، پذیرش و تعلق خاطر، به تقویت اعتماد به نفس و امید در فرد کمک می‌کند. این احساسات مثبت باعث می‌شوند فرد در برابر فشار‌های زندگی مقاوم‌تر عمل کند، زودتر از شکست‌ها و ناامیدی‌ها عبور کند و توان بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشد. در واقع، محبت، گفت‌و‌گو و حمایت عاطفی در خانواده مانند پشتوانه‌ای روانی عمل می‌کنند که ظرفیت افراد را برای مقابله با بحران‌ها افزایش می‌دهد و زمینه رشد، انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری بیشتر را در آنان فراهم می‌سازد. 
 
چرا برخی افراد حتی در سخت‌ترین شرایط زندگی، به دلیل برخورداری از خانواده‌ای منسجم توان بیشتری برای مقابله با مشکلات دارند؟
یکی از مهم‌ترین عواملی که به افراد کمک می‌کند در سخت‌ترین شرایط زندگی نیز توان مقابله با مشکلات را حفظ کنند، احساس تعلق‌خاطر و امنیتی است که از یک خانواده منسجم و حمایتگر دریافت می‌کنند. زمانی که فرد بداند در هر شرایطی کسانی را در کنار خود دارد که او را دوست دارند، درک می‌کنند و آماده حمایت از او هستند، امید و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا می‌کند. در شرایط بحرانی، زمانی که فشار‌های زندگی افزایش پیدا می‌کند و بسیاری از برنامه‌ها و پیش‌بینی‌ها به هم می‌ریزد، آنچه به انسان قدرت ادامه دادن می‌دهد تنها امکانات مادی نیست، بلکه احساس پشتوانه عاطفی و روانی است. خانواده منسجم با ایجاد این پشتوانه به فرد اطمینان می‌دهد که در مواجهه با مشکلات تنها نخواهد بود و در صورت نیاز می‌تواند روی حمایت و همراهی اعضای خانواده حساب کند. این نظام عاطفی و حمایتی، احساس امنیت را در فرد تقویت می‌کند و باعث می‌شود بحران‌ها کمتر تهدیدکننده به نظر برسند. در نتیجه، فرد با آرامش، اعتماد به نفس و توان بیشتری به دنبال راه‌حل می‌گردد و احتمال اینکه در برابر مشکلات تسلیم شود یا احساس درماندگی کند، کاهش می‌یابد. در مقابل، افرادی که از چنین حمایت خانوادگی و احساس امنیتی برخوردار نیستند، معمولاً فشار روانی بیشتری را تجربه می‌کنند. نبود یک پشتوانه عاطفی قدرتمند می‌تواند احساس تنهایی و بی‌پناهی را افزایش دهد و فرایند مقابله با مشکلات را دشوارتر کند. به همین دلیل، خانواده منسجم نه‌تنها یک کانون عاطفی، بلکه یک منبع مهم قدرت روانی محسوب می‌شود که به افراد کمک می‌کند، حتی در دشوارترین شرایط نیز امید خود را حفظ و با استقامت بیشتری از بحران‌ها عبور کنند. 
 
حضور پدر، مادر، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در خانواده چه تأثیری بر احساس امنیت روانی و هویت فردی فرزندان دارد؟
در فرایند رشد و شکل‌گیری شخصیت فرزندان، هر یک از اعضای خانواده نقش ویژه و ارزشمندی ایفا می‌کنند. پدر و مادر به عنوان نخستین الگو‌های تربیتی، چارچوب‌های رفتاری، ارزش‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی را به فرزند منتقل می‌کنند و مسیر کلی رشد و تربیت او را شکل می‌دهند. کودکان از طریق مشاهده رفتار والدین، بسیاری از نگرش‌ها، باور‌ها و شیوه‌های ارتباطی خود را می‌آموزند و هویت فردی آنان تا حد زیادی تحت تأثیر این الگو‌ها شکل می‌گیرد. در کنار نقش والدین، حضور پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز می‌تواند تأثیر عمیقی بر احساس امنیت روانی و رشد شخصیتی فرزندان داشته باشد. آنها با انتقال تجربیات ارزشمند زندگی، روایت خاطرات، بیان سنت‌ها و ارزش‌های اصیل خانوادگی، به کودکان کمک می‌کنند تا ارتباط عمیق‌تری با ریشه‌ها، هویت خانوادگی و فرهنگی خود برقرار کنند. این موضوع می‌تواند احساس تعلق، ثبات و هویت را در فرزندان تقویت کند. از سوی دیگر، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها معمولاً فرصت بیشتری برای ایجاد روابط عاطفی آرام و بدون قید و شرط با نوه‌های خود دارند. این محبت خالصانه و حمایت عاطفی، احساس دوست‌داشتنی بودن و امنیت روانی را در کودکان افزایش می‌دهد و به آنها کمک می‌کند در محیطی سرشار از عشق و پذیرش رشد کنند. در واقع، اگر والدین مسیر اصلی تربیت و رشد فرزند را ترسیم می‌کنند، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با تجربه، محبت و حمایت عاطفی خود می‌توانند این مسیر را غنی‌تر و هموارتر کنند. حضور فعال و سازنده آنها در خانواده، نه‌تنها به تقویت احساس امنیت روانی فرزندان کمک می‌کند، بلکه در شکل‌گیری هویت فردی، اعتماد به نفس و شرایط عاطفی آنان نقش مهمی ایفا می‌کند. 
 
در دنیای امروز که تنهایی، افسردگی و انزوای اجتماعی رو به افزایش است، خانواده ایرانی چه ظرفیت‌هایی برای پیشگیری از این آسیب‌ها دارد؟
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های خانواده ایرانی وجود پیوند‌های عاطفی گسترده و ارتباطات نزدیک میان اعضای خانواده و اقوام است. سنت‌هایی مانند دید و بازدید‌های خانوادگی، ارتباط مستمر میان نسل‌ها، صمیمیت در روابط و حمایت‌های عاطفی متقابل، ظرفیت ارزشمندی را برای حفظ سلامت روان افراد فراهم کرده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند افراد در مقایسه با بسیاری از جوامع فردگرا، فرصت بیشتری برای تجربه تعلق، همدلی و حمایت اجتماعی داشته باشند. در دنیای امروز که احساس تنهایی، انزوای اجتماعی و مشکلات روانی در حال افزایش است، همین روابط خانوادگی می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گسترش آسیب‌های روانی ایفا کند. زمانی که فرد در محیطی سرشار از ارتباط، محبت و تعامل قرار می‌گیرد، احتمال تجربه احساس بی‌پناهی و انزوای عاطفی کاهش می‌یابد و زمینه برای حفظ امید، نشاط و رضایت از زندگی بیشتر فراهم می‌شود. ارتباط نزدیک با والدین، خواهر و برادرها، پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها و سایر اعضای خانواده به افراد این فرصت را می‌دهد که در زمان‌های دشوار از حمایت عاطفی برخوردار شوند و دغدغه‌ها و مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارند. همین احساس همراهی و تعلق‌خاطر می‌تواند از تشدید بسیاری از مشکلات روانی جلوگیری کند. 
البته باید توجه داشت که خانواده به تنهایی جایگزین درمان تخصصی نیست و در مواردی مانند افسردگی بالینی یا اختلالات روان‌شناختی، مراجعه به متخصص ضروری است. اما بدون تردید، خانواده سالم و حمایتگر می‌تواند یکی از مؤثرترین عوامل محافظت‌کننده در برابر گسترش احساس تنهایی، افسردگی و انزوای اجتماعی باشد و نقش مهمی در حفظ و ارتقای سلامت روان افراد ایفا کند. به همین دلیل ظرفیت‌های فرهنگی و عاطفی موجود در خانواده ایرانی، اگر به درستی حفظ و تقویت شوند، می‌توانند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی برای پیشگیری از بسیاری از آسیب‌های روانی و اجتماعی در جامعه امروز باشند. 
 
