سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: اینکه آموزش از راهدور حتی در این روزها در ایران جدی گرفته میشود یا خیر، مهارتهایی که در سبک جدید زندگی به آنها نیاز داریم و چندین مورد دیگر از پرسشهای دیگر ما در گفتگو با این مدرس دانشگاه است. در ادامه گفتوگوی ما را با این کارشناس رسانه میخوانید.
آموزش از راه دور مبحث تازهای نیست و در این روزهای قرنطینه شکل نگرفته است، ضرورت شکلگیری آن در گذشته چه چیزی بوده است؟
بحث آموزش از راهدور بیش از نیمقرن است که در دنیا در حال اجراست. دلیلش هم این است که امکانات بشر در تمام نقاط جغرافیایی یکسان نیست و محدود است. گاهی یک خانوار سر کوهی یا جایی دور از دسترس بودهاند که واقعاً امکان اعزام دو یا سه آموزگار یا مدرس فراهم نبوده است، همانطور که این شرایط هماکنون نیز در برخی نقاط دنیا وجود دارد، بنابراین عمر آموزش از راهدور به اندازه عمر رادیو و تلویزیون است. ولی هماکنون بحث آموزش با اینترنت یک موضوع نوین و فراگیری است.
آیا نکتهای در این رابطه وجود دارد که لازم بوده به آن توجه کنیم، ولی ما خیلی دیر و آنهم به دلیل ضروریاتی که این روزها وجود دارد، مورد توجهمان قرار گرفته است؟
در مطالعات پیشگیرانه که توسط برخی از پژوهشگران در امریکا انجام شد، مانند تحقیقاتی که آقای تافلر و کاستلز انجام دادند، پیشبینیهایی برای آموزش در سالهای آینده به دست آمد. طی آن تحقیقات آینده آموزش را در عصر اطلاعات به صورت آموزش از راهدور عنوان کرده بودند. به عبارت دیگر تافلر در کتاب موج سوم، که حدود ۴۰ سال پیش نوشته شد، پیشبینی کرده بود که تا سال ۲۰۰۰، جامعه بینالمللی به دلایل مختلف، بسیاری از مشاغل را به درون خانهها خواهد فرستاد. طی این پیشبینی همچنین عنوان شده است که آموزش بچهها در خانهها انجام خواهد شد.
دلیل این پیشبینی چه بوده است؟ چرا پژوهشگران در خانه آموزش دیدن دانشآموزان و به طور کلی فراگیران را انتظار داشتهاند؟
نگاه تافلر آیندهپژوهانه بوده است. ممکن است پیشبینی برخی مشکلات همهگیر مانند بیماریها و همین بیماری که هماکنون دنیا درگیرش شده است، دلیل آن باشد. یا قدرت بشر در ایجاد ارتباطات که میتواند او را برای رفتن به محیط آموزشی و وادار به بیرون رفتن از خانه نکند. شاید این نکته مد نظر محققان بوده است که انسان بتواند بدون جابهجا شدن از خانه که تبعات زیادی مانند به وجود آمدن ترافیک، ازدحام و شلوغی خیابانها و معابر، صرف هزینه، خطرات احتمالی ناشی از آمد و رفت در سطح شهرها و به طور کلی محیط بیرون از خانه دارد، آموزش و یادگیری را از درون خانه خود انجام بدهد. بشر با این روش نیازی به اینکه خودش را به زحمت رفتن و آمدن بیندازد، همان کاری را انجام میدهد که با رفتن به بیرون از خانه میتواند انجام بدهد.
آیا کشور ما هماکنون آمادگی آموزش از راه دور را آنهم به این ناگهانی داشته است؟
اینکه بشر و به طور خاصتر در این مقطع زمانی در کشورمان ایران، آمادگی این تغییر بزرگ را داشتهایم یا نه، باید بگوییم خیر. در ایران آمادگی این روش وجود نداشت و نظام آموزشی غافلگیر شد و به چالش کشیده شد.
دلیل این نداشتن آمادگی را در چه میبینید؟
شاید بزرگترین دلیلش نداشتن مهارتهای انسانی در آموزش و پرورش کشور باشد. هنوز بسیاری از معلمان و سیاستگذاران آموزش و پرورش میانهای با عصر اینترنت ندارند. گرچه حداقل ۱۰ سال است که دورههای آشنایی با فناوریهای نوین در آموزش و پرورش گذاشته شده ولی اکثریت معلمان از این فناوری استفاده نمیکردند.
هماکنون فضاهایی که آموزش آنلاین از طریق آنها برگزار میشود را مناسب میبینید؟
برای آموزش آنلاین پیشنیازهایی تعریف شده است که به این منظور نیاز به پلتفرمها و سامانههای آموزشی مناسبی داریم که برای آموزش طراحی شده باشند. در همین ایام کرونا معلمانی که برای بچهها محتوا تولید کردهاند اکثراً نامناسب است، چون در فضاهایی مانند اینستاگرام طراحی میشود که فضایش مناسب کلاس نیست و بچهها امکان تعأمل ندارند یا محتواها در یک نرمافزار مخابراتی مانند واتسآپ یا نرمافزاری که نیاز به فیلترشکن دارد، مثل تلگرام محتوا را جابهجا میکنند و در واقع یک جریان یکطرفه برقرار میکنند که برای آموزش مناسب نیست. در صورتی که نرمافزارهای سادهای وجود دارد که جلسات با آنها برگزار میشود و معلم میتواند مانند کلاس درس حضوری، واکنشها و اظهار نظرهایشان را بشنود.
پیشنهاد شما در اینباره چیست؟
آموزش و پرورش به جای استفاده از واتسآپ و حتی به جای استفاده از پلتفرمهای داخلی مانند سروش، نرمافزارهایی درست کند که دقیقاً شرایط کلاس را بازسازی کند. این کار زمان زیادی نمیبرد و چنانچه مسئولان مربوطه قصد ساخت این نرمافزارهای مناسب را داشته باشند، به نظر میآید که به سرعت امکانپذیر باشد.
بسیاری از دانشآموزان از سرعت اینترنت گلایه دارند و بسیاری عنوان میکنند که به سختی میتوانند به کلاسهای درسی آنلاین وارد شوند و ممکن است اتصال آنها به اینترنت در طول زمان کلاسها که معمولاً بین یک تا دو ساعت است، قطع و وصل شود. برای حل این مشکل چه کاری باید انجام داد؟
ارائه پهنای باند مناسب برای این موضوع ضروری است. این پهنای باند که به این آموزش اختصاص داده میشود، باید از سایر اینترنتهای خانگی جدا باشد، که مثلاً اگر کسانی خواستند در خانه فیلمی ببینند، آموزش بچهها لغو نشود. به نظر میرسد باید اینترنت یکپارچه در کشور برقرار شود تا در دورترین نقاط و جاهایی که محدودیت و محرومیت وجود دارد بتوان این آموزش را انجام داد. چون ایران صرفاً، تهران، نیست. هرچند که در شهر تهران هم بسیاری از افراد در برخی نقاط شهر، از سرعت پایین اینترنت گلایه دارند.
هماکنون با توجه به امکانات موجود چه کاری میتوان انجام داد که فراگیران از درس و کلاس بیش از این عقب نمانند؟
آموزش از راه دور فقط آموزش اینترنتی و آنلاین نیست. روش دیگر، آموزش از طرق رادیو و تلویزیون است. آموزش و پرورش در این شرایط باید تمام ظرفیتهایش را آزاد کند. برخی شبکهها به مسائل غیرضروری میپردازند که شاید بهتر باشد در حال حاضر به آموزش از راهدور اختصاص پیدا کنند. بهویژه در ساعات کم مخاطب مانند ساعاتی از صبح که میتوانند در اختیار آموزش و پرورش قرار بگیرند و خللی هم در برنامهها پیش نیاورید.
در حال حاضر آموزش از طریق تلویزیون برگزار میشود ولی بسیاری از دانشآموزان نمیتوانند از آن بهره ببرند.
ابتدا باید این را در نظر گرفت که تنوع رشتههای تحصیلی و همینطور تنوع پایهها، باعث میشود که این آموزش از طریق تلویزیون کمی سخت باشد. منظم بودن و به وقت انجام شدن این کلاسها نکتهای است که خیلی مهم است، با این نظم دانشآموزان هم آموزش از راهدور را جدی میگیرند. بچهها باید بدانند که آموزش و کلاسشان دقیقاً چه روز و چه ساعتی برگزار میشود.
با شرایط و امکانات فعلی در کشور، شما آموزش آنلاین از طریق گوشیهای همراه و اینترنت را بهتر میدانید یا آموزش از طریق تلویزیون؟
با توجه به شرایط موجود، تلویزیون بهترین رسانه برای آموزش از راهدور در ایران است، چون تمامی نقاط دستکم به تلویزیون دسترسی و امکان دیدن آن را دارند، در حالی که میدانیم در برخی نقاط از کشور هموطنان عزیزمان ممکن است توانایی کمتری برای دسترسی به گوشیهای هوشمند داشته باشند.
به نظر میرسد هنوز هم آموزش از راهدور چه از طریق آنلاین و چه از طریق تلویزیون، در برخی موارد مؤثر نبوده است، چرا؟
نتیجهبخش بودن آموزش از راهدور، به رسمیت شناختن آن است. پذیرش آموزش الکترونیکی و جدی گرفتن آن باید در ابتدای امر به وسیله خانوادهها صورت بگیرد. به طور کلی گروهها و کانالها در شبکههای مجازی سالهاست که تشکیل شدهاند و معلمها آنها را در گوشه کار خود ایجاد کردهاند، ولی مشاهده میشود که بسیاری از آنان این گروهها و کانالها را جدی نگرفتهاند تا اینکه امسال و در این شرایط خاص قرنطینه آنها را فعال کرده و به آنها اهمیت دادند.
فکر میکنید آموزش غیرحضوری تبعات دیگری هم داشته باشد؟
الکترونیکی کردن و از راهدور شدن آموزش و پرورش تبعات اقتصادی هم دارد، چون با این روش معلمان کمتری نیاز است. بنابر این توسعه آموزش الکترونیک، میتواند باعث بیکار شدن بخش بزرگی از معلمان شود، از اینرو شاید پشت پرده انفعال در توسعه آموزش از راهدور، بیشتر حوزه اشتغال و نگاه اقتصادی وجود داشته باشد. در این بین این را هم باید در نظر گرفت که آموزش حضوری در اجتماعی شدن و تقویت روابط اجتماعی افراد نقش مؤثر و چشمگیری دارد که در آموزشهای از راهدور این مهم به حداقل میرسد یا اصلاً وجود نخواهد داشت.