آنچه ما در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید ملاحظه کردیم، همه آن چیزی که اتفاق افتاد، نبود، بلکه آن چیزی بود که زمان و مکان اجازه ظهور و بروز میداد. اگر زمان اجازه میداد، این تشییع میتوانست باشکوهتر هم برگزار شود؛ اما در همین حد هم بسیار منحصربهفرد است. اینکه مردم یک کشور دیگر به نام عراق از رهبر یک کشور دیگر در این فرصت کم اینطور استقبال میکنند، یک روال عادی و مرسوم نیست جوان آنلاین: خیلیوقتها در کوران حوادث بهسادگی از کنار رویدادهای سترگ عبور میکنیم، انگار که همینطور باید باشد، اما وقتی همانندی برای برخی رویدادها پیدا نمیشود، بدیهیترین عکسالعمل، درنگ، تأمل و واکاوی در لایههای درونی آن است. تشییع رهبر شهید انقلاب و حضور میلیونی اقشار مختلف از شهرهای مختلف ایران و کشورهای منطقه، تشییع باشکوه در عراق و تصاویری که گوشهای از این سوگ و حماسه را روایت میکرد از آن رویدادهایی است که جا دارد از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار گیرد. گفتوگوی ما با دکتر داریوش صفرنژاد، کارشناس حوزه بینالملل و تحلیلگر فرهنگی را در اینباره میخوانید.
چند روزی از مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب نگذشته است. چه مؤلفههایی این مراسم را در چشم شما برجسته و ممتاز میکند؟
آنچه درباره این مراسم میتوان به قطعیت گفت این است که ما در طول تاریخ هیچ تشییع دیگری در این سطح نداشتهایم؛ حتی درباره پیامبران، اولیای بزرگ الهی و معصومین سراغ نداریم و مستندات تاریخی نشان میدهد، این تعداد جمعیت در هیچ مراسم مشابهی حضور پیدا نکرده است. طبق آماری که اعلام شده، رسماً بیش از ۳۳میلیون نفر در کشور ما در مراسم تشییع، تدفین و وداع شرکت داشتند و بیش از ۱۰میلیوننفر در عراق؛ بنابراین آمار رسمی وداع، تشییع و تدفین در شهرهای مختلف ایران و کشور عراق یعنی نجف و کربلا به شکل رسمی بیش از ۴۳میلیوننفر و در برخی منابع تا ۴۵میلیون نفر ذکر شده است. خب این استقبال و بدرقه از یک شهید در طول تاریخ برای هیچ شخصیتی روی نداده و جا دارد که از جنبههای مختلف مورد توجه و واکاوی قرار بگیرد.
به عنوان یک ناظر و شاهد، معنای این حضور و توجه برای شما چیست؟
در لایه اول، نشاندهنده جایگاه رهبر شهید است. این کشش آگاهانه و عاطفی به سمت رهبر شهید نمیتواند جدای از آن جایگاهی باشد که در قلبها و اذهان دارند. ایشان در سلسله انبیا و اولیای الهی قرار دارند و علاقهمندان در ایران، عراق، افغانستان، پاکستان، یمن و بسیاری از کشورهای دیگر به این موضوع آگاهی دارند. از طرفی، این جایگاه نشان از گستره امروز حقیقت الهی و دین آخرالزمان است که در وجود و تمثال رهبر شهید خود را نشان داده است.
از طرفی، این تشییع هم وجه حقیقی دارد و هم وجه حقوقی. جایگاه حقوقی رهبر شهید ما در سلاله پاک انبیای الهی قرار میگیرد. رهبر شهید ما ولیفقیه زمان خودش بود و به دست شقیترین و جنایتکارترین بشر عصر ما یعنی ترامپ و صهیونیستهای جنایتکار و اعوان و انصارشان به شهادت رسیدند. پس این تشییع در واقع نمادی از همراهی با اعتقادات الهی و اسلام اصیل است. نکته دوم، جایگاه فردی رهبر شهید ماست. ما نمیتوانیم انکار کنیم ـ نه ما که حتی مخالفان و دشمنان ـ که ایشان ویژگیهای بسیار بارزی داشتند که هیچ رهبر و مسئولی در جهان به لحاظ اخلاق، منش، سواد، مطالعه، تقوا، دیانت، ایثار، سبک زندگی، پاکدستی، نوع رفتار با مردم و اطرافیان و بسیاری از خصایل دیگر قابل مقایسه با ایشان نیست.
