کد خبر: 1351539
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
«جوان» در گزارشی به بررسی تأثیر تاریخی وطن‌فروشان در آغاز جنگ علیه ایران و سرنوشت آنها پرداخته‌است
وطن‌فروشان، هیچ‌گاه و هیچ‌کجا وطن‌دار نمی‌شوند در طول تاریخ معاصر، همیشه کسانی بوده‌اند که به امید سرنگونی نظام حاکم، دست یاری به سوی دشمنان خارجی کشور خود دراز کرده‌اند. این افراد همیشه تصور می‌کردند چتر نجات نیرو‌های بیگانه، آنها را به اهدافشان خواهد رساند و زندگی راحت‌تری را برای آنها رقم خواهد زد، اما بار‌ها تاریخ نشان داده که این افراد تنها تسهیلگران نابودی کشور خود هستند و این چتر یا بسته می‌ماند یا آنها را درست در میانه میدان نبرد رها می‌کند و بر زمین می‌کوبد، تجربه تاریخی که متأسفانه در مورد وطن ما نیز اتفاق افتاد.
سجاد آذری

جوان آنلاین: امروز بعد‌از گذشت حدود ۴۰ روز از آغاز جنگ و در شرایطی که دشمن صهیونیستی و امریکایی به دلیل ناتوانی در پیروزی در برابر اراده ملت ایران مجبور به پذیرش شروط ایران و قبول آتش‌بس شده‌است، دیگر نه‌تنها وطن‌فروشان جنگ‌طلب، بلکه رسانه‌های آنها نیز در بهت فرورفته‌اند و احساس می‌کنند دشمن به این وطن‌فروشان نیز خیانت کرده‌است، البته بسیاری از آنها پس از حمله دشمن به زیرساخت‌های کشور از نیروگاه و فولاد و پتروشیمی گرفته تا دانشگاه و مراکز بهداشتی نیز تمام شعار‌های خود را در مورد آزادی ایران پس از تهاجم دشمن و عدم حمله آنها به مردم عادی و زیرساخت‌ها، نقش بر آب می‌دیدند، تلاش کردند با طرح این موارد که ما عاملیتی در این تجاوز نداشتیم، طرح جنگ از قبل ریخته شده‌بود و تنها قربانی سیاست‌های قدرت‌ها بودیم با عدم پذیرش اشتباه به نوعی فرار به جلو انجام داده از مسئولیت این ویرانی‌ها شانه خالی کنند. امروز نه‌تنها شورشیان و رسانه‌های تروریستی، حتی خود پهلوی نیز که تا پیش از این برای حمله به ایران به پای امریکا و صهیونیست‌ها افتاده‌بود، تلاش دارد خود را از مسئولیت این جنایات نجات دهد، آن هم در حالی که همین افراد در ابتدا، این جنگ را یک مداخله بشردوستانه می‌نامیدند و خواهان بمباران کشور بودند. حتی تلویزیون اینترنشنال نیز که ۲۴ ساعته این جنگ را «عملیات امریکا و اسرائیل در حمایت از مردم ایران» می‌نامید، امروز تلاش دارد خود را مخالف جنگ نشان دهد. سؤالی که اکنون وجود دارد، این است که دعوت افرادی از جامعه یک کشور چقدر می‌تواند عامل تعیین‌کننده‌ای برای تجاوز نیرو‌های خارجی به آن کشور باشد.

سنگ‌بنای آغاز جنگ

پیش از پرداختن به میزان واقعی تأثیر اقدامات جنگ‌طلبان در حمله امریکا و رژیم اشغالگر قدس به ایران باید میزان امید دشمن به حضور بخشی از جامعه را در راستای اهداف او مورد بررسی قرار دهیم و به همین منظور به کمی قبل‌تر یعنی به خرداد سال ۱۳۸۸ برگردیم، جایی که عده‌ای به قول رهبر شهید انقلاب نانجیب به اعتماد نظام و مردم خیانت کردند و با طرح شائبه تقلب در انتخابات سنگ‌بنای بی‌اعتمادی بین بخشی قابل-توجهی از مردم و نظام را گذاشتند، همین خیانت موجب شد دشمنی که تا روز قبل از انتخابات به‌دلیل اطمینان از جایگاه استوار جمهوری اسلامی ایران در میان مردم دست دوستی به سمت ایران دراز کرده‌بود، راه تحریم‌های همه‌جانبه را در پیش گیرد و تلاش کند تا جای ممکن زندگی بر ایران سخت شود، تا نهایتاً مردم ایران با شورش از درون و بدون حمله خارجی نظام خود را ساقط کنند.

دشمن در این سال‌ها با افزایش فشار‌های تحریمی طی سال‌های گذشته موفق شد در کنار برخی از سوءتدبیر‌های مسئولان به شکل متناوب، شورش‌هایی را در سال‌های گذشته در ایران رقم بزند، هر چند کشور از هر کدام از این فتنه‌ها با درایت مردم و هدایت رهبر شهید انقلاب عبور کرد، اما این اتفاقات موجبات ریزش بخشی از جامعه ایرانی از نظام اسلامی را نیز در پی داشت. این روند نهایتاً به فتنه اخیر منجر شد که امروز رئیس‌جمهور تروریست ایالات‌متحده به راحتی اعتراف می‌کند برای آن برنامه‌ریزی قبلی انجام شده‌بود و تروریست‌های تجزیه‌طلب کرد همراه شورشیان داخلی برای آن توسط امریکا و صهیونیست‌ها مسلح شده‌بودند؛ موضوعی که به خوبی نشان می‌دهد به چه دلیل اعتراضات کنترل‌شده توسط بخشی از جامعه به وضع اقتصادی بعد از فراخوان پهلوی به یکباره تبدیل به جنگ خیابانی شد و از میان مردمی که در خیابان‌ها شعار می‌دادند، اسلحه‌ها به سمت نیرو‌های انتظامی نشانه رفت.

این فتنه در حالی بود که از مدت‌ها پیش، رسانه‌های ضدانقلاب از لزوم حمله خارجی به ایران سخن می‌گفتند و همین شعار توسط عده‌ای از آشوبگران در کف خیابان‌های ایران و برخی دیگر از کشور‌ها نیز تکرار شد تا دشمن به خود جسارت بدهد و ترامپ رسماً تهدید کند به عنوان کمک به شورشیان دوباره وارد کارزار نظامی با ایران خواهد شد؛ اتفاقی که یکبار پیش از این در اردیبهشت سال گذشته به دنبال فتنه قبلی آن را امتحان کرده و به دلیل عدم حمایت مردم ایران از آن فرار کرده‌بود. اکنون، اما همین حمایت جنگ‌طلبان از حمله به ایران موجب شده‌بود تا ترامپ بهانه حمله به زیرساخت‌های کشور را پیام‌های ایرانیانی عنوان کند که از او می‌خواهند به اسم آزادی به بمباران ایران ادامه دهد.

علت نهایی شروع جنگ

اکنون بپردازیم به اینکه چقدر درخواست بخشی از یک جامعه می‌تواند در ترغیب نیرو‌های خارجی برای حمله به یک کشور تأثیرگذار باشد. در اخلاق سیاسی، اصلی وجود دارد که می‌گوید مسئولیت به اندازه میزان تأثیر می‌آید؛ یعنی اگر شما در شکل‌گیری فضا تأثیر داشتید، در نتایجش هم سهم دارید. این به معنی این نیست که همه تقصیر‌ها مانند هم است، اما این هم دروغ است که فرد بگوید من هیچ نقشی نداشتم. در فضای تنش بین ایران و امریکا طی سال‌های قبل ایران و امریکا بار‌ها تا آستانه جنگ رفتند، اما در هر کدام، فقط یک تصمیم یا یک کنش باعث شد جنگ شروع نشود، حال اگر یک کنش می‌تواند جنگ را متوقف کند، می‌توان تصور کرد یک کنش هم می‌تواند دقیقاً همان علت شروع جنگ باشد. در این شرایط وقتی موجی از فشار از طریق ایمیل، هشتگ، کمپین، روایت‌سازی برای حمله به ایران از طریق افرادی که خود را منتسب به ایران می‌دانند شکل می‌گیرد، اینها فقط نظر دادن نیست و اینها می‌تواند همان عامل مرزی باشد؛ یعنی در لحظه‌ای که تصمیم‌گیرنده مردد بین حمله به ایران یا عدم دخالت است، همین فشار‌ها می‌تواند کفه ترازو را به سمت جنگ سنگین کند. هرچند که سیاستمداران امریکایی و صهیونیستی از طریق رسانه‌های خود افراد را به این جمع‌بندی برسانند که این خودشان هستند که در حال التماس به خارجی‌ها برای حمله نظامی در ایران هستند با این حال در سیاست خارجی، تصمیم‌ها در خلأ گرفته نمی‌شوند و هیچ دولتی حتی ایالات‌متحده بدون فضاسازی اقدام به جنگ نمی‌کند و فضاسازی نیز توسط رسانه، لابی‌ها و دقیقاً همین موج‌های اجتماعی ایجاد می‌شود.

در علوم سیاسی مفهومی به نام ساخت رضایت عمومی وجود دارد که به معنای این است که قبل از هر جنگ، باید افکار عمومی قانع شود که این جنگ لازم و مشروع است. حال وقتی هزاران ایمیل به کنگره، سنا و بسیاری از مقام‌های سیاسی و همه رسانه‌ها در امریکا و اروپا فرستاده‌می‌شود، مدام توییت Act Now زده می‌شود و روایت حمله تنها راه است در رسانه‌های خارجی توسط غربتی‌های خارج‌نشین (دیاسپورا) ساخته می‌شود، اینها دقیقاً ابزار ساخت همان رضایت هستند؛ اتفاقی که نه‌تنها در جنگ اخیر بلکه در حمله به عراق سال ۲۰۰۳ و لیبی سال ۲۰۱۱ افتاد و چنین پیش‌زمینه‌ای ایجاد و بعد حمله شد. پس این رفتار جنگ‌طلبان عملاً علت نهایی شروع جنگ است؛ یعنی هرچند ممکن است این افراد خود ماشه را نکشیده‌باشند، اما شرایطی را ایجاد کردند که کشیده‌شدن ماشه نه‌تنها محتمل‌تر و مشروع‌تر، بلکه حتمی شد و عملاً هزینه سیاسی جنگ را نیز برای ترامپ و نتانیاهو پایین‌تر آوردند.

همراهی داخلی برای کاهش هزینه‌های تهاجم

همانگونه که گفته شد، یکی از توجیهاتی که جنگ‌طلبان برای شانه خالی کردن از همراهی با جنایات امریکا و صهیونیست‌ها در کشور ارائه می‌کنند، این مسئله است که طرح جنگ پیش از این ریخته شده‌بود و عملاً آنها عاملیتی در شروع آن نداشتند، فارغ از اینکه نشان داده شد آنها علت نهایی شروع جنگ بودند، نخستین قاعده در تحلیل نظامی این است که هر قدر پایگاه اجتماعی و سیاسیِ حامی مهاجم در داخل کشور هدف گسترده‌تر باشد، هزینه‌های نظامی، اطلاعاتی و لجستیک تهاجم کاهش و توجیه‌پذیری دیپلماتیک آن افزایش می‌یابد. به عبارت دقیق‌تر، همراهی داخلی مزیت‌های کلیدی مانند تأمین اطلاعات حیاتی، توجیه سیاسی و مشروعیت‌بخشی حمله، تأثیر روانی بر ارتش مدافع و کاهش هزینه‌های پس از اشغال را به مهاجم می‌دهد، اما همراهی داخلی به تنهایی کافی نیست و حلقه گمشده، حمله لابی‌گری افرادی از کشور تحت تهاجم در پایتخت کشور مهاجم است. این افراد با بهره‌گیری از شبکه‌های رسانه‌ای، احزاب سیاسی و نهاد‌های تصمیم‌گیرنده، فشار مضاعفی بر دولت میزبان برای حمله به کشور مبدأ خود وارد می‌کنند. این لابی‌ها مشروعیت‌سازی حمله، ارائه اطلاعات دست اولی از وضعیت سیاسی و نظامی و فشار سیاسی برای حرکت به سمت حمله را منجر می‌شوند، مانند کارکردی که احمد چلبی در جنگ عراق سال ۲۰۰۳ داشت. او که یک ریاضیدان عراقی‌تبار تحصیلکرده در امریکا بود، که در زمان تبعید در لندن و واشینگتن، لابی گسترده‌ای برای سرنگونی صدام حسین به راه انداخت. او در سال ۱۹۹۸ موفق شد کنگره امریکا را به تصویب قانون آزادی عراق ترغیب کند که سرنگونی صدام را هدف رسمی سیاست خارجی امریکا اعلام کرد، اما مهم‌ترین نقش چلبی در سال‌های پس از ۱۱ سپتامبر رقم خورد. او و شبکه‌اش اطلاعاتی جعلی از جمله ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی و ارتباط صدام با القاعده را به دولت جرج بوش و نومحافظه‌کاران پنتاگون ارائه کردند. همین اطلاعات بود که حمله مارس ۲۰۰۳ را به عراق توجیه کرد. سازمان چلبی میان سال‌های ۱۹۹۲ تا آغاز جنگ، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار از سیا و سایر نهاد‌های امریکایی بودجه دریافت کرد. چلبی خود بعد‌ها با غرور گفت که اعضای سازمانش قهرمانانی در اشتباه بوده‌اند، اما قیمت این اشتباه را مردم عراق با صد‌ها هزار کشته و یک دهه هرج‌ومرج پرداختند. چلبی البته هرگز به قدرت نرسید و تا پایان عمر با اتهامات فساد مالی و خیانت دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

پشیمانی و فروپاشی روانی مهره‌های سوخته

تلخ‌ترین بخش ماجرای وطن‌فروشی جایی رقم می‌خورد که وطن‌فروشان داخلی و خارج‌نشین متوجه می‌شوند نیرو‌های خارجی نه تنها آنها را آزاد نمی‌کنند، بلکه خود نیز هدف گلوله‌ها و بمب‌های همان نیرو‌ها قرار می‌گیرند. از نظر روان‌شناختی، چنین تجربه‌ای یک آسیب دوگانه ایجاد می‌کند که شامل خیانت از سوی کشور متخاصم خارجی و دیگر شرمساری از خیانت به هموطنان است. این آسیب روانی معمولاً شش مرحله را طی می‌کند که اولین مرحله آن شوک و انکار است، خائنان باور نمی‌کنند که متحدانشان به آنها شلیک می‌کنند. ذهن به دنبال توجیه است، جملاتی مانند اینکه چرا اینجا را زد! اشتباه شده! اینها نیرو‌های خودی هستند که لباس دشمن پوشیده‌اند! در این زمان‌ها معمولاً پرتکرار است. دومین مرحله احساس گناه و شرم فراگیر است، این افراد احساس می‌کنند نه‌تنها خودشان، بلکه دیگران نیز به خاطر دعوت آنها کشته می‌شوند و البته در نظر هموطنان هم خائن هستند. مرحله سوم حس درماندگی است؛ یعنی به این نتیجه می‌رسند که هر کاری کنند بازنده‌اند، چون هم به کشور خود خیانت کرده‌اند، هم متحدان خارجی پشتیبان‌شان را از دست داده‌اند و پس از آن افسردگی عمیق است، بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، کناره‌گیری اجتماعی و افکار خودکشی در این افراد شایع می‌شود. در مرحله بعد به خشم معطوف به بیرون و درون می‌رسند، از نیرو‌های خارجی متنفر می‌شوند و گاهی به مقاومت مسلحانه می‌پیوندند و هم از خود و همفکران سابق خود بیزاری می‌جویند و در نهایت برای تغییر هویت تلاش خواهند کرد؛ برخی سعی می‌کنند خود را قربانی فریب معرفی کنند و برخی دیگر در پنهان‌کاری و انزوای اجتماعی به زندگی ادامه می‌دهند.

یکی از مصادیق شناخته شده این قبیل افراد حامد کرزای است، او در سال ۲۰۰۱ با حمایت مستقیم امریکا به عنوان رئیس‌جمهور موقت افغانستان منصوب شد و قرار بود نماد دموکراسی جدید در کابل باشد، اما تا سال ۲۰۰۹، رابطه کاخ سفید و کاخ کرزای به سمت طلاقی تلخ پیش رفت. کرزای آشکارا اعلام کرد که امریکا مانند یک اشغالگر عمل می‌کند. او حتی تهدید کرد که ممکن است به طالبان بپیوندد و گفت عملیات سنگین امریکا و ناتو می‌تواند شورش را به یک مقاومت ملی تبدیل کند. سرنوشت کرزای نمونه کلاسیک کسی است که از متحد به قربانی تبدیل می‌شود، نه آن‌قدر قدرت دارد که خارجی‌ها را اخراج کند و نه آن‌قدر بی‌گناه است که از برچسب وطن‌فروش رهایی یابد.

اما شاید دردناک‌ترین نمونه از مهره سوخته در تاریخ، ویتنام جنوبی باشد. در آوریل ۱۹۷۵، زمانی که نیرو‌های کمونیستی به سمت سایگون پیشروی می‌کردند، جرالد فورد، رئیس‌جمهور امریکا اعلام کرد که برای امریکا، جنگ ویتنام پایان یافته و تنها چند روز بعد، نگوین ون تیئو، رئیس‌جمهور ویتنام جنوبی که یک دهه تمام با حمایت امریکا جنگیده‌بود، مجبور به استعفا و فرار شد. هزاران تن از نظامیان و مقامات وابسته به امریکا در سایگون رها شدند. بسیاری از آنها به زندان افتادند یا به اردوگاه‌های بازآموزی فرستاده‌شدند و آنهایی که ویتنام را ترک کردند، در کشور‌های غربی با عنوان همکار رژیم سابق حاشیه‌نشین شدند.

حرف آخر

تاریخ با صدای بلند به ما می‌گوید همراهی با دشمن خارجی، هر چند گاه محاسبات نظامی را تغییر می‌دهد و گاه لابی‌گری تبعیدی‌ها، توجیه یک جنگ را فراهم می‌کند، اما هرگز سرنوشت خوشی برای وطن‌فروشان رقم نمی‌زند و البته پشیمانی از همراهی با بیگانه هم اغلب دیر هنگام رخ می‌دهد، آنقدر دیر که هزینه آن نه‌تنها زندگی خود فرد، بلکه حیثیت اجتماعی و سلامت روانی اوست. مطالعات روان‌شناختی نشان می‌دهد خیانت از سوی متحدان مورد اعتماد، عمیق‌ترین زخم‌های روانی را ایجاد می‌کند؛ زخم‌هایی که حتی پس از پایان جنگ نیز التیام نمی‌یابند و این افراد همواره توسط مردم منفور هستند. شاید بزرگ‌ترین فریب در سیاست این باشد که فردی تصور کند نیرو‌های خارجی برای آزادی فردی می‌آیند. تاریخ نشان داده آنها برای منافع خود می‌آیند، از افراد استفاده می‌کنند و سپس به تعبیر تلخ کاربران شبکه‌های اجتماعی عراق درباره چلبی آنها را تف می‌کنند و دور می‌اندازند. با همه اینها پشیمانی، زمانی که توپ‌ها شلیک شوند و خیابان‌ها پر از خون شده، نه‌تنها دیر است، بلکه درمان‌ناپذیر نیز است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار