در رویدادهای جمعی و حضور مردمی این شبها، همکاری و همراهی میان مردم و نهادهای رسمی به چشم میخورد. تحلیلگران این نوع مشارکت را شکلی از سرمایه اجتماعی میدانند؛ سرمایهای که میتواند نیرویی مؤثر در انسجام اجتماعی حتی بعد از جنگ نیز ایجاد کند جوان آنلاین: کمک و همبستگی مردم (از همسایه گرفته تا آنهایی که شاید تا روز نیاز به کمکشان آنها را ندیده باشیم) تنها بخشی از تصاویر بزرگ از یک جامعه زنده و پویاست که در آن، درس همدلی و کمک به همنوع از همان خانههای کوچک و از همان آغوش گرم خانواده آغاز میشود؛ کمک برای نجات جان آدمهایی که زیر سقف و آوار گرفتار شدند، یا تهیه غذا برای عزیزان در ایستهای بازرسی یا دلداری به زن و مرد و حتی کودکی که عزیزانش به شهادت رسیدند. وقتی صحبت از کمکهای خودجوش مردم در شرایط بحرانی میشود، در واقع داریم از ارزشهای عمیقی حرف میزنیم که در تار و پود فرهنگ ما تنیده شدهاند. این ارزشها مانند بذرهایی هستند که در باغچه خانه (یعنی در خانواده) کاشته میشوند و سپس در بستر گستردهتر جامعه، جوانه میزنند و میوه میدهند. از همان کودکی، یاد میگیریم که چگونه به دیگران اهمیت بدهیم، چگونه در غم و شادی شریک باشیم و چگونه برای یک هدف مشترک، دست در دست هم بدهیم. همین همدلی ریشهدار است که باعث میشود وقتی پای حفظ خاک و ناموس کشورمان یا کمک به مردمی که در دوردستها دچار مشکل شدهاند در میان باشد، شاهد حضور پرشور مردم باشیم. این حضور، نه از روی اجبار، بلکه از قلب یک حس تعلق عمیق نشئت میگیرد؛ تعلق به یک خانواده بزرگتر به نام جامعه. این پیوند ناگسستنی میان خانواده و جامعه، مانند نخهای نامرئی، اما محکمی است که وقتی کشیده شوند، جامعه را در برابر هرگونه تزلزل و آسیبی مقاوم میسازند و به آن قدرتی وصفناپذیر میبخشند. دکتر سیدامیرعباس عبداللهی، جامعهشناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در این باره معتقد است حضور مردم در صحنههای یاریرسانی در جنگ تحمیلی امریکایی-صهیونیستی، نشاندهنده زنده بودن پیوندهای عمیق انسانی و اجتماعی بود که از خانواده آغاز و در دل اجتماع شکوفا شد. این همان سرمایه اجتماعی است که میتواند نیرویی مؤثر در انسجام اجتماعی (حتی تا بعد از جنگ نیز) ایجاد کند، اما نیازمند مراقبت، گفتوگو و بازسازی مداوم است. مشروح گفتوگو با وی را در ادامه میخوانید.
به نظر شما ریشه ارزشهایی مانند ایثار و مشارکت مردمی (که در ایام جنگ در گوشهگوشه شهرهای مختلف کشور مشاهده میشود) را در کجا باید جستوجو کرد؟
این رفتار که مردم در زمان بحران بهصورت خودجوش وارد میدان میشوند، ریشه در فرهنگی غنی و پایدار دارد که در بستر تاریخ ایران شکل گرفته است. چنین روحیهای را میتوان حتی در آموزههای ایران باستان (از جمله اوستا و گاتاها) نیز مشاهده کرد که با ظهور اسلام، این ارزشها عمق و انسجام بیشتری یافتهاند. بهویژه فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی (که در تعالیم اسلامی پررنگ است) در میان مردم نهادینه شده و در عرصههای مختلف اجتماعی خود را نشان میدهد.
این شیوه کمکهای اجتماعی ایرانیان، با دیگر کشورها چه تفاوتی دارد و این فرآیند چگونه است؟
در بسیاری از کشورها، شکلگیری کمکهای اجتماعی معمولاً از مسیر نهادهای رسمی یا سازمانهای مردمنهاد صورت میگیرد. این ساختارها بر اساس سازوکارهای مشخص و گاهی مبتنی بر منافع، برنامهریزی و مدیریت میشوند. برای نمونه، در برخی فعالیتهای زیستمحیطی یا پروژههای بینالمللی، موضوعاتی مانند هزینه، فایده و بازدهی آینده نقش مهمی دارند. حتی در جریان بازسازی پس از جنگها نیز سرمایهگذاریها همراه با محاسبات اقتصادی یا تعاملات سیاسی و فرهنگی دیده میشود.
در مقابل، در فرهنگ ایرانی نوعی مشارکت خودانگیخته و مردمی وجود دارد که در زمان حوادث، بحرانها یا نیازهای انسانی فعال میشود. نمونههای آن را میتوان در کمکهای داوطلبانه مردم ایران به کشورهایی مانند افغانستان یا ترکیه در زمان وقوع سیل یا زلزله مشاهده کرد؛ کمکهایی که براساس توان شخصی افراد و بدون انتظار دریافت امتیازهای سیاسی یا اقتصادی شکل میگیرد. این رفتار، در نگاه بسیاری، ریشه در سنتهای دیرینه همیاری، انفاق و ایثار دارد.
همچنین در برخی کشورهای منطقه، نمونههایی از قدردانی متقابل دیده شده است؛ مانند کمکهای داوطلبانه مردم عراق یا کشمیر که آن را نتیجه تجربه پیشین از حمایتهای مردمی ایران میدانند. روایتهایی مانند بخشیدن زیورآلات، وسایل شخصی یا داراییهای محدود، نمادهایی از همین روحیه همدلی تلقی میشود. در فرهنگ ایرانی-اسلامی نیز ارزشهایی مانند احسان، انفاق و یاریرساندن بدون چشمداشت، چه در متون دینی و چه در ادبیات کلاسیک، برجسته شده است. این نگاه بر ضرورت کمکرسانی انسانی و اخلاقی تأکید دارد.
بر اساس تجربههای تاریخی، جامعه ایران در برابر تهدیدهای خارجی نوعی انسجام گسترده از خود نشان میدهد. چه عواملی باعث میشود کشورمان در برابر تهدیدهای خارجی انسجام و همبستگی بیشتری نشان دهد؟
به نکته خوبی اشاره کردید. ایرانیان حتی در دورههایی که میان گروههای قومی یا مذهبی تفاوت دیدگاه وجود داشته، هنگام مواجهه با خطر بیرونی، نوعی همبستگی دفاعی نشان دادهاند؛ این الگو را از دورههای کهن (مانند حمله مغول) تا دورههای نزدیکتر میتوان مشاهده کرد.
ریشه این همبستگی را بسیاری در فرهنگ دیرینه ایرانی میدانند؛ فرهنگی که ارزشهایی مانند ایثار، ازخودگذشتگی و دفاع جمعی را تقویت و در طول قرنها در جامعه نهادینه کرده است. در نتیجه، هنگامی که مشکلی انسانی یا بحرانی اجتماعی رخ میدهد، واکنش مردم غالباً همراه با روحیه کمکرسانی و توجه به دیگری است. نمونههایی از آن در حوادث مختلف تاریخی و معاصر دیده شده است. این ویژگی نوعی سرمایه اجتماعی فراهم میکند که تداوم آن به سلامت روابط و انسجام درونی جامعه وابسته است و نکته مهمتر اینکه کارشناسان معتقدند تضعیف این سرمایه معمولاً از درون جامعه آغاز میشود، نه از بیرون.
چه کنیم که این ارزشها (مانند همبستگی، ایثار و مشارکت جمعی) به زبان قابل فهم برای نسلهای جدید بازتولید شود تا در گذر زمان دچار فرسایش نشوند؟
در نگاه بسیاری، یکی از وظایف مهم هر جامعه آن است که ارزشهای مشترک خود را به شکل درست به نسلهای آینده منتقل کند. هنگامی که یک شخصیت یا رویداد تاریخی الهامبخش مردم میشود، معمولاً نوعی انگیزه جمعی و احساس همبستگی در جامعه پدید میآورد؛ احساسی که اگر مورد توجه و بازخوانی قرار نگیرد، ممکن است با گذر زمان کمرنگ شود.
در برخی تجربههای معاصر، به دلیل شرایط اجتماعی و رسانهای، گاهی روایتها و برداشتهای مختلف درباره یک فرد یا یک رویداد شکل میگیرد. در چنین فضاهایی، ممکن است بعضی افراد احساس کنند در گذشته درباره موضوعی قضاوت نادرست داشتهاند. این مسئله اهمیت ارائه اطلاعات روشن، گفتوگو و توضیح دقیق واقعیتها را بیشتر نشان میدهد.
از سوی دیگر، برخی صاحبنظران معتقدند برای تقویت ارزشهایی مانند ایثار، فداکاری و همبستگی اجتماعی، باید «ادبیات» و زبان مشترک این مفاهیم بازتولید شود. یعنی به گونهای درباره آنها سخن گفته شود که برای نسلهای امروز قابل فهم و اثرگذار باشد. نبود چنین زبان روشنی میتواند فضای جامعه را در برابر برداشتهای نادقیق یا روایتهای غیرواقعی آسیبپذیر کند.
در رویدادهای جمعی و حضورهای مردمی این شبها نیز دیده میشد که نوعی همکاری و همراهی میان مردم و نهادهای رسمی به چشم میخورد. برخی تحلیلگران این نوع مشارکت را شکلی از سرمایه اجتماعی میدانند. سرمایهای که میتواند نیرویی مؤثر در انسجام اجتماعی (حتی بعد از جنگ نیز) ایجاد کند، اما به نظر نیازمند مراقبت، گفتوگو و بازسازی مداوم است؛
و سخن آخر...
این اتحاد و همبستگی بالا در بین مردم ایران تا زمانی حفظ میشود که منیت نباشد. در این صورت، هیچ قدرتی نمیتواند این اتحاد را بشکند و از بین ببرد.