جوان آنلاین: امارات متحده عربی مدتهاست که بازیگری مهم در منطقه بوده، اما میخواهد به عنوان یک قدرت پیشرو در سطح فرانسه یا ژاپن نیز به رسمیت شناخته شود. عادیسازی روابط با اسرائیل تنها سیاست نامحبوب امارات نیست. امارات از نیروهای پشتیبانی سریع، گروه شبهنظامی که از سال ۲۰۲۳ در یک جنگ داخلی وحشتناک با ارتش سودان میجنگند، حمایت کرده است. این کشور، حمایت خود از نیروهای پشتیبانی سریع را به عنوان وسیلهای برای بررسی نفوذ گروههای اسلامگرا بر نیروهای مسلح سودان توجیه میکند، اما در نهایت به یک دولت سودانی دوست امیدوار است که حضور اقتصادی و نظامی امارات را در شاخ آفریقا تسهیل کند. علاوه بر این، بازارهای طلای دبی از دسترسی به معادن تحت کنترل نیروهای پشتیبانی سریع سود میبرند. سیاستهای امارات متحده عربی، انتقادهای خارجی را به دنبال داشته است، اما سیاستگذاران اماراتی شکایات خارجی را نادیده گرفتهاند. علی النعیمی، عضو نهاد مشورتی شبهپارلمانی امارات، از ابوظبی دفاع کرده و اصرار دارد که سیاستهایش آخرین و بهترین فرصت برای «بازتعریف منطقه» است. اکنون، جنگ با ایران، فرض اساسی استراتژی امارات متحده عربی را به چالش کشیده، از جمله اینکه امارات میتواند درگیریهای منطقه را به طور ایمن و در خارج از مرزهای خود مهار کند. بیش از ۶ هزار حمله پهپادی و موشکی ایران به پادشاهیهای خلیج فارس، اکثر آنها و به طور خاص امارات متحده عربی را هدف قرار داده و زیرساختهای تجاری مانند هتلها، فرودگاهها و مراکز داده را به همراه سایتهای نظامی ایالات متحده هدف گرفته است. اگرچه اماراتیها از فناوری دفاع هوایی ایالات متحده و تجهیزات قرض گرفته شده از اسرائیل استفاده و تلفات غیرنظامیان را محدود کردند، با این حال، اعتبار امارات به عنوان یک پناهگاه امن در نظر سرمایهگذاران و مسافران آسیب دیده است. این کشور هنوز میتواند نفت کافی را برای حفظ وضعیت مالی خود صادر کند، اما بسته شدن تنگه هرمز، بنادر امارات را مسدود کرده و هتلهای پرزرق و برق را خالی کرده است.
امریکا، امارات را نادیده گرفت
امارات به طور چشمگیری ارزش سایر کشورهای عربی به عنوان شرکای امنیتی را نادیده گرفته است. در ماه آوریل، قرقاش از اعضای اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی به دلیل عدم محکومیت واضح حملات ایران به کشورهای خلیجفارس انتقاد کرد. بعدها او شورای همکاری خلیجفارس را به دلیل موضع «ضعیف» این نهاد، یعنی عدم اتحاد در مخالفت با ایران به باد انتقاد گرفت. رهبران و مفسران اماراتی به سختی نگاه تحقیرآمیز خود درباره رویکرد آشتیجویانه عربستان سعودی با ایران، آن هم در بحبوحه جنگ را پنهان کردهاند. خروج امارات از اوپک، همزمان با اجلاس سران به میزبانی عربستان سعودی، نشانهای از شکاف فزاینده بین دو کشور بود. در عین حال، رهبران اماراتی، با وجود تردیدهایی که جنگ در مورد قابل اعتماد بودن واشینگتن ایجاد کرده است، بر اهمیت ایالات متحده در پیشبرد راهبرد خود تأکید کردهاند. قبل از جنگ، امارات متحده عربی بیانیهای صریح صادر کرد و استفاده از پایگاههای ایالات متحده در این کشور برای حمله به ایران را تکذیب کرد، اما اقدام چندانی هم برای جلوگیری از حمله دولت ترامپ انجام نداد. تقریباً یک ماه بعد، سفیر امارات در ایالات متحده در سرمقالهای در وال استریت ژورنال تأکید کرد که «یک آتشبس ساده برای اینکه طیف کاملی از تهدیدات ایران را برطرف کند، کافی نیست» و متعهد شد که امارات متحده عربی به ائتلافی از کشورها که تنگه هرمز را با زور باز میکنند، بپیوندد. با این حال، دولت ترامپ با یک آتشبس ساده موافقت کرد، امارات متحده عربی را از مذاکرات بعدی کنار گذاشت و امریکا تقریباً حملات بیشتر ایران به امارات را نادیده گرفت، اما حتی با اینکه ایالات متحده بارها نشان داده که به نگرانیهای امنیتی امارات توجه ندارد، ابوظبی به تلاش خود برای روابط دوجانبه نزدیکتر ادامه داده است. اواسط آوریل، بدر جعفر، سفیر امارات، مقالهای در نیویورک تایمز نوشت که با درخواستی از ایالات متحده به پایان رسید تا به خاطر داشته باشد که این رابطه بسیار ارزشمندتر از آن است که به صورت خودکار رها شود.
حرکت به سمت اسرائیل
این جنگ، امارات و اسرائیل را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است. اگرچه امارات متحده عربی گهگاه اقدامات خاص اسرائیل، مانند بمباران لبنان را محکوم کرده، اما علناً نقش اسرائیل در تحریک جنگ با ایران را زیر سؤال نبرده است. ریم الهاشمی، وزیر امور همکاریهای بینالمللی امارات، طی نشستی گفت: «من شاهد ادامه این رابطه [با اسرائیل]هستم. من شاهد ادامه همکاری نزدیک ما در مورد چگونگی جلوگیری از برخی از چالشهای بزرگتر که منطقه ما با آن مواجه است، هستم.» در حالی که قبلاً رابطه امارات و اسرائیل وسیلهای برای امارات متحده عربی به منظور ایجاد سرمایه سیاسی در واشینگتن بود، اکنون سنگ بنای استراتژی امنیتی امارات متحده عربی است. در عین حال، مفسران اماراتی همچنان بر اهمیت فوقالعاده رابطه ایالات متحده اصرار دارند، اما آنها همچنین میترسند که واشینگتن در نهایت از غرب آسیا خارج شود؛ کاری که البته اسرائیل انجام نخواهد داد. برای امارات متحده عربی، یک رابطه محکم با اسرائیل میتواند هم عدم اعتماد به ایالات متحده و هم روابط پرتنش ابوظبی با سایر کشورهای منطقه را جبران کند، به خصوص که این جنگ در حال ایجاد خط جدایی بین امارات متحده عربی و بقیه کشورهای خلیجفارس، به ویژه عربستان سعودی است. ابوظبی و ریاض دیگر در مورد تهدید ایران اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر دو خواستار وحدت بیشتر در خلیجفارس شدهاند، اما میخواهند منطقه حول استراتژیهای کاملاً متفاوتی متحد شود. ابوظبی امنیت جمعی و مهار ایران با زور را ترجیح میدهد، در حالی که ریاض دیپلماسی جمعی را در پی دستیابی به توافق مذاکرهای با ایران ترجیح میدهد. این اختلافات، وزن دیپلماتیک کشورهای خلیجفارس را کاهش میدهد و آنها را در حاشیه مذاکرات ایالات متحده و ایران نگه میدارد. برای امارات متحده عربی، روابط نزدیکتر با اسرائیل ممکن است حمایت امنیتی کوتاهمدتی را فراهم کند، اما اسرائیل نمیتواند موقعیت مذاکره امارات متحده عربی را مانند یک بلوک متحد خلیجفارس تقویت کند.
تکیه بر اهرمهایی در آفریقا
علاوه بر این، بعید است که مدل امارات متحده عربی برای پیشبرد جایگاه اقتصادی جهانی خود، تحت سایه دائمی جنگ، مدلی موفق باشد. شهروندان ثروتمند کشورهایی با نهادهای ضعیف، به بانکداری در دبی ادامه خواهند داد و خروج امارات از اوپک نشان میدهد که این کشور قصد دارد با گسترش تولید نفت، درآمد خود را افزایش دهد. با این حال، اگر تهدید حملات مجدد ایران یا جنگ مستقیم بین دو کشور - استعدادها و صنایع پیشرفتهای را که ورودشان به ابوظبی اجازه داد خود را به عنوان پایتخت سرمایه معرفی کند، بترساند - حرکت ابوظبی به منظور ارتقای نفوذ بینالمللی بسیار دشوار خواهد شد. با کاهش جذابیت این کشور برای سرمایهگذاران و کارگران خارجی، مقامات و مدیران اماراتی ممکن است به دنبال ترتیبات اقتصادی بیشتر در مکانهایی باشند که امارات متحده عربی اهرم لازم برای چانهزنیهای سخت را دارد، به ویژه در آفریقا. ابوظبی با ارائه مشوقهای مالی یا کمکهای امنیتی به رهبران خارج از کشور، ممکن است سعی کند کنترل بیشتری بر زمین، زنجیرههای تأمین، مواد معدنی کمیاب و جریان دادهها داشته باشد، با این حال، محدودیتهایی برای این رویکرد وجود دارد. فعالیتهای امارات متحده عربی در سودان همچنان خشم جهانی را برانگیخته و ایالات متحده چندین شرکت مرتبط با امارات را به دلیل ارتباط آنها با نیروهای پشتیبانی سریع تحریم کرده است. همچنین، شرایط ناعادلانه باعث اخراج شرکت دیپی ورلد از جیبوتی شد و در اوایل سال جاری، کمک امارات متحده عربی به ایجاد روابط رسمی بین اسرائیل و منطقه جداییطلب سومالیلند باعث شد سومالی نیز دیپی ورلد را اخراج کند. اگر امارات متحده عربی همچنان به دنبال کنترل سیاسی از طریق شرکتهای اقتصادی در این قاره باشد، فعالیتهای آن میتواند تلاشهای منطقهای برای حل منازعه را تضعیف کرده و واکنشهای بینالمللی بیشتری را به دنبال داشته باشد.
وابستگی امارات به همکاری منطقهای
آینده جنگ در غرب آسیا همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و این احتمال به قوت خود باقی است که امارات بار دیگر مسیر خود را تغییر دهد. اگر مذاکرات با ایران با شکست مواجه شود و جنگ از سر گرفته شود، به راحتی میتوان تصور کرد که هواپیماهای اماراتی در کنار همتایان اسرائیلی خود به پرواز درآیند، زیرا امارات تمام تلاش خود را برای استفاده از زور جهت مدیریت درگیریهای منطقهای به کار میگیرد. از طرف دیگر، اگر دولت ترامپ احتمال جنگ مجدد را از بین ببرد و توافقی با تهران امضا کند که امکان سرمایهگذاری خارجی بدون تحریم در ایران را فراهم میکند، ابوظبی میتواند با اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیجفارس روابط خوبی برقرار کند و شرکتهای اماراتی میتوانند برای سرمایهگذاری به ابتدای صف بروند. در هر حال، امارات متحده عربی احتمالاً به دنبال روابط امنیتی نزدیکتر با اسرائیل خواهد بود و همزمان، تلاشهای خود برای جلب نظر ایالات متحده را نیز دوچندان خواهد کرد. این کشور با همسایگان نزدیک خود دشمنی میکند و این همسایگان ممکن است در نهایت تصمیم بگیرند که میتوانند بدون امارات متحده عربی زندگی کنند. ابوظبی باید بداند که همکاری منطقهای چیزی است که در درازمدت جایگاه جهانی امارات را ارتقا خواهد داد. بدون آن، امارات متحده عربی با آیندهای روبهرو خواهد شد که در آن، نه تنها از استقلال استراتژیک که آرزویش را دارد برخوردار نیست، بلکه به تصمیمات سیاسی اتخاذ شده در ایالات متحده و اسرائیل نیز وابسته خواهد بود.
* استادیار علوم سیاسی در دانشگاه تولین و محقق غیرمقیم در بنیاد کارنگی | فارن افرز - ۵ ژوئن ۲۰۲۶