نخستین ساعات تجاوز دشمن مستکبر امریکایی به خاک کشور بود که مردم ایران برخلاف تمام واکنشهای طبیعی مردم جنگزده جهان، بهجای فرار و مهاجرت و آوارگی و پناهندگی، به صورت خودجوش و خودخواسته با پیراهنهایی سیاه در عزای شهیدان، به خیابانها و میادین آمدند. آنها پرچمهای ایران را به شانه گرفته و با دستهایی گرهشده از خشم، فریادهایشان را به سر امریکا میکشیدند.
این نخستینبار بود که افرادی با پوششهایی متفاوت، نه صرفاً به صورت استثنایی و موردی بلکه بهعنوان پای ثابت تجمعات خیابانی، به میدان آمده بودند. وجه اشتراک همه حاضران در تجمعات خیابانی، وطن بود. بسیاری از افراد، از اقشار و طیفها و طبقات مختلف اجتماعی و با عقاید سیاسی و مذهبی گوناگون صرفاً برای صیانت و پاسداری از مفهوم وطن و ایستادگی در برابر دشمن خارجی پا به میدان گذاشتند. افرادی با گرایشهای اصولگرایی، اصلاحطلبی و حتی بسیاری افرادی که پیش از این هیچگونه کنش و حضور سیاسی- اجتماعی را تجربه نکردهبودند. تا مدتها، تجمعات خیابانی بر مدار وطن و میهندوستی ملی و حفظ هویت شیعی، همچنان پرشور و ایستا امتداد داشت. جمعیت خیابانها نهتنها حفظ شده بود که زیر بمباران و موشک و حملات دشمن، به طور فزاینده و رو به رشدی امتداد مییافت. طوری که این اجتماعات صرفاً محدود به کلانشهرها نماند و به شهرهای کوچیک و حتی روستاها نیز کشیده شد. مردم همه یکصدا و یکدست در حمایت از ارکان نظام و بهویژه نیروهای غیور مسلح کشور شعار سر میدادند و همخوانی «بزن که خوب میزنی» در حمایت از تصمیمگیران و رزمندگان نبرد نقل زبان مردم بود.
با طولانیتر شدن حضور مردم در خیابانها پس از سه ماه اما، اجتماعات پرشور و حماسی مردمی نیز مصون از آفتها نماند. فراتر از برخی ایدههای بحث برانگیز در برگزاری مراسم و کارناوالها ذیل اجتماعات شورانگیز عزادارانه مردم که موافقان و مخالفان خود را داشت، حالا بعضی اختلافافکنیهای داخل به میان تجمعات میادین خزیده. در بعضی تجمعات تهران و خصوصاً شهرستانها، گرچه قاطبه برگزارکنندگان و حاضران در میدان رعایت وحدت و همدلی را میکنند، اما برخی سخنرانان با ندیده گرفتن اوامر رهبر انقلاب در حفظ وحدت و تبدیل نکردن اختلافات موجه و حتی ناموجه، اقدام به پراکندن بذر انشقاق و تفرقه در میان مردم میکنند. ارکان و نهادهای تصمیمگیر نظام را به کلی زیرسؤال برده و حتی تهدید به خراب کردن مجلس و وزارت خارجه بر سر مسئولان آن میکنند! خواستار انحلال شورای عالی امنیت ملی میشوند و بهجای پرداختن به شکستها و رسواییها و دروغهای دشمن، نوک پیکان حملات را بهسوی مسئولان دولت، تیم مذاکرهکننده و حتی فرماندهان نظامی میگیرند. به نقض آتشبس کنایه میزنند گویی که اینان خود تنها کسانیاند که متوجه این مسائل شدهاند و فرماندهان از جان گذشته ما، ملاحظات جنگی را نمیفهمند. رهبری مقتدر کشور را ضعیف و بیاختیار و بیاطلاع جلوه میدهند و همه مسئولانی که در شدیدترین خطرات امنیتی مشغول تمشیت امور هستند، خائن و تسلیمشده معرفی میکنند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها مردم را به اعتماد به مسئولان و ارکان نظامی اسلامی توصیه کردند. از جمله فرمودند «هر کسی مردم را نسبت به فعالیت و تلاش و برنامهریزیهای مسئولان کشور بیاعتقاد و بدبین بکند، دارد به سود دشمن کار میکند؛ چه بداند، چه نداند.»
این تفرقهپراکنیها در بعضی تجمعات مردمی که گاه حتی به مشاجره و مراء در میان حاضران نیز منتهی میشود، خلاف صریح فرمایشات و توصیههای امام شهید و امام حاضر انقلاب اسلامی است و در بعضی نقاط و شهرها به کاهش تعداد حاضران در تجمعات منجر شدهاست. مردم با شنیدن چنین سخنانی نسبت به کلیت نظام و نهادهای آن دلسرد و مأیوس شده و احساس ظفر و پیروزی را که رهبر انقلاب بر آن تأکیدی ویژه دارند، از دست میدهند.
لازم است نهادهای برگزارکننده و هماهنگکننده تجمعات مردمی و دعوت سخنرانان در سراسر کشور، از سازمان تبلیغات اسلامی تا ائمه جمعه و هر نهاد مرتبط دیگر، در راستای توصیههای اکید رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت از طرح چنین مسائل بحثبرانگیز و توهینآمیز که مردم را نسبت به نظام اسلامی بدبین و دلسرد میکند، جلوگیری کنند و تریبون را از سادهلوحان بیاطلاعی که در آتش تفرقه میدمند، بگیرند. از تجمعات خیابانی مراقبت کنید و با ایجاد انشقاق و تبدیل اختلافات موجه و ناموجه به نزاع، باعث پراکندهشدن مردم از میادین نشوید. این تجمعات مردمی نعمتی از نعمتهای خداوند به نظام است که کشور را در برابر بسیاری آسیبها حفظ کردهاست. شکر این نعمت، مراقبت و نگهبانی شایسته از آن است!