وقتی سپاه عظیم اسکندر مقدونی به تنگه دربند پارس رسید، شمشیرهای آریوبرزن و یاران اندکش، آنچنان بر فرق مهاجمان فرود آمد که ارتش شکستناپذیر او، در آن گذرگاه کوهستانی زمینگیر شد وقتی سپاه عظیم اسکندر مقدونی به تنگه دربند پارس رسید، شمشیرهای آریوبرزن و یاران اندکش، آنچنان بر فرق مهاجمان فرود آمد که ارتش شکستناپذیر او، در آن گذرگاه کوهستانی زمینگیر شد و اسکندر یک گام هم نتوانست پیشروی کند، مگر با خیانت یک چوپان که راه مخفی کوهستان را به دشمن نشان داد. امروز در سنگینترین جنگ ترکیبی تاریخ، نوادگان متکثر همان چوپان در پوشش و لباسی دیگر و با سلاحهای پیچیدهتر در تنگه هرمز کمین کردهاند.
تنگه دربند پارس امروز کجاست؟ پاسخ روشن است؛ تنگه هرمز، اما نه صرفاً به عنوان یک آبراه، که به عنوان «نماد مقاومت» و «برگ برنده ایران» در جنگ تحمیلی ائتلاف اشرار. دشمن دیروز، با شمشیر از تنگه عبور نکرد؛ دشمن امروز نیز با ناوهای غولپیکرش نتوانسته از آبهای نیلگون خلیج فارس بگذرد. دلیل این ناتوانی، نه کمبود آتش که «چشم بسته بودن» آنهاست. دشمن برای عبور از این تنگه، محتاج «چشم» است؛ محتاج کسانی که راه مخفی را نشانش دهند. این «چشم اهل خیانت» است که امروز در جنگ ترکیبی، مهمترین سلاح دشمن به شمار میرود.
«چشم اهل خیانت» در عصر جنگ شناختی چیست؟ این چشم، دیگر فقط یک چوپان ساده نیست که از سر جهالت، مسیری را نشان دهد. این چشم، شبکهای پیچیده با حداقل چهار لایه عملیاتی است؛ لایه اول، چشم فیزیکی دشمن: جاسوسان و عوامل نفوذی که مختصات دفاعی ما را رصد و به اتاق فرماندهی ائتلاف اشرار مخابره میکنند. اینان، راه مخفی کوهستان را نشان میدهند.
لایه دوم، چشم شناختی دشمن: رسانههای معاند و شبکههای داخلی همکارشان که با «محاسبه معکوس هزینه-فایده»، مقاومت را علت خسارتها و تسلیم را راه نجات جلوه میدهند. اینان، امید را در دل مدافعان تنگه به یأس و دلسردی بدل میکنند.
لایه سوم، چشم سیاسی دشمن: جریانی که با متهم کردن نظام به «بازندگی متوهمانه»، شکاف بین ملت و حاکمیت را عمیق میکند. اینان، صفوف ما را از درون متلاشی میسازند؛ و لایه چهارم، چشم تدارکاتی دشمن: جریان غربباور که بقای خود را در همسویی و سازش با دشمن میبیند و با القای ناامیدی و بزرگنمایی هزینهها، افکار عمومی را برای پذیرش آتشبس ننگین آماده میکند تا ائتلاف اشرار نفسی تازه کند. اینان، سناریوی «جابهجایی برنده و بازنده» را اجرا مینمایند.
مأموریت نهایی این چشمها چیست؟ دود ناشی از خرمن آتش در اردوگاه دشمن به خوبی نشان میدهد که ائتلاف اشرار با توجه به ضربات سهمگینی که متحمل شده، امروز بیش از هر زمان دیگری به یک آتشبس تحمیلی برای بازیابی قوا نیازمند است. بهانه این آتشبس را چه کسی فراهم میکند؟ همان چشمی که با وارونهنمایی، شکستهای دشمن را «پیروزی» و اقتدار ایران را «بازندگی» معرفی میکند.
راه کور کردن «چشم اهل خیانت» چیست؟ اگر میخواهیم آریوبرزن امروز، قربانی خیانت نشود، باید نخست، «چشم» را بشناسیم و ماهیت آن را افشا کنیم. هر تحلیلی که مقاومت را بیحاصل و تسلیم و سازش را عاقلانه نشان دهد، همان «چشم خیانت» است.
دوم، «چشم» را با جهاد تبیین کور کنیم. هر حمله و تحریم دشمن را باید به مثابه سند شکست او بازخوانی نمود و پیروزیهای راهبردی ایران را فریاد زد.
سوم، با تقویت انسجام ملی حول محور ولایتفقیه، چشمان خودی را چنان تیز کنیم که هیچ چوپان خائنی نتواند راه مخفی را به دشمن نشان دهد.
تاریخ به ما آموخته که تنگه دربند پارس، نه با شمشیر اسکندر که با خیانت یک چوپان سقوط کرد. امروز تنگه هرمز با خون آقای شهید ایران و دلاورمردان عرصه دفاع و ایستادگی و پایمردی ملت مبعوث فتح شده و تا زمانی که «چشم اهل خیانت» را کور نکردهایم، این فتح بزرگ را پاس داریم. اسکندر امروز، چشم به راه چوپان دیگری برای بازگشت به میز مذاکره و فرصتسازی برای دشمن شکستخورده است. نگذاریم تاریخ تکرار شود.