خانواده‌ها چگونه می‌توانند در برابر فشار‌های ناشی از فضای مجازی، جنگ روانی و اخبار منفی، از سلامت روان فرزندان و اعضای خود محافظت کنند؟
یکی از مهم‌ترین راهکار‌های محافظت از سلامت روان اعضای خانواده در برابر فشار‌های ناشی از فضای مجازی، جنگ روانی و اخبار منفی، افزایش سواد رسانه‌ای است. هرچه آگاهی والدین و فرزندان نسبت به نحوه عملکرد رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و جریان‌های خبری بیشتر باشد، تأثیرات منفی ناشی از اخبار نادرست، شایعات و محتوای اضطراب‌آفرین نیز کاهش پیدا خواهد کرد. خانواده‌ها باید به فرزندان خود آموزش دهند که هر خبری را بدون بررسی و اطمینان از اعتبار منبع نپذیرند و پیش از باور کردن یا بازنشر اطلاعات، درباره صحت آن تحقیق کنند. این مهارت می‌تواند از شکل‌گیری بسیاری از نگرانی‌ها، سوءبرداشت‌ها و اضطراب‌های غیرضروری جلوگیری کند. علاوه بر این، مدیریت زمان استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارد. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی و محتوای تنش‌زا می‌تواند سلامت روان افراد، به‌ویژه کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل خانواده‌ها باید الگوی مناسبی برای مصرف آگاهانه رسانه باشند و به فرزندان کمک کنند که تعادل مناسبی میان زندگی واقعی و فضای مجازی برقرار شود. یکی دیگر از عوامل بسیار مؤثر، گفت‌و‌گو‌های خانوادگی درباره اخبار و رویداد‌های روز است. زمانی که والدین در فضایی آرام و صمیمی درباره اتفاقات مختلف با فرزندان صحبت می‌کنند و به سؤالات و نگرانی‌های آنان پاسخ می‌دهند، بسیاری از ابهام‌ها و ترس‌ها کاهش پیدا می‌کند. این گفت‌و‌گو‌ها به کودکان و نوجوانان کمک می‌کند تا رویداد‌ها را واقع‌بینانه‌تر تحلیل کنند و کمتر تحت تأثیر فضای هیجانی رسانه‌ها قرار بگیرند. 
در نهایت، هرچه روابط میان اعضای خانواده گرم‌تر، صمیمی‌تر و مبتنی بر اعتماد متقابل باشد، خانواده نقش مؤثرتری در محافظت از سلامت روان اعضای خود ایفا خواهد کرد. خانواده‌ای که در آن گفت‌و‌گو، حمایت عاطفی و احساس امنیت وجود دارد، می‌تواند بسیاری از آثار منفی ناشی از فشار‌های روانی، اخبار نگران‌کننده و تنش‌های فضای مجازی را کاهش دهد و اطمینان بیشتری ببخشد. 
 
اگر بخواهید سه توصیه کاربردی برای خانواده‌ها ارائه دهید تا بتوانند در شرایط سخت، امید، آرامش و نشاط روانی را در میان اعضای خانواده حفظ کنند، آن توصیه‌ها چیست؟
اولین توصیه این است که در خانواده، «امید» را به یک مهارت و عادت تبدیل کنیم. امید به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا انکار شرایط سخت نیست، بلکه به معنای باور داشتن به توانایی عبور از بحران‌هاست. زمانی که اعضای خانواده احساس کنند در کنار هم هستند و می‌توانند با همکاری و حمایت متقابل از مشکلات عبور کنند، امید در فضای خانواده تقویت می‌شود. خانواده‌ای که هم‌زمان واقع‌بین و امیدوار است، در مواجهه با بحران‌ها مقاوم‌تر عمل می‌کند. توصیه دوم، جدی گرفتن «با هم بودن» و تقویت پیوند‌های عاطفی است. انجام فعالیت‌های ساده‌ای مانند غذا خوردن در کنار هم، گفت‌و‌گو، بازی، تماشای فیلم یا انجام تفریحات مشترک، نقش بسیار مهمی در کاهش احساس تنهایی و افزایش صمیمیت دارد. این لحظات مشترک، پایه‌های ارتباط عاطفی را محکم‌تر می‌کند و باعث می‌شود اعضای خانواده احساس تعلق و امنیت بیشتری داشته باشند. در واقع، کیفیت این با هم بودن، یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ سلامت روان در خانواده است. توصیه سوم، ایجاد و حفظ «گفت‌و‌گو‌های روزانه و صمیمی» میان اعضای خانواده است. اعضای خانواده باید یاد بگیرند درباره احساسات، نگرانی‌ها و بدحالی‌های خود با یکدیگر صحبت کنند. بسیاری از مشکلات روانی زمانی شدت پیدا می‌کنند که در سکوت باقی بمانند و فرصتی برای بیان و درک شدن پیدا نکنند. گفت‌وگوی مستمر و بدون قضاوت می‌تواند از انباشته شدن تنش‌های روانی جلوگیری کند و فضای خانواده را سالم‌تر و آرام‌تر نگه دارد. در مجموع امید، با هم بودن و گفت‌وگوی صمیمی؛ سه ستون اصلی هستند که می‌توانند به خانواده کمک کنند در شرایط سخت نیز آرامش و انسجام خود را حفظ کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار