جوان آنلاین: حزب اصلاحطلب اتحاد ملت که در ایجاد شکاف و اختلاف در صفوف ملت و تطهیر غرب، ید طولایی دارد، در جدیدترین بیانیه ضدّ ملی و انسجامسوز خود، بدون توجه به رفتارهای جنگطلبانه امریکا که همچنان هم ادامه دارد، حفاظت از یادداشت تفاهم میان رؤسای جمهوری ایران و امریکا را «وظیفهای ملی» توصیف کرده است. این حزب غربباور در بخش دیگری از بیانیه خود، به تلویح و تصریح، اقتدار نیروهای مسلح در تنگه هرمز را وارونه تفسیر کرده و نوشته است: «اسراف در مصرف ظرفیت بازدارنده و امنیتساز تنگه هرمز یا تصور درآمدزایی غیرواقعبینانه، اثربخشی بازدارندگی آن را کاهش میدهد و در میانمدت ممکن است این ظرفیت منحصربهفرد و بینظیر را بهکلی از حیز انتفاع ساقط کند.»
بیانیه اخیر حزب اتحاد ملت (حزب منحله مشارکت) درباره یادداشت تفاهم ایران و امریکا، بیش از آنکه نگران نقض مکرر این تفاهمنامه از سوی امریکا باشد، جمهوری اسلامی ایران را به صیانت از توافقی فرا میخواند که طرف مقابل از همان ابتدا هیچ اعتقادی به اجرای آن نداشت.
نویسندگان بیانیه بدون کوچکترین اشاره به سنگاندازیها و موارد متعدد نقض تفاهمنامه از سوی امریکا، از مسئولان ایرانی میخواهند از «مفاد و دستاوردهای توافق» محافظت کنند؛ گویی اجرای توافق تنها وظیفه ایران است و طرف مقابل اساساً مسئولیتی در قبال تعهدات خود ندارد. این در حالی است که به اذعان بسیاری از تحلیلگران و اندیشکدههای غربی - حتی در درون امریکا - دولت ترامپ از همان ابتدا هیچ برنامهای برای اجرای تعهدات خود نداشت و تفاهمنامه را صرفاً ابزاری برای مدیریت مقطعی بحران تلقی میکرد. کار به جایی رسید که رئیسجمهور امریکا تنها دو هفته پیش رسماً اعلام کرد: «آتشبس با ایران پایان یافته و دیگر تمایلی به تعامل با تهران ندارم.» آیا پس از چنین اذعان صریحی، همچنان میتوان از ایران انتظار داشت یکجانبه پاسدار توافقی باشد که طرف مقابل رسماً آن را کنار گذاشته است؟
با وجود این سابقه روشن از عهدشکنی، امروز جریان غربباور و منفعل، علم صلحطلبی و صلحجویی برداشته و منافقانه پشت واژه «منافع ملی» پنهان شده است؛ جریانی که به جای مطالبه پاسخ از ناقضان توافق، انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی نشانه میرود که آغازگر جنگ نبوده و صرفاً از خود دفاع کرده است. نویسندگان گویا فراموش کردهاند این امریکا و رژیم صهیونیستی بودند که طی یک سال گذشته در حالیکه مذاکرات میان تهران و واشینگتن در جریان بود، دو بار به میز مذاکره شلیک کردند و نشان دادند مذاکره برای آنان نه یک راهحل، بلکه ابزاری برای خرید زمان و آمادهسازی تجاوز نظامی است. با این وصف، توصیف دفاع مشروع و مبارزه شرافتمندانه ملت ایران با دشمن متجاوز به «جنگطلبی»، اگر نگوییم بازی در زمین دشمن است، دستکم همسویی با روایت امریکایی ـ صهیونیستی از تحولات منطقه محسوب میشود.
تناقض دیگر بیانیه، نگاه آن به تنگه هرمز است. نویسندگان هشدار میدهند که «اسراف در مصرف ظرفیت بازدارنده و امنیتساز تنگه هرمز» ممکن است این ظرفیت را از بین ببرد. این عبارت، در عمل جمهوری اسلامی ایران را مسئول ناامنی خلیج فارس معرفی میکند! ادعایی که بیش از آنکه به موضع یک حزب سیاسی درون جمهوری اسلامی شباهت داشته باشد، یادآور خط خبری شبکههایی مانند ایراناینترنشنال است که سالهاست تلاش میکنند حضور مشروع ایران در معادلات امنیتی منطقه را عامل بیثباتی جلوه دهند. نکته قابلتأمل اینکه نویسندگان بیانیه از خود نمیپرسند امریکا یازده هزار کیلومتر آنسوتر از مرزهای خود در تنگه هرمز چه میکند؟ چرا حضور ناوهای امریکایی در آبهای منطقه طبیعی تلقی میشود، اما دفاع ایران از منافع و آبهای سرزمینی خود «اقدام ناامنساز» معرفی میشود؟ تنگه هرمز تا پیش از تجاوزهای نظامی اخیر، یکی از امنترین و پرترددترین آبراههای جهان بود و روزانه صدها شناور بدون کوچکترین مشکلی از آن عبور میکردند. این امریکا و رژیم صهیونیستی بودند که با جنگ ۱۲روزه، ۴۰ روزه و سپس دور جدید تجاوزات، امنیت منطقه را بر هم زدند؛ اما اکنون در یک وارونگی آشکار، کشوری که مسئول حفظ امنیت آبراههای خود است، متهم به ایجاد ناامنی میشود. این همان روایت معکوسی است که تلاش میکند جای متجاوز و مدافع را عوض کند؛ روایتی که اگرچه در پوشش «صلحخواهی» عرضه میشود، اما در عمل نتیجهای جز تطهیر بدعهدی امریکا و تضعیف مؤلفههای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران ندارد. این همان نقطهای است که نقد سیاسی، جای خود را به بازتولید روایت دشمن میدهد.