در سالهای اخیر، بسیاری از نظامهای آموزشی دربرنامههای درسی مدارس خود بر توسعه یادگیری اجتماعی و عاطفی تمرکز کردهاند و این امر را مستلزم آن دانستهاند که معلمان از شایستگیها و صلاحیتهای لازمه این توسعه برخوردار باشند.
تصمیمگیرندگان سیاستهای آموزشی در سراسر جهان علاقه فزایندهای به رفاه دانشآموزان به عنوان تسهیلکننده یادگیری بهبودیافته نشان دادهاند. برای مثال مهارتهای آموزش و یادگیری مانند خودتنظیمی و سایر مهارتهای اجتماعی و عاطفی به عنوان بخشی از مهارتهای قرن بیست و یکم و به عنوان ابزاری برای بهبود برابری میان شهروندان در نظر گرفته میشود. بر این اساس، مدرسه باید یادگیری اجتماعی و عاطفی را ارتقا دهند و بدون تردید مهارتهای اجتماعی و عاطفی بهطور نامحسوس از معلمان آموزش داده میشود، چراکه هم مهارتها را آموزش میدهند و هم بهعنوان الگوهایی برای نشان دادن استفاده از این مهارتها در اجرا به شمار میروند. یادگیری اجتماعی و عاطفی فرآیندی است که از طریق آن هر دانشآموز ظرفیت خود را برای ادغام افکار، احساسات و رفتار به منظور دستیابی و انجام وظایف مهم اجتماعی توسعه میدهد. از این نظر، افراد مهارتهایی را توسعه میدهند که به آنها امکان میدهد احساسات را تشخیص، مدیریت و روابط سالم ایجاد کنند و از طرفی اهداف مثبت به وجود آید و به نیازهای شخصی و اجتماعی پاسخ دهند. این شایستگیها استفاده از مهارتهای شناختی و بین فردی مختلف را برای دستیابی به اهداف مرتبط، هم از نظر اجتماعی و هم از نظر رشد، تقویت میکند.
پژوهشها نشان میدهد، قبل از بلوغ مرحله رشدی است که در آن دوستی و روابط اجتماعی معنا و علاقه ویژهای دارند. آنها بیان میکنند که از حدود پنج سالگی، کودکان احساس تعهد به پیروی از قوانینی را که والدین و معلمان به آنها ارائه میدهند، در خود ایجاد میکنند. در این سن کودکان از بازیها و سرگرمیهایی که شامل توافق بر سر قوانین است، لذت میبرند و معمولاً به والدین و معلم به عنوان الگو نگاه میکنند، حتی اگر انتقاد نسبت به بزرگسالان به تدریج شروع به ظهور کند. حدود سن ۸ تا ۹ سالگی، هدف کودکان درک خطوط کلی قوانین و طرحوارههای اجتماعی مختلف است و به طور چشمگیری در توجه به افراد دیگر مهارت پیدا میکنند. تفکر اخلاقی و همچنین وجدان آنها تحت هدایت بزرگسالان رشد میکند و به عنوان دستورالعملهای شخصی درونی میشود. در نتیجه، در این سنین، شایستگیهای اجتماعی و عاطفی به معلم کمک میکند تا دانشآموزان را در توسعه مهارتهای ایجاد روابط سالم و اخلاقی در این مرحله رشد راهنمایی کند. مرحله بعدی رشد در نوجوانی تقریباً در سن ۱۲ تا ۱۷ سالگی اتفاق میافتد. در این مرحله روابط انسانی پایداری کمتری دارد و همان زمان، ظرفیت مغز برای پردازش اطلاعات در مورد احساسات دستخوش دگرگونی چشمگیری میشود. نوجوانان نوسانات خلقی گسترده و سریع را در این سن تجربه میکنند که به نظر میرسد این نوسانات خلقی به جای اینکه ناشی از استرس، فقدان کنترل شخصی یا ناسازگاری روانی یا اجتماعی باشد، بخشی طبیعی از سبک زندگی همسالان نوجوان است. البته نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد این تغییرات خلقی نوجوان با ظرفیت درگیری عمیق، بهویژه در مدرسه، وابستگی دارد. شروع بلوغ که نشانه دوران نوجوانی است، باعث تغییراتی در ساختار مغز و همچنین در فعالیت هورمونی میشود. همه این تغییرات میتواند حتی چالشهای اجتماعی جزئی مانند طرد همسالان را دشوار کند. در نتیجه، در این گروه سنی نیز مجدداً شایستگیهای اجتماعی و عاطفی معلم کمک میکند تا دانشآموزان از کاستیهای خود در یادگیری اجتماعی و عاطفی آگاه شوند. ممکن است اراده خوبی وجود داشته باشد، اما احتمالاً تنظیم احساسات چالشبرانگیز باشد. در دوران نوجوانی، احترام گذاشتن به بزرگسالان ممکن است بیاهمیت شود، بنابراین پذیرش راهنمایی در ایجاد تغییرات در رفتار ممکن است دشوار شود و رفتار مشکلساز شروع به ظهور کند. معلمان در این مرحله به ارتقای تعدیل مثبت و کاهش خطر رفتار مشکل کمک میکنند.
نباید فراموش کرد معلمان در دوران تحصیل دانشگاهی خود یاد گرفتهاند که مهارتهای تعامل اجتماعی مانند بیان احساسات به روشهای سازنده را توسعه دهند. علاوه بر این، آمادگی آنها برای استفاده از مهارتها افزایش و روشهای غیرمطلوب تعامل شامل سرزنش دانشآموزان، تنبیه و کنارهگیری از توزیع پاداش کاهش مییابد؛ بنابراین معلمان بهترین گزینه برای ارتقای شایستگیهای اجتماعی و عاطفی دانشآموزان هستند.
تحقیقات نشان میدهد که افراد با مهارتهای اجتماعی و عاطفی قوی، بهتر میتوانند با چالشهای روزمره کنار بیایند و از نظر تحصیلی، حرفهای و اجتماعی سود ببرند. شایستگیهای اجتماعی و عاطفی را میتوان چنین تعریف کرد: توانایی تشخیص احساسات و افکار و تأثیر آنها بر رفتار (خودآگاهی). توانایی تنظیم عواطف، افکار و رفتارهای خود در موقعیتهای مختلف (خودمدیریتی). توانایی گرفتن دیدگاه و همدلی با دیگران از فرهنگهای مختلف و درک هنجارهای اجتماعی و اخلاقی برای رفتار (آگاهی اجتماعی). توانایی ایجاد و حفظ روابط سالم و مفید (مهارتهای ارتباطی)، توانایی انتخابهای سازنده و محترمانه در مورد رفتار شخصی و تعاملات اجتماعی بر اساس استانداردهای اخلاقی، نگرانیهای ایمنی، هنجارهای اجتماعی، با در نظر گرفتن رفاه خود و دیگران (تصمیمگیری مسئولانه). همه این مهارتها، وقتی عملی شوند، به ارتقای رفاه معلمان و دانشآموزان کمک و شکوفایی آنها در کلاس را ممکن میکند، بنابراین یادگیری اجتماعی و عاطفی سنگ بنای رشد مثبت است.
با کمک این مهارتها، فرد میتواند رفتارهای جمعی و مشارکتی بیشتری را پرورش دهد، همچنین مشکلات رفتاری و ارتباطی، تنشهای عاطفی را کاهش دهد و حل مسئله، انضباط شخصی، کنترل تکانه و مدیریت هیجان را توسعه دهد.