با اعلام یادداشت تفاهم میان ایران و امریکا، منازعه راهبردی دو کشور که در یک سال گذشته با دو جنگ همراه بود، وارد مرحله تازهای شده است. اکنون پرسشهای اساسی درباره سرنوشت این تفاهم و تأثیر نهایی آن بر معادلات سیاسی و ترتیبات امنیتی منطقه و جهان مطرح است. برای پاسخ به این پرسشها، توجه به تحولات یکصد روز گذشته و تأثیرات سهگانه آن در سطوح بینالمللی، منطقهای و داخلی ضروری است.
در سطح بینالمللی، پروژه تمامعیار براندازی جمهوری اسلامی با ابزار سخت، و حتی طرح تجزیه و فروپاشی تمدنی همهجانبه ایران، با شکست مواجه شد. آنچه در این میدان به اثبات رسید، انسجام فوقالعاده مردم ایران در قبال تهدید خارجی و بروز اقداماتی شگفتآور و شجاعانه بود. منطقهای شدن جنگ، کشاندن آن به پایگاههای امریکا در کشورهای منطقه و انسداد تنگه هرمز، نمونههایی از این اقدامات راهبردی بود که تأثیرات عمیقی بر اقتصاد جهانی و سیاست بینالملل بر جای گذاشت.
در عرصه منطقهای، برای کشورهای همسایه روشن شد که چارهای جز تعامل مثبت و سازنده با ایران ندارند. هرچند ممکن است بقای سیاسی برخی خاندانهای حاکم به رابطه با غرب گره خورده باشد، اما تداوم حیات و تنفس در فضای منطقه، ناگزیر در گرو تعامل با ایران است. تغییر رفتار مشهود در برخی کشورهای جنوب خلیجفارس در هفتههای پایانی جنگ، نشان داد این پیام دریافت شده است. به بیان دقیقتر، ازاینپس خلیجفارس متأثر از ترتیبات سیاسی و امنیتی با محوریت ایران خواهد بود. از سویی «وحدت ساحات» که در واقعیت منطقه بروز یافت، نشان داد محور مقاومت امکان منطقهای کردن فوری هر منازعهای را دارد و فشار همهجانبهای را میتوان بر دشمن وارد کرد.
در بعد داخلی نیز، بهرغم خسارات بزرگ ناشی از شهادت امام مجاهد شهید و فرماندهان ارشد، انسجامی ملی شکل گرفت که شکافهای پیشین را به حاشیه راند. نوعی بعثت و روحیه انقلابی در مردم دمیده شد و «احساس مسئولیت جمعی» تقویت گردید؛ پدیدهای که میتوان از آن به مثابه طلایهدار یک حرکت تمدنی بزرگ یاد کرد. این بعثت عمومی میتواند موتور محرک حرکت بهسوی «ایران پیشرفته» باشد.
با عنایت به این تحولات، دیگر نمیتوان از بازگشت به وضعیت پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ سخن گفت. صرفنظر از اینکه این یادداشت تفاهم به توافق نهایی بینجامد یا خیر، خواه امریکا بدعهدی کند و آن را برهم زند یا خیر، رویدادهای راهبردی مذکور دارای اثراتی بلندمدت و پایدارند. بعثت عمومی و هویت برجستهشده ملت ایران، پیام قدرت ایران به جهان و منطقه، و ابطال تصور باطل ضعف ایران - که امریکا، اسرائیل و برخی دولتهای غربی را به ماجراجویی نظامی تحریک کرده بود - واقعیتهایی غیرقابلانکارند.
در نتیجه، ایران در مدار قدرتمند شدن قرار گرفته و این مسیر، توقفناپذیر است و، چون چنین است، «مبارزه» نیز پایانی نخواهد داشت. مبارزه برای کسب منافع حداکثری ایران و عقبراندن قدرتهای سلطهگر خارجی، بهویژه ایالاتمتحده امریکا، مهمترین دستورکار بعدی ماست. روشن است که امریکا یکشبه وارد منطقه نشده تا یکشبه نیز قابل اخراج باشد و توسعهطلبیهای رژیمصهیونی نیز در یک روز رخ نداده، اما غلبه نرمافزاری و عقبراندن تدریجی آن و کمک به ملتهای منطقه بهویژه ملت فلسطین برای رهایی قدس شریف، پروژه بعدی ما با انگیزههای آرمانی، انقلابی و ملی است.
موفقیت در دفع تهاجم نظامی و پیروزیهای میدانی در منطقه و عرصه بینالمللی، این امید و انگیزه را تقویت میکند که در پروژه بعدی نیز کامیاب خواهیم بود. دیگر کسی نمیتواند مدعی شود که این آرزوها خیالی یا دستنایافتنی است. بزرگترین ناشدنیها در یک سال گذشته، تحقق یافت و ایرانی ثابت کرد که میتواند کارهای بزرگی برای احیای عظمت تاریخی خود بکند؛ بنابراین شاید جنگ یکساله به پایان رسیده باشد، اما مبارزه تاریخ انقضا ندارد و بهعنوان فرایندی بلندمدت، با پیشرانی انگیزههای آرمانی و ملی، تا تحقق کامل اهداف راهبردی ملت ایران ادامه خواهد یافت.