کد خبر: 1353809
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
دکتر بهاره زاددهش، مدرس دانشگاه و متخصص روان‌درمانی فردی:‌
غلبه بر کمال‌گرایی گامی مهم در رسیدن به اهداف است برای عملیاتی کردن برنامه‌های امسال، به جای تمرکز بر بزرگی اهداف، بر روتین‌های روزانه تمرکز کنیم، یعنی هدف را به کوچک‌ترین فعالیت ممکن خرد و انجام آن را به یک عادت خودکار و غیرقابل‌مذاکره تبدیل کنیم. کلید اصلی، «استمرار به جای کمال‌گرایی» است، یعنی به جای تلاش برای اجرای بی‌نقص، بر قطع نشدن زنجیره اقدامات روزانه متعهد بمانیم و حتی در بدترین روزها، حداقلِ گام ممکن را برداریم
محبوبه قربانی

جوان آنلاین: بیش از یک ماه از آغاز سال نو گذشت و شاید بسیاری از ما، همانند ابتدای سال، همچنان درگیر تعیین و تلاش برای دستیابی به اهداف‌مان باشیم، اما گاهی اوقات، رویکرد کمال‌گرایانه به این اهداف، به جای ایجاد انگیزه، به سرخوردگی‌مان منجر می‌شود. از طرف دیگر، هستند کسانی که هنوز با قدرت و اراده‌ای راسخ، مصمم به تحقق اهداف‌شان، چه کوچک و چه بزرگ هستند. با دکتر بهاره زاددهش، مدرس دانشگاه و متخصص روان‌درمانی فردی به گفت‌و‌گو نشستیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می‌توانیم با نگاهی واقع‌بینانه سالی پربار و سرشار از موفقیت را برای خود رقم بزنیم. وی در بخشی از این گفت‌و‌گو اشاره کرد: «کلید موفقیت، استمرار به جای کمال‌گرایی است، یعنی حتی در سخت‌ترین شرایط، حداقل گام ممکن را بردارید تا پیشرفت دائمی حفظ شود.» در ادامه مشروح گفت‌و‌گو با وی را می‌خوانید. 
 
 تفاوت بین «آرزو»، «هدف» و «برنامه» در عمل چیست؟
«آرزو» یا (Wish) نقطه شروع و یک تمایل ذهنی بدون ساختار است؛ همان چیزی که دوست داریم اتفاق بیفتد، اما هنوز هیچ تعهدی برای انجامش نداریم. آرزو معمولاً با «ای کاش» شروع می‌شود و در عمل هیچ هزینه‌ای از نظر زمانی یا مالی برای آن نمی‌پردازیم. ویژگی آن مبهم و بدون زمانبندی است. مثلاً «کاش پولدار بودم». آرزو سوخت اولیه و انگیزه است، اما به تنهایی هیچ تغییری در واقعیت ایجاد نمی‌کند. «هدف» Goal، نقطه تمرکز در واقعیت و آرزویی است که برایش تصمیم جدی گرفته‌ایم. زمانی که برای آرزوی خود یک «برچسب قیمت» و «تاریخ انقضا» تعیین می‌کنیم، آن را به هدف تبدیل کرده‌ایم. به عنوان مثال پس‌انداز مبلغ مشخصی تا پایان سال. در هدف ما جهت حرکت را مشخص کرده‌ایم. ویژگی آن مشخص، قابل اندازه‌گیری و دارای زمان است و مانع از پراکنده‌کاری می‌شود. 
اما «برنامه» (Plan)، نقشه عملیاتی و پل ارتباطی بین وضعیت موجود و هدف است، یعنی خرد کردن هدف بزرگ به قدم‌های بسیار کوچک و روزانه. پاسخ به این سؤال که «دقیقاً چطور و با چه ابزاری قرار است به هدف برسم؟» برنامه، ابهام را از بین می‌برد و «هدف» را قابل اجرا می‌کند. ویژگی آن داشتن فهرست کار‌ها (To- do list)، منابع مورد نیاز و پیش‌بینی موانع است. نتیجه اینکه، آرزو در ذهن، هدف روی کاغذ و برنامه در تقویم جای دارد. 
 یک هدف‌گذاری خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟
یک هدف زمانی از حالت «آرزو» خارج می‌شود و به نتیجه می‌رسد که از چند فیلتر مهم عبور کند. یکی از مشهورترین و کاربردی‌ترین مدل‌ها برای هدف‌گذاری، مدل SMART است. بر اساس این مدل، هدف باید مشخص و شفاف باشد، یعنی کلی و مبهم نباشد و دقیق بدانیم چه می‌خواهیم، مانند اینکه به جای «می‌خواهم موفق شوم» بگوییم «می‌خواهم در آزمون تافل نمره۹۰ بگیرم». همچنین هدف باید قابل اندازه‌گیری باشد تا بتوانیم میزان پیشرفت خود را بسنجیم. مثلاً به جای «می‌خواهم بیشتر کتاب بخوانم» بگوییم «می‌خواهم ماهانه دو جلد کتاب مطالعه کنم». هدف خوب علاوه بر اینها باید دست‌یافتنی و واقع‌گرایانه باشد. چالش‌برانگیز، اما نه غیرممکن تا باعث دلسردی نشود و با تلاش قابل دستیابی باشد نه با معجزه. از سوی دیگر، هدف باید مرتبط و ارزشمند باشد، یعنی با ارزش‌های شخصی، سبک زندگی و اهداف بلندمدت ما هماهنگ باشد تا انگیزه‌مان در طول مسیر حفظ شود و بدانیم آیا در حال حاضر این هدف برای ما اولویت دارد یا خیر. 
در نهایت، هر هدف نیاز به زمانبندی دارد. بدون داشتن ضرب‌الاجل، کار‌ها به تعویق می‌افتند، پس بهتر است به جای جملات مبهمی مثل «بالاخره یک روز این دوره آموزشی را تمام می‌کنم» بگوییم «تا پایان خرداد ماه این دوره را به اتمام می‌رسانم». علاوه بر همه اینها، نوشتن اهداف اهمیت زیادی دارد، زیرا تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که اهداف خود را مکتوب می‌کنند، بسیار بیشتر از کسانی که فقط در ذهن‌شان نگه می‌دارند به آنها دست می‌یابند. 

 تفاوت برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت در عمل چیست؟ چگونه باید این سه را به هم وصل کرد؟
تفاوت این سه نوع برنامه‌ریزی در واقع در عمق میدان دید ماست. ابتدا بهتر است به تفاوت عملی و نحوه اتصال آنها بپردازیم. برنامه‌ریزی بلندمدت یا چشم‌انداز (پنج تا ۱۰ سال) درباره کیستی ماست؛ اینکه قرار است در آینده به چه جایگاهی برسیم. این برنامه بسیار کلی است و روی نتایج بزرگ تمرکز دارد. برنامه‌ریزی میان‌مدت یا پل (یک تا سه سال) مشخص می‌کند برای رسیدن به آن چشم‌انداز، چه پروژه‌های بزرگی را باید تمام کنیم. هدف‌های SMART در این بخش قرار می‌گیرند. برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت (عملیات روزانه تا فصلی) جایی است که کار واقعی انجام می‌شود. فهرست کار‌های روزانه متعلق به این مرحله است. این نوع برنامه‌ریزی بسیار دقیق و جزئی است، ساعت شروع و پایان دارد و نقش آن ایجاد انضباط شخصی و پیشرفت قدم‌به‌قدم است. 

 چگونه این سه را به هم متصل کنیم؟ 
در استراتژی آبشاری، بزرگ‌ترین مشکل افراد این است که کار‌های روزانه‌شان هیچ ربطی به آرزو‌های بلندمدتشان ندارد. برای اتصال این سه سطح، بهتر است از مهندسی معکوس استفاده کنیم: ابتدا از قله شروع می‌کنیم و می‌نویسیم پنج سال دیگر کجا هستیم. سپس آن را خرد و مشخص می‌کنیم که برای رسیدن به آن نقطه، امسال باید چه پروژه بزرگی را تمام کنیم و در نهایت آن را به برنامه کوتاه‌مدت تبدیل و تعیین می‌کنیم برای اینکه امسال آن مهارت یا پروژه را به نتیجه برسانیم، امروز و همین ساعت چه کاری باید انجام دهیم. اتصال این سه لایه از طریق بازبینی حفظ می‌شود. هر شب بررسی می‌کنیم آیا کار‌های امروز در مسیر هدف سالانه بودند. هر جمعه بررسی می‌کنیم آیا هفته گذشته ما را به هدف یک‌ساله نزدیک کرد و هر فصل بررسی می‌کنیم آیا هدف یک‌ساله هنوز با چشم‌انداز پنج‌ساله همخوانی دارد یا نه. اگر این زنجیره قطع شود، دچار روزمرگی می‌شویم، یعنی کار می‌کنیم، اما پیشرفت نمی‌کنیم. 

