در میان این تحولات، یک واقعیت مهم نباید از نظر دور بماند. کرهجنوبی همان کشوری است که در اوج فشارهای تحریمی، ۷ میلیارد دلار از داراییهای ملت ایران را بلوکه و سالها از بازگرداندن آن خودداری کرد. این اقدام، مصداقی آشکار از همراهی با سیاستهایی بود که هدف آن فشار بر مردم ایران بود. جوان آنلاین: بحرانها زمانی چهره واقعی بازیگران اقتصاد جهانی را آشکار میکنند که دیگر مجالی برای پنهان شدن پشت آمارهای رشد و شعارهای توسعه باقی نمیماند. امروز کرهجنوبی در چنین موقعیتی ایستاده است که سالها خود را نماد نظم صنعتی و ثبات اقتصادی معرفی میکرد، اما اکنون زیر فشار تحولات منطقهای و پیامدهای انتخابهای سیاسی گذشته، بهوضوح در حال عقبنشینی و دستوپا زدن است.
این وضعیت را نباید فقط یک چالش اقتصادی معمولی دانست، آنچه امروز در سئول و مراکز صنعتی کرهجنوبی رخ میدهد، نتیجه زنجیرهای از وابستگیها، تصمیمات نادرست و همراهی با سیاستهایی است که هزینههای واقعی آن تازه در حال آشکار شدن است. کشوری که در بزنگاههای مهم، منافع کوتاهمدت و تبعیت از فشارهای بیرونی را بر اصول همکاری عادلانه ترجیح داد، اکنون با واقعیتی مواجه شده که راه گریزی از آن ندارد.
اقتصاد بادکنکی در برابر واقعیت سخت
کرهجنوبی سالها از یک وضع براق و بدون نقص از اقتصاد خود بهرهبرداری میکرد که بر صادرات، فناوری و دسترسی آسان به انرژی ارزان استوار بود. اما این وضع، بیش از آنکه بازتاب یک ساختار مقاوم باشد، به یک بادکنک متورم شباهت داشت که با اولین فشار جدی، نشانههای فروپاشی در آن نمایان میشود.
اختلال در تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت انرژی، ضربهای مستقیم به این اقتصاد وارد کرده است. صنایع کرهجنوبی که بدون جریان پایدار نفت و مواد اولیه عملاً قادر به ادامه فعالیت نیستند، اکنون با بحران هزینه و کمبود مواجه شدهاند. کاهش ارزش پول ملی، سقوط بازار بورس و افزایش قیمت سوخت، تنها نشانههای اولیه این بحران است.
دولتی که تا دیروز از بازار آزاد و رقابت سخن میگفت، امروز ناچار شده به قیمتگذاری دستوری، یارانههای گسترده و سیاستهای اضطراری پناه ببرد. این تغییر ناگهانی، بیش از هر چیز نشاندهنده آن است که زیرساختهای این اقتصاد، تابآوری لازم را نداشته و در برابر یک شوک واقعی، بهسرعت دچار اختلال شده است.
بدهی فراموشنشدنی به ملت ایران
در میان این تحولات، یک واقعیت مهم نباید از نظر دور بماند. کرهجنوبی همان کشوری است که در اوج فشارهای تحریمی، ۷ میلیارد دلار از داراییهای ملت ایران را بلوکه و سالها از بازگرداندن آن خودداری کرد. این اقدام، مصداقی آشکار از همراهی با سیاستهایی بود که هدف آن فشار بر مردم ایران بود.
۷ میلیارد دلار از پول نفت ایران، برای مدت طولانی در اختیار این کشور باقی ماند و بازگرداندن آن با تأخیر، بهانهتراشی و فشارهای متعدد همراه شد. این رفتار، وضع روشن از اولویتهای کرهجنوبی در شرایط بحرانی ارائه داد که نه بر پایه عدالت و احترام متقابل، بلکه بر اساس تبعیت از قدرتهای فشاردهنده شکل گرفته بود.
امروز که این کشور خود درگیر بحران شده است، یادآوری این موضوع ضروری است که رفتارهای گذشته بدون پیامد نمیماند. اعتماد از دسترفته بهسادگی بازنمیگردد و کشورهایی که در زمان نیاز، حقوق دیگران را نادیده میگیرند، دیر یا زود با هزینههای مشابه مواجه میشوند.
بهای همراهی با سیاستهای فشار
تحولات اخیر نشان میدهد همراهی با سیاستهای تحریمی و فشار علیه دیگر کشورها، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینهای نداشته باشد، اما در بلندمدت به افزایش آسیبپذیری منجر میشود. کرهجنوبی با تکیه بیش از حد بر یک الگوی وابسته، خود را در موقعیتی قرار داده که اکنون کوچکترین اختلال در مسیرهای تأمین انرژی، کل ساختار اقتصادی آن را تحت تأثیر قرار میدهد.
کمبود گاز هلیوم، اختلال در تولید نیمههادیها و کاهش عرضه مواد اولیه، نشان میدهد این اقتصاد تا چه اندازه شکننده است. صنایعی که بهعنوان مزیت رقابتی کرهجنوبی معرفی میشدند، اکنون به نقاط ضعف آن تبدیل شدهاند.
در مقابل، کشوری مانند ایران که سالها تحت فشارهای گسترده قرار داشته، ناچار به تقویت ظرفیتهای داخلی و کاهش وابستگی شده است. این مسیر، هرچند پرهزینه و دشوار بوده، اما در شرایط کنونی به یک مزیت تبدیل شده است. تفاوت این دو رویکرد، امروز بهوضوح قابل مشاهده است.
نقرهداغ شدن در میدان واقعیت
آنچه امروز بر کرهجنوبی میگذرد، صرفاً یک بحران گذرا نیست؛ بلکه نوعی مواجهه با پیامدهای انباشته تصمیمات گذشته است. این کشور اکنون در موقعیتی قرار دارد که باید همزمان با مدیریت بحران اقتصادی، به بازنگری در رویکردهای سیاسی و اقتصادی خود نیز بپردازد.
نقرهداغ شدن، توصیفی از یک واقعیت عینی است که نشان میدهد بیتوجهی به حقوق دیگران و اتکا به ساختارهای ناپایدار، چگونه میتواند در بزنگاههای حساس به یک بحران عمیق تبدیل شود. کرهجنوبی امروز هزینه انتخابهایی را میپردازد که در سالهای گذشته انجام داده است. انتخابهایی که در آن، همراهی با فشار علیه دیگران بر تعامل عادلانه ترجیح داده شد. این تجربه میتواند برای این کشور یک درس جدی باشد، اگر بخواهد از آن بهره بگیرد.
بازگشت واقعیت به صحنه جهانی
نظم اقتصادی جهانی در حال تغییر است و کشورها ناگزیرند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. در این میان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، توانایی ایجاد توازن میان منافع اقتصادی و استقلال سیاسی است. کشورهایی که این توازن را نادیده میگیرند، در برابر بحرانها آسیبپذیرتر خواهند بود.
کرهجنوبی اکنون در نقطهای قرار گرفته که باید پاسخگوی گذشته خود باشد که در آن، حقوق یک ملت نادیده گرفته شد و منافع کوتاهمدت بر اصول بلندمدت ترجیح داده شد. بحران امروز، فرصتی است تا این کشور واقعیتهای جدید را بپذیرد و مسیر خود را اصلاح کند. در غیر این صورت، آنچه امروز بهعنوان یک بحران دیده میشود، میتواند به یک روند فرسایشی تبدیل شود که تبعات آن سالها ادامه خواهد داشت. جهان در حال عبور از یک دوره گذار است و تنها کشورهایی میتوانند در این مسیر موفق باشند که از تجربههای گذشته درس بگیرند و درک دقیقتری از مسئولیتهای خود در نظام بینالملل داشته باشند.