جنگی که قرار بود سه روزه کار ایران را تمام کند، معادلات جهانی را بر هم زد. در سایهسار بحران این جنگ، اتفاقاتی رخ داد که نه تنها ایران را ضعیف نکرد جوان آنلاین: جنگی که قرار بود سه روزه کار ایران را تمام کند، معادلات جهانی را بر هم زد. در سایهسار بحران این جنگ، اتفاقاتی رخ داد که نه تنها ایران را ضعیف نکرد، بلکه شکوه و اقتدار آن را به دنیا نشان داد. مردم ایران با استقامتی بینظیر و ارادهای استوار به خیابانها و میادین شهر آمدند و پیام قدرت و عزم ملی را به جهانیان رساندند. این حضور، نه صرفاً جمعیتی فیزیکی، بلکه نمادی از اتحاد، پایداری و همبستگی بود. آنها نشان دادند که اراده جمعی میتواند سدی محکم در برابر هر تجاوز بیفکند و مسیر پیروزی را هموار کند. در تمام این روزهای سخت (که داغ نبود شهدا سنگینی میکرد) نظامیان و نیروهای امنیتی، تمام قد در میدان حضور داشتند و مردم نیز همپای آنها به خیابانها آمدند. آنها دست در دست هم نشان دادند که پیروزی نهایی، حاصل کار تیمی میان مردمی شجاع و صدالبته نظامیانی قدرتمند است که تکتکشان به وظایف خود ایمان داشتند.
طی این ۴۰ روز، چهره خیابانها و میادین پر از پرچمهای ملی و شعارهای اتحاد بود. مردم حاضر در صحنه، اما تنها در پی نجات کشور نبودند، بلکه به جهانیان نشان دادند که ایران، نه به عنوان یک کشور تحت فشار، بلکه به عنوان یک قدرت مستقل و مقتدر، در حال ظهور است. همینها باعث شد که از همان روزهای نخست جنگ، واکنشهای جهانی تغییر کند و به مرور، رسانههای خارجی، کشورمان را به عنوان چهارمین هسته قدرت دنیا بنامند؛ جایگاهی که پیشتر تصور نمیرفت. بیتردید مردم نقش مهمی در این تغییر دیدگاه داشتند و بار دیگر نشان دادند که میتوانند حماسهآفرین و تاریخساز شوند.
پرچمی که دنیا را تکان داد
در این ۴۰ شب حضور مردم در خیابانها، تصاویر و فیلمهایی منتشر و روایاتی بیان شد که برای ایرانیها افتخار آفرین است؛ تصاویری که خبر از آیندهای روشن میداد که مردم در آن نقش داشتند. زن و مرد، پیر و جوان، بزرگ و کوچک، همه حضور داشتند. برای کسی نگاه سیاسی بغل دستیاش مهم نبود، اینکه چه دین و مذهبی دارد یا چه فکر میکند، آنها فقط به ایران و حفاظت از آن فکر میکردند و بس.
فاطمه کیایی با انتشار فیلمی از پسربچه پرچم به دست، روایت حضور مردم در خیابانها و میادین اصلی شهر را اینگونه نوشت: «مراسم تمام شده، مردم پراکنده. مداح لابد نشسته ترک موتور و در راه خانه است. مسئول صوت سیم میکروفن را لوله میکند. وانت عقبجلو میشود تا بلندگوها سر جاشان قرار بگیرند. آخرین سرود در هوا پخش است، سرودی که رجز حماسی میخواند. پسرک پرچمی را در دست گرفته که دو برابر قد خود اوست. چنان محو تماشایش است که پدر و مادر و کسانش را از یاد برده است؛ چشمدوخته به رنگ سبز، شاید هم الله وسطش. پا و کمرش را هماهنگ با ریتم موسیقی تاب میدهد و دودستی پرچم را روی سر میچرخاند. سیوچند شب دورهمی مؤمنانه پرچمگردانی را به او آموخته. چشم بر هم بزنیم، ۴۰ سال گذشته. پسرک مرد شده. روی مبل لم داده و خاطرات کودکی پرشروشورش را برای فرزندانش قصه میکند. سرآغاز داستانش لابد اینجور است: «اون جنگی که اسرائیلو نابودش کرد، من بچه بودم. یه شب داشتم تو میدون اصلی شهر پرچم میچرخوندم که...»
یکی دیگر از کاربران تصویر پیرزنی سالخورده را منتشر کرد که با وجود خمیده راه رفتن و سختی حضورش در خیابان، حضور داشت و به اندازه سهم خود، میدانداری میکرد. او در توضیح این عکس نوشت: «کمرش خم شده، توان زیادی هم نداره، اما اومده تا صحنه خالی نباشه میگه زور ندارم، اما مشت که دارم...»
در میان این تصاویر و روایات، تکه فیلمی منتشر شد که دست به دست چرخید و بازدید زیادی داشت، فیلم از خانمی همراه با نوزاد شیرخوارهاش در کرییر. منتشر کننده این فیلم دربارهاش نوشت: «با یک دست گهواره را تکان میداد، و با دست دیگر، دنیا را ...»
پس از موشکباران و تخریب ساختمان دانشگاه شریف نیز، تصویر متفاوتی از آن منتشر شد که ناخودآگاه حس وطندوستی و مقاومت را در دلها زنده میکرد. عکس یکی از اساتید که کلاس مجازی را در ویرانههای دانشگاه برگزار کرد. کاریری در توضیح این عکس نوشت: «نمیشه این مردم رو با هیچ بمب و موشکی شکست داد. استاد دانشگاه شریف اومده تو خرابههای دانشگاه با کلاه ایمنی داره تدریس آنلاین رو ادامه میده!»
یکی از کانالهای ایتا نیز تصویری را منتشر کرد که آگاهی و شهامت نسل جدید را به روشنی نشان میداد. تصویر پسر نوجوانی که در صف نماز ایستاده و دو عصا هم کنارش بود. این کانال دربارهاش نوشت: «این آقاپسر با پای شکستهاش، هر شب تو تجمعات شرکت میکنه و ایستاده نماز استغاثه به امام زمان میخونه. دمت گرم شیرمرد دهه نودی.»
همچنین تصویری از یک آرایشگر در همین کانال منتشر شد که در توضیحش آمده بود: «عباس، ۳۵ سالشه، دوتا دختر چهار ساله دوقلو داره. ۱۰ روزه از رفسنجان اومده اینجا تک و تنها، هرروز دختراش بهش زنگ میزنن بابا کی میای؟ خودش بدون اینکه عضو جایی باشه اومده که به هموطناش خدمت کنه. شغلش آرایشگریه، و موهای بچههای اینجا رو مرتب میکنه. به جز آرایشگری میره واسه آواربرداری. چند روز پیش رفت آواربرداری و دوتا دختر دوقلو رو از زیر آوار خارج کرد که یکیش زنده موند و یکیشم شهید شد.»
مقاومتی که الگوی تاریخی شد
در این میان، روایات فتح هم از سوی کاربران فضای مجازی منتشر شد، زهرا نقیبی در کانال خود در بله نوشت: «به ابرقدرت جدید جهان سلام کنید و به احترامش بایستید: پرچمی که عوض نشد، خاکی که اشغال نشد، آبی که بیش از پیش مال ما شد، منابعی که دزدیده نشد، گردنی که خم نشد، اندوهی که خوار نشد، تنهایی که خفت نشد، دهانهای نجسی که بسته شد، مقاومتی که الگوی تاریخ شد و مردمی که مبعوث شدند.»
کاربر دیگری هم با اشاره به اینکه قرار است بعد از این پیروزی نیز مردم به خیابانها بیایند و میدان را خالی نکنند، نوشت: «آتش بس برای خیابان است، نه میدان. به خیابانها میآییم.»
به گزارش «جوان»، دیگر جهان فهمیده که این مردم شکستناپذیرند و این آغازی قدرتمند برای دوران نوینی در ایران به حساب میآید. مردم در کنار نظامیان، ثابت کردند که قدرت واقعی در اراده جمعی و عشق به وطن نهفته است و اکنون، این پیروزی، پیامی به جهانی مخابره کرده است؛ اینکه ایران، (برخلاف تصورهای رایج) به سمت تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ نظامی با مردمی مقاوم حرکت میکند؛ قدرتی که البته از همین حالا هم معلوم است که آیندهای درخشان دارد.