جوان آنلاین: در گوشهای از شهر، خانهای وجود دارد که نه دیوارهایش، بلکه محبت ساکنانش آن را «خانه» کرده است. این خانه، طبقهای از خانه حاجکاظم است که او در اختیار زوجهای تازهازدواجکرده قرار میدهد. این اقدام نه برای سود مالی و نه برای شهرت است، بلکه نیت خالص کمک به دیگران است.
حاجکاظم مردی میانسال است که سالها در یک مغازه کوچک در مرکز شهر کار کرده است و اکنون بازنشسته است. او میگوید: «من حقوق بازنشستگی خودم را دارم و با آن زندگی میکنم. خدا میرساند و وقتی نیت خیر در کار باشد، کم نمیآورم. این خداست که روزیرسان است.»
خانه حاجکاظم از همان اول دو طبقه بوده و هرگز از طبقه بالا اجاره نگرفته و از همان ابتدا پذیرای زوجها بوده است. او باور دارد که این فضا میتواند فرصتی برای کمک به زوجهای جوان باشد. «گاهی یک خانه خالی میتواند شروع زندگی یک خانواده باشد، اگر نیت خیر در کار باشد.» حاجکاظم خودش نظارت میکند که همه چیز در خانه درست باشد. اگر تجهیزات خانه خراب شود، او شخصاً اقدام به تعمیر یا تعویض آن میکند. او میگوید: «این خانه برای من یک سرمایه نیست، بلکه وسیلهای است برای آرامش دل کسانی که تازه زندگیشان را شروع کردهاند.»
یکی از زوجهایی که در خانه حاجکاظم زندگی کرده است، میگوید: «وقتی برای اولین بار وارد خانه شدیم، ترس و استرس زیادی داشتیم. نمیدانستیم که کسی بدون هیچ شرطی میتواند اینقدر مهربان باشد.» او ادامه میدهد: «خانه کامل و مجهز بود؛ همه وسایل آماده و سالم هستند. حتی وقتی یک روز شیر آب خراب شد، حاجکاظم خودش آمد و تعمیرش کرد. او واقعاً به فکر زوجهاست.»
این زوج درباره احساسشان در هنگام ورود به خانه در سالهای دور میگویند: «لحظهای که وارد خانه شدیم، حس کردیم تنها نیستیم. انگار کسی پشت سر ماست که دلش برای خوشبختی ما میتپد. همان لحظه فهمیدیم این خانه برای ما فقط یک سقف نیست، بلکه شروع یک زندگی با آرامش و امید است.»
وی میگوید: «آن دو سالی که در خانه حاجکاظم بودیم بهترین روزهای زندگی ما بود و من هرگز فراموش نمیکنم محبت حاجکاظم باعث شد ما خودمان را جمع کنیم و در مدت کوتاهی صاحب خانه شویم. هر روز دعایشان میکنم.»
یکی دیگر از زوجها به جوان میگوید: «زمانی که با حاجکاظم آشنا شدیم، فکر نمیکردیم کسی باشد که بدون چشمداشت اینقدر صادق و مهربان باشد. او به ما نشان داد که مهربانی هنوز در جامعه زنده است.»
او هم میگوید محبت حاجکاظم باعث شد خانهدار شوند و در سالهای ابتدایی زندگی همین بهای رایگان خانه به لحاظ معیشتی کمکحالشان بود.
حاجکاظم میگوید: «من فکر میکنم وقتی نیت خیر باشد، خدا خودش کمک میکند. شاید حقوق بازنشستگی من کم باشد، اما دل من پر از امید و آرامش است.»
او همچنین تأکید میکند که نیکوکاری تنها محدود به پول و دارایی نیست: «گاهی یک لبخند، یک کلام مهربان یا یک توجه کوچک، ارزشش از هر ثروتی بیشتر است.»
یکی از همسایگان حاجکاظم میگوید: «همه ما او را دوست داریم. هر کسی که به مشکل برمیخورد، اولین کسی که به ذهنش میرسد حاجکاظم است. او نه تنها کمک میکند، بلکه با صحبت و آرامشش دل آدمها را هم تسکین میدهد.»
حاجکاظم به یاد میآورد: «یک روز یکی از زوجها تلفن زد و گفت آبگرمکن خراب شده است. من همان لحظه خودم رفتم و همه چیز را درست کردم. دیدن رضایت و آرامش آنها برایم ارزشمندتر از هر چیز است.» زوجهایی که در خانه حاجکاظم زندگی میکنند، نه تنها از امکانات رایگان مادی بهرهمند میشوند، بلکه تجربه ارزشمندی از رفتار انسانی و اخلاق نیکو به دست میآورند. بسیاری از آنها وقتی توانمند میشوند، راه حاجکاظم را ادامه داده و امکانات خود را در اختیار افراد نیازمند قرار میدهند.
یکی از زوجها میگوید: «ما یاد گرفتیم که زندگی فقط داشتن خانه و پول نیست. نیکوکاری، مهربانی و همدلی است که جامعه را زنده نگه میدارد.»
این چرخه نیکوکاری، الهامبخش جامعه میشود و نشان میدهد که مهربانی میتواند به شکل قابل مشاهدهای زنجیرهای از خیر ایجاد کند.
کار حاجکاظم نمونهای زنده از انصاف، احسان و همدلی در جامعه است. زندگی حاجکاظم نشان میدهد که نیکوکاری و احسان قدرتی فراتر از آنچه تصور میکنیم دارند. هر اقدام کوچک، هر لبخند مهربان و هر کمک بیمنت، میتواند تأثیری ماندگار در زندگی دیگران ایجاد کند. خانه مهربانی او نمادی از انسانیت و همدلی است و یادآوری میکند که اگر هر کس در توان خود به همنوعش کمک کند، دنیا جای بهتری خواهد شد.