شاید این هم نکتهای باشد که حتی با حضور در مراسم، مواجهه خیلی از ما درباره مراسم تشییع یک مواجهه تصویری است؛ در واقع بیشتر انعکاس تشییع را میبینیم نه خود تشییع را؛ حتی با حضور در مراسم هم نمیتوان همه آن چیزی را که اتفاق میافتد در یک قاب جمع کرد.
بله، آنچه ما در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید ملاحظه کردیم، همه آن چیزی که اتفاق افتاد نبود، بلکه آن چیزی بود که زمان و مکان اجازه ظهور و بروز میداد. اگر زمان اجازه میداد، این تشییع میتوانست باشکوهتر هم برگزار شود؛ اما در همین حد هم بسیار منحصربهفرد است. اینکه مردم یک کشور دیگر به نام عراق از رهبر یک کشور دیگر در این فرصت کم اینطور استقبال میکنند، یک روال عادی و مرسوم نیست؛ اینطور نیست که ما مثلاً هر سال یا هر ۱۰ سال یا ۱۰۰ سال یک بار شاهد وقوع چنین پدیدهای باشیم. البته اگر زمان اجازه میداد، کشورهای دیگری هم متقاضی مراسم تشییع بودند؛ مثلاً پاکستانیها، هندیها، کشمیریها، یمنیها و لبنانیها متقاضی تشییع بودند. در نیجریه متقاضی بودند و میشد که مراسم طولانیتر باشد.
نکتهای که استقبال باشکوه از مراسم تشییع را تبیین میکند این است که حقطلبان در دنیا کم نیستند. حقطلبان عمدتاً از جنس مردم هستند و حساب مردم دنیا از حاکمان جداست. به خاطر همین مردم سنگ تمام گذاشتند و هیچ بدیل و مشابهی در این باره وجود ندارد. اگر یادتان باشد، قبل از تشییع مردمی، مراسم رسمی وجود داشت که دیدیم آنجا هم چقدر باشکوه برگزار شد. مراسم رسمی وداع و بزرگداشت رهبر شهید با وجود اینکه اوضاع جنگی بود، بسیار باشکوه برگزار شد. خیلی از سران دنیا ملاحظاتی داشتند، اما با این همه حضور چشمگیری در مراسم داشتند.
چه کنیم داشتههایمان در غبار روزمرگی و گذر زمان از یاد نرود؟
اساساً وظیفه ما این است که این نکات، ابعاد و فضای متنوع مربوط به این تشییع را دستکم در دایره اطرافیان، خانواده، نسل جوان و نوجوان بازگو کنیم و اهمیت آن را همانطور که شما در سؤال خودتان به درستی مطرح کردید، تبیین کنیم. به هر حال، نعمتی ما را دربر گرفته و ما باید قدر آن را بدانیم. یکی از راههای دانستن قدر نعمت هم تبیین و بیان آن است.
نکته دیگری که در پاسخ به سؤال پیشین شما میتوانم بگویم این است آنچه این تشییع را واقعاً بدیع و ماندگار کرد، تبدیل اندوه مردم به ارزش ژئوپلتیکی بود. ببینید غربیها، امریکاییها و صهیونیستها به زعم باطل خودشان به دنبال این بودند که سر این اعتقادات و نظام را بزنند که بدنه فرو بپاشد؛ اما ما دیدیم که با به شهادت رساندن سر، بدنه فرو نپاشید و این تشییع نشان داد بدنه، سر اجتماعی خودش را بازتولید کرده است. البته دیدید که به فاصله کوتاهی، امام سوم ما تعیین شد از طریق نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری با سازوکاری که همین رهبر شهید ۳۷سال در تربیتش نقش مستقیمی داشته است. اگر تربیت این رهبر شهید نبود، دشمن امریکایی و صهیونیستی که در تفکر باطل خودش میگفت اگر من رأس را بزنم بدنه هم به فروپاشی میرسد، به هدف خود میرسید؛ اما دیدیم که بدنه فرو نپاشید. دیدید رهبر ما را شهید کردند، فرماندهان، نخبگان، دانشمندان ما و مسئولان اجرایی قابل توجهی از ما را شهید کردند. هر جایی از دنیا این اتفاق میافتاد، قطعاً بدنه، نظام و ساختار فرو میپاشید؛ اما فرو نپاشید، چون تربیت درست رهبر شهید همان وجوه، اولویتها و ارزشها را بازتولید کرد. جمعیت در اینجا تبدیل به یک قدرت و سلاح شد؛ بیش از ۴۳میلیوننفر آدم در ایران و عراق، یعنی قدرت. اگر فرصت و فضا بود، جمعیت بسیار بیشتر بود. خب حضور میلیونی این دلدادگان در مراسم وداع، تشییع و تدفین نشان میدهد، این ارادهها و این مکتب زنده است و خاموش نشده است. این اتفاق و رویداد منحصربهفرد که در تاریخ ثبت شد، فقط یک آیین مذهبی نبود، بلکه یک مانیفست ژئوپلتیکی هم بود. یک همهپرسی متافیزیکی در تأیید این تفکرات از سوی مردم و معتقدین به دین خاتم الهی، اسلام راستین شیعی؛ یک همهپرسی درباره نظام سلطه دنیا، امپریالیسم دنیا هم بود. شما نقطه مقابل را ببینید. این همه افرادی که در مراسم شرکت کرده بودند، در واقع در همهپرسی به اعتقادات اصیل الهی نمره میدهند و در طرف مقابل هم نمره رد بر نظام سلطه دنیا، نظام لیبرالیسم حاکم بر غرب و صهیونیستها؛ اینها همان کلیدواژههایی است که باید خیلی به آن توجه کرد.
شما نگاه کنید، معمولاً در ۴۷سال گذشتهای که از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی میگذرد، رسانههای دنیا که عمدتاً متأثر از جریان رسانهای امپریالیسم غربی و صهیونی هستند، این نوع مراسمها را در کشور ما و محافل خبری جهان سانسور میکردند؛ یعنی از آن عبور میکردند؛ یا حتی مراسمهایی مستمر مثل راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲بهمن که با چه طمطراقی در ایران و نقاط کشور دنیا برگزار میشود یا راهپیمایی روز قدس. شما نگاه کنید، سال ۱۴۰۴ ما ۲۲دی را داشتیم، همبستگی دوباره ملت با ولایت؛ ۲۲بهمن را داشتیم، سالگرد پاسداشت چهلوهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی؛ ۲۱اسفند روز جهانی قدس را داشتیم و دیدید مردم با چه عظمتی به خیابانها آمدند؛ اما همین جریان رسانهای امپریالیستی ـ امریکایی و صهیونی این رویدادها را سانسور کرد. با این حال عظمت مراسم تشییع به گونهای بود که نتوانستند مراسم وداع، تشییع و تدفین را سانسور کنند. این مراسم واقعاً در رسانههای دنیا بازتاب داشت. اصلاً آمارهایی که در ابتدا به شما دادم، تمامی این آمارها درباره تعداد حاضرین در مراسم وداع، تشییع و تدفین از سوی رسانههای امریکایی ارائه شد، در حالی که این رسانهها طرف مقابل ما هستند. وقتی این رسانهها به حضور این تعداد از تشییعکنندگان اعتراف میکنند و جمعیت را تا ۴۵میلیون نفر در ایران و عراق تخمین میزنند، بدانید که تعداد جمعیت بیشتر بوده است. ما خودمان که در تهران بودیم، شاهد بودیم، بیش از نیمی از جمعیت به خاطر استفاده گسترده از خطوط مترو زیر زمین بودند؛ از اقصی نقاط ایران و کشورهای همسایه و جهان هم آمده بودند. خب رسانههای خارجی نتوانستند این تصویرها را سانسور کنند. آنها گزارش لحظهبهلحظه میدادند.
اشاره به این موضوع کردید، این تشییع با وجود رویه مرسوم غربیها قابل سانسور نبود و به جمعیت میلیونی حاضر در مراسم اعتراف کردند. چرا در این حجم پوشش دادند؟
اگر میتوانستند انکار میکردند؛ اما رخدادی در دنیا در حال وقوع است. تولدی در حال وقوع است و به نظرم همان پیچ تاریخی است که امام شهیدمان بارها و به درستی به آن اشاره کردند. جهان در پیچ سرنوشتسازی قرار دارد و حاکمان بر این دنیا نمیتوانند برخی گزارههای واقعی و درست در حال رخداد در این جهان را نادیده بگیرند. روندهایی در شرف وقوع است، فرایندهایی در شرف اتفاق است که خروجی و برآیندهایی دارد که منتج به بیداری جهانی خواهد شد. آنها نمیتوانند این بیداری جهانی را نادیده بگیرند، چون مردم دنیا امروز آگاه و باسواد هستند. مردم صدها سال پیش نیستند که در جهل و بیسوادی باشند تا هر چیزی را بتوان به آنها خوراند. آنچه اتفاق افتاده این است که امروز مردم در دنیا حساب خودشان را از حاکمان جدا کردهاند.
شما از کلیدواژهای به نام تبدیل اندوه به ارزشهای ژئوپلتیکی استفاده کردید. حالا میشود گفت تبدیل اندوه به حماسه که در مراسم تشییع اتفاق افتاد؛ یعنی به شکل آگاهانه آنچه که در فرهنگ عمومی ما بود، این اندوه را به حماسه تبدیل کرد. اگر ما بخواهیم به شکل سازمانی یا نهادی بتوانیم این اندوه را به ارزشهای ژئوپلتیکی یا حماسه تبدیل کنیم، چه باید کرد؟
نکته اول این است که این تشییع، واقعاً تشییع جهانی و تاریخی بود. اسمش را میتوانیم تشییع تاریخ بگذاریم، چون در طول تاریخ بیسابقه بوده و گسترهای را در بر میگیرد از تشییع تاریخی تا نمایش وحدت، مقاومت و حماسه که در آن هم میتوان حماسه را نشان داد، هم ارزش ژئوپلتیکی، هم وحدت و هم مقاومت؛ خروجی آن هم تداوم همان بیداری جهانی است، همان مکتبی که امروز برگرفته از انقلاب اسلامی است که ما به آن مکتب مقاومت میگوییم. گفتمان انقلاب اسلامی یا گفتمان مقاومت که همان مکتب پیامبر خاتم، امام معصوم و اولیای الهی و صالحان است. مقاومت ستمدیدگان و مظلومان دنیا در برابر ظالمان دنیا. وظیفه ما در این راستا این است که این واژگان و مفاهیم را تئوریزه و به نسل فعلی و آینده و مردم خودمان و دنیا معرفی کنیم؛ نه فقط به زبان فارسی، بلکه به زبانهای مختلف. بخش اعظم این معرفی هم در قالب گفتمان و مفاهیم است و وظیفه همان نهادهایی است که اشاره کردید. بخش دوم، وظیفه رسانههای خودمان است؛ چه رسانههای دیداری، چه رسانههای شنیداری، چه رسانههای مکتوب و رسانههای سایبری و مجازی، شبکههای اجتماعی و حتی انسانرسانهها؛ این شش رسانهای که در دنیا و در کشور ما فعالند. این نوع رسانهها وظیفه دارند که وارد این فضاها شوند و ابعاد و وجوه این رویداد را شرح و تبیین کنند.
البته موضوع خطرناک همچنان این است که ما عادت داریم داشتههایمان را نبینیم؛ هم در سطح فردی، هم در سطح نهادی و مدیریتی؛ با این حال این حق ماست که داشتههایمان را به حساب بیاوریم و از آن بهرهببریم. متأسفانه بعضی از ما صرفاً روی نداشتههایمان تمرکز میکنیم؛ لذا آن شکر محقق نمیشود، آنچه جلوه میکند ناشکری است و همین فرصت بالندگی و رشد را از ما میگیرد.
ما امروز از خودمان در برابر جنگ نظام سلطه دفاع میکنیم. این مصاف در طول تاریخ هم بوده؛ هم جنگ فیزیکی، هم جنگ روانی، هم جنگ شناختی، هم جنگ نرم؛ اما در کنار همه این چالشها، در میانه دفاعی که ما انجام میدهیم، باید به درک و انتقال این مفاهیم و ارزشهای بنیادین توجه کنیم. اینها شعارزدگی نیست. اینها بیان داشتههاست. ما در این کشور سرمایه کم نداریم. در همین حوادثی که رخ داد، شما دیدید که بسیاری از برنامهها و روندها سر جایشان بود، مثلاً المپیادها سر جایش بود و درخشش نوجوانها و جوانهایمان را در حوزههای علمی دنیا دیدیم. در همین شرایط، نوجوانهای ما در برخی از این المپیادها نفر اول شدند که در تاریخ حضورمان بیسابقه بوده. خب، این نشان میدهد که همه امور در جریان است. این مکتب چندبعدی است. درست است که مکتب الهی، اعتقادی، ارزشی و حماسی هست؛ اما به همه امور دارد توجه میکند و انشاءالله ابعاد این توجهات گسترش پیدا میکند و در چند بعد محدود نمیماند.
نکته آخر اینکه این تشییع باشکوه تاریخی ثابت کرد که ایران برای ایرانیان خط قرمز بزرگی است. ایرانیان در طول مراسم وداع، تشییع و تدفین و حتی در اولین نمازجمعه بعد از مراسم تشییع، پرچم قرمز بر دست داشتند. خب، اهتزاز این پرچم در طول هزارو۴۸۸ سال قمری خیلی معنا و مفهوم دارد. پرچمی که شعار مندرج آن «یا لثارات الحسین» و در مصداق امروزی آن «یا لثارات الخامنهای» است؛ اما نکته اینجاست که «یا لثارات الخامنهای» همان «یا لثارات الحسین» است، چون رهبر شهید ما از همان سلاله برخاسته است. حسین زمان ما، حضرت مهدی (عج)، میزبان اصلی این تشییع بود. حالا در تمام پیامهایی که رهبر جدیدمان، امام سید مجتبی خامنهای عزیز، خطاب به مردم و جهان صادر میکنند، این واژگان را به عنوان واژگان پرتکرار و ثابت مورد استفاده و توجه قرار میدهند.
مفهومی در این مدت از زبان برخی شخصیتهای علمی و سیاسی مطرح شد با عنوان «حجاب معاصرت»؛ به این معنا که به واسطه همین حجاب، وجود بسیاری از داشتهها برای ما عادی میشود و وقتی عادی و روزمره شد، به چشم نمیآید و دیده نمیشود؛ مثل ساکنان ساختمانی که درون آن قرار دارند و شکوه و عظمت و زیبایی آن ساختمان را نمیبینند؛ اما افرادی که با فاصله به این ساختمان نگاه میکنند، ابعاد، شکوه و زیبایی آن را بهتر متوجه میشوند. در واقع پردهای از اوهام و عادتها اجازه نمیدهد ما رویدادها و شخصیتها را آن گونه که هستند ببینیم. برای اینکه پرده این حجاب معاصرت تا حدی کنار برود و روزنهای ولو کوچک برای رؤیت ایجاد شود، چه باید کرد؟
شما وقتی مطالبهای را به یک مجاهده تبدیل کنید، قدم در راه تحقق آن گذاشتهاید. این مطالبه زمانی محقق میشود که ما در بیان محتوا، مکتب، داشتهها، حقایق و واقعیتها استمرار داشته باشیم. استمرار در این موارد کمک میکند به تحقق آنچه شما بیان کردید. گاهی برخی از ما خجالت میکشیم و دون شأنمان میدانیم مطلبی را دو بار بگوییم، ملاحظههایی در این باره داریم و گمان میکنیم نباید مفاهیم را تکرار کنیم. در صورتی که اینطور نیست. امروز اتفاقاً رسانهها در دنیا برخی کلیدواژهها را مرتب تکرار میکنند. حالا این تکرار میتواند با ادبیات و لحنهای مختلف باشد. شما میدانید که الحمدلله زبان فارسی غنی است. ما واژگان مترادف زیادی در دسترس داریم و میتوانیم تولید واژه کنیم و اینجا نخبگان میتوانند حمایت کنند. ادیبان و هنرمندان ما میتوانند پای کار بیایند و همه در این عرصه کمک کنند و اتکا و امید به یک سیستم اداری صرف نداشته باشند. ما واقعاً میتوانیم تمامی سرآمدان کشور، جهان اسلام و آزاداندیشان جهان را در این راستا بسیج کنیم.
به تعبیر حافظ «یک قصه بیش نیست غم عشق، وین عجب / کز هر زبان که میشنوم، نامکرر است»؛ در واقع شما میگویید این هنر ماست که بتوانیم این قصه را با استفاده از ظرفیتها و خلاقیت نامکرر کنیم.
دقیقاً! این قصه، قصه استقامت و اعتقاد به دستورات خداوند است. قصه تجدید عهد با خدا به عنوان خالق دنیا، تجدید عهد با امام عصر به عنوان مدیر دنیا و تجدید عهد با آرمانهای انقلاب و داشتههایمان است. شناسنامه ما، شناسنامه یک حوزه تمدنی است. ما قدیمیترین تمدن کره زمین با ۱۴هزار سال قدمت هستیم. لابد دیدهاید دشمن ورشکسته ما ترامپ ملعون مدام میگوید من میخواهم قدیمیترین تمدن را به خردهتمدن تبدیل کنم. البته این بیان در دایره همان توهم باطل ترامپ میگنجد و انشاءالله هیچوقت کامیاب نخواهد بود. ما هم حوزه تمدنی قوی و عمیق داریم، هم حوزه تفکر و اعتقادی صحیح و غنی؛ اما موضوع این است که همه این داشتهها را باید ببینیم. امید داریم در ادامه همراهی مردم عزیز و نخبگان را داشته باشیم؛ امید داریم انشاءالله شاهد همراهی آزاداندیشان جهان باشیم.