 چه تکنیک‌هایی برای تبدیل اهداف بزرگ به گام‌های کوچک پیشنهاد می‌کنید؟
تبدیل یک هدف بزرگ به گام‌های کوچک هنر قابل‌هضم کردن رؤیاست. وقتی هدف بیش از حد بزرگ باشد، مغز دچار فلج تحلیلی می‌شود و برای فرار از سختی مسیر به اهمال‌کاری پناه می‌برد. چند تکنیک عملی و قدرتمند برای خرد کردن اهداف بزرگ وجود دارد. اولین تکنیک، تکنیک مهندسی معکوس است که به‌جای حرکت از امروز به سمت آینده، از قله به پایین نگاه می‌کند. کافی است تصور کنید به هدف رسیده‌اید و سپس قدم‌به‌قدم عقب بیایید تا به امروز برسید. قانون دو دقیقه برای غلبه بر مقاومت شروع بسیار مؤثر است و می‌گوید هر گام بزرگ را به کاری تبدیل کنید که شروعش کمتر از دو دقیقه زمان ببرد. به جای نوشتن «ورزش کردن»، «پوشیدن کفش‌های ورزشی» را بنویسید تا احتمال انجام کامل کار بیشتر شود. روش ساختار درختی یا WBS که روشی مهندسی برای مدیریت پروژه‌های بزرگ است نیز کمک می‌کند هدف اصلی را به چند بخش اصلی و سپس به زیرمجموعه‌های کوچک‌تر تقسیم کنید تا به جای یک هدف مبهم، با چندین کار کوچک و مشخص روبه‌رو شوید. متد کوهنوردی نیز زمانی مفید است که نقشه کامل مسیر را نمی‌دانید. کافی است فقط روی «بهترین قدم بعدی» تمرکز کنید و از خود بپرسید تنها کاری که همین حالا می‌توانم برای نزدیک شدن به هدف انجام دهم چیست. با برداشتن همین قدم اول، مه مسیر کنار می‌رود و قدم‌های بعدی خودش را نشان می‌دهد. 

 چرا بسیاری از برنامه‌ها در همان ماه اول اجرایی نمی‌شوند؟
دلیل اصلی، «کمال‌گرایی افراطی» و نادیده گرفتن واقعیت‌های محیطی است. ما معمولاً هنگام برنامه‌ریزی، متغیر‌هایی مثل نوسانات اقتصادی، خستگی‌های جسمی یا مسئولیت‌های خانوادگی را لحاظ نمی‌کنیم، همچنین بسیاری از افراد روی «نتیجه» تمرکز می‌کنند نه روی «سیستم‌سازی». اگر برنامه با سبک زندگی و محدودیت‌های ما منعطف نشود، با اولین ضربه بیرونی متوقف خواهد شد، پس غلبه بر کمال‌گرایی گامی مهم برای رسیدن به اهداف است. 

 چه زمانی باید برنامه را «اصلاح» کرد و چه زمانی «کنار گذاشت»؟
برنامه مانند یک «نقشه جی‌پی‌اس» است. وقتی به مانعی می‌خوریم، مسیر را «اصلاح» (Reroute) می‌کنیم، اما مقصد را گم نمی‌کنیم. اگر ابزار‌ها یا زمانبندی اشتباه است، اصلاح لازم است، اما اگر «هدف» دیگر با ارزش‌های فردی یا واقعیت‌های بزرگ زندگی ما همخوانی ندارد (مثلاً تغییر مسیر شغلی یا بحران‌های جدی)، باید شجاعت «کنار گذاشتن» و بازتعریف هدف جدید را داشته باشیم و یک توصیه مدیریتی اینکه، هرگز در لحظات خستگی تصمیم به کنار گذاشتن یک برنامه نگیریم. در اوج خستگی، مغز فقط می‌خواهد فرار کند. زمانی تصمیم بگیریم که حال روانی‌مان پایدار است و می‌توانیم منطقی فکر کنیم. 

 آیا «شکست» بخشی از برنامه‌ریزی است؟ چطور باید با آن برخورد کرد؟
شکست وجود ندارد، آنچه هست «داده» (Data) است. در مشاوره می‌گوییم شکست بخشی از فرایند یادگیری است. شکست به معنای پایان نیست بلکه به معنای دریافت بازخورد از واقعیت است. وقتی بخشی از برنامه ما شکست می‌خورد، یعنی واقعیت دارد و به ما می‌گوید: «فرضیه تو اشتباه بود، حالا این اطلاعات جدید را بگیر و برنامه را به‌روز کن». برخورد درست این است که به جای پرسیدن «چرا من شکست خوردم؟»، بپرسیم «این شکست چه چیزی درباره مسیر به من آموخت که قبلاً نمی‌دانستم؟». 

 مهم‌ترین توصیه شما برای کسی که می‌خواهد امسال برنامه‌هایش را عملی کند، چیست؟
برای عملیاتی کردن برنامه‌های امسال، به جای تمرکز بر بزرگی اهداف، بر روتین‌های روزانه تمرکز کنیم، یعنی هدف را به کوچک‌ترین فعالیت ممکن خرد و انجام آن را به یک عادت خودکار و غیرقابل‌مذاکره تبدیل کنیم. کلید اصلی، «استمرار به جای کمال‌گرایی» است، یعنی به جای تلاش برای اجرای بی‌نقص، بر قطع نشدن زنجیره اقدامات روزانه متعهد بمانیم و حتی در بدترین روزها، حداقلِ گام ممکن را برداریم تا نیروی محرکه لازم برای پیشرفت دائمی مان حفظ شود. به جای اینکه منتظر باشیم از شنبه و با انرژی ۱۰۰درصد شروع کنیم، با انرژی ۲۰درصد، اما به صورت مداوم شروع کنیم. قانون «فقط پنج دقیقه» را اجرا کنیم: به خودمان بگوییم فقط پنج دقیقه به برنامه عمل می‌کنم؛ شروع کردن، سخت‌ترین بخشِ به سرانجام رساندن است. 

 اگر فقط یک تکنیک بتواند موفقیت برنامه‌ها را تضمین کند، کدام است؟
تکنیک «تاب‌آوری و استمرار» و «پایش و بازبینی هفتگی» می‌تواند مفید باشد. شکست خوردن در اجرای برنامه برای یک روز (به دلیل خستگی، بیماری یا اتفاقات پیش‌بینی‌نشده) یک اتفاق انسانی و طبیعی است، اما تکرار آن برای روز دوم، شروع یک «عادت جدید» (عادتِ انجام ندادن) است. این قانون به ما اجازه می‌دهد که کمال‌گرایی سمی را رها و به جای غرق شدن در احساس گناهِ ناشی از یک روز وقفه، تمام توان خود را فقط برای «بازگشت سریع به مسیر در روز بعد» جمع کنیم چراکه تفاوت افراد موفق و ناموفق در «بی‌نقص بودن» آنها نیست، بلکه در «سرعتِ بازگشت» آنها به روتین‌هایشان است. اگر هر جمعه شب، ۳۰دقیقه وقت بگذاریم تا عملکرد هفته گذشته را ارزیابی و هفته پیش رو را تنظیم کنیم، احتمال موفقیت ما بیش از ۸۰ درصد افزایش می‌یابد؛ و سخن پایانی.
بزرگ‌ترین خطای ما در برنامه‌ریزی این است که گمان می‌کنیم برنامه باید ما را به کمال برساند، در حالی که هدفِ یک برنامه درست، تنها ایجاد تداوم است. به خاطر داشته باشیم یک نقشه معمولی که با استمرار اجرا شود، بسیار ارزشمندتر از یک نقشه عالی است که در کتابخانه خاک می‌خورد، پس به جای انتظار برای شرایط ایده‌آل، با هر آنچه در اختیار داریم، شروع کنیم و اجازه ندهیم یک شکستِ موقت، به معنای پایانِ مسیر ما باشد چراکه موفقیت، تکرارِ هوشمندانه و صبورانه کار‌های کوچک است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار