کد خبر: 1369954
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
«فریب مذاکره» تحلیل روانشناختی دارد «جوان»، در گزارشی رفتار ایالات متحده در تلاش برای فریب طرف مقابل به اسم مذاکره و در واقعیت آماده شدن برای جنگ را تحلیل روانشناختی کرده‌است 
سجاد آذری

جوان آنلاین: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در توئیتی با اشاره به اینکه امریکایی‌ها به ارسال تجهیزات نظامی جدید به این منطقه ادامه می‌دهند و ادعا می‌کنند که هدفشان توقف جنگ است، نوشت: آنها فکر می‌کنند که هوش ما به کوتاهی ضریب هوشی خودشان است. ما به مرحله تسلط در تشخیص بازی‌های امریکایی‌ها رسیده و بر همین اساس، خود را آماده کرده‌ایم. این جمله را شاید بتوان فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی، عصاره درکی عمیق از سازوکار فریب در سیاست خارجی امریکا دانست. در این گزارش، با استفاده از مفاهیم روانشناسی سیاسی و جامعه‌شناسی رفتار دولتی، واشینگتن را از پشت لنز این توئیت واکاوی می‌کنیم تا روشن شود چگونه جنگ‌افروزی به نام صلح به یکی از پایدارترین ترفند‌های فریب در قرن اخیر بدل شده‌است. 

مکانیسم‌های روان‌شناختی

تبلیغات و عملیات روانی با هدف فریب و جهت‌دهی اذهان عمومی عمل می‌کنند. در پژوهش‌های سیاسی و روان‌شناسی سیاسی آمده‌است که اطلاعات نادرست یا دوپهلو به خواص طبیعی ذهن انسان می‌خورد و اثرگذاری آنها را افزایش می‌دهد. به عنوان مثال، سوگیری‌های شناختی مثل سوگیری تأیید موجب می‌شود افراد راحت‌تر مطالبی را بپذیرند که باور‌های قبلی‌شان را تأیید می‌کند. رسانه‌های جنگی نیز از مفاهیمی مانند احساسات شدید (مانند خوف و نفرت) یا چارچوب‌سازی هویت جمعی (مانند رویارویی ما و آنها) استفاده می‌کنند تا منطق را تحت‌الشعاع قرار دهند. امریکا با تکرار پیام ما خواهان توقف جنگ هستیم سعی می‌کند در لایه‌ای پنهان اعتماد مخاطبان را جلب کند؛ در حالی که پیام‌های امنیتی و نظامی‌شان (مانند ارسال ناو، پرتاب موشک) قطب دیگری را نشان می‌دهد. این کار شبیه وارونه جلوه دادن حقایق سیاسی است، یعنی دامن زدن به شک در قضاوت مخاطب درباره واقعیت. همچنین مفهوم ابهام‌استراتژیک به کار برده می‌شود. امریکا عمداً پیام‌های متضادی ارسال می‌کند تا طرف مقابل را دچار سردرگمی کرده و خود را در موقعیتی انعطاف‌پذیر نشان دهد. مثلاً اعلام همزمان آمادگی برای مذاکره و انجام رزمایش‌های نظامی، حریف را مجبور می‌کند منابع خود را تقسیم کند. پیاده‌سازی فریب از طریق رسانه، امری روانی- اجتماعی است که روی ضعف‌های ذهنی و اجتماعی مخاطب (مانند ترس از جنگ) سرمایه‌گذاری می‌کند. 

فرافکنی معکوس

از منظر روانشناسی، بخشی از توئیت قالیباف که به کوتاهی ضریب هوشی اشاره دارد، به روشنی مفهوم فرافکنی را هدف می‌گیرد. در ادبیات روانکاوی، فرافکنی یعنی نسبت دادن ویژگی‌های منفی خود به دیگری، تا از اضطراب ناشی از آگاهی به آن کاسته شود. 

وقتی امریکا تجهیزات تهاجمی به منطقه گسیل می‌کند و همزمان ادعای صلح‌طلبی دارد، در واقع تناقض درونی خود را به طرف مقابل منتقل می‌کند: این ماییم که دروغ می‌گوییم، اما برای فرار از این واقعیت، می‌گوییم طرف مقابل آن‌قدر ساده‌لوح است که این ادعا را باور می‌کند. واشینگتن با این کار، ضریب هوشی خود را زیر سؤال نمی‌برد، بلکه هوش مخاطب را پایین فرض می‌کند و در لوای این فرض، به فریب ادامه می‌دهد. قالیباف درست بر همین نقطه دست می‌گذارد و اعلام می‌کند که تهران این فرافکنی را تشخیص داده‌است. 

ناهماهنگی شناختی نهادینه‌شده

نظریه ناهماهنگی شناختی لئون فستینگر می‌گوید انسان‌ها وقتی همزمان دو باور متضاد داشته باشند، دچار تنش روانی می‌شوند و برای کاهش آن، یکی از باور‌ها را تحریف می‌کنند. رفتار امریکا در منطقه، نسخه دولتی این اختلال است. 

اعزام ناوگان، بمب‌افکن‌های راهبردی و سامانه‌های موشکی، واقعیتی عینی و جنگ‌افروزانه است. شعار توقف جنگ نیز برای مصرف داخلی و بین‌المللی تکرار می‌شود. ذهن سیاست‌گذار امریکایی برای گریز از این تناقض، باور دوم را چنان دستکاری می‌کند که گویی جلوگیری از جنگ صرفاً از مسیر نمایش قدرت نظامی ممکن است. این همان مغالطه‌ای است که به افکار عمومی جهانی خورانده می‌شود، اما طرفی که به قول قالیباف بر بازی امریکایی‌ها مسلط‌شده، می‌داند که این انباشت تسلیحات نه برای صلح، که برای جنگ‌افروزی است که خود واشینگتن به آن دامن می‌زند. 

گسست میان گفتار و کردار به مثابه یک فناوری اجتماعی

از دریچه جامعه‌شناسی رفتار قدرت‌های بزرگ، این شکاف میان حرف و عمل نه یک اشتباه، بلکه فناوری سلطه است. پیر بوردیو در نظریه خشونت نمادین از قدرتی سخن می‌گوید که با تحمیل چارچوب‌های ادراکی، واقعیت را وارونه جلوه می‌دهد. وقتی امریکا رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و مقامات خود را بسیج می‌کند تا عبارت ارسال کمک‌های دفاعی برای کاهش تنش را تکرار کنند، عملاً در حال ساختن واقعیتی موازی است که در آن، قربانی و مهاجم جا‌به‌جا می‌شوند. در این میان، جامعه هدف یعنی افکار عمومی جهانی و گاه نخبگان کشور مقابل دچار سردرگمی راهبردی می‌شود: نکند این سلاح‌ها واقعاً فقط برای تثبیت صلح باشد! این دقیقاً همان لحظه فریب است که واشینگتن انتظار دارد تهران در آن گرفتار شود. اما توئیت قالیباف نشان می‌دهد که این طلسم شکسته شده و تهران این ژست صلح‌طلبانه را بازی می‌خواند. 

مهندسی ادراک و چراغ سبز‌های جعلی

از دید روانشناسی شناختی، ارسال تجهیزات همراه با ادعای صلح، نوعی مهندسی ادراک است که دو هدف دارد. هدف اول تزریق تردید است. طرف مقابل را به بازنگری در تحلیل خود وادار کند که شاید امریکا واقعاً به دنبال آرامش است و افزایش توان نظامی‌اش صرفاً بیمه صلح باشد، در نتیجه واکنش قاطع نشان ندهد. همچنین هدف دوم عادی‌سازی حضور است. پس از چند دور تکرار این الگو، حضور نظامی سنگین به امری عادی تبدیل می‌شود و دیگر کسی نسبت به آن حساسیت نشان نمی‌دهد. در این مرحله، دست واشینگتن برای هر اقدام بعدی باز است. قالیباف با اشاره به آماده شدن بر اساس تشخیص بازی‌ها، عملاً اعلام می‌کند که این چرخه مهندسی ادراک دیگر کارگر نیست. ایران نه در دام تردید می‌افتد و نه حضور نظامی فزاینده را عادی می‌پندارد، بلکه آن را نشانه مرحله بعدی یک نقشه می‌داند. 

الگوی کهنه در قاموس امپریالیستی

جامعه‌شناسان روابط بین‌الملل، رفتار امریکا را مصداق بازی پلیس خوب/ پلیس بد می‌دانند. همزمان پلیس بد یک دست اسلحه می‌فرستد، و پلیس خوب با دست دیگر بیانیه صلح صادر می‌کند. این تاکتیک برای منزوی کردن طرف مقابل طراحی شده که اگر تسلیم شد، به نام دیپلماسی برداشت می‌شود و اگر مقاومت کرد، به عنوان تهدیدی که حضور نظامی را توجیه می‌کند، قاب می‌شود. 

توئیت اخیر رئیس مجلس نشان‌دهنده عبور از این دوگانه ساختگی است. وقتی تهران می‌گوید ما بازی را تشخیص داده‌ایم، یعنی دیگر منتظر تعیین‌تکلیف از سوی پیام‌های متناقض واشینگتن نمی‌ماند و کنش خود را بر اساس آنچه هست، یعنی تجهیزات جنگی تنظیم می‌کنیم، نه آنچه گفته می‌شود یعنی توقف جنگ. 

فریب بزرگ، دیگر بزرگ نیست

آنچه قالیباف در قالب یک توئیت بیان کرد، در حقیقت اعلام پایان کارکرد یک ترفند کهنه روانی- اجتماعی است. الگوی رفتاری امریکا بر این فرض استوار بود که طرف مقابل، گفتار را بر واقعیت ترجیح می‌دهد و می‌توان با یک روایت صلح‌جویانه، انبوه ادوات جنگی را توجیه کرد، اما وقتی مخاطب به مرحله تسلط در تشخیص بازی برسد، این حقه نه‌تنها بی‌اثر، بلکه به ضد خود تبدیل می‌شود و نیت واقعی را بیش از پیش برملا می‌کند. از این پس، هر کشتی جنگی که به بهانه صلح به آب‌های منطقه گسیل می‌شود، نه نماد امنیت، که نشانه فریب از پیش خوانده‌شده‌ای خواهد بود که دست‌اندرکاران آن هنوز گمان می‌کنند هوش دیگران به کوتاهی ضریب هوشی خودشان است.

برچسب ها: قالیباف ، مذاکره ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار