سرانجام پس از چهل روز مقاومت جانانه و قهرمانانه ایران در برابر حمله جنایتکارانه محور شرارت امریکایی- صهیونی و ناکامی دشمن در رسیدن به اهداف و ناامیدی از آینده و ادامه جنگ، ضربالاجلهای پیاپی برای تشدید جنایتها، منجر به پذیرش آتش بس و مذاکره بر مبنای طرح ۱۰ مادهای ایران شد.
خود این رویداد را ناظران و مفسران سیاسی و نظامی شکست راهبردی امریکا برشمرده و نشانهای از دست برتر ایران در جنگ رمضان دانستهاند.
حال با سکوت در میدان (عرصه جنگ)، نوبت به دیپلماسی و مذاکره برای نقد نتایج میدان و دستاوردهای چهل روز مقاومت رزمندگان در میدان و حضور حماسی مردم در خیابان شده است که انتظار میرود تیم مذاکره کننده آن را دنبال کنند.
واقعیت این است که مذاکرات ادامه همان جنگ است که طرفین تلاش میکنند با ضربه و فشار، طرف مقابل را نابود یا به عقبنشینی و تسلیم وادار سازند و تنها در این عرصه ابزار و روشهای عمل متفاوت است. با وجود این برخی ابزار و روشهای مشترک هم وجود دارد که مهمترین آن جنگ روانی و رسانه میباشد. با این روش و ابزار، سیاستهای مشترک دو عرصه کارزار مثل، ایجاد هراس، بیاعتمادسازی، بیاعتبار سازی، اختلاف افکنی، ناامیدسازی و... علیه جامعه آماج دنبال و پیاده میشود.
همانگونه که فرماندهان و رزمندگان عرصه میدان نیازمند پشتیبانی و حمایت مردمی و اعتماد به نفس و اطمینان خاطر برای پیشبرد اهداف و اجرای عملیات هستند، تیم مذاکرات نیز باید از این حمایت برخوردار و از آن به عنوان برگه اصلی قدرت به انضمام دستاوردهای میدان استفاده و آن را اهرم فشار و چانهزنی برای کسب امتیاز یا خودداری از واگذاری امتیاز قرار دهند. چراکه منطق حاکم بر مذاکرات بده بستان است و این دست پر و برگه قدرت است که نه تنها به دیپلمات توان چانهزنی میدهد بلکه توانمندی و مهارت او را در اتکا به قدرت و اعتماد به نفس نیز تقویت و مشروعیت کنشگری سر میز مذاکره را به رخ دشمن میکشد.
بدیهی است وقتی با دشمنی خبیث، حیلهگر، متکبر، بدعهد، پیمانشکن، بیاعتنا به تمامی معیارهای حقوقی، انسانی و اخلاقی مثل باند مافیای فاسد حاکم بر کاخ سفید مواجه باشیم، حمایت از مذاکره کنندگان ضرورت بیشتر خواهد داشت.
همانگونه که امریکاییها از آشوب داخلی به عنوان زمینه جنگ سوم استفاده و توهم تداوم آن حین جنگ سوم و یکسره کردن سرنوشت کشور با فروپاشی یا تسلیم داشتند، امروز هم بهدنبال ابهام افکن، اختلافاندازی و بیاعتمادسازی بین مردم و مسئولان و ممانعت از دستیابی ایران به برتری در میز مذاکرات برآمدهاند.
دشمن برای پیشبرد اهداف خبیثانه خود هیچ مرز و معیاری به رسمیت نمیشناسد و همانگونه که در جنگ نظامی وقیحانه تمام مرزهای شرارت را جابهجا و برای دستیابی به اهداف از انجام جنایت تا ساخت روایت را به کار گرفت، در کارزار دیپلماسی هم شرورانه از هر روش و ابزاری برای فشار بر ایران و فرسایش قدرت یا خنثی کردن برگههای قدرت ما استفاده خواهد کرد که برای مقابله با خباثت او و حفظ دست برتر خود، تمام کسانی که دغدغه حفظ قدرت و عزت در برابر دشمن دارند، امروز باید به حمایت از دیپلماسی اهتمام ورزند که در این راستا، سرآمد اقدامات عبارتاند از:
۱. حفظ بدبینی به دشمن و اعتماد به اصل مذاکرات به عنوان تصمیم نظام و نه فشار دشمن یا تحمیل عناصر نفوذی و اعتماد به مذاکرهکنندگان به عنوان رزمندگان ایرانی در عرصه دیپلماسی
۲. ادامه حضور در خیابان برای ممانعت از بازگشت پادوهای دشمن و عناصر خائن وطن فروش و اعلام حمایت از سیاست و برنامه نظام در مذاکرات و پشتیبانی از مطالبات کشور در میز مذاکره
۳. بی اعتنایی به خطوط القایی دشمن و امپراتوری رسانهای آن و ملاک قرار دادن اخبار و اطلاعات مراجع رسمی داخلی
با عنایت به نقش تعیین کننده پیوند بین اقتدار و عزت با دیپلماسی و مرجعیت مردمی این اقتدار است که رهبر فرزانه انقلاب، امام خامنهای حفظه الله در پیام اخیرشان خطاب به ملت بزرگ ایران اعلام داشتند: فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است، وظیفه مردم برای حضور در میادین در دوره مذاکرات، سنگینتر از قبل است.
قبل از این، مردم با انگیزه و اراده حفظ عزت، چهل شب را در حمایت از رزمندگان اسلام در نبرد نظامی به خیابان آمدند و خروجی آن پیروزی برای کشور عزیزمان شد و اینک نوبت به مرحله دیگری از این حضور حماسی و هوشمندانه است که تا حصول نتیجه در عرصه کارزاری دیگر بحولالله ادامه و باذن الله محقق خواهد شد.