به مصداق «هل جزاء الاحسان إلا الاحسان»، عالم طوری آفریده شده که رفتار، فکر و احساس ما را پاسخ میدهد. پاداش نیکی جز نیکی نیست. این جهان مثل آیینهای است که اعمال و افکار ما را بازتاب میدهد و همه چیز به خودمان برمیگردد. اینجا هیچ کاری بدون پاسخ نیست، حتی کوچکترین عمل، مثل یک ذره خیر بازتاب دارد جوان آنلاین: دکتر حسن صادقی، روانشناس میگوید: «بهترین افراد کسانی هستند که دیگران از حضور و انرژی مثبت شان بهرهمند میشوند. همین نگاه میتواند زندگی و سبک زندگی ما را متحول کند.» برای آشنایی با روشهای عملی نیکوکاری و تأثیرات واقعی آن بر خود و دیگران، ادامه گفتوگو را بخوانید.
از منظر روانشناسی ریشههای کمک به نیازمندان و همدلی با دیگران اکتسابی است یا ذاتی؟
به مصداق «کل مولود یولد علی فطره» همه خوبیها و نیکیها در وجود ما ذاتی است، چون ما مطابق با فطرت الهی آفریده شدهایم. ما در واقع بازتابی از خداوند هستیم و همه نیکیها و خوبیها پیش از ورود به دنیا در ما نهاده شدهاند، اما به دلیل مشغلههای زندگی و درگیر شدن ذهن با مسائل مختلف، این نیکیها گاهی مغفول میمانند و فراموش میشوند. پیامبران برای همین فرستاده شدند تا غفلتها و زنگارهای ذهنی ما را پاک کنند، فکر و ذهن ما را روشن سازند و نیکیهای ذاتی ما را متجلی کنند. بنابراین همه ما بهطور طبیعی نیکوکار و خوبیم، چون روحی از روح خدا در ما دمیده شده و همه خوبیها در ذات ما وجود دارد. با این حال، به دلیل تفاوتهای ژنتیکی، باورها و انتخابهای اجدادمان، این نیکیها در برخی افراد کمتر ظاهر شده است. برخی نیکیها را نادیده گرفتهاند و برخی دیگر آنها را به نسل بعد منتقل کردهاند. به همین دلیل، آگاهی نقش بسیار مهمی دارد، وقتی انسانها آگاه شوند، میتوانند به مسیر حقیقت و نیکوکاری هدایت شوند. برای مثال در دوران جنگ، نسلی که قبل از سال ۵۰ بیشتر سرگرم زندگی شخصی خود بود، با انقلاب اسلامی آگاه شد و هدایت شد تا جان خود را در راه خدا و کشور فدا کند. این همان فرهنگی است که به نام «فرهنگ شهادت» شکل گرفت. پیامبران هم یکی از کارهایشان یادآوری به مردم بود که خوب باشند، سالم زندگی کنند و عمل صالح داشته باشند.
مخاطبان را با آثار روانی نیکوکاری و احسان بیشتر آشنا کنید.
به مصداق «هل جزاء الاحسان إلا الاحسان»، عالم طوری آفریده شده که رفتار، فکر و احساس ما را پاسخ میدهد. پاداش نیکی جز نیکی نیست. این جهان مثل آیینهای است که اعمال و افکار ما را بازتاب میدهد و همه چیز به خودمان برمیگردد. اینجا هیچ کاری بدون پاسخ نیست، حتی کوچکترین عمل، مثل یک ذره خیر بازتاب دارد. به همین دلیل گفته شده «کل نفس بما کسبت رهینه»، هر کسی مسئول اعمال خودش است و هیچ کس نمیتواند مسئولیت زندگیاش را به گردن دیگری بیندازد. اگر تجربههای خوبی نداشتهایم، عوامل بیرونی مانند حکومت، مردم یا دوستان باعث آن نیستند، هر کس دقیقاً تجربهای را دارد که شایسته آن است. رفتار، کردار، کلمات و احساسات ما تجربیات زندگیمان را میسازند. حضرت مسیح (ع) میفرماید آنچه برای دیگری طلب میکنید، ابتدا خودتان از آن بهرهمند میشوید. یعنی وقتی برای دیگران خیر میخواهید، خودتان هم از آن بهره میبرید، اما اگر نیت بد داشته باشید، آسیب، آنهم به خودتان برمیگردد. این اصل که گاهی به صورت ضربالمثل عوامانه گفته میشود «چاه مکن بهر کسی، اول خودت آخر کسی»، در واقع بسیار خردمندانه و دقیق است. هر انسانی در هر مسیر، به همان اندازه که انتخاب میکند، از فواید یا آسیبهای آن برخوردار میشود و عالم بازتاب اعمال اوست.
تفاوت بین همدلی همراه با ترحم و احسان مبتنی بر احترام چیست؟
بنیآدم اعضای یکدیگرند، یا به تعبیر دیگر اعضای یک پیکرند. در آفرینش همه ما از یک جوهر و یک ریشه هستیم. خداوند میفرماید: «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت ملتها و قبایل قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید»، یعنی تفاوتهای ظاهری و جغرافیایی ما فقط برای شناخت یکدیگر است، نه برای جدایی یا برتری. ملاک برتری، اعمال و نیکیهاست، کسی که عمل صالح بیشتری دارد، برتر و متمایز است. بر همین اساس، وقتی میبینیم کسی در موقعیت سخت یا رنج قرار دارد، نباید فقط دلسوزی کنیم یا صرفاً برایش نگران باشیم. همزادپنداری واقعی یعنی تصور کنیم که او سالم، قوی و موفق است. نگاه کردن به فرد بیمار یا در فقر با ترحم و نگرانی، نه تنها کمکی نمیکند، بلکه ممکن است آن وضعیت را تشدید کند. افکار و تمرکز ما قدرت دارند، آنچه در ذهن ما تکرار شود، میتواند واقعیت زندگی دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل باید روی افکار مثبت تمرکز کنیم. بیمار را ببینیم که سلامتی و انرژی دارد، فرد گرفتار در فقر را ببینیم که موفق و توانمند است. این نگاه مثبت، انرژی خوب ایجاد میکند و به شکل غیرمستقیم، زندگی آن فرد را تغییر میدهد. پیامبران و اولیای خدا نیز همین روش را به کار میبردند. با داشتن احساس و فکر خوب نسبت به دیگران، موجی از انرژی مثبت ایجاد میکردند که زندگی مخاطب را متحول میکرد. امروز علم هم میگوید انرژی بر انرژی اثر میگذارد. وقتی نسبت به کسی حس و فکر خوب داریم، حتی بدون تماس مستقیم میتوانیم زندگی او را بهبود ببخشیم. مثل این است که به جای دادن ماهی، قلاب ماهیگیری بدهیم. ما میتوانیم با انرژی و تمرکز فکری، اثرات مثبت و تغییرات شگفتانگیز در زندگی دیگران ایجاد کنیم، حتی با کمترین تلاش و بدون دخالت مستقیم. در واقع، همه انسانها خانواده خدا هستند و ما همگی برادر و خواهر یکدیگریم. اگر کسی را در مسیر اشتباه دیدیم، باید با افکار و احساس خوب، به جای مقاومت و ترس، موجی از خیر و مثبتاندیشی برای او ایجاد کنیم و زندگیاش را تغییر دهیم.
نقش والدین و مربیان مدارس در این زمینه چیست؟ آموزشها مستقیم باشد یا مشارکت در فعالیتهای عملی؟
والدین و معلمان، که نقش اصلی در آموزش و پرورش کودکان دارند و پایههای شخصیت و تربیت آنها را شکل میدهند، ابتدا خودشان باید آموزش دیده و تربیتشده باشند. مثل این ضربالمثل که میگوید: «یک فقیر نمیتواند به فقرا کمک کند؛ ابتدا خودش باید توانمند شود تا بتواند کمک کند.» بنابراین معلم، مربی و والدین ابتدا باید خودشان بلد باشند و سپس به آموزش دیگران بپردازند. کودکان از رفتار و کردار والدین و آموزگار یاد میگیرند، وقتی اعمال خوب و نیک والدین و معلمان را ببینند، آنها را درک و تقلید میکنند. آموزش صرفاً بخش اول کار است و حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از مسیر را تشکیل میدهد. بخش دیگر، عملی کردن آموزشهاست. باید زمینه و بستر فراهم شود تا کودکان از همان دوران ابتدایی، فرصت تجربه و انجام کارهای خیر و نیک را داشته باشند. با این روش، آموزههای اخلاقی و نیکوکاری از کودکی در وجود افراد نهادینه و تبدیل به رفتارهای دائمی آنها میشود.
نگرانی از سوءاستفاده از کمکها تا چه حد منطقی است و چگونه باید مدیریت شود؟
اگر افراد بتوانند اثر نیکوکاری خود را به صورت واضح و ملموس ببینند، نگرانیهایشان کاهش مییابد. وقتی متوجه شویم کمک ما چه تأثیری داشته، چه مشکلاتی را حل کرده و چه زندگیهایی بهتر شده است، انگیزهمان برای ادامه عمل خیر افزایش پیدا میکند. بنابراین مدیریت نگرانی با شفافیت، مشاهده نتیجه کار و ایجاد انگیزه برای ادامه دادن به عمل خیر ممکن میشود. همچنین باید به خودمان یادآوری کنیم که حتی کمک محدود، چه مالی و چه عملی، اگر با نیت درست و نگرش مثبت انجام شود، میتواند تأثیرات عمیق و گستردهای داشته باشد.
توصیه کلیدی شما برای تبدیل تمام سال به روزهای نیکوکاری چیست؟
زندگی فرصتی است که باید از آن بهترین استفاده را کرد. لحظات و دقایق زندگی از طرف خداوند در اختیار ما قرار گرفتهاند و همواره توصیه شده که با «عمل صالح» دنیا و آخرت خود را آباد کنیم. اعمال نیک، هم زندگی ما را بهتر میکند و هم میتواند به عاقبت خوش و آخرت خوب منجر شود. همچنین زندگی بعدی و نتایج آن، برگرفته از همین زندگی است. به تعبیر قرآن، اعمال ما برانگیخته میشوند تا نتایجشان را ببینیم. بنابراین باید تلاش کنیم برای دیگران نیز قدم برداریم. به قول حضرت مسیح (ع)، «دیگران را همچون خودت دوست داشته باش» و خداوند میفرماید: از آنچه خدا به ما داده، دیگران هم بهرهمند شوند.
اگر استطاعت مالی، فکری یا هر نعمت دیگری داریم، بخشی از آن را به دیگران انفاق کنیم، هوای دیگران را داشته باشیم. عالم، با بصیرت و شنوا و آگاه، اعمال و نگاه ما را رصد میکند. پس هر روز بخشی از زمان و انرژی خود را به دیگران اختصاص دهیم تا زندگیشان رونق پیدا کند و حالشان خوش شود.
«خیر الناس من انفع الناس»، بهترین مردم کسانی هستند که دیگران از وجودشان بهرهمند شوند. منظور فقط عبادت شخصی نیست، بهترین افراد کسانی هستند که با حضور، صحبت، مصاحبت و کمک خود، زندگی دیگران را بهتر کنند. گرههایشان باز شود، ناکامیها به کامیابی تبدیل شود، فقر به ثروت، بیماری به سلامت، شکست به موفقیت برسد. اگر بتوانیم زندگیمان را اینگونه صرف کنیم و همزمان به توسعه زندگی خود و دیگران توجه کنیم، بهترین بهره را از زندگی خواهیم برد و عاقبت خوش و لحظات خوبی را برای دیگران رقم خواهیم زد.