در شرایطی که فشار اقتصادی و نگرانیهای روزمره، کانون خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده است، عبور از این بحران تنها با تکیه بر یارانههای موقت یا انتظارات غیرعملی ممکن نیست جوان آنلاین: در شرایطی که فشار اقتصادی و نگرانیهای روزمره، کانون خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده است، عبور از این بحران تنها با تکیه بر یارانههای موقت یا انتظارات غیرعملی ممکن نیست. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است، تغییر نگرش از انتظار به اقدام خلاقانه است. جامعهشناسان و فعالان اقتصادی تأکید دارند، ظرفیتهای عظیمی در دل جامعه، از جمله نخبگان دانشگاهی و جوانان خلاق، نه تنها برای تشخیص مشکلات بلکه برای ارائه راهحلهای نوین و اجرایی آماده است. وقتی این ذهنهای پویا با ابزارهای قانونی مانند مجلس پیوند بخورند، میتوانند طرحهایی را کلید بزنند که همزمان سه هدف مهم را دنبال کنند؛ بهبود معیشت خانوادهها، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار برای جوانان و تزریق نشاط و پویایی به اقتصاد رکود زده. این رویکرد نشان میدهد راهحل بحران، در بیرون از خانهها نیست، بلکه در خلاقیت، مشارکت خود مردم و تصمیمگیران است. در این زمینه با دکتر سمیه سرافراز، جامعهشناس و مشاور برندینگ گفتوگو کردهایم.
وضعیت اقتصادی فعلی کشور را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا جنگ عامل اصلی آن است؟
باید گفت وضعیت اقتصادی امروز ما حاصل جنگ امروز نیست، بلکه نتیجه ترکیب عوامل مختلف در سالهای طولانی است. دلایل متعددی در این مسیر دخیل بودهاند، سالها تحریم ظالمانه امریکا علیه فعالیتهای اقتصادی ایران فشار سنگینی بر کشور وارد کرد. در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس نیز همه درگیر جبهههای نبرد بودند. در دوران پساجنگ، به جای حمایت از تولید، به اسم سازندگی، تهران را با برج و پاساژ و بیمارستان ساختند، اما شهرستانها تقریباً سهمی نداشتند و همین مسئله باعث هجوم جمعیت به سمت پایتخت شد. ساختارهای غلط اداری پیش از انقلاب اصلاح نشد، دولت کوچک نشد و حمایت جدی از واحدهای تولیدی شکل نگرفت. مافیاهای کوچک جان گرفتند و بهتدریج در کالاهای اساسی و فناوریها بزرگ شدند. نگاه لیبرالها و غربگراها در مدیریت دولتی نفوذ کرد و تجملگرایی را گسترش داد؛ در نتیجه، قشر مرفه و تجملگرایی شکل گرفت که با اصل شعار انقلاب، یعنی مستضعفان، در تضاد بود. برخی مدیران بهجای ارتقا و تشویق جوانان به یادگیری مهارت و فنون، به مدرکگرایی صرف دامن زدند. بانکها با سودهای بالا شکل گرفتند و به بنگاه اقتصادی تبدیل شدند، در حالی که باید حامی واقعی تولید میبودند. مهاجرت روستاییان و فروش زمینهای کشاورزی برای ساخت باغ و ویلا به آسیبهای بیشتری دامن زد. در کنار اینها، بایکوت وحشتناک رسانههای جهان در نمایش زیباییها، طبیعت، محصولات و امنیت ایران نیز اثرگذار بود. از طرف دیگر، دلالی افزایش پیدا کرد و تمایل به حوزه کارخانه و تولید کاهش یافت. همچنین، مجموعههای باغ و ویلا و دیگر ظرفیتهایی که زیر نظر دولت بودند، به مراکز علمی و تفریحی تبدیل نشدند و پیوندی هم میان مخترع و صاحبان سرمایه شکل نگرفت. همه این موارد، اقتصاد ما را بمباران کرد و جنگ فقط این ویرانه را آشکار کرد. بنابراین آنچه امروز میبینیم، ادامه یک مسیر چندین ساله است که پیش از جنگ و بعد از آن شکل گرفته است.
در شرایطی که به دلیل شرایط جنگی بسیاری از بخشها درگیر این شرایط هستند، به اقتصاد و خلاقیت جوانان کمک کرد؟
بخشی از این وضعیت به نبود تدبیر و برنامهریزی برمیگردد نه فقط جنگ. از یکسو، دولت و بخشهای امنیتی ناچارند درگیر امنیت داخلی و ملی باشند، اما از سوی دیگر نباید اجازه داد همه ظرفیت ذهنی و مدیریتی کشور به خصوص قشر جوان و بخش خلاق و سازنده جامعه کنار بماند چرا که در چنین فضایی، جوانهای دانشگاهی، نخبگان و افراد خلاق میتوانند نقش مهمی در اقتصاد خانواده و جامعه داشته و تکیهگاه باشند. آنها میتوانند طرحهایی آماده کنند و در اختیار مجلس بگذارند تا سریع به تصویب برسد؛ طرحهایی که هم برای خانوادهها مفید باشد، هم برای جوانها و هم برای اقتصاد.
در حوزه خدمات و فعالیتهای دیجیتال هم میشود با طراحی کارتها و مجوزهای مشخص، فعالیت افراد را قانونمند کرد. بهگونهای که زیر نظر نهادهای مسئول مثل پلیس فتا و دستگاه قضایی باشد، اما در عین حال راه برای کار و درآمد بسته نشود، یعنی افراد بتوانند در فضاهای مشخص، امن و کنترل شده فعالیت کنند. حتی اگر لازم باشد این فضاها در قالب هتلها یا مراکز اختصاصی تجهیز شوند و فقط افراد متخصص و دارای مجوز در آنها کار کنند. این مدل باعث میشود هم امنیت حفظ شود، هم ارتباطات ناسالم و پرخطر کنترل شود و هم درآمدهای دیجیتال و آنلاین از بین نرود.
جمعبندی شما برای مدیریت بهتر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در شرایط بحرانی چیست؟ آیا کمکهای مالی موقت میتواند سازنده باشد؟
خلاقیت در بحران یکی از مهمترین راهحلهاست. اگر راهبردهای نوین و فکرهای تازه وارد مدیریت کشور شوند، میتوان از رکود جلوگیری کرد و اجازه نداد ترس، ناامیدی و انتظار مداوم بحران، زندگی مردم را فرسوده کند. جامعه در چنین شرایطی بیش از هر چیز به همراهی، ابتکار و نگاه راهبردی نیاز دارد. کمکهای مالی موقت شاید بتواند گرهای از کار باز کند، اما راهکار پایدار و مؤثر، بهرهگیری از استراتژیهای نوین اقتصادی است که با سرعت توسط مجلس تصویب و توسط دولت اجرایی شوند. نکته کلیدی در بهرهگیری از استراتژیهای نوین، دسترسی به اینترنت پرسرعت و بدون محدودیت است که میتوان این دسترسی را البته با نظارت بر افراد فعال در این حوزهها، به صورت دستهبندی آنها براساس فعالیتهایشان و ارائه کدهای اختصاصی به آنها فراهم کرد. این کدها میتوانند دسترسی به اینترنت پرسرعت و فضاهای مشخص را برایشان ممکن سازند. در این مدل، هر پیام و فعالیتی که رد و بدل میشود، تحت نظارت نهادهای امنیتی و قضایی قرار میگیرد. این نظارت، هم جلوی فتنهگریهای داخلی و سوءاستفاده از اینترنت را میگیرد و هم به افراد اجازه میدهد تا فعالیتهای اقتصادی و رسانهای خود را انجام دهند. با این رویکرد، فروشگاههای آنلاین، فعالان اقتصادی و رسانهای میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند، در حالی که کل فرایند تحت نظارت و بازرسی دقیق قرار دارد. این استراتژی، بهویژه در شرایط بحرانی که ممکن است دسترسی به درآمدهای ارزی محدود شود، میتواند به حفظ درآمدهای دیجیتال و جلوگیری از رکود اقتصادی جامعه کمک کند. اینها خلاقیتهایی است که در دوران بحران باید به سرعت اتفاق بیفتند.