کد خبر: 1370544
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۰
«امام شهید و اهتمام به نوسازی ایران در سومین پیچ تاریخی» در گفت‌و‌شنود با دکتر موسی فقیه حقانی- بخش دوم و پایانی
1 به نظر می‌رسد شهادت رهبری، جایگاه ما را در پیچ تاریخی سوم ایران تثبیت کرده است. یعنی اگر این رویداد تاریخ ساز نبود، شاید درپی آن تحولات بعدی اتفاق نمی‌افتاد، یا دست کم به این سرعت اتفاق نمی‌افتاد. به نظرم عظمت آیین تشییعی که در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد انجام شد، ازسوی هیچ دوربینی قابل بازنمایی نیست. در این واقعه زوایایی مشاهده شد که روایت آن از دوربین‌ها برنمی آید. باید در این‌باره، کار تبیینی صورت گیرد
سمانه صادقی
 جوان آنلاین: آغازین بخش از این گفت‌و‌شنود را روز پنج‌شنبه اول مردادماه جاری از نظر گذراندید. اینک واپسین قسمت از آن که به بیان خاطراتی از اهتمام رهبر شهید انقلاب اسلامی به بازخوانی تاریخ معاصر ایران اختصاص دارد را پیش روی دارید. امید آن‌که علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
اشاره کردید اهتمام امام راحل و رهبر شهید انقلاب اسلامی به بازسازی توان نظامی و اقتصادی ایران معطوف بود تا تجربیات تلخ گذشته مجال تکرار نیابد. لطفاً در این‌باره به مصادیقی اشاره کنید؟
همه ما شاهدیم، در بخش نظامی با اشراف و اهتمامی که حضرت آقا داشتند، یک نوسازی بزرگ و کم‌نظیر رخ داد. در بخش اقتصادی، ایشان بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و در راستای تحقق آن تلاش بسیار کردند. در این ۳۶سال، حداقل ۱۹مورد از پیام‌های نوروزی ایشان - که حاوی شعار سال هم بود- مستقیماً به موضوعات اقتصادی مربوط است. با این همه برخی جریانات در کشور، مخصوصاً ادامه آن جریان غربگرایی که ما ۲۲۰سال است گرفتار آن هستیم، در این مسیر موانع زیادی ایجاد کردند. البته استکبار جهانی هم با تحریم‌هایی که در این ۴۷سال علیه ما اعمال کرد، تلاش داشت چنین هدفی محقق نشود؛ ولی اتفاقی که افتاد این بود که ملت ایران در این ۴۷سال آبدیده شد، قدرت نظامی‌اش ارتقا یافت، اقتصادش باوجود همه مشکلاتی که وجود دارد ـ مشکلاتی که ماهیت آن کاملاً مشخص است و از داخل و خارج به ما تحمیل می‌شود ـ تاب‌آوری‌ای پیدا کرد که در مقابل دو جنگ و در مقابل دهه‌ها تحریم، دچار فروپاشی نشد. اینها دستاورد‌های بزرگی است که در سایه هدایت‌های رهبر شهید حاصل شد. 
 
در دو دهه پایانی حیات رهبر شهید، تغییر در نظم منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای نیز کلید خورد و پیامد‌های آشکاری برجای نهاد. راهبرد آیت الله خامنه‌ای در این زمینه را چگونه تحلیل می‌کنید؟ 
بله. همانطور که اشاره کردید، در این سالیان تحول در نظام بین‌المللی هم آغاز شد؛ اتفاقی که رهبر شهید ما از چند سال پیش نسبت به آن هشدار داده بودند و با اقتدار نظامی‌ای که ایران پیدا کرده بود و ایضاً اهتمامی که ایشان به تشکیل و تقویت جبهه مقاومت داشتند و نیز با برخورداری از سردارن کارآزموده‌ای، چون شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، کشور ما دیگر آن ضعف و مشکل ساختاری دو پیچ تاریخی قبل را نداشت و به نظرم تحولاتی که ما از سال ۱۴۰۳ تا امروز با آن مواجه هستیم تا حدی سرعت این تحول و پوست‌اندازی بین‌المللی را افزایش داده است. منتها اتفاق مهمی که افتاد این بود که رهبر ما در طول مدت ۳۶سال با جهاد تبیین و نیز مجاهدت و ایستادگی در میدان، ما را به این مرحله رساند که بتوانیم با قدرت از این چالش‌ها عبور کنیم. 
 با توجه به اتفاقاتی که در این دوره شاهد آن هستیم، به نظر می‌رسد، شهادت ایشان جایگاه ما را در پیچ تاریخی سوم تثبیت کرده است. یعنی اگر این رویداد تاریخ‌ساز نبود، شاید این تحول بزرگ اتفاق نمی‌افتاد یا به این سرعت اتفاق نمی‌افتاد. این الان مانده به همت ما و دولتمردان‌مان که از این فرصت کم نظیر استفاده کنیم. البته مردم ما، همیشه پای کار هستند. به نظرم عظمت آیین تشییعی که در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد روی داد را هیچ دوربینی نمی‌تواند به تصویر بکشد؛ یعنی در این واقعه زوایایی مشاهده شد که بازنمایی آن از دوربین‌ها برنمی‌آید. بنابراین تا اینجا روشن است که مردم آمادگی همراهی دارند. فکر می‌کنم ما با توجه به این سه تجربه تاریخی، باید تمام هم و غم خودمان را بر این قرار بدهیم که این جایگاه تثبیت‌شده را اولاً مستحکم‌تر کنیم و ثانیاً به این سمت برویم که ایران به‌عنوان یک قدرت بزرگ در این نظم نوینی که می‌خواهد حاکم شود، سهم و جایگاه شاخص خود را داشته باشد. 
 
پس از دیدگاه شما و در این سه پیچ تاریخی، تنها دو رهبر انقلاب اسلامی بودند که توانستند توان نرم و سخت ایران را ارتقا دهند؟
بله. به طور مشخص مقصود من این بود که تنها شخصیتی مانند رهبر شهید می‌توانست این پیچ‌های تاریخی را به درستی تحلیل کند و این اتفاقات مبارک را برای ایران رقم بزند. وگرنه بودند شاهان دوره قاجار و دو شاه ملعون دوره پهلوی که جز وابستگی و عقب‌ماندگی برای ما چیزی به ارمغان نیاوردند نه می‌خواستند و نه می‌توانستند کاری بکنند. قاجار‌ها نمی‌توانستند و پهلوی‌ها نمی‌خواستند در این حوزه اتفاق مثبتی رقم بخورد. این تحول تاریخی با پیروزی انقلاب اسلامی و با رهبری امامین آن رخ داد و تاریخ از کنار این مهم به سهولت عبور نخواهد کرد. 
 
شما به لحاظ مدیریت یکی از مراکز شاخص تاریخ پژوهی و نیز برگزاری همایش‌های فراوان در این باره، دیدار‌ها و ارتباطاتی با رهبر شهید داشته‌اید که بیان محتوای آنها می‌تواند نوعی روشنگری در حوزه کاری‌تان باشد. شنیدن روایت شما در باره این دیدارها، در این بخش از گفت‌و‌شنود برای ما مغتنم است؟
اجازه دهید من ابتدا به نکته‌ای اشاره کنم و سپس، به این پرسش شما پاسخ دهم. رهبر شهید به جهت اشرافی که بر تاریخ داشتند، توفیقات فراوانی هم در دوران مدیریت خود به دست آوردند. این مطالعه و اشراف برای این بود که هم درس‌آموزی از تاریخ حاصل شود و هم اگر با شرایط تقریباً مشابهی مواجه شدیم، بتوانیم از آن گذشته و تجربیات مربوط به آن استفاده کنیم. این تسلط بر تاریخ و حتی در برخی بخش‌ها تسلط بر جزئیات تاریخ، موجب استنتاجات به هنگام و دقیقی می‌شد. مثلاً آقا در موضوع سیره اهل بیت (ع) و جزئیات و دقایق آن از تبحری فراوان برخوردار بودند. یا به عنوان نمونه در تاریخ نهضت ملی ایران، تسلط و اشراف خاصی داشتند و از آن در سخنرانی‌های مربوطه بهره می‌گرفتند. 
ما در سال ۸۵ و همزمان با صدمین سال نهضت مشروطیت ایران، همایشی برگزار کردیم و سپس اعضای برگزارکننده این کنگره خدمت حضرت آقا رسیدند. در آنجا ایشان بحث خواص را مطرح کردند و هشدار دادند، خواص در بزنگاه‌ها، باید مراقب نقش‌آفرینی خود باشند و به وظیفه‌خود عمل کنند. متأسفانه ما در سال ۸۸ با شرایطی مواجه می‌شویم که خواص درجا می‌زنند و از ایفای کارکرد تاریخی خود بازماندند! یعنی ایشان سه سال قبل از آن، این هشدار را داده بودند و خطری را که در راه بود، می‌دیدند. یا در همان سال ۸۸ ایشان به این مسئله توجه می‌کنند که جریان خودی مرزبندی خود را با بیگانگان و کسانی که نسبتی با اندیشه انقلاب اسلامی ندارند، مشخص کنند. ولی باز شاهد هستیم یک عده در این اتفاق مردود شدند و این هشدار را نیز نشنیدند! ایشان در همان جلسه سال ۸۵ به این دو نکته اشاره می‌کنند که اولاً اگر خواص به وظیفه خود عمل نکنند، چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد و ثانیاً مرزبندی خودی‌ها با غیرخودی ها، موجب چه رویداد‌های مثبتی خواهد شد. مسلم است که وقتی مرز شما با دشمن مشخص نشود، او به اشکال و در ظواهر مختلف می‌آید و از وجودتان بهره می‌برد! به هر نسبتی که شما غفلت کنید، او می‌تواند به نتایج بهتری دست یابد. به خاطر دارم در سال ۷۴ نیز همراه با جمعی از تاریخ‌نگاران خدمت آقا رسیدیم و ایشان به نکته بسیار مهمی اشاره کردند. در واقع رهبر شهید علاوه بر اینکه تاریخ می‌خواندند و بر آن تسلط داشتند؛ می‌دانستند که اگر مورخ حواسش به فرامتن‌ها نباشد، می‌تواند چه خبط‌هایی در بررسی و تحلیل وی رخ دهد. ایشان در آن دیدار تأکید داشتند که «مورخ نباید ذکام باشد...!»
 
مفهوم این تعبیر چیست؟
شما در تحولات تاریخی، روی صحنه را می‌بینید؛ در منابع هم همین‌طور، مجموعه‌ای از وقایع را نوشته‌اند. بینامتن آن وقایع و بینامتن آن سطوری که نوشته شده، مسائل دیگری نهفته است که تنها تاریخ‌نگاری می‌تواند آنها را بفهمد که شامه تیز و قوی‌ای داشته باشد؛ یعنی باید بتواند پشت ماجرا‌ها و پس پرده‌ها را هم ببیند. برخی هستند که همینطور می‌آیند، یک روایت را می‌خوانند و می‌خواهند بر اساس آن تحلیل تاریخی ارائه دهند. چنین افرادی باوجود آنکه ممکن است ادعای تاریخدانی داشته باشند، قطعاً دچار اشتباه خواهند شد. این واقعاً نکته بسیار مهمی است که هم در روش تاریخ‌نگاری و هم در ویژگی‌ای که یک تاریخ نگار باید داشته باشد، بسیار به کار می‌آید. 
 
رهبر شهید در سلسله دیدار‌هایی که با گروه‌ها و اصناف مختلف جامعه داشتند، جلسه‌ای را نیز با تاریخ پژوهان معاصر برگزار کردند که شما اداره آن را برعهده داشتید. قدری در باره مفاد آن نشست نیز صحبت کنید؟
جلسه‌ای که شما به آن اشاره کردید، مربوط به سال ۹۷ بود و قبل از شیوع کرونا انجام شد. دیدار بسیار پرنکته‌ای بود. روز بعد از آن هم، اعضای دفتر به بنده که آن جلسه را اداره می‌کردم، گفتند: آقا از این جلسه بسیار راضی بودند. به نظر من دلیل این رضایت و نکته‌ای که بیش از همه توجه ایشان را به خود جلب کرد، این بود که تعدادی از جوانان و به عبارت دیگر رویش‌های جریان تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی، در کنار پیشکسوت‌ها حضور یافته بودند و تعداد قابل توجهی را تشکیل می‌دادند. البته با توجه به محدودیت فضا، افراد به نحوی گزینش شده بودند که هر دو وجه رعایت شده باشد؛ هم پیشکسوتان باشند و هم جوانانی که تازه وارد عرصه تاریخ‌پژوهی شده بودند و اتفاقاً غالب اعضای جلسه را هم، این طیف تشکیل می‌دادند. بنده این دوستان را یک به یک معرفی می‌کردم و هر یک، اگر نکته‌ای به نظرشان می‌رسید، بیان می‌کردند. آقا هم در آن دیدار، توصیه‌های مهمی داشتند که در رأس آنها دقت در امر تاریخ‌نگاری و بیان نکاتی بود که امروز هم می‌تواند برای تاریخنگاران و حتی سایر مردم راهگشا باشد. در آن جلسه یکی از حاضران خدمت ایشان گفت: ما اگر بخواهیم به وقایع تاریخی و رجال مربوط به آن به ویژه چهره‌های منفی بپردازیم، شاید نکاتی وجود داشته باشد که امروز در دید مردم مثبت قلمداد شود. مثلاً به جریان نفاق اشاره کردند، یا قبل‌تر از آن به اقداماتی که در دوران پهلوی انجام شده و مردد هستیم که امروز آنها را بیان کنیم یا نه؟ ایشان فرمودند: ایرادی ندارد که شما آن مسائل را هم بگویید، ولی آنها متولی خاص خودش را دارد!... 
منظورشان رسانه‌های وابسته به جریانات سلطنت طلب و نفاق بود؟
بله. فرمودند: «شما قسمت نیازمند به روشنگری و آگاهی افزایی را بگویید و در ضمن آن، به دیگر بخش‌ها هم اشاره کنید. اما این طور نشود که شما در عمل، عین سخن تحریف‌گران تاریخ و معاندان داخل و خارج را تکرار کنید....» مجموعه‌ای از این دست نکات مهم، در اینگونه دیدار‌ها مطرح می‌شد. خاطرم است که در همان جلسه، یکی از دوستان خدمت آقا عرض کرد: من تحقیقی راجع به دکتر شریعتی انجام داده‌ام که خلاف دیدگاه شماست؛ با اینکه به مطالب آن اعتقاد دارم، اما آن را منتشر نکرده‌ام، چون احساس کردم ممکن است نفی نظرات شما قلمداد شود و... آقا در پاسخ فرمودند شما به من چه کار دارید؟ اگر فکر می‌کنید کاری که انجام داده‌اید کار درستی است، آن را منتشر کنید و اینگونه رعایت‌ها هم لازم نیست. این ناشی از آزاداندیشی و وسعت نظر ایشان بود. همچنین آقا روی تمرکز بر موضوعاتی از جمله نهضت مشروطه و دوره سلطنت پهلوی هم تأکید داشتند. ایشان می‌گفتند، باید در این زمینه‌ها، چند کار قوی و فاخر انجام شود. 
 
در دو دهه اخیر، جریان تطهیر پهلوی از سوی محور تبلیغی غربی/عبری/عربی کلید خورد و توسعه یافت. ارزیابی و توصیه رهبر شهید در این‌باره چه بود؟
همزمان با آغاز به کار جریان تطهیر پهلوی از سوی رسانه‌های خارجی، متأسفانه برخی سایت‌های اینترنتی داخلی نیز به آن دامن می‌زدند. ما سایت‌هایی داشتیم و داریم که تا پیش از جنگ ۱۲روزه، هر روز یکی، دو رپرتاژ آگهی برای پهلوی‌ها می‌رفتند! با عناوینی مانند: عکس محمدرضا پهلوی با خانواده در سوئیس، اشرف پهلوی با فلان فرد در بهمان جا و از این قبیل. یعنی غیر از بوق‌های خارجی که مشغول به انجام وظیفه بودند و سرمایه‌ای را نیز برای تطهیر پهلوی به میدان آورده بودند، در داخل هم برخی جریانات غربگرا بودند که این جریان را تشدید می‌کردند. گویی قرار است که به زودی پسماند این خاندان به ایران برگردد و این رسانه‌ها از اکنون دارند برای او فرش قرمز پهن می‌کنند! حضرت‌آقا نسبت به اینگونه موضوعات تاریخی، حساسیت جدی داشتند و مکرراً در بیانات خود به آنها اشاره می‌کردند. هر چند که در کلان ماجرا معتقد بودند، حافظه تاریخی مردم مانع از آن است که هویت وقایع و رویداد‌ها به شکل صددرصد واژگونه و مسخ شود. 
 
اشاره کردید تاریخمندی اندیشه رهبر شهید، موجب می‌شد ایشان از وقایع گذشته، پیام‌ها و عبرت‌هایی برای وقایع روز ارائه کنند. به مصادیقی در این باره نیز اشاره کنید؟
همانگونه که عرض کردم، تاریخ برای رهبر شهید منبعی بود تا بتوانند در هدایتگری و جهاد تبیینی که برای مردم دارند از آن استفاده کنند. مثلاً ایشان در ماجرای ملی شدن صنعت نفت، چند نکته اساسی را مطرح کردند. یکی اینکه اعتماد به غرب، برای کشور زیانبار است و اشاره می‌کنند به تجربه نخست وزیری دکتر محمد مصدق. دولت دکتر مصدق به امریکا اعتماد و تصور کرد آنها در مقابل اصل ملی‌شدن صنعت نفت ایران، کوتاه می‌آیند! فکر می‌کرد می‌تواند از ظرفیت آنها استفاده کند و انگلیس را دور بزند! در صورتی که این خطا بود و دودش هم به چشم خود مصدق رفت، هم به چشم نهضت ملی و هم به چشم مردم ایران. نکته دیگری که حضرت آقا با تأکید بر تجربیات تاریخی بیان می‌کردند، جنگ نرم دشمن علیه مردم ایران در مقاطع مختلف بود. به‌عنوان مثال ما در دوره نهضت ملی و قبل از کودتای ۲۸ مرداد، شاهد چیزی حدود ۱۴- ۱۵ ماه عملیات گسترده امریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در حوزه جنگ نرم هستیم. اینها در طول این مدت و در کنار محاصره دریایی و تحریم نظامی، جنگ نرمی را نیز در داخل کشور به راه انداختند. اهداف عمده این جنگ نرم عبارت بود از: اول، ناامید کردن مردم نسبت به آینده و دوم، پشیمان کردن مردم نسبت به ملی شدن صنعت نفت. این همان کاری است که می‌خواستند راجع به انقلاب اسلامی هم انجام بدهند؛ پشیمان کردن مردم و سیاه‌نمایی راجع به وضعیت موجود. اما آقا با این تجربه، جنگ نرم دشمن را خنثی کردند. این جنگ نرم علیه ملت ایران، مخصوصاً در این دو، سه سال اخیر با شدت هرچه تمام‌تر دنبال می‌شد. سعی داشتند تا مردم را ناامید و از اصل انقلاب پشیمان کنند. مستند انقلاب ۵۷، اصلش برای این بود؛ بگوید اشتباه کردید انقلاب کردید! عجیب این است که برخی کسانی که سابقه زندان قبل از انقلاب داشتند و در آن دوره در زمره مبارزان قلمداد می‌شدند، به دام این توطئه و ترفندی که دشمن داشت، افتادند و گفتند: ما دیگر انقلابی نیستیم و اگر تجربه امروز را داشتیم، اصلاً انقلاب نمی‌کردیم! هشدار‌هایی که ایشان در خصوص توطئه‌های دشمن از طریق جنگ شناختی و جنگ نرم داشتند، توانست خطرات زیادی را از انقلاب دفع کند؛ ولی بودند افرادی که توجه نکردند و متأسفانه لغزیدند. اگر این هوشیاری و هوشمندی رهبر شهید نبود،‌ای‌بسا بسیاری دیگر نیز چنین سرنوشتی را پیدا می‌کردند. اتفاقات هجدهم و نوزدهم دی ماه سال گذشته، واقعاً جنگی بود که از قبل تدارک بسیار گسترده‌ای برای آن دیده شده بود و آن روز وارد صحنه شدند که کار را تمام کنند! این هوشیاری و قاطعیت ناشی از رصد توطئه‌های دشمن ازسوی رهبری بود که باعث شد تا آن کودتا شکست بخورد. قبل‌تر نیز همین عامل باعث شد، دشمن در جنگ ۱۲روزه‌ای که بر ما تحمیل کرد و خود رهبری شهید مدیریت آن را بر عهده داشتند، شکست بخورد. فرماندهی جنگ ۴۰ روزه نیز بر عهده آن بزرگوار بود. هر چند که خود دیگر حضور نداشتند تا شکست متجاوزان را ببینند، اما تدبیر و آینده نگری ایشان بود که موجب شد، پیشاپیش برای خنثی شدن این حرکت برنامه‌ریزی